طوسی، محمد بن حسن

    از ویکی‌نور
    طوسی، محمد بن حسن
    مقبره شیخ طوسی در نجف اشرف
    مقبره شیخ طوسی در نجف اشرف
    نام‌های دیگرش‍ی‍خ‌ ال‍طای‍ف‍ه، ش‍ی‍خ‌ طوس‍ی‌، طوس‍ی‌، اب‍وج‍ع‍ف‍ر م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ ح‍س‍ن‌
    نام پدرحسن
    ولادت374ش
    محل تولدخراسان
    رحلتشب دوشنبه، ۲۲ محرم 460ق
    اطلاعات علمی
    اساتیدشیخ مفید، حسین بن عبیداللَّه غضایری، سید مرتضی علم‌الهدی
    برخی آثار‏اقتصاد، ترجمه الاقتصاد إلی طريق الرشاد، ‏الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، ‏الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ‏الأمالي (طوسی)

    ابوجعفر محمد بن حسن طوسی (385 -460ق)، معروف به شیخ طوسی، و شیخ‌الطائفه، کنیه او ابوجعفر، از بزرگترین محدثان و فقیهان شیعه. وی نویسنده دو کتاب التهذیب و الاستبصار از کتاب‌های چهارگانه حدیثی شیعه است. 

    ولادت

    در ماه رمضان سال 385ق در طوس به دنیا آمد و در همان جا بزرگ شد. طوس در آن زمان، یکی از مراکز علمی مهمّ خراسان بود. وی تا سال 408ق؛ یعنی تا 23 سالگی، در همان طوس زیست و احتمالا علوم ادبی، فقه، اصول، حدیث و کلام را تا آن تاریخ در همان طوس خوانده است.

    مهاجرت به بغداد

    وی در سال 408ق به بغداد مهاجرت کرد. ورود شیخ طوسی به این شهر، در زمانی بود که مردان علم و فکر و ادب با دیدگاه‌های مختلف در آنجا حضور داشتند و علوم عقلی و نقلی را در مراکز علمی بغداد تدریس می‌کردند.

    در آن زمان، شیخ مفید (338-413ق) رهبری فکری شیعه امامی‌مذهب را بر عهده داشت و مجلس درس او محلّ حضور نخبگان فرهنگی و صاحب‌نظران برجسته آن عصر بود. حتّی عالمان سایر گروه‌های مذهبی هم در جلسه درس او حضور داشتند. سید مرتضی علم‌الهدی (م 436ق) نیز - که در فنّ مناظره، شاگرد شیخ مفید بود - مجلسی داشت که در آن، میان دانشمندان تمام مذاهب، مناظره صورت می‌گرفت. بنابراین، وجود فضای فرهنگی اصیل و درعین‌حال، نوآوری‌های بسیار در بغداد، موجب جلب توجّه شیخ طوسی به بغداد و مهاجرت وی به آن شهر شد، همچنان‌که سنّت سفر برای علم‌آموزی را هم نباید از نظر دور بداریم. در آن عصر، فقها برای تکمیل معلوماتشان به دیگر مناطق اسلامی برای تحصیل و تدریس سفر می‌کردند، به‌خصوص بغداد که مرکز خلافت و مرکز تمدّن اسلامی بزرگ آن روز بود؛ ازاین‌رو، بغداد، بزرگان نام‌آور و برجسته‌ای را از مذاهب مختلف در خود جای داده بود.

    این شرایط باعث شد که عالمان بسیاری و از جمله شیخ طوسی، به بغداد مهاجرت نمودند. البتّه استقرار حکومت آل بویه در بغدادِ آن عصر نیز در اقبال شیخ طوسی به آن شهر، بی‌تأثیر نبوده است.

    برخی از اساتید شیخ طوسی

    شیخ طوسی رحمه‌الله با ورود به بغداد، در مجلس درس شیخ مفید - که در آن زمان، شیخ متکلّمان و فقیهان شیعه و رئیس آنها شناخته می‌شد - شرکت کرد. او به مدّت پنج سال از درس شیخ مفید در اصول و کلام استفاده کرد و در همین دوره، تألیف کتاب «تهذیب الأحکام»(شرح کتاب «المقنعة» اثر شیخ مفید) را آغاز کرد. در این شرح، تأثیر جوّ کلامی بغداد بر شیخ طوسی، مشهود است.

    همچنین شیخ طوسی در طول این مدّت، از درس حسین بن عبیداللَّه غضایری (م 411ق) و محمّد بن احمد بن ابی‌الفوارس (م بعد 411ق) و دیگر اساتید شیعه و اهل سنّت استفاده کرده است؛ همچنان‌که آنان هم از او استفاده بردند و از همین روست که شاگردان بسیاری از مذاهب مختلف، از درس شیخ طوسی استفاده نموده‌اند. در بغداد، سیصد نفر از مذاهب مختلف، در شمار شاگردان شیخ طوسی ذکر گردیده‌اند. پس از وفات شیخ مفید در سال 413ق، رهبری شیعیان امامی‌مذهب به سید مرتضی علم‌الهدی (413-436ق) رسید. او برجسته‌ترین شاگرد شیخ مفید بود.

    شیخ طوسی در عصر شاگردی‌اش نزد سید مرتضی، کتاب «تلخیص الشافی» را - که انتخاب و ساده‌سازی کتاب سید مرتضی به نام «الشافی» بود - تألیف نمود. شیخ طوسی این کتاب را در سال 432ق به اتمام رساند.

    شیخ طوسی کتاب «الرجال» و کتاب «الفهرست (طوسي)» را نیز در عصر سید مرتضی تألیف نموده است؛ چراکه در کتاب «الرجال» در شرح حال سید مرتضی با تعبیرات: «أدام اللَّه تعالی أیامه» و «مدّ اللَّه فی عمره» از وی یاد کرده است.

    شیخ طوسی در این دوره، از دروس اساتید دیگری هم استفاده کرد. هلال بن محمّد بن جعفر حفّار (م 414ق)، محمّد بن محمّد بن محمّد بن مخلّد (م 419ق)، احمد بن عبدون معروف به ابن حاشر (م 423ق) و محمّد بن احمد بن شاذان (م 425ق) نیز از اساتید وی بوده‌اند.

    شیخ طوسی و زعامت مرجعیت شیعه

    پس از وفات سید مرتضی در سال 436ق، رهبری شیعیان به شیخ طوسی رسید. او تا سال 448ق در بغداد این وظیفه را برعهده داشت و در طول این دوازده سال، فعالیت‌های علمی فراوانی را در بغداد انجام داد. خلیفه عبّاسی القائم‌بأمراللَّه (422-467ق) کرسی تدریس کلام را به وی اعطا کرد. این کرسی تدریس، تنها به عدّه کمی از بزرگان علما و رئیس علمای هر عصر داده می‌شد. این تقدیر خلیفه از شیخ طوسی، حسادت عدّه‌ای را برانگیخت و در نزد خلیفه به سعایت از وی پرداختند و او را متّهم کردند که در کتاب «مصباح المتهجّد» در دعای روز عاشورا، به صحابه به‌گونه‌ای نامناسب حمله نموده است.

    این نکته باعث شد که خلیفه شیخ طوسی را به‌همراه کتاب مصباحش فرابخواند. شیخ طوسی در حضور خلیفه این اتّهام را نفی کرد؛ لیکن خلیفه این عبارت از دعا را به وی نشان داد که: «اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّی وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِی ثُمَ الثَّالِثَ ثُمَّ الرَّابِعَ وَ الْعَنْ یزیدَ خامِساً».

    شیخ طوسی پاسخ داد: مراد از این عبارت، آنچه سخن‌چینان فهمیده‌اند، نیست؛ بلکه مراد از اوّل ظالم، قابیل (قاتل هابیل، که اوّلین قاتل بود و این سنّت را بنا نهاد) و مراد از دومی، قاتل ناقه حضرت صالح (که نام وی قیدار بن سالف بوده) و مراد از سومی، قاتل یحیی بن زکریا و مراد از چهارمی، عبدالرحمان بن ملجم (قاتل علی(ع)) است. این پاسخ، موجب اعتماد خلیفه به صداقت شیخ طوسی شد؛ پس او را اکرام و احترام کرد و از سخن‌چینان انتقام گرفت. به‌واقع، تهمت‌ها و دشنام‌ها در این عصر بازار گرمی داشت؛ چنان‌که بسیاری از نویسندگان آن عصر با شیخ مفید چنین برخورد کردند. این زمینه‌ها باعث شد که بغداد به‌عنوان محلّ بروز این فتنه‌ها درآید. با ورود سلجوقیان به بغداد در سال 447ق، راه برای پرورش فتنه باز شد و در سال 448ق فتنه‌ها به اوج خود رسید؛ تا جایی که شیخ طوسی نیز از این غائله در امان نماند؛ خانه او را خراب کردند و سوزاندند، کتاب‌ها، آثار و دفترهایش را در چند نوبت آتش زدند و کرسی تدریس او را که خلیفه به وی اعطا کرده بود، سوزاندند.

    مهاجرت به نجف اشرف

    شیخ طوسی در سال 448ق، پس از فتنه بغداد، به نجف اشرف مهاجرت کرد. وی دوازده سال نیز در این شهر، کرسی تدریس و نیز رهبری و مرجعیت دینی را در اختیار داشت. وی در نجف اشرف، زمینه حرکت علمی وسیعی را یافت که از آن به نیکی استفاده نمود و حوزه علمیه بزرگ شیعه را در آن شهر پایه‌ریزی کرد.

    وی در همین دوره، کتاب «الخلاف» را تألیف کرد که در آن آرای مذاهب مختلف را گزارش و نقد نمود.

    او هر روز درس‌های خود را در حرم امیر مؤمنان(ع) برگزار می‌کرد؛ ضمن اینکه کتاب‌های متعدّدی را نیز در این دوره تا آخر عمرش به عالم اسلام ارائه نمود. وی کتاب «الأمالی» را در سال 458ق؛ یعنی دو سال پیش از فوتش بر شاگردان املا کرد. وی همچنین تألیف کتابی‌ با عنوان «شرح الشرح» در اصول فقه را در دست داشت که کتابی مفصّل در این دانش بود؛ لیکن موفّق به اتمام آن نشد.

    اساتید

    می‌توان اساتید شیخ را در چهار گروه، دسته‌بندی کرد:

    الف)- مشایخ اجازه: اساتیدی که به شیخ طوسی اجازه داده‌اند تا کتاب‌های خودشان و یا کتاب‌های دیگران را که آنان اجازه نقل آنها را داشتند، نقل کند.

    ب)- مشایخ سماع: اساتیدی که شیخ طوسی از آنها حدیث شنیده است. شیخ طوسی، این اساتید را دیده، در درس آنان شرکت کرده و از آنان حدیث یا مطلبی را شنیده است.

    ج)- اساتیدی که شیخ طوسی کتاب‌هایی را بر آنان خوانده و عرضه نموده است و به این ترتیب، آنها را فراگرفته (تحمّل کرده) است.

    د)- اساتیدی که شیخ طوسی در اسناد کتب روایی یا در لابه‌لای سایر تألیفاتش از آنان نامی نبرده است؛ لیکن کتب تراجم، در شرح حال‌های شیخ طوسی، این اشخاص را به‌عنوان اساتید وی نام برده‌اند. اینان احتمالا به استناد اطّلاعات کتب مفقودشده شیخ طوسی شناسایی شده‌اند.

    به‌هرحال، اشخاص زیر به‌عنوان مشایخ شیخ طوسی، شناخته شده‌اند:


    1. احمد بن ابراهیم قزوینی؛
    2. احمد بن عبدالواحد بن احمد بزّاز، معروف به ابن حاشر و ابن عبدون؛
    3. احمد بن محمّد بن موسی بن صلت اهوازی، معروف به ابن ابی‌الصلت؛
    4. جعفر بن الحسین بن حسکه قمی، ابوالحسین؛
    5. ابوحازم نیشابوری؛
    6. ابوالحسن صفّار یا ابن الصفّار؛
    7. حسن بن قاسم محمّدی، ابومحمّد؛
    8. حسن بن محمّد بن اسماعیل بن محمّد بن اشناس، ابوعلی؛
    9. حسن بن محمّد بن یحیی فحّام یا ابن الفحّام؛
    10. حسنبش مقرئ، ابوالحسین؛
    11. حسین بن ابراهیم قزوینی، ابوعبداللَّه؛
    12. حسین بن ابراهیم قمی، ابوعبداللَّه، معروف به ابن الخیاط یا ابن الحنّاط؛
    13. حسین بن عبیداللَّه بن ابراهیم غضایری، ابوعبداللَّه؛
    14. حسین بن ابی‌محمّد هارون بن موسی تلّعکبری؛
    15. ابوالحسین بن سوار مغربی؛
    16. حمویه بن علی بن حمویه بصری، ابوعبداللَّه؛
    17. ابوطالب بن غرور؛
    18. ابوالطیب طبری حویری قاضی؛
    19. ابوعبداللَّه، اخو سروه؛
    20. ابوعبداللَّه بن فارسی؛
    21. عبدالحمید بن محمّد مقرئ نیشابوری، ابومحمّد؛
    22. عبدالواحد بن محمّد بن عبداللَّه بن محمّد بن مهدی، ابوعمرو؛
    23. علی بن احمد بن عمر بن حفص مقرئ، معروف به ابن الحمّامی؛
    24. علی بن احمد بن محمّد بن ابی‌جید قمی؛
    25. علی بن حسین بن موسی بن محمّد، ابوالقاسم، علم‌الهدی، معروف به سید مرتضی؛
    26. علی بن شبل بن اسد وکیل، ابوالقاسم؛
    27. علی بن ابی‌علی محسن بن علی تنّوخی، ابوالقاسم؛
    28. علی بن محمّد بن عبداللَّه بن بشران معدّل، ابوالحسین؛
    29. محمّد بن احمد بن شادان، ابوالحسن؛
    30. محمّد بن احمد بن ابی‌الفوارس، ابوالفتح؛
    31. محمّد بن علی بن حشیش، ابوالحسین؛
    32. محمّد بن محمّد بن محمّد بن مَخلد، ابوالحسن؛
    33. محمّد بن محمّد بن نعمان، ابوعبداللَّه، معروف به شیخ مفید؛
    34. محمّد بن سلیمان حمرانی؛
    35. محمّد بن سنان؛
    36. ابومنصور سکری؛
    37. هلال بن محمّد بن جعفر حفّار، ابوالفتح.

    شاگردان

    1. آدم بن یونس بن ابی‌المهاجر نسفی؛
    2. احمد بن الحسین بن احمد نیشابوری، ابوبکر؛
    3. اسحاق بن محمّد بن حسن بن حسین بن بابویه قمی، ابوطالب؛
    4. اسماعیل بن محمّد بن حسن بن حسین بن بابویه قمی، ابوابراهیم؛
    5. برکة بن محمّد بن برکة اسلامی، ابوالخیر؛
    6. تقی بن نجم حلبی، ابوالصلاح؛
    7. جعفر بن علی بن جعفر حسینی، ابوابراهیم یا ابوالحسن؛
    8. حسن بن حسین بن بابویه قمی، معروف به حسکا؛
    9. حسن بن عبدالعزیز بن حسن جبهانی، ابومحمّد، معروف به معدّل؛
    10. ابوالحسن لؤلوئی؛
    11. حسن بن محمّد بن حسن طوسی، ابوعلی، معروف به مفید ثانی (فرزند شیخ طوسی)؛
    12. حسن بن مهدی سلیقی، ابوطالب؛
    13. حسین بن فتح واعظ بکرآبادی جرجانی؛
    14. حسین بن مظفّر بن علی حمدانی (/همدانی)، ابوعبداللَّه؛
    15. سید ذوالفقار بن محمّد بن معبدحسینی مروزی، ابوالصمصام؛
    16. زید بن علی بن حسین حسینی؛
    17. سید زین بن داعی حسینی؛
    18. سلیمان بن حسن بن سلمان صهرشتی، ابوالحسن؛
    19. شهرآشوب مازندرانی سروی؛
    20. صاعد بن ربیعة بن ابی‌غانم؛
    21. عبدالجبّار بن علی نیشابوری مقرئ؛
    22. عبدالعزیز بن نحریر عبدالعزیز بن برّاج، ابوالقاسم؛
    23. عبدالرحمان بن احمد نیشابوری خزاعی، ابومحمّد یا ابوعبداللَّه؛
    24. عبیداللَّه بن حسین بن بابویه قمی، ابوالقاسم؛
    25. علی بن عبدالصمد تمیمی سبزواری نیشابوری، ابوالحسن؛
    26. غازی بن احمد بن ابی‌منصور سامانی؛
    27. کردی بن عکبرین کردی فارسی، ملقّب به حلبی؛
    28. محمّد بن احمد بن شهریار، ابوعبداللَّه؛
    29. ابومحمّد بن حسن بن عبدالواحد عین زربی؛
    30. محمّد بن حسن بن علی فتّال فارسی نیشابوری؛
    31. محمّد بن عبدالقادر بن محمّد، ابوالصلت؛
    32. محمّد بن ابی‌القاسم طبری آملی کجی، ابوجعفر؛
    33. محمّد بن علی بن حسن حلبی، ابوجعفر؛
    34. محمّد بن علی بن حمزه طوسی مشهدی، ابوجعفر؛
    35. محمّد بن علی بن عثمان کراجکی، ابوالفتح؛
    36. محمّد بن هبةاللَّه بن جعفر ورّاق طرابلسی، ابوعبداللَّه؛
    37. مطهّر بن ابی‌القاسم بن ابی‌الفضل محمّد بن حسینی دیباجی، ابوالحسن؛
    38. منتهی بن ابی‌زید بن کیابَکی حسینی جرجانی کجی، ابوالمفضّل؛
    39. منصور بن حسین آبی، ابوسعد؛
    40. ناصر بن عبدالرضا بن محمّد بن عبداللَّه علوی حسینی، ابوابراهیم؛

    و...

    وفات شیخ طوسی

    مصادر تراجم، در تاریخ وفات شیخ طوسی اختلاف دارند. در این‌باره تواریخ متعددی نقل شده که عبارتند از: «458ق»، «459ق»، «461ق»، «465»، «466ق» و «460ق». بیشتر مصادر و معتبرترین آنها، سال «460ق» ذکر کرده‌اند. اینکه او در شب دوشنبه، ۲۲ محرم 460ق درگذشت [۱] و شاگردانش حسن بن مهدی سلیقی، حسن بن عبدالواحد عین زربی، و ابوالحسن لولوی او را غسل داده و در خانه‌اش دفن کردند و طبق وصیتش این خانه به مسجد تبدیل شد و امروزه به جامع الشیخ الطوسی مشهور است و ‌طى ده ‌قرن گذشته ‌یكى از مراكز تدریس حوزه نجف شمرده مى‌‌شود.

    آثار

    حدیث

    1. تهذیب الأحکام؛
    2. الاستبصار فی ما اختلف من الأخبار؛
    3. الأمالی.

    رجال

    1. اختیار الرجال؛
    2. الرجال (معروف به رجال الطوسی)؛
    3. فهرست أسماء مصنّفی الشیعة (معروف به الفهرست).

    کلام و امامت

    1. تلخیص الشافی؛
    2. الغیبة؛
    3. المفصح بالإمامة؛
    4. الاقتصاد فی ما یجب علی العباد؛
    5. النقص علی ابن شاذان فی مسئلة الغارّ؛
    6. مقدّمة فی المدخل إلی علم الکلام؛
    7. شرح مقدّمة فی المدخل إلی علم الکلام؛
    8. ما یعلّل و ما لا یعلّل؛
    9. أصول العقائد؛
    10. المسائل فی الفرق بین النبی و الإمام؛
    11. المسائل الرازیة فی الوعید؛
    12. ما لا یسع المکلّف الإخلال به؛
    13. تمهید الأصول؛
    14. کتاب الکافی؛
    15. تعلیق ما لا یسع؛
    16. مسئلة فی الحسن و القبح؛
    17. ثلاثون مسئلة کلامیة؛
    18. اصطلاحات المتکلّمین؛
    19. الاستیفاء فی الإمامة.

    فقه

    1. النهایة فی مجرّد الفقه و الفتاوی؛
    2. المبسوط فی الفقه؛
    3. الإیجاز فی الفرائض؛
    4. الجمل و العقود؛
    5. المسائل الجنبلانیة؛
    6. المسائل الحائریة؛
    7. المسائل الحلبیة؛
    8. مسئلة فی تحریم الفقّاع؛
    9. کتاب الخلاف؛
    10. عمل الیوم و اللیلة.

    اصول فقه

    1. العُدّة فی أصول الفقه؛
    2. شرح الشرح؛
    3. مسئلة فی العمل بخبر الواحد؛

    دعا و عبادات

    1. مصباح المتهجّد؛
    2. مختصر المصباح.

    تفسیر

    التبیان فی تفسیر القرآن.

    متفرّقه

    1. مقتل الحسین(ع)؛
    2. مختصر فی مقتل الحسین(ع)؛
    3. مختصر أخبار المختار بن أبی‌عبیدة؛
    4. مسئلة فی وجوب الجزیة علی الیهود و المنتمین إلی الجبابرة؛
    5. أنس الوحید؛
    6. المسائل الإلیاسیة؛
    7. مسائل ابن البرّاج؛
    8. المسائل القمّیة؛
    9. مسئلة فی الأحوال؛[۲]

    پانويس

    1. ر.ک: پایگاه جامع تاریخ
    2. ر.ک: رحمان ستایش، محمدکاظم، ص179-192


    منابع مقاله

    1. رحمان ستایش، محمدکاظم، بازشناسی منابع اصلی رجال شیعه، قم، مؤسسه علمی - فرهنگی دارالحدیث، چاپ اول، 1384ش.
    2. پایگاه جامع تاریخ