شهرستانی، سید هبةالدین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="wikiInfo">
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه
[[پرونده:NUR00228.jpg|بندانگشتی|شهرستانی، سید هبةالدین]]
| عنوان = سید هبةالدین شهرستانی
{| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
| تصویر = NUR00228.jpg
|-
| اندازه تصویر =
! نام!! data-type="authorName" |شهرستانی، سید هبةالدین
| توضیح تصویر = شهرستانی، سید هبةالدین
|-
| نام کامل = سید محمدعلی حسینی شهرستانی
|نام‎های دیگر
| نام‌های دیگر = هبةالدین شهرستانی
| data-type="authorOtherNames" | ح‍س‍ی‍ن‍ی‌ ش‍ه‍رس‍ت‍ان‍ی‌، هبةالدین
| لقب = هبةالدین
| تخلص =
| نسب = حسینی (با سی واسطه به زید بن علی بن الحسین(ع))
| نام پدر = سید حسین
| ولادت = ۲۴ رجب ۱۳۰۱ قمری (۱۲۶۳ شمسی / ۱۸۸۴ میلادی)
| محل تولد = سامرا
| کشور تولد = عراق
| محل زندگی = سامرا، کربلا، نجف، بحرین، هند، یمن، حجاز، بغداد
| رحلت = شب دوشنبه ۲۶ شوال ۱۳۸۶ قمری (۱۳۴۵ شمسی / ۱۹۶۷ میلادی)
| شهادت =
| مدفن = حرم امام کاظم(ع)، کاظمین
| طول عمر = ۸۵ سال
| نام همسر =
| فرزندان =
| خویشاوندان =
| دین = اسلام
| مذهب = شیعه
| پیشه = عالم، مجتهد، فقیه، مفسر، روزنامه‌نگار، مصلح اجتماعی
| درجه علمی =
| دانشگاه =
| حوزه = حوزه علمیه سامرا، کربلا، نجف
| علایق پژوهشی = تفسیر قرآن، فقه، اصول، هیئت و نجوم، تاریخ، ادبیات
| منصب = وزیر معارف عراق، رئیس دیوان عالی تمییز (بر اساس مذهب جعفری)، نماینده مجلس شورای ملی عراق
| پس از =
| پیش از =
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|محمدکاظم خراسانی (آخوند خراسانی)]] | [[یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم یزدی]] | [[شریعت اصفهانی، فتح‌الله|فتح‌الله شریعت اصفهانی]] | سید مرتضی کشمیری}}
| مشایخ =
| معاصرین =
| شاگردان =
| اجازه اجتهاد از =
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[در پیرامون نهج‌البلاغه (ط. جامعه مدرسین)]] | [[اسلام و هییت]] | المحیط فی تفسیر القرآن | فیض الباری (اصلاح منظومه سبزواری) | الشریعة و الطبیعة | الدلائل و المسائل | التوت و الملکوت | نور الناظر فی علم الرؤیا و المناظر | نهضة الحسین | الحسین فی طریقه الی الشهادة}}
| سبک نوشتاری =
| وبگاه =
| امضا =
| کد مؤلف = AUTHORCODE00228AUTHORCODE
}}
{{کاربردهای دیگر|شهرستانی (ابهام‌زدایی)}}


ح‍ائ‍ری‌ ش‍ه‍رس‍ت‍ان‍ی‌، م‍ح‍م‍د ع‍ل‍ی
'''سید محمدعلی حسینی شهرستانی''' (۱۳۰۱-۱۳۸۶ق)، معروف به سید هبةالدین شهرستانی، عالم، مجتهد، فقیه، مفسر قرآن، روزنامه‌نگار مصلح و از دانشوران برجسته جهان اسلام بود. وی در روز سه‌شنبه ۲۴ رجب ۱۳۰۱ق در سامرا متولد شد. نیاکانش با سی واسطه به [[زید بن علی بن الحسین(ع)]] می‌رسند. مادرش سیده مریم بانویی پرهیزگار و سرآمد زنان روزگار خود در ریاضیات، تاریخ جهان، شعر، ادب و علم الانساب بود. آموزش رسمی هبةالدین از ده سالگی آغاز شد و در مدت کوتاهی علوم مختلف را در کربلا به پایان رساند. پس از درگذشت پدر در ۱۳۱۹ق، به توصیه [[سید مرتضی کشمیری]] و با استخاره به قرآن، در ۲۱ شعبان ۱۳۲۰ق رهسپار نجف شد و از محضر آیات عظام [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانی]]، [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید محمدکاظم یزدی]] و [[شریعت اصفهانی، فتح‌الله|شریعت اصفهانی]] بهره برد و به درجه اجتهاد نائل آمد. او به بیداری مسلمانان می‌اندیشید و با محمد عبده و دیگر اندیشمندان جهان اسلام ارتباط برقرار کرد و نخستین شماره ماهنامه «العلم» را در ۱۳۲۸ق منتشر ساخت. در بحرین با تأسیس دو مدرسه «اصلاح» و «اسلام» و سخنرانی‌های علمی، جمع ترسایان را پراکنده ساخت. در جنگ جهانی اول، همراه روحانیان بزرگ به جبهه شتافت و در نبرد با نیروهای بریتانیا شرکت جست. پس از اشغال عراق، انجمن سری «الجمعیة الوطنیة الاسلامیة» را برای استقلال عراق بنیان نهاد و در انقلاب ۱۹۲۰ عراق نقش ارزنده‌ای ایفا کرد. پس از تشکیل حکومت جدید عراق، وزارت معارف را پذیرفت و اصلاحات گسترده‌ای در نظام آموزشی انجام داد. سپس ریاست دیوان عالی تمییز بر اساس مذهب جعفری را بر عهده گرفت و بعداً به نمایندگی مجلس شورای ملی عراق انتخاب شد. در سال‌های پایانی عمر، کتابخانه «مکتبة الجوادین العامه» را در صحن [[امام موسی کاظم علیه‌السلام|امام کاظم(ع)]] بنیاد نهاد و با وجود نابینایی، به تحقیق و نگارش ادامه داد و روزانه تا چهل صفحه می‌نوشت. از او بیش از ۱۰۹ کتاب و رساله به یادگار مانده که از جمله می‌توان به «المحیط فی تفسیر القرآن»، «فیض الباری»، «اسلام و هیئت»، «الشریعة و الطبیعة»، «نهضة الحسین» و «در پیرامون نهج‌البلاغه» اشاره کرد. وی سرانجام در شب دوشنبه ۲۶ شوال ۱۳۸۶ق در ۸۵ سالگی در بغداد درگذشت و در حریم [[امام موسی کاظم علیه‌السلام|امام کاظم(ع)]] به خاک سپرده شد.
 
ش‍ه‍رس‍ت‍ان‍ی‌، م‍ح‍م‍د ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ ح‍س‍ی‍ن‌
 
ش‍ه‍رس‍ت‍ان‍ی‌، ه‍ب‍ه‌ال‍دی‍ن‌ م‍ح‍م‍د ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ ح‍س‍ی‍ن‌
 
هبةالدین ال‍ح‍س‍ی‍ن‍ی‌ ال‍ش‍ه‍رس‍ت‍ان‍ی‌
 
هبةالدین ال‍ش‍ه‍رس‍ت‍ان‍ی‌
|-
|نام پدر  
| data-type="authorfatherName" |سید حسین
|-
|متولد
| data-type="authorbirthDate" |1263 ش یا 1884 م
|-
|محل تولد
| data-type="authorBirthPlace" |سامرا
|-
|رحلت
| data-type="authorDeathDate" |1345 ش یا 1386 ق یا 1967 م
|-
|اساتید
| data-type="authorTeachers" |[[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|شیخ محمدکاظم خرسانى]]
 
[[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید کاظم یزدى]]
 
[[شریعت اصفهانی، فتح‌الله|شریعت اصفهانى]]
|-
|برخی آثار
| data-type="authorWritings" |[[در پیرامون نهج‌البلاغه (ط. جامعه مدرسین)]]
[[اسلام و هییت]]
 
نبذه من رساله صلاة الجمعه
|- class="articleCode"
|کد مؤلف
| data-type="authorCode" |AUTHORCODE00228AUTHORCODE
|}
</div>
 
'''سید محمدعلی حسینی شهرستانی''' (1263-1345ش)، معروف به سید هبةالدین شهرستانی، عالم، مجتهد، فقیه، مفسر، روزنامه نگار مصلح و مجاهد مفسر قرآن، دانشور مصلح جهان اسلام


== ولادت ==
== ولادت ==
خط ۵۷: خط ۵۳:
==تحصیلات==
==تحصیلات==


آموزش رسمى هبةالدین از ده سالگى آغاز شد. او در مدتى کوتاه، صرف، نحو، معانى، بیان، بدیع، حدیث، درایه، رجال، فقه و اصول سطح متوسط، تاریخ،هیئت، حساب و هندسه را در کربلا به پایان رساند.
آموزش رسمى هبةالدین از ده سالگى آغاز شد. او در مدتى کوتاه، صرف، نحو، معانى، بیان، بدیع، حدیث، درایه، رجال، فقه و اصول سطح متوسط، تاریخ، هیئت، حساب و هندسه را در کربلا به پایان رساند.


اما نیمه ذى قعده 1319ق فرارسید و پدرش سید حسین  در 73 سالگى چشم از جهان فرو بست.
اما نیمه ذى قعده 1319ق فرارسید و پدرش سید حسین  در 73 سالگى چشم از جهان فرو بست.
خط ۶۹: خط ۶۵:
==سفر سبز==
==سفر سبز==


هبةالدین در حریم پاک امیرمؤمنان‌ علیه‌السلام از فقیهان نامور شیعه [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|شیخ محمدکاظم خرسانى]]، [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید کاظم یزدى]] و [[شریعت اصفهانی، فتح‌الله|شریعت اصفهانى]] فیض برد و در شمار مجتهدان شیعه جاى گرفت. او که بیش از هر چیز به بیدارى مسلمانان مى اندیشید با [[عبده، محمد|شیخ محمد عبده]]، مفتى مصر، [[سید محمد دانشور]] شهره جهان اسلام و صاحب مجله «النهار» و گردانندگان مجلات «المقتطف» و «الهلال» ارتباط بر قرار ساخته، میان مراکز فرهنگى شیعه و سنى در عراق، مصر و سوریه پیوندى ناگسستنى پدید آورد و با انتشار مقاله‌ها، شعرها و گزارشهاى روشنگر در مجلات جهان عرب هدف بلند بیدارى و اتحاد مسلمانان را دنبال کرد. در این روزگار فریاد مشروطه‌خواهى در ایران بالا گرفت. فقیه بیدار سامرا به حمایت از این جنبش برخاسته، با شرکت در محافل آزادیخواهان، آنها را در گزینش شیوه‌هاى درست مبارزه یارى داد.
هبةالدین در حریم پاک امیرمؤمنان‌ علیه‌السلام از فقیهان نامور شیعه [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|شیخ محمدکاظم خرسانى]]، [[یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم|سید کاظم یزدى]] و [[شریعت اصفهانی، فتح‌الله|شریعت اصفهانى]] فیض برد و در شمار مجتهدان شیعه جاى گرفت. او که بیش از هر چیز به بیدارى مسلمانان مى‌اندیشید با [[عبده، محمد|شیخ محمد عبده]]، مفتى مصر، [[سید محمد دانشور]] شهره جهان اسلام و صاحب مجله «النهار» و گردانندگان مجلات «المقتطف» و «الهلال» ارتباط بر قرار ساخته، میان مراکز فرهنگى شیعه و سنى در عراق، مصر و سوریه پیوندى ناگسستنى پدید آورد و با انتشار مقاله‌ها، شعرها و گزارشهاى روشنگر در مجلات جهان عرب هدف بلند بیدارى و اتحاد مسلمانان را دنبال کرد. در این روزگار فریاد مشروطه‌خواهى در ایران بالا گرفت. فقیه بیدار سامرا به حمایت از این جنبش برخاسته، با شرکت در محافل آزادیخواهان، آنها را در گزینش شیوه‌هاى درست مبارزه یارى داد.


در 1328ق تلاشهاى خستگى ناپذیر دانشور مصلح جهان اسلام به بار نشست و نخستین شماره ماهنامه دینى، فلسفى و علمى «العلم» انتشار یافت. این ماهنامه دو سال منتشر شد ولى خبر پیوستن گروهى از مسلمانان بحرین به آیین ترسایان هبةالدین را اندوهگین ساخته، سمت بحرین روانه کرد. بدین ترتیب دفتر مجله العلم براى همیشه بسته شد. فقیه دردمند سامرا با افتتاح دو مدرسه اسلامى به نامهاى «اصلاح» و «اسلام»، یک ساختمان ویژه براى ارشاد ناآگاهان و سخنرانیها و نشستهاى علمى فراوان سرانجام جمع ترسایان بحرین را پراکنده ساخته، مومنان آن سامان را قدرتى تازه بخشید.
در 1328ق تلاشهاى خستگى ناپذیر دانشور مصلح جهان اسلام به بار نشست و نخستین شماره ماهنامه دینى، فلسفى و علمى «العلم» انتشار یافت. این ماهنامه دو سال منتشر شد ولى خبر پیوستن گروهى از مسلمانان بحرین به آیین ترسایان هبةالدین را اندوهگین ساخته، سمت بحرین روانه کرد. بدین ترتیب دفتر مجله العلم براى همیشه بسته شد. فقیه دردمند سامرا با افتتاح دو مدرسه اسلامى به نامهاى «اصلاح» و «اسلام»، یک ساختمان ویژه براى ارشاد ناآگاهان و سخنرانی‌ها و نشستهاى علمى فراوان سرانجام جمع ترسایان بحرین را پراکنده ساخته، مومنان آن سامان را قدرتى تازه بخشید.


آنگاه راه هندوستان پیش گرفت تا پس از گفتگوهاى سازنده با دین باوران هند و تشکیل انجمنهاى مذهبى، رهسپار ژاپن شود؛ ولى دیدار با [[سید جلال‌الدین مویدالاسلام حسینى کاشانى|سید جلال‌الدین مؤیدالاسلام حسینى کاشانى]]، نویسنده روزنامه حبل المتین، در کلکته مسیرش را دگرگون ساخت.  
آنگاه راه هندوستان پیش گرفت تا پس از گفتگوهاى سازنده با دین باوران هند و تشکیل انجمنهاى مذهبى، رهسپار ژاپن شود؛ ولى دیدار با [[سید جلال‌الدین مویدالاسلام حسینى کاشانى|سید جلال‌الدین مؤیدالاسلام حسینى کاشانى]]، نویسنده روزنامه حبل المتین، در کلکته مسیرش را دگرگون ساخت.  
خط ۸۳: خط ۷۹:
هر چند این فتوا در بیست و سوم محرم 1333ق در همه مساجد بغداد خوانده شد ولى دانشمندان دینى دست پرورده عثمانیان نه تنها آن را تایید نکردند، بلکه با ارسال پیامهاى محرمانه دولت بریتانیا را مورد حمایت و تشویق قرار دادند. دولت عثمانى در تنگنایى تاریک گرفتار آمده بود. کسانى که در سایه سلطان استانبول باغها، ثروتها و عنوانهاى مذهبى گرد آورده بودند، یکباره پدر خوانده ترک خویش از یاد برده، پیک دوستى سمت بریتانیا گسیل می‎کردند. البته مقامهاى رسمى مذهبى در این موضع گیرى تنها نبودند، بلکه نمایندگان عراق در پارلمان عثمانى و عراقیان پرورش یافته در مدرسه‌هاى نظامى استانبول نیز از سلطان عثمانى روى گردانده، براى خدمت به ملکه بریتانیا به رقابت پرداختند.
هر چند این فتوا در بیست و سوم محرم 1333ق در همه مساجد بغداد خوانده شد ولى دانشمندان دینى دست پرورده عثمانیان نه تنها آن را تایید نکردند، بلکه با ارسال پیامهاى محرمانه دولت بریتانیا را مورد حمایت و تشویق قرار دادند. دولت عثمانى در تنگنایى تاریک گرفتار آمده بود. کسانى که در سایه سلطان استانبول باغها، ثروتها و عنوانهاى مذهبى گرد آورده بودند، یکباره پدر خوانده ترک خویش از یاد برده، پیک دوستى سمت بریتانیا گسیل می‎کردند. البته مقامهاى رسمى مذهبى در این موضع گیرى تنها نبودند، بلکه نمایندگان عراق در پارلمان عثمانى و عراقیان پرورش یافته در مدرسه‌هاى نظامى استانبول نیز از سلطان عثمانى روى گردانده، براى خدمت به ملکه بریتانیا به رقابت پرداختند.


در چنین شرایطى شیعیان، که همواره شهروندانى درجه دوم و سزاوار اهانت به شماره مى آمدند، به پیروى از فقیهان نجف احساس مسؤولیت کرده، سرنوشت خویش را با سرنوشت دولت سست بنیاد عثمانى پیوند زدند. سید هبةالدین همراه روحانیان بزرگ چون [[شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد|شیخ الشریعه اصفهانى]]، [[میرزا مهدى بن ملا کاظم خراسانى]] و [[سید مصطفى کاشانى]] رایت مقدس بارگاه [[امام علی علیه‌السلام|علی‌ علیه‌السلام]] برداشته، در میان شعارهاى پیوسته مردم سمت جبهه روان شد. آنها شب را در کوفه به سر برده، بامداد همراه سید محمد فرزند حضرت سید کاظم یزدى و سوارانى که بدانان پیوسته بودند، ادامه مسیر دادند.
در چنین شرایطى شیعیان، که همواره شهروندانى درجه دوم و سزاوار اهانت به شماره مى‌آمدند، به پیروى از فقیهان نجف احساس مسؤولیت کرده، سرنوشت خویش را با سرنوشت دولت سست بنیاد عثمانى پیوند زدند. سید هبةالدین همراه روحانیان بزرگ چون [[شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد|شیخ الشریعه اصفهانى]]، [[میرزا مهدى بن ملا کاظم خراسانى]] و [[سید مصطفى کاشانى]] رایت مقدس بارگاه [[امام علی علیه‌السلام|علی‌ علیه‌السلام]] برداشته، در میان شعارهاى پیوسته مردم سمت جبهه روان شد. آنها شب را در کوفه به سر برده، بامداد همراه سید محمد فرزند حضرت سید کاظم یزدى و سوارانى که بدانان پیوسته بودند، ادامه مسیر دادند.


انبوه مجاهدان در 21 محرم 1334 به بغداد رسیدند. بغداد در آن سال نقطه اوج همایشهاى وحدت بود. عصر جمعه، بیست و پنجم محرم، حضرت آیت‌الله [[شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد|شیخ الشریعه اصفهانى]] همراه سید هبه‌الدین و دیگر دانشوران عازم جبهه به دیدار اندیشمندان اهل سنت در اعظمیه شتافتند و در محفلى سراسر یگانگى، روشنى و دوستى شرکت جستند. هبةالدین که نمى توانست بدین مقدار، در وحدت شیعه و سنى، بسنده کند، در راستاى نزدیکى فزونتر نیروهاى فرهنگى مسلمان، دو روز بعد در یکشنبه بیست و هفتم محرم از دفتر نشریه صدى الاسلام باز دید کرد و تلاش دست اندرکاران آن نشریه را ستود.
انبوه مجاهدان در 21 محرم 1334 به بغداد رسیدند. بغداد در آن سال نقطه اوج همایشهاى وحدت بود. عصر جمعه، بیست و پنجم محرم، حضرت آیت‌الله [[شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد|شیخ الشریعه اصفهانى]] همراه سید هبه‌الدین و دیگر دانشوران عازم جبهه به دیدار اندیشمندان اهل سنت در اعظمیه شتافتند و در محفلى سراسر یگانگى، روشنى و دوستى شرکت جستند. هبةالدین که نمى توانست بدین مقدار، در وحدت شیعه و سنى، بسنده کند، در راستاى نزدیکى فزونتر نیروهاى فرهنگى مسلمان، دو روز بعد در یکشنبه بیست و هفتم محرم از دفتر نشریه صدى الاسلام باز دید کرد و تلاش دست اندرکاران آن نشریه را ستود.


سپاه ارادتمندان اهل‌بیت‌ علیه‌السلام سرانجام به جبهه رسید و در نبرد با نیروهاى بریتانیا دلاورانه شرکت جست. توجه به یکى از تلگرافهاى فقیه سامرا از جبهه کوت مى تواند نشانه روشن شجاعت و تلاش آن بزرگمرد در تقویت روحیه مردم و رزمندگان باشد:
سپاه ارادتمندان اهل‌بیت‌ علیه‌السلام سرانجام به جبهه رسید و در نبرد با نیروهاى بریتانیا دلاورانه شرکت جست. توجه به یکى از تلگرافهاى فقیه سامرا از جبهه کوت مى‌تواند نشانه روشن شجاعت و تلاش آن بزرگمرد در تقویت روحیه مردم و رزمندگان باشد:


«در سوم شباط با پرچم شریف [[امام علی علیه‌السلام|علی‌ علیه‌السلام]]، همراه گروهى از دانشوران نجف لشگرگاه سپاه اسلام در جبهه کوت را زیارت کردیم. از صمیم قلب شجاعت سپاهیان دلیر و فداکاریهاى آنان را در بازپس گیرى سرزمینهاى غصب شده، سپاس گفتم، در حالى که فرمانده دلاور و بى باکشان، مرد کمیاب روزگار، فرمانده کل حضرت خلیل بک نیز در میان آنها بود. ما همه بر این باوریم که سپاه ما تا کنون هرگز در عراق چنین نظم و ترتیب نداشته، این گونه به حکم قانون الهى «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة» آماده دفاع نبوده است. انتظار مى رود دشمنان، به یارى پروردگار بسرعت نابود شوند.»
«در سوم شباط با پرچم شریف [[امام علی علیه‌السلام|علی‌ علیه‌السلام]]، همراه گروهى از دانشوران نجف لشگرگاه سپاه اسلام در جبهه کوت را زیارت کردیم. از صمیم قلب شجاعت سپاهیان دلیر و فداکاریهاى آنان را در بازپس گیرى سرزمینهاى غصب شده، سپاس گفتم، در حالى که فرمانده دلاور و بى باکشان، مرد کمیاب روزگار، فرمانده کل حضرت خلیل بک نیز در میان آنها بود. ما همه بر این باوریم که سپاه ما تا کنون هرگز در عراق چنین نظم و ترتیب نداشته، این گونه به حکم قانون الهى «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة» آماده دفاع نبوده است. انتظار مى‌رود دشمنان، به یارى پروردگار بسرعت نابود شوند.»


==ارمغان اشغالگران==
==ارمغان اشغالگران==


تلاشهاى خستگى ناپذیر فقیهان نجف سرانجام در اثر بى کفایتى افسران و سربازان عثمانى و عدم تجربه و تجهیزات کافى مؤمنان رزمنده به ضعف گرایید و در 1336ق عراق زیر چکمه ارتشیان بریتانیا قرار گرفت. برق سرنیزه‌هاى انگلیسى زندگى را در کام فقیه آزاده سامرا ناگوار ساخته، وى را به بازنگرى در استراتژى مبارزه فراخواند. بدین ترتیب مجتهد دلاور شهرستانى یکباره در نیام خاموشى فرو رفت و سکوت را پوشش تلاشهاى فراوان خویش ساخت. کارگزاران لندن که خاموشى هبةالدین را دلیل چشم پوشى وى از مبارزه مى پنداشتند، بر آن شدند تا با کشاندن او به صفوف انگلیسیان جاى پاى بریتانیا در عراق را استحکام بخشند. در این راستا محمد سرور خان نیابت فرماندار سیاسى کربلا در 1337ق از هبةالدین خواست تا با اختیارات کامل و بى هیچ شرطى مقام قضاوت را بر عهده گیرد. فقیه بیدار سامرا که با روشن بینى الهى خویش نقشه دشمنان را خوانده بود، از پذیرش این مقام سرباز زد.
تلاشهاى خستگى ناپذیر فقیهان نجف سرانجام در اثر بى کفایتى افسران و سربازان عثمانى و عدم تجربه و تجهیزات کافى مؤمنان رزمنده به ضعف گرایید و در 1336ق عراق زیر چکمه ارتشیان بریتانیا قرار گرفت. برق سرنیزه‌هاى انگلیسى زندگى را در کام فقیه آزاده سامرا ناگوار ساخته، وى را به بازنگرى در استراتژى مبارزه فراخواند. بدین ترتیب مجتهد دلاور شهرستانى یکباره در نیام خاموشى فرو رفت و سکوت را پوشش تلاشهاى فراوان خویش ساخت. کارگزاران لندن که خاموشى هبةالدین را دلیل چشم پوشى وى از مبارزه مى‌پنداشتند، بر آن شدند تا با کشاندن او به صفوف انگلیسیان جاى پاى بریتانیا در عراق را استحکام بخشند. در این راستا محمد سرور خان نیابت فرماندار سیاسى کربلا در 1337ق از هبةالدین خواست تا با اختیارات کامل و بى هیچ شرطى مقام قضاوت را بر عهده گیرد. فقیه بیدار سامرا که با روشن بینى الهى خویش نقشه دشمنان را خوانده بود، از پذیرش این مقام سرباز زد.


اشغالگران برخلاف شعارهاى روزهاى آغازین جنگ، که خود را ناجى اعراب مى خواندند، از هیچ ستمى بر مردم نگون بخت عراق فروگذار نمی‎کردند. خاطره‌اى که عبدالعزیز قصاب، یکى از شهروندان آن روزگار عراق، به رشته نگارش کشیده، مى تواند تصویر روشنى از شیوه برخورد آنان با مردم ترسیم کند:
اشغالگران برخلاف شعارهاى روزهاى آغازین جنگ، که خود را ناجى اعراب مى‌خواندند، از هیچ ستمى بر مردم نگون بخت عراق فروگذار نمی‎کردند. خاطره‌اى که عبدالعزیز قصاب، یکى از شهروندان آن روزگار عراق، به رشته نگارش کشیده، مى‌تواند تصویر روشنى از شیوه برخورد آنان با مردم ترسیم کند:


آنها هر کس را که با نظام عبور و مرور در خیابانها و بویژه پل مخالفت می‎کرد با بى رحمى تمام آماج ضربات خویش قرار مى دادند. روزى کاروانى از زایران ایرانى از پل مى گذشت... همه کاروانیان چنانکه نیروهاى انگلیسى تصویب کرده بودند، از اسبها به زیر آمده، در حالى که چارپایان را یدک مى کشیدند، پیاده از پل مى گذشتند. تنها یکى از مسافران به دلیل معلولیت همچنان سواره راه مى پیمود. سرباز بریتانیایى با مشاهده وى، خشمگینانه یورش برده، او را آماج ضربه‌هاى شدید عصاى زمخت خود قرار داد. مسافران بدان امید که سرباز از کردار ناپسندش دست بردارد، فریاد زدند: بیمار است، عاجز است. ولى سرباز آنقدر به زدن ادامه داد، که زایر معلول از استر به زیر افتاد. همراهانش ناگزیر وى را بر کتف نهاده، از پل عبور دادند.
آنها هر کس را که با نظام عبور و مرور در خیابانها و بویژه پل مخالفت می‎کرد با بى رحمى تمام آماج ضربات خویش قرار مى‌دادند. روزى کاروانى از زایران ایرانى از پل می‌گذشت... همه کاروانیان چنانکه نیروهاى انگلیسى تصویب کرده بودند، از اسبها به زیر آمده، در حالى که چارپایان را یدک مى‌کشیدند، پیاده از پل می‌گذشتند. تنها یکى از مسافران به دلیل معلولیت همچنان سواره راه مى‌پیمود. سرباز بریتانیایى با مشاهده وى، خشمگینانه یورش برده، او را آماج ضربه‌هاى شدید عصاى زمخت خود قرار داد. مسافران بدان امید که سرباز از کردار ناپسندش دست بردارد، فریاد زدند: بیمار است، عاجز است. ولى سرباز آنقدر به زدن ادامه داد، که زایر معلول از استر به زیر افتاد. همراهانش ناگزیر وى را بر کتف نهاده، از پل عبور دادند.


خشونت بسیار سربازان اشغالگر و بى احترامى آنها به مقدسات مذهبى مردم روز به روز فزونى مى یافت و فضاى جامعه را براى شورشى فراگیرآماده مى ساخت. لندن با درک شرایط در 1336ق به سیاستى نوین روى آورد. سیاستى که حضورشان را مشروع جلوه دهد و منافع دراز مدتشان را تأمین سازد. بنابراین مسأله همه پرسى درباره آینده عراق را مطرح کردند. سید هبةالدین که از نقشه‌هاى استعمارگران آگاه بود. با همکارى شیخ محمدرضا شیرازى - فرزند [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] مرجع عصر - و گروهى از مؤمنان انجمن سرى «الجمعیة الوطنیة الاسلامىة» را بنیاد نهاد. هدف این گروه استقلال کامل عراق بود. هدفى که با فتواى مشهور مرجع بزرگ روزگار [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] مبنى بر اینکه هیچ مسلمانى حق ندارد غیر مسلمان را براى حکومت بر مسلمانان انتخاب کند، فراگیر شد و نقشه همه پرسى اشغالگران را با ناکامى روبرو ساخت.
خشونت بسیار سربازان اشغالگر و بى احترامى آنها به مقدسات مذهبى مردم روز به روز فزونى مى‌یافت و فضاى جامعه را براى شورشى فراگیرآماده مى‌ساخت. لندن با درک شرایط در 1336ق به سیاستى نوین روى آورد. سیاستى که حضورشان را مشروع جلوه دهد و منافع دراز مدتشان را تأمین سازد. بنابراین مسأله همه پرسى درباره آینده عراق را مطرح کردند. سید هبةالدین که از نقشه‌هاى استعمارگران آگاه بود. با همکارى شیخ محمدرضا شیرازى - فرزند [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] مرجع عصر - و گروهى از مؤمنان انجمن سرى «الجمعیة الوطنیة الاسلامىة» را بنیاد نهاد. هدف این گروه استقلال کامل عراق بود. هدفى که با فتواى مشهور مرجع بزرگ روزگار [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] مبنى بر اینکه هیچ مسلمانى حق ندارد غیر مسلمان را براى حکومت بر مسلمانان انتخاب کند، فراگیر شد و نقشه همه پرسى اشغالگران را با ناکامى روبرو ساخت.


==در جبهه استقلال==
==در جبهه استقلال==
خط ۱۰۹: خط ۱۰۵:
مرجع بیدار شیعه، که از خونریزى و ناهماهنگى نیروها در رویارویى با اشغالگران بیمناک بود، سید هبةالدین و میرزا احمد خراسانى را به بغداد فرستاد تا ضمن تهدید انگلستان به جهاد فراگیر مردمى، آنها را از خونریزى بیشتر باز دارند. ولى ویلسون، نماینده بریتانیا در عراق، از پذیرش پیشنهاد آتش بس خوددارى کرد. بدین ترتیب همه چیز براى انقلاب آماده شد و فتواى مشهور مرجع بزرگ [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] زنگهاى جهاد را به صدا در آورد.
مرجع بیدار شیعه، که از خونریزى و ناهماهنگى نیروها در رویارویى با اشغالگران بیمناک بود، سید هبةالدین و میرزا احمد خراسانى را به بغداد فرستاد تا ضمن تهدید انگلستان به جهاد فراگیر مردمى، آنها را از خونریزى بیشتر باز دارند. ولى ویلسون، نماینده بریتانیا در عراق، از پذیرش پیشنهاد آتش بس خوددارى کرد. بدین ترتیب همه چیز براى انقلاب آماده شد و فتواى مشهور مرجع بزرگ [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] زنگهاى جهاد را به صدا در آورد.


هبةالدین در این خیزش همگانى نقشى ارزنده داشت. او از سوى مرجعیت شیعه به سران قبیله‌ها پیام مى فرستاد، از آنان درباره کردارشان توضیح مى خواست و آنها را در برآوردن نیازهایشان یارى مى داد. نقش آن بزرگمرد چنان بود که فرماندهان وى را «هیبت‌الدین» مى خواندند.  
هبةالدین در این خیزش همگانى نقشى ارزنده داشت. او از سوى مرجعیت شیعه به سران قبیله‌ها پیام مى‌فرستاد، از آنان درباره کردارشان توضیح مى‌خواست و آنها را در برآوردن نیازهایشان یارى مى‌داد. نقش آن بزرگمرد چنان بود که فرماندهان وى را «هیبت‌الدین» مى‌خواندند.  


در کشاکش این نبرد نابرابر مردم کربلا به ارگانهاى دولتى یورش برده، کنترل شهر را در دست گرفتند و براى اداره شهر دو مجلس علمى و ملى تشکیل دادند. هبةالدین، سید ابوالقاسم کاشانى، سید حسین قزوینى و گروهى دیگر از روحانیان در شمار اعضاى مجلس علمى جاى داشتند. وظیفه این مجلس گسترش انگیزه دینى انقلاب و رسیدگى به اختلافهاى مردم بود.
در کشاکش این نبرد نابرابر مردم کربلا به ارگانهاى دولتى یورش برده، کنترل شهر را در دست گرفتند و براى اداره شهر دو مجلس علمى و ملى تشکیل دادند. هبةالدین، سید ابوالقاسم کاشانى، سید حسین قزوینى و گروهى دیگر از روحانیان در شمار اعضاى مجلس علمى جاى داشتند. وظیفه این مجلس گسترش انگیزه دینى انقلاب و رسیدگى به اختلافهاى مردم بود.


آتش انقلاب روز به روز شعله‌ورتر مى شد و همه چیز براى پدید آمدن پیروزى همه جانبه مسلمانان آماده بود ولى دریغ که حادثه‌اى نگران کننده آینده را در ابهام فرو برد. چهار ماه از صدور فتواى جهاد مرجع کربلا به سراى جاودانگى شتافت. وظیفه سید هبةالدین به عنوان رکن اساسى شوراى رهبرى انقلاب بسیار سنگین شده بود. پیشگیرى از تضعیف روحیه رزمندگان و تلاش در استمرار قدرتمندانه جهاد بخشى از این وظیفه الهى بود. پیام تسلیت آن بزرگمرد به فرماندهان نیروهاى مردمى مى‌تواند نشانگر گوشه‌اى از تلاشهاى وى در این باره باشد:
آتش انقلاب روز به روز شعله‌ورتر می‌شد و همه چیز براى پدید آمدن پیروزى همه جانبه مسلمانان آماده بود ولى دریغ که حادثه‌اى نگران کننده آینده را در ابهام فرو برد. چهار ماه از صدور فتواى جهاد مرجع کربلا به سراى جاودانگى شتافت. وظیفه سید هبةالدین به عنوان رکن اساسى شوراى رهبرى انقلاب بسیار سنگین شده بود. پیشگیرى از تضعیف روحیه رزمندگان و تلاش در استمرار قدرتمندانه جهاد بخشى از این وظیفه الهى بود. پیام تسلیت آن بزرگمرد به فرماندهان نیروهاى مردمى مى‌تواند نشانگر گوشه‌اى از تلاشهاى وى در این باره باشد:


«در گذشت حجت‌الاسلام و رئیس علماى اعلام، رکن نهضت عربى و روح خیزش اسلامى شیخ [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] قدس‌الله‌روحه و نور ضریحه را به شما و همه جهان اسلام تسلیت مى گوییم. خورشید زندگى قدسى او هنگام غروب خورشید سه شنبه، سوم ذى حجة 1338 پس از آنکه سى درجه از فلک عمر شریفش در زنده کردن علم و نابودى کافران سپرى شد، غروب کرد. اما آنچه دلهاى سوگوارانش را تسلى می‌دهد، توانمندى اهداف بلندش و پایدارى مردم در راه اوست.
«در گذشت حجت‌الاسلام و رئیس علماى اعلام، رکن نهضت عربى و روح خیزش اسلامى شیخ [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] قدس‌الله‌روحه و نور ضریحه را به شما و همه جهان اسلام تسلیت می‌گوییم. خورشید زندگى قدسى او هنگام غروب خورشید سه شنبه، سوم ذى حجة 1338 پس از آنکه سى درجه از فلک عمر شریفش در زنده کردن علم و نابودى کافران سپرى شد، غروب کرد. اما آنچه دلهاى سوگوارانش را تسلى می‌دهد، توانمندى اهداف بلندش و پایدارى مردم در راه اوست.


بى شک اسلام به وسیله سربازان و یارانش که پس از وى باقى مانده، راهش را مى پیمایند، زنده است پیوسته منتظر اخبار ارزشمندتان بوده و هستیم.
بى شک اسلام به وسیله سربازان و یارانش که پس از وى باقى مانده، راهش را مى‌پیمایند، زنده است پیوسته منتظر اخبار ارزشمندتان بوده و هستیم.


سوم ذى حجة 1338 خدمتگزار دین و دانش محمد على شهرستانى»
سوم ذى حجة 1338 خدمتگزار دین و دانش محمد على شهرستانى»
خط ۱۳۱: خط ۱۲۷:
در سال 1339ق سرانجام سیاستهاى نوین بریتانیا به بارنشست و نیروهاى اشغالگر هراسان از نفرت فزاینده مردم به حاشیه ناپیداى صحنه پناه برده، فرمانروایى متن را به ملک فیصل سپردند. فیصل که براى به دست آوردن اعتماد مردم چاره‌اى جز گماردن برخى از خوشنامان در دستگاه اداره کشور نمى دید، پست وزارت معارف را به فقیه بیدار سامرا پیشنهاد کرد.
در سال 1339ق سرانجام سیاستهاى نوین بریتانیا به بارنشست و نیروهاى اشغالگر هراسان از نفرت فزاینده مردم به حاشیه ناپیداى صحنه پناه برده، فرمانروایى متن را به ملک فیصل سپردند. فیصل که براى به دست آوردن اعتماد مردم چاره‌اى جز گماردن برخى از خوشنامان در دستگاه اداره کشور نمى دید، پست وزارت معارف را به فقیه بیدار سامرا پیشنهاد کرد.


هر چند سید هبةالدین پذیرش این پیشنهاد را نمى پسندید و آن را فرصتى براى بهره‌گیرى راز نام نیک مبارزان راه آزادى مى دانست ولى پافشارى فراوان آشنایان در استفاده از فرصتى‌که شاید دیگر هرگز تکرار نمى شد، وى را به پذیرش واداشت. او در این مقام نخست مستشاران بریتانیایى و استادان خارجى را از کار برکنار کرد، مدرسه‌هاى ابتدایى و متوسطه بنیاد نهاد، عشایر را از مدارس سیار برخوردار ساخت، مدرسه صنایع بغداد را از انگلیسیان باز پس گرفت و براى نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش نوین کشورهاى اسلامى مسأله تربیت دینى دانش آموزان و استادان را موارد تأکید قرار داد.
هر چند سید هبةالدین پذیرش این پیشنهاد را نمى پسندید و آن را فرصتى براى بهره‌گیرى راز نام نیک مبارزان راه آزادى مى‌دانست ولى پافشارى فراوان آشنایان در استفاده از فرصتى‌که شاید دیگر هرگز تکرار نمى شد، وى را به پذیرش واداشت. او در این مقام نخست مستشاران بریتانیایى و استادان خارجى را از کار برکنار کرد، مدرسه‌هاى ابتدایى و متوسطه بنیاد نهاد، عشایر را از مدارس سیار برخوردار ساخت، مدرسه صنایع بغداد را از انگلیسیان باز پس گرفت و براى نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش نوین کشورهاى اسلامى مسأله تربیت دینى دانش آموزان و استادان را موارد تأکید قرار داد.


پیروزیهاى فقیه سامرا در اصلاح نظام آموزشى عراق استعمارگران را در نگرانى فرو برد. بنابراین چنان عرصه را بر وى تنگ ساختند که ناگزیر در بیستم ذى حجة 1340ق استعفا داد.
پیروزیهاى فقیه سامرا در اصلاح نظام آموزشى عراق استعمارگران را در نگرانى فرو برد. بنابراین چنان عرصه را بر وى تنگ ساختند که ناگزیر در بیستم ذى حجة 1340ق استعفا داد.


مدتى بعد دیوان عالى تمییز احکام بر اساس مذهب جعفرى شکل گرفت و مسوولیت آن به سید هبةالدین سپرده شد. هر چند دانشور بزرگ سامرا پس از تجربه وزارت معارف، شرکت در کارهاى اجرایى را شایسته نمى دانست، ولى دیگر بار به اصرار برخى از فقیهان شیعه مسوولیت پذیرفت. تلاش در سازماندهى دادگاه‌هاى شرعى و پیوند آنها با دیوان عالى، گزینش داوران شایسته، تبیین احکام و تنظیم قوانین لازم در شیوه دادرسى بخشى از اقدامات فقیه بیدار سامرا در این مقام به شمار مى رود.
مدتى بعد دیوان عالى تمییز احکام بر اساس مذهب جعفرى شکل گرفت و مسوولیت آن به سید هبةالدین سپرده شد. هر چند دانشور بزرگ سامرا پس از تجربه وزارت معارف، شرکت در کارهاى اجرایى را شایسته نمى دانست، ولى دیگر بار به اصرار برخى از فقیهان شیعه مسوولیت پذیرفت. تلاش در سازماندهى دادگاه‌هاى شرعى و پیوند آنها با دیوان عالى، گزینش داوران شایسته، تبیین احکام و تنظیم قوانین لازم در شیوه دادرسى بخشى از اقدامات فقیه بیدار سامرا در این مقام به شمار مى‌رود.


==سالهاى بیمارى==
==سالهاى بیمارى==
خط ۱۴۳: خط ۱۳۹:
1349 به سوریه و بهره گیرى از تخصص پزشکان آن سامان نیز دستاوردى جز رنج فزونتر در پى نداشت. البته بیمارى هرگز به معناى پایان کوششهاى معمول و گوشه‌گیرى فقیه بیدار عراق نبود. آن بزرگمرد در سال 1353 براى شرکت در انتخابات مجلس شوراى ملى از دیوان عالى تمییز احکام جعفرى کناره گرفت و به عنوان نماینده استان بغداد رهسپار مجلس شد. مجلسى که بیش از چند ماه دوام نیاورد و سرانجام در ذى حجه همان سال منحل شد.
1349 به سوریه و بهره گیرى از تخصص پزشکان آن سامان نیز دستاوردى جز رنج فزونتر در پى نداشت. البته بیمارى هرگز به معناى پایان کوششهاى معمول و گوشه‌گیرى فقیه بیدار عراق نبود. آن بزرگمرد در سال 1353 براى شرکت در انتخابات مجلس شوراى ملى از دیوان عالى تمییز احکام جعفرى کناره گرفت و به عنوان نماینده استان بغداد رهسپار مجلس شد. مجلسى که بیش از چند ماه دوام نیاورد و سرانجام در ذى حجه همان سال منحل شد.


انحلال مجلس براى سید هبةالدین فرصتى طلایى بود. او هر چند از درد چشم و کاهش شدید بینایى رنج می‌برد، ولى مى توانست دیگر بار به پژوهشهاى ژرف خویش پردازد. بنابراین در صحن شریف امام کاظم‌ علیه‌السلام کتابخانه‌اى با عنوان «مکتبة الجوادین العامه» بنیاد نهاد، جایگاهى براى پذیرش میهمانان در آن پدید آورد تا ضمن دیدار با مردم و اندیشمندان، آنها را با دردهاى جامعه آشنا سازد. البته آن فقیه بیدار بدین مقدار بسنده نکرده، همه روزه به انبوه نامه‌هاى رسیده، پاسخ مى گفت و مخاطبانش را با مسؤولیتهایشان آشنا مى ساخت.
انحلال مجلس براى سید هبةالدین فرصتى طلایى بود. او هر چند از درد چشم و کاهش شدید بینایى رنج می‌برد، ولى مى‌توانست دیگر بار به پژوهشهاى ژرف خویش پردازد. بنابراین در صحن شریف امام کاظم‌ علیه‌السلام کتابخانه‌اى با عنوان «مکتبة الجوادین العامه» بنیاد نهاد، جایگاهى براى پذیرش میهمانان در آن پدید آورد تا ضمن دیدار با مردم و اندیشمندان، آنها را با دردهاى جامعه آشنا سازد. البته آن فقیه بیدار بدین مقدار بسنده نکرده، همه روزه به انبوه نامه‌هاى رسیده، پاسخ می‌گفت و مخاطبانش را با مسؤولیتهایشان آشنا مى‌ساخت.


سرانجام تیرگى بر دیدگان مصلح بزرگ جهان اسلام سایه افکند و آن دانشور فرازانه را در نابینایى فرو برد. البته از دست دادن بینایى هرگز وى را از تحقیق و نگارش باز نداشت. هر روز کتاب‌هاى مورد نیاز را برایش مى خواندند و آن بزرگمرد به عادت معمول مقاله یا کتاب مى نوشت. او همواره مى گفت: پروردگار لطف کرده هر روز مى توانم به اعانت دست چهل صفحه بنویسم.
سرانجام تیرگى بر دیدگان مصلح بزرگ جهان اسلام سایه افکند و آن دانشور فرازانه را در نابینایى فرو برد. البته از دست دادن بینایى هرگز وى را از تحقیق و نگارش باز نداشت. هر روز کتاب‌هاى مورد نیاز را برایش مى‌خواندند و آن بزرگمرد به عادت معمول مقاله یا کتاب مى‌نوشت. او همواره می‌گفت: پروردگار لطف کرده هر روز مى‌توانم به اعانت دست چهل صفحه بنویسم.


==وفات==
==وفات==
خط ۱۶۶: خط ۱۶۲:


==منابع مقاله==
==منابع مقاله==
- هبةالدین شهرستانى: سید محمد مهدى علوى، ص 4، 5، 6، 7، 8، 10، 11، 14، 19، 20، 22
# - هبةالدین شهرستانى: سید محمد مهدى علوى، ص 4، 5، 6، 7، 8، 10، 11، 14، 19، 20، 22
# - اسلام و هیئت: هبةالدین شهرستانى، ترجمه اسماعیل فردوسى فراهانى، ص 52، 53، 55، 58، 59، 60، 61
# - نقباء البشر فى القرن الرابع عشر: [[آقا بزرگ تهرانى]]، ج 3، ص 64، 639، ج 4، ص 1416، 1417
# - ثورة النجف على الانکلیز: حسن الاسدى، ص 62
# - الشیعه و الحکومة القومیة فى العراق: حسن العلوى، ص 62 - 73
# - لمحات اجتماعیة من تاریخ العراق الحدیث: على الوردى، ج 4، ص 236 - 242، ج 5، ق 1، ص 19، 20، 76 - 90، 109 - 112، 233، 234، 299، ج 5، ق 2، ص 114، 115
# - سنوات الجمر: على المومن، ص 20، 21، 294
# - فقهاى نامدار شیعه: عقیقى بخشایشى، ص 386، 389
# - از تکریت تا کوت: جودیت میلرولورى میل روا، حسن تقى زاده میلانى، ص 96
# - ریحانه الادب: على مدرس تبریزى، ج 6، ص 351
# - گلشن ابرار: ج 2، ص 687
{{الگو:مفسران شیعه}}
{{سرور شهیدان}}


- اسلام و هیئت: هبةالدین شهرستانى، ترجمه اسماعیل فردوسى فراهانى، ص 52، 53، 55، 58، 59، 60، 61
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}


- نقباء البشر فى القرن الرابع عشر: [[آقا بزرگ تهرانى]]، ج 3، ص 64، 639، ج 4، ص 1416، 1417
[[در پیرامون نهج‌البلاغه (ط. جامعه مدرسین)]]  


- ثورة النجف على الانکلیز: حسن الاسدى، ص 62
[[اسلام و هییت]]
 
- الشیعه و الحکومة القومیة فى العراق: حسن العلوى، ص 62 - 73
 
- لمحات اجتماعیة من تاریخ العراق الحدیث: على الوردى، ج 4، ص 236 - 242، ج 5، ق 1، ص 19، 20، 76 - 90، 109 - 112، 233، 234، 299، ج 5، ق 2، ص 114، 115
 
- سنوات الجمر: على المومن، ص 20، 21، 294
 
- فقهاى نامدار شیعه: عقیقى بخشایشى، ص 386، 389


- از تکریت تا کوت: جودیت میلرولورى میل روا، حسن تقى زاده میلانى، ص 96
[[الهیئة و الإسلام]]


- ریحانه الادب: على مدرس تبریزى، ج 6، ص 351
[[نهضة الحسين]]


- گلشن ابرار: ج 2، ص 687
[[الحسين في طريقه الی الشهادة]]


==وابسته‌ها==
[[دعا و تهلیلات قرآن]]
{{وابسته‌ها}}


[[در پیرامون نهج‌البلاغه (ط. جامعه مدرسین)]]
[[راهنمای یهود و نصاری یا بیبلها]]
 
[[اسلام و هییت]]  


[[نبذه من رساله صلاة الجمعه]]  
[[نبذه من رساله صلاة الجمعه]]  
خط ۱۹۹: خط ۱۹۷:
[[نهضت امام حسين(ع)]]  
[[نهضت امام حسين(ع)]]  


[[مقالاتی پیرامون نهج‌البلاغه و گردآورنده آن]]  
[[مقالاتی پیرامون نهج‌البلاغة و گردآورنده آن]]  


[[تصحيح الإعتقاد بصواب الإنتقاد]]  
[[تصحيح الإعتقاد بصواب الإنتقاد]]  


[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:بهمن (99)]]
[[رده:مفسران شیعه]]