شریعت اصفهانی، فتح‌الله: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    (صفحه ای تازه حاوی «<div class='wikiInfo'> [[پرونده:NUR00014.jpg|بندانگشتی» ایجاد کرد.)
     
    جز شریعت اصفهانی، فتح‌الله» را محافظت کرد ([ویرایش=تنها مدیران] (بی‌پایان) [انتقال=تنها مدیران] (بی‌پایان)))
     
    (۱۰۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۱: خط ۱:
    <div class='wikiInfo'>
    <div class="wikiInfo">
    [[پرونده:NUR00014.jpg|بندانگشتی|شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد]]
    [[پرونده:NUR00014.jpg|بندانگشتی|شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد]]
    {| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
    {| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
    |-
    |-
    ! نام!! data-type='authorName'|شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد
    ! نام!! data-type="authorName" |شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد
    |-
    |-
    |نام های دیگر  
    |نام‎های دیگر  
    |data-type='authorOtherNames'| اص‍ف‍ه‍ان‍ی‌، ف‍ت‍حال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دج‍واد
    | data-type="authorOtherNames" | اص‍ف‍ه‍ان‍ی‌، ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دج‍واد


    ش‍ی‍خ‌ال‍ش‍ری‍ع‍ه‌ الاص‍ف‍ه‍ان‍ی‌
    ش‍ی‍خ‌ال‍ش‍ری‍ع‍ه‌ الاص‍ف‍ه‍ان‍ی‌


    غ‍روی‌، ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌
    غ‍روی‌، ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌


    ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌ غ‍روی‌
    ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌ غ‍روی‌
     
    غروی اصفهانی، فتح‌الله
    |-
    |-
    |نام پدر  
    |نام پدر  
    |data-type='authorfatherName'|
    | data-type="authorfatherName" |[[محمدجواد نمازى اصفهانى]]
    |-
    |-
    |متولد  
    |متولد  
    |data-type='authorbirthDate'|1228 هـ.ش یا 1850 م
    | data-type="authorbirthDate" |1228 ش یا 1850 م
    |-
    |-
    |محل تولد
    |محل تولد
    |data-type='authorBirthPlace'|اصفهان
    | data-type="authorBirthPlace" |اصفهان
    |-
    |-
    |رحلت  
    |رحلت  
    |data-type='authorDeathDate'|1299 هـ.ش یا 1339 هـ.ق یا 1920 م
    | data-type="authorDeathDate" |1299 ش یا 1339 ق یا 1920 م
    |-
    |-
    |اساتید
    |اساتید
    |data-type='authorTeachers'|
    | data-type="authorTeachers" | [[رشتی، حبیب‌الله|میرزا حبیب‌الله رشتى]]
    [[میرزا نصرالله مدرس]]
     
    [[آیت‌الله محمدابراهیم بروجردى]]
    |-
    |-
    |برخی آثار
    |برخی آثار
    |data-type='authorWritings'|[[القول الصراح في البخاري و صحیحه الجامع]] / نوع اثر: کتاب  / نقش: نويسنده
    | data-type="authorWritings" |[[رسالة في تحدید الکر بالوزن و المساحه]]
    [[رسالة في تحقیق معنی البیع]]
     
    [[نخبه الازهار فی احکام الخیار]]


    [[إفاضه القدیر فی احکام العصیر]] / نوع اثر: کتاب  / نقش: نويسنده
    [[ابانه المختار فی ارث الزوجه من ثمر العقار بعد الاخذ بالخیار]]
    |-class='articleCode'
    |- class="articleCode"
    |کد مولف
    |کد مؤلف
    |data-type='authorCode'|14
    | data-type="authorCode" |AUTHORCODE00014AUTHORCODE
    |}
    |}
    </div>
    </div>
    {{کاربردهای دیگر|غروی (ابهام زدایی)}}


    '''فتح‌الله بن محمدجواد نمازی غروی شیرازی اصفهانی''' (1228-1299ش)، معروف به شیخ‌الشریعه اصفهانى، و شریعت‌مدار، فقیه، اصولی، نویسنده، رهبر انقلاب استقلال طلبانه عراق، وی بعد از درگذشت [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزای دوم]]، مرجعیت عامه شیعه را بر عهده داشت.


    «ملا فتح‌الله اصفهانى»، معروف به شيخ‌الشريعه اصفهانى، در زمستان سال 1228ش12/ ربيع‌الاول 1266ق، در خانه محمدجواد نمازى اصفهانى، به دنيا آمد.
    == ولادت ==
     
    در زمستان سال 1228ش -12/ ربیع‌الاول 1266ق، در خانه [[محمدجواد نمازى اصفهانى]]، به دنیا آمد.
    فتح‌الله در دامان پرمهر مادرى مؤمن كه هيچ‌گاه او را بدون وضو شير نمى‌داد و پدرى دلسوز كه لحظه‌اى از تربيت فرزندش غافل نمى‌شد، رشد كرد و پس از سپرى كردن دوران بازى‌هاى كودكانه، مشغول آموزش قرآن و ديگر كتاب‌هاى مذهبى شد.
     
    او ابتدا در حوزه علميه اصفهان به تحصيل مشغول گرديد. استعداد و پشتكار وى موجب شد كه بتواند با سرعت، مقدمات علوم اسلامى را فراگرفته، در درس فقه و اصول بزرگان مدارس علميه زانوى ادب به زمين بزند. بااين‌حال حضور در درس هترين اساتيد حوزه علميه اصفهان نتوانست تشنگى دانش‌اندوزى او را فرونشاند؛ ازاين‌رو، راهى حوزه علميه مشهد مقدس شد.
     
    در آن شهر از محضر اساتيد برجسته‌اى چون آيت‌الله حاج ميرزا نصرالله مدرس، آيت‌الله محمدابراهيم بروجردى و سيد مرتضى حائرى بهره فراوان جست تا در رديف اساتيد آن ديار شناخته شد. سپس به‌سوى اصفهان مراجعت كرد. تا آن زمان نظريات شيخ مرتضى انصارى در اصفهان شهرتى نداشت، ولى شيخ‌الشريعه به بيان مسلك شيخ مرتضى انصارى همت گماشت.
     
    او در سال 1295ق، راهى نجف اشرف شد و در محضر مراجع تقليد آن زمان (آيات بزرگوار شيخ محمدحسين كاظمى و ميرزا حبيب‌الله رشتى) حاضر شد و خود نيز مجلس درس مهمى تشكيل داد كه بسيارى از دانشمندان حوزه علميه نجف در آن شركت مى‌كردند.
     
    شيخ‌الشريعه در سال 1313ق به شوق معشوق رو به خانه معبود نهاد. او در مكه به مباحثه و گفتگو با علماى اهل سنت پرداخت؛ به‌گونه‌اى كه آنها از احاطه كامل وى به كتاب‌هاى اهل سنت درشگفت شدند.
     
    پس از بازگشت از حج پروانه‌هاى فضيلت پيرامون آن شمع شريعت گرد آمدند. در اين زمان درس او از مهم‌ترين درس‌هاى نجف بشمار مى‌رفت كه صدها نفر در آن شركت مى‌كردند. اين درس‌ها عبارت بودند از:
     
    - دروس عالى فقه و اصول؛
     
    - رجال و درايه؛
     
    - تفسير و علوم قرآن؛
     
    - فلسفه و كلام؛
     
    - درس خلافيات كه در اين درس علت اختلاف نظريات و فتواهاى فقيه بررسى مى‌شد.
     
    او به‌علاوه خطيبى توانا بود كه جمعه‌ها منبر مى‌رفت و به موعظه مى‌پرداخت.
     
    از ديگر امتيازات ايشان اين بود كه وى به تحصيل طب و رياضيات همت گماشته و علاوه بر فرمول‌ها و معادلات رياضى، مطالب زيادى درباره علم پزشكى آموخته بود.
     
    گويند روزى ايشان بيمار شد و وقتى پزشك براى معالجه بر بالين او آمد شيخ‌الشريعه در مورد بيمارى‌اش از كتاب قانون بوعلى سينا مطلبى گفت. پزشك تصور كرد چون شيخ نوع بيمارى خود را مى‌دانسته تنها همان قسمت كتاب را به خاطر سپرده است، ولى در گفتگوهاى بعدى مشخص شد او بيشتر مطالب قانون را آماده در ذهن دارد.
     
    == مرجعيت: ==
     
     
    پس از وفات آيت‌الله ميرزا حبيب‌الله رشتى و آيت‌الله شيخ محمدحسين كاظمينى، شمارى از مردم از شيخ‌الشريعه تقليد مى‌كردند، ولى پس از رحلت ميرزا محمدتقى شيرازى، شيخ‌الشريعه يگانه مرجع جهان تشيع شد؛ بااين‌حال وى رهبرى دينى را چون بارى سنگين بر دوش خود احساس مى‌كرد.
     
    == شبيخون: ==
     
     
    شيخ‌الشريعه در پى مبارزه با تهاجم فرهنگى دشمن كتابخانه مهمى ايجاد كرد كه دانش‌پژوهان از آن استفاده مى‌كردند و از ديگر اقدامات ايشان صدور اعلاميه‌هاى فراوان بود كه پرده از چهره استعمار مى‌زدود. در قسمت‌هايى از يكى از اين اعلاميه‌ها آمده است:
     
    «خدمت علماى بزرگ... و عموم مردم روستاها و شهرها و كوچ‌نشينان... بر آقايان و هوشياران... پوشيده نيست كه بيگانگان از سده‌هاى پيشين و مدت‌ها قبل كوشيده‌اند دارايى مسلمانان را بدزدند و شهر و كشورشان را تصاحب كنند... قرآن سراسر حكمت را از ميان آنان بردارند و آنچه از وسايل مادى و معنوى نزد آنان است نابود سازند. بيگانگان همواره براى دستيابى به اين هدف‌ها نقشه‌هايى ترتيب داده‌اند». سپس چندين نمونه از نقشه‌ها و هدف‌هاى دشمن را در 10 مورد بازگو كرده، در پايان دردمندانه از مسلمانان و ايرانيان مى‌خواهد كه در صف واحد در برابر دشمن متجاوز بايستند.
     
    == دزدان فرهنگ: ==
     
     
    در زمانى كه عراق تحت سلطه انگلستان بود حكومت استعمارگر به مزدوران خود دستور داده بود هر جا كتاب نفيس و قديمى يافتند آن را تصاحب كرده، به كتابخانه لندن بفرستند.
     
    در اين ميان روحانيون آگاهى كه نمى‌خواستند فرهنگ اسلامى به دست كفار غارت شود، در مقابل آنان مى‌ايستادند و استعمارگران با به زندان افكندن ايشان سعى مى‌كردند به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشانند، ولى شيخ شريعت به كمك طلاب آمده، آنها را از بند نجات مى‌داد؛ نمونه‌اى از آن، به زندان افتادن آيت‌الله مرعشى نجفى براى خريدن يك كتاب و سپس آزادى او به همت شيخ‌الشريعه است.
     
    == تقسيم ايران: ==
     


    يك سال پس از انقلاب مشروطه (در سال 1907م) دو كشور استعمارگر روسيه و انگلستان در يك توافق سرى ايران را به 3 منطقه تقسيم كردند؛ مناطق جنوبى سهميه انگلستان و شمال ايران از آن روسيه شد و براى آنكه با هم اختلافى پيدا نكنند قسمت‌هاى مركزى را به‌عنوان منطقه بى‌طرف سهم ايران قرار دادند. در اين هنگام كه تماميت ارضى و استقلال ايران در معرض خطر جدى قرار داشت، شيخ‌الشريعه و ديگر علما درس‌هاى حوزه علميه را تعطيل و خود را براى جهاد آماده كردند.
    == خاندان==


    == ايران در آتش: ==
    آیت‌الله شریعت با یکى از نوادگان آیت‌الله شیخ محمدحسین اصفهانى، مؤلف کتاب فصول ازدواج کرده بود و حاصل این ازدواج 3 فرزند پسر بود:


    # شیخ حسن: وى فرزند بزرگ شیخ‌الشریعه بود و در انقلاب نقش بسزایى داشت.
    # شیخ مهدى: او تقریرات درس پدرش را به رشته تحریر کشید و کتاب «إعلام الأعلام بمولد خیر الأنام» از اوست.
    # شیخ محمد شریعت (1283-1357ق): وى در نجف به تکمیل علوم خود پرداخت. در سال 1331ش، [[بروجردی، حسین|آیت‌الله بروجردى]] او را به‌عنوان نماینده خود راهى اصفهان کرد. شیخ محمد پس از رحلت [[بروجردی، حسین|آیت‌الله بروجردى]] امام امت(ره) را به‌عنوان مرجع اعلم معرفى کرد که عده‌اى از علماى پاکستان هم به پیروى از ایشان امام را مرجع تقلید اعلم به مردم معرفى کردند.


    در سال 1330ق، با حمله روسيه به ايران شهرهاى تبريز، گيلان، رشت، مشهد مقدس و چندين شهر و روستاى ايران اشغال شد. در اين زمان كه ايران در سراشيبى سقوط قرار گرفته بود مراجع تقليد شيعه كه در آن ايام در عراق بودند، تصميم گرفتند با مقاومتى قهرمانانه جلو متجاوزان را بگيرند.
    ==تحصیلات==


    در يازدهم محرم 1330 هيئت علميه نجف به‌همراه صدها نفر از طلاب حوزه علميه و دويست هزار تن از عشاير مسلح به طرف ايران حركت كردند. آنان تصميم گرفتند در سر راه خود به ايران چند روزى در كاظمين توقف كرده، پس از آماده كردن مقدمات لازم به طرف ايران حركت كنند. از جمله اقدامات آنان در كاظمين مى‌توان به ارسال هيئت‌هايى به كشورهاى مختلف براى مذاكره با سران آن كشورها و ارسال اطلاعيه‌هاى فراوان به مسلمانان جهان اشاره كرد؛ ديگر، آماده كردن عشاير ايران براى جهاد بود كه با ارسال تلگراف‌هاى متعدد آنان را به جهاد دعوت كردند. در يكى از اين برگ‌هاى زرين چنين مى‌خوانيم:
    فتح‌الله در دامان پرمهر مادرى مؤمن که هیچ‌گاه او را بدون وضو شیر نمى‌داد و پدرى دلسوز که لحظه‌اى از تربیت فرزندش غافل نمى‌شد، رشد کرد و پس از سپرى کردن دوران بازى‌هاى کودکانه، مشغول آموزش قرآن و دیگر کتاب‌هاى مذهبى شد.


    «به عموم حجج اسلام، سرداران عظام و رؤساى عشاير... از قديم زمان الى كنون به‌واسطه مردانگى عشاير... هرگز به خيال اجانب نمى‌رسيد كه دست‌اندازى به خاك ايران نمايند، چه رسد به سوق عساكر و جسارت... در ممالك اسلاميه. مگر در اين عصر مردانگى ايرانيان محو و نابود و عقايد اسلام پشت گوش‌ها افتاده... ياللمسلمين يك مشهد مقدس... در مملكت شماست، آيا رواست كه با وجود امثال شماها به تصرف كفار درآيد و ننگ تاريخى براى شما، باقى بماند...».
    او ابتدا در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول گردید. استعداد و پشتکار وى موجب شد که بتواند با سرعت، مقدمات علوم اسلامى را فراگرفته، در درس فقه و اصول بزرگان مدارس علمیه زانوى ادب به زمین بزند. بااین‌حال حضور در درس هترین اساتید حوزه علمیه اصفهان نتوانست تشنگى دانش‌اندوزى او را فرونشاند؛ ازاین‌رو، راهى حوزه علمیه مشهد مقدس شد.


    وقتى مردم مسلمان و عشاير غيور ايران خود را براى دفاعى جانانه آماده كردند، وثوق‌الدوله كه در آن زمان رياست هيئت وزرا را به عهده داشت با نيرنگ اولا از حركت علما به طرف ايران ممانعت كرد؛ وانگهى از عشاير و ديگر امت مسلمان ايران خواست از هرگونه اقدامى كه مخالف سياست‌هاى روسيه و انگلستان باشد خوددارى كنند و به آنها هشدار داد كه اگر با نيروهاى در حال پيشروى انگلستان مقابله كنند، دولت آنها را مؤاخذه خواهد كرد و از طرف ديگر مصرانه از علما خواست كه از كاظمين متفرق شوند.
    در آن شهر از محضر اساتید برجسته‌اى چون آیت‌الله حاج [[میرزا نصرالله مدرس]]، [[آیت‌الله محمدابراهیم بروجردى]] و [[سید مرتضى حائرى]] بهره فراوان جست تا در ردیف اساتید آن دیار شناخته شد. سپس به‌سوى اصفهان مراجعت کرد. تا آن زمان نظریات [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ مرتضى انصارى]] در اصفهان شهرتى نداشت، ولى شیخ‌الشریعه به بیان مسلک [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ مرتضى انصارى]] همت گماشت.


    عقب‌نشينى نيروهاى روسيه و اقدامات وثوق‌الدوله كارگر افتاد و آذرخشى كه مى‌رفت خصم را بسوزد توسط دولت ايران خاموش شد و علما كه نمى‌خواستند جنگ داخلى، مشكلات ايران را دوچندان كنند از حركت به طرف ايران منصرف شدند.
    او در سال 1295ق، راهى نجف اشرف شد و در محضر مراجع تقلید آن زمان (آیات بزرگوار شیخ [[محمدحسین کاظمى]] و [[رشتی، حبیب‌الله|میرزا حبیب‌الله رشتى]]) حاضر شد و خود نیز مجلس درس مهمى تشکیل داد که بسیارى از دانشمندان حوزه علمیه نجف در آن شرکت می‌کردند.


    == نبرد اقتصادى: ==
    شیخ‌الشریعه در سال 1313ق به شوق معشوق رو به خانه معبود نهاد. او در مکه به مباحثه و گفتگو با علماى اهل سنت پرداخت؛ به‌گونه‌اى که آنها از احاطه کامل وى به کتاب‌هاى اهل سنت درشگفت شدند.


    پس از بازگشت از حج پروانه‌هاى فضیلت پیرامون آن شمع شریعت گرد آمدند. در این زمان درس او از مهم‌ترین درس‌هاى نجف بشمار مى‌رفت که صدها نفر در آن شرکت می‌کردند.


    شيخ شريعت در كنار ديگر علما در برابر هجوم اقتصادى دشمن دو اقدام مهم انجام داد:
    این درس‌ها عبارت بودند از:


    1. تشويق مردم به ايجاد شركت‌هاى تعاونى؛
    # دروس عالى فقه و اصول؛
    # رجال و درایه؛
    # تفسیر و علوم قرآن؛
    # فلسفه و کلام؛
    # درس خلافیات که در این درس علت اختلاف نظریات و فتواهاى فقیه بررسى مى‌شد.


    2. تحريم خريد و فروش اجناس و وسايل روسيه و انگلستان.
    او به‌علاوه خطیبى توانا بود که جمعه‌ها منبر مى‌رفت و به موعظه مى‌پرداخت.


    البته در اين جبهه نيز زمانى كه مى‌رفت اين مبارزه منفى شكوفه دهد، سفارت انگليس با يك نامه فدايت شوم به وثوق‌الدوله نوشت كه از علما بخواهد فتواهاى خود را ملغى اعلام كنند و وثوق هم همين كار را كرد.
    از دیگر امتیازات ایشان این بود که وى به تحصیل طب و ریاضیات همت گماشته و علاوه بر فرمول‌ها و معادلات ریاضى، مطالب زیادى درباره علم پزشکى آموخته بود.


    == مجتهد مجاهد: ==
    گویند روزى ایشان بیمار شد و وقتى پزشک براى معالجه بر بالین او آمد شیخ‌الشریعه در مورد بیمارى‌اش از کتاب قانون [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|بوعلى سینا]] مطلبى گفت. پزشک تصور کرد چون شیخ نوع بیمارى خود را مى‌دانسته تنها همان قسمت کتاب را به خاطر سپرده است، ولى در گفتگوهاى بعدى مشخص شد او بیشتر مطالب قانون را آماده در ذهن دارد.


    == مرجعیت==


    عراق در جنگ جهانى اول به تصرف انگلستان درآمد و شيخ‌الشريعه ضمن صدور فتواى جهاد، خود به جبهه شتافت و فرماندهى جبهه قرنه را به عهده گرفت.
    پس از وفات آیت‌الله [[رشتی، حبیب‌الله|میرزا حبیب‌الله رشتى]] و آیت‌الله شیخ محمدحسین کاظمینى، شمارى از مردم از شیخ‌الشریعه تقلید می‌کردند، ولى پس از رحلت [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]]، شیخ‌الشریعه یگانه مرجع جهان تشیع شد؛ بااین‌حال وى رهبرى دینى را چون بارى سنگین بر دوش خود احساس مى‌کرد.


    يك بار كه مجتهد مجاهد با كشتى كوچكى به طرف يكى از جبهه‌ها در حركت بود، كشتى آنها شكست و نزديك بود ايشان غرق شود كه ديگر مجاهدان وى را نجات دادند.
    === شبیخون===


    نيروهاى مردمى به فرماندهى علما به مدت هيجده ماه در برابر نيروهاى عظيم انگلستان مقاومت كردند و اگر پيروزى نهايى متفقين و ضعف شكست عثمانى و ديگر متحدانش نبود اشغالگران هيچ‌گاه موفق به اشغال عراق نمى‌شدند.
    شیخ‌الشریعه در پى مبارزه با تهاجم فرهنگى دشمن کتابخانه مهمى ایجاد کرد که دانش‌پژوهان از آن استفاده می‌کردند و از دیگر اقدامات ایشان صدور اعلامیه‌هاى فراوان بود که پرده از چهره استعمار مى‌زدود. در قسمت‌هایى از یکى از این اعلامیه‌ها آمده است:


    == در بستر انقلاب: ==
    «خدمت علماى بزرگ... و عموم مردم روستاها و شهرها و کوچ‌نشینان... بر آقایان و هوشیاران... پوشیده نیست که بیگانگان از سده‌هاى پیشین و مدت‌ها قبل کوشیده‌اند دارایى مسلمانان را بدزدند و شهر و کشورشان را تصاحب کنند... قرآن سراسر حکمت را از میان آنان بردارند و آنچه از وسایل مادى و معنوى نزد آنان است نابود سازند. بیگانگان همواره براى دستیابى به این هدف‌ها نقشه‌هایى ترتیب داده‌اند». سپس چندین نمونه از نقشه‌ها و هدف‌هاى دشمن را در 10 مورد بازگو کرده، در پایان دردمندانه از مسلمانان و ایرانیان مى‌خواهد که در صف واحد در برابر دشمن متجاوز بایستند.


    === دزدان فرهنگ===


    نيروهاى انگلستان و همدستانش در جنگ جهانى اول با طرح اين شعار كه هدف ما رهايى كامل ملت‌هاست توانستند عراق و ديگر كشورهاى عربى را تصرف كنند، اما پس از اشغال عراق، نه‌تنها به آنها استقلال ندادند كه سعى كردند با برگزارى رفراندم فرمايشى به اشغال خود حالت قانونى دهند و آنگاه كه عده‌اى از آزادى‌خواهان درخواست استقلال كردند آنها را تبعيد و زندانى كردند.
    در زمانى که عراق تحت سلطه انگلستان بود حکومت استعمارگر به مزدوران خود دستور داده بود هر جا کتاب نفیس و قدیمى یافتند آن را تصاحب کرده، به کتابخانه لندن بفرستند.


    در اين هنگام آيت‌الله ميرزا محمدتقى شيرازى با صدور فتوايى به عراقيان اجازه داد كه اگر انگليسيان از دادن حقوق آنها سرباززدند، آنان دست به اسلحه برند و حق خود را بازپس گيرند و اين‌گونه بود كه آتش انقلاب در عراق زبانه كشيد.
    در این میان روحانیون آگاهى که نمى‌خواستند فرهنگ اسلامى به دست کفار غارت شود، در مقابل آنان مى‌ایستادند و استعمارگران با به زندان افکندن ایشان سعى می‌کردند به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشانند، ولى شیخ شریعت به کمک طلاب آمده، آنها را از بند نجات مى‌داد؛ نمونه‌اى از آن، به زندان افتادن [[مرعشی، سید شهاب‌الدین|آیت‌الله مرعشى نجفى]] براى خریدن یک کتاب و سپس آزادى او به همت شیخ‌الشریعه است.


    در هنگامى كه تمامى شهرهاى عراق در آتش انقلاب مى‌سوخت، ناگهان آيت‌الله ميرزا محمدتقى شيرازى كه در اين زمان رهبرى انقلاب را به عهده داشت، به‌طور مرموزانه‌اى درگذشت، ولى در آن لحظات حساس آيت‌الله شريعت اصفهانى علم برزمين‌افتاده ميرزاى شيرازى را برداشت و با صدور بيانيه‌اى از مردم عراق خواست به انقلاب ادامه دهند و سپس در اجتماعى كه در صحن حضرت على(ع) برگزار شده بود، حاضر شد و درحالى‌كه به علت كهولت و ناتوانى نمى‌توانست به‌تنهايى راه برود با كمك چند نفر از اطرافيان بر فراز منبر قرار گرفت و پس از تسليت از دست دادن ميرزا، مجاهدان را به استقامت فراخواند و آنگاه آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهانى را به‌عنوان نماينده خود انتخاب كرد و پرچم جهاد را به دست او سپرد.
    === تقسیم ایران===


    در همين ايام ويلسون، نماينده انگلستان در عراق تصميم گرفت با فرستادن پيام تسليتى باب گفتگو با شيخ را باز كند و او را به پندار خود بفريبد، اما نتوانست و انقلاب همچنان ادامه يافت.
    یک سال پس از انقلاب مشروطه (در سال 1907م) دو کشور استعمارگر روسیه و انگلستان در یک توافق سرى ایران را به 3 منطقه تقسیم کردند؛ مناطق جنوبى سهمیه انگلستان و شمال ایران از آن روسیه شد و براى آنکه با هم اختلافى پیدا نکنند قسمت‌هاى مرکزى را به‌عنوان منطقه بى‌طرف سهم ایران قرار دادند. در این هنگام که تمامیت ارضى و استقلال ایران در معرض خطر جدى قرار داشت، شیخ‌الشریعه و دیگر علما درس‌هاى حوزه علمیه را تعطیل و خود را براى جهاد آماده کردند.


    متعاقب اين اوضاع نيروهاى انگليسى كه در ايران و هند مستقر بودند به طرف عراق روانه شدند، تااينكه تعداد آنها به يكصد و پنجاه هزار نفر رسيد كه به انواع سلاح‌هاى پيشرفته و هواپيماهاى جنگى مجهز بودند. قدرت روزافزون نيروهاى انگلستان، تمام شدن منابع مالى مجاهدان و قرار گرفتن آنان در محاصره اقتصادى و نظامى، نيز تغيير سياست انگلستان و پيشنهاد تشكيل حكومت ملى در عراق از طرف ديگر موجب شد كه بين رهبران جهاد اختلاف افتد و انقلاب متوقف شود. اگر انقلاب به پيروزى نظامى مى‌رسيد علما مى‌توانستند با تشكيل حكومت اسلامى، عراقى آباد و آزاد بسازند. عوامل فوق در كنار سستى‌اى كه به‌مناسبت شروع فصل كشاورزى در مردم عراق پديد آمده بود، باعث شد كه نيروهاى انگلستان بتوانند به طرف شهرهاى مقدس پيشروى و كربلا، كوفه و آنگاه نجف را اشغال كنند.
    === ایران در آتش===


    پس از اشغال نجف 17 تن از علما و از جمله حسن فرزند شيخ‌الشريعه دستگير و براى تبعيد روانه بصره شدند.
    در سال 1330ق، با حمله روسیه به ایران شهرهاى تبریز، گیلان، رشت، مشهد مقدس و چندین شهر و روستاى ایران اشغال شد. در این زمان که ایران در سراشیبى سقوط قرار گرفته بود مراجع تقلید شیعه که در آن ایام در عراق بودند، تصمیم گرفتند با مقاومتى قهرمانانه جلو متجاوزان را بگیرند.


    == خاندان: ==
    در یازدهم محرم 1330 هیئت علمیه نجف به‌همراه صدها نفر از طلاب حوزه علمیه و دویست هزار تن از عشایر مسلح به طرف ایران حرکت کردند. آنان تصمیم گرفتند در سر راه خود به ایران چند روزى در کاظمین توقف کرده، پس از آماده کردن مقدمات لازم به طرف ایران حرکت کنند. از جمله اقدامات آنان در کاظمین مى‌توان به ارسال هیئت‌هایى به کشورهاى مختلف براى مذاکره با سران آن کشورها و ارسال اطلاعیه‌هاى فراوان به مسلمانان جهان اشاره کرد؛ دیگر، آماده کردن عشایر ایران براى جهاد بود که با ارسال تلگراف‌هاى متعدد آنان را به جهاد دعوت کردند. در یکى از این برگ‌هاى زرین چنین مى‌خوانیم:


    «به عموم حجج اسلام، سرداران عظام و رؤساى عشایر... از قدیم زمان الى کنون به‌واسطه مردانگى عشایر... هرگز به خیال اجانب نمى‌رسید که دست‌اندازى به خاک ایران نمایند، چه رسد به سوق عساکر و جسارت... در ممالک اسلامیه. مگر در این عصر مردانگى ایرانیان محو و نابود و عقاید اسلام پشت گوش‌ها افتاده... یاللمسلمین یک مشهد مقدس... در مملکت شماست، آیا رواست که با وجود امثال شماها به تصرف کفار درآید و ننگ تاریخى براى شما، باقى بماند...».


    آيت‌الله شريعت با يكى از نوادگان آيت‌الله شيخ محمدحسين اصفهانى، مؤلف كتاب فصول ازدواج كرده بود و حاصل اين ازدواج 3 فرزند پسر بود:
    وقتى مردم مسلمان و عشایر غیور ایران خود را براى دفاعى جانانه آماده کردند، وثوق‌الدوله که در آن زمان ریاست هیئت وزرا را به عهده داشت با نیرنگ اولا از حرکت علما به طرف ایران ممانعت کرد؛ وانگهى از عشایر و دیگر امت مسلمان ایران خواست از هرگونه اقدامى که مخالف سیاست‌هاى روسیه و انگلستان باشد خوددارى کنند و به آنها هشدار داد که اگر با نیروهاى در حال پیشروى انگلستان مقابله کنند، دولت آنها را مؤاخذه خواهد کرد و از طرف دیگر مصرانه از علما خواست که از کاظمین متفرق شوند.


    1. شيخ حسن: وى فرزند بزرگ شيخ‌الشريعه بود و در انقلاب نقش بسزايى داشت.
    عقب‌نشینى نیروهاى روسیه و اقدامات وثوق‌الدوله کارگر افتاد و آذرخشى که مى‌رفت خصم را بسوزد توسط دولت ایران خاموش شد و علما که نمى‌خواستند جنگ داخلى، مشکلات ایران را دوچندان کنند از حرکت به طرف ایران منصرف شدند.


    2. شيخ مهدى: او تقريرات درس پدرش را به رشته تحرير كشيد و كتاب «إعلام الأعلام بمولد خير الأنام» از اوست.
    === نبرد اقتصادى===


    3. شيخ محمد شريعت (1283-1357ق): وى در نجف به تكميل علوم خود پرداخت. در سال 1331ش، آيت‌الله بروجردى او را به‌عنوان نماينده خود راهى اصفهان كرد. شيخ محمد پس از رحلت آيت‌الله بروجردى امام امت(ره) را به‌عنوان مرجع اعلم معرفى كرد كه عده‌اى از علماى پاكستان هم به پيروى از ايشان امام را مرجع تقليد اعلم به مردم معرفى كردند.
    شیخ شریعت در کنار دیگر علما در برابر هجوم اقتصادى دشمن دو اقدام مهم انجام داد:


    == اساتيد ==
    #تشویق مردم به ایجاد شرکت‌هاى تعاونى؛
    #تحریم خرید و فروش اجناس و وسایل روسیه و انگلستان.


    البته در این جبهه نیز زمانى که مى‌رفت این مبارزه منفى شکوفه دهد، سفارت انگلیس با یک نامه فدایت شوم به وثوق‌الدوله نوشت که از علما بخواهد فتواهاى خود را ملغى اعلام کنند و وثوق هم همین کار را کرد.


    1. ملا حيدرعلى اصفهانى؛
    === مجتهد مجاهد===


    2. آيت‌الله نصرالله مدرس؛
    عراق در جنگ جهانى اول به تصرف انگلستان درآمد و شیخ‌الشریعه ضمن صدور فتواى جهاد، خود به جبهه شتافت و فرماندهى جبهه قرنه را به عهده گرفت.


    3. شيخ محمدصادق تنكابنى؛
    یک بار که مجتهد مجاهد با کشتى کوچکى به طرف یکى از جبهه‌ها در حرکت بود، کشتى آنها شکست و نزدیک بود ایشان غرق شود که دیگر مجاهدان وى را نجات دادند.


    4. ملا احمد سبزوارى؛
    نیروهاى مردمى به فرماندهى علما به مدت هیجده ماه در برابر نیروهاى عظیم انگلستان مقاومت کردند و اگر پیروزى نهایى متفقین و ضعف شکست عثمانى و دیگر متحدانش نبود اشغالگران هیچ‌گاه موفق به اشغال عراق نمى‌شدند.


    5. شيخ عبدالجواد خراسانى؛
    === در بستر انقلاب===


    6. آيت‌الله ملا محمدباقر اصفهانى؛
    نیروهاى انگلستان و همدستانش در جنگ جهانى اول با طرح این شعار که هدف ما رهایى کامل ملت‌هاست توانستند عراق و دیگر کشورهاى عربى را تصرف کنند، اما پس از اشغال عراق، نه‌تنها به آنها استقلال ندادند که سعى کردند با برگزارى رفراندم فرمایشى به اشغال خود حالت قانونى دهند و آنگاه که عده‌اى از آزادى‌خواهان درخواست استقلال کردند آنها را تبعید و زندانى کردند.


    7. شيخ حسين‌على تويسركانى ملايرى؛
    در این هنگام آیت‌الله [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] با صدور فتوایى به عراقیان اجازه داد که اگر انگلیسیان از دادن حقوق آنها سرباززدند، آنان دست به اسلحه برند و حق خود را بازپس گیرند و این‌گونه بود که آتش انقلاب در عراق زبانه کشید.


    8. آيت‌الله شيخ محمدتقى هروى؛
    در هنگامى که تمامى شهرهاى عراق در آتش انقلاب مى‌سوخت، ناگهان آیت‌الله [[شیرازی، محمدتقی بن محب‌علی|میرزا محمدتقى شیرازى]] که در این زمان رهبرى انقلاب را به عهده داشت، به‌طور مرموزانه‌اى درگذشت، ولى در آن لحظات حساس آیت‌الله شریعت اصفهانى علم برزمین‌افتاده [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|میرزاى شیرازى]] را برداشت و با صدور بیانیه‌اى از مردم عراق خواست به انقلاب ادامه دهند و سپس در اجتماعى که در صحن [[علی بن ابی‎طالب(ع)، امام اول|حضرت على(ع)]] برگزار شده بود، حاضر شد و درحالى‌که به علت کهولت و ناتوانى نمى‌توانست به‌تنهایى راه برود با کمک چند نفر از اطرافیان بر فراز منبر قرار گرفت و پس از تسلیت از دست دادن میرزا، مجاهدان را به استقامت فراخواند و آنگاه آیت‌الله [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانى]] را به‌عنوان نماینده خود انتخاب کرد و پرچم جهاد را به دست او سپرد.


    9. آيت‌الله شيخ محمدرحيم بروجردى؛
    در همین ایام ویلسون، نماینده انگلستان در عراق تصمیم گرفت با فرستادن پیام تسلیتى باب گفتگو با شیخ را باز کند و او را به پندار خود بفریبد، اما نتوانست و انقلاب همچنان ادامه یافت.


    10. آيت‌الله شيخ محمدحسين كاظمينى؛
    متعاقب این اوضاع نیروهاى انگلیسى که در ایران و هند مستقر بودند به طرف عراق روانه شدند، تااینکه تعداد آنها به یکصد و پنجاه هزار نفر رسید که به انواع سلاح‌هاى پیشرفته و هواپیماهاى جنگى مجهز بودند. قدرت روزافزون نیروهاى انگلستان، تمام شدن منابع مالى مجاهدان و قرار گرفتن آنان در محاصره اقتصادى و نظامى، نیز تغییر سیاست انگلستان و پیشنهاد تشکیل حکومت ملى در عراق از طرف دیگر موجب شد که بین رهبران جهاد اختلاف افتد و انقلاب متوقف شود. اگر انقلاب به پیروزى نظامى مى‌رسید علما مى‌توانستند با تشکیل حکومت اسلامى، عراقى آباد و آزاد بسازند. عوامل فوق در کنار سستى‌اى که به‌مناسبت شروع فصل کشاورزى در مردم عراق پدید آمده بود، باعث شد که نیروهاى انگلستان بتوانند به طرف شهرهاى مقدس پیشروى و کربلا، کوفه و آنگاه نجف را اشغال کنند.


    11. آيت‌الله ميرزا حبيب‌الله رشتى.
    پس از اشغال نجف 17 تن از علما و از جمله حسن فرزند شیخ‌الشریعه دستگیر و براى تبعید روانه بصره شدند.


    == اساتید ==
    {{ستون-شروع|2}}
    # ملا حیدرعلى اصفهانى؛
    # آیت‌الله نصرالله مدرس؛
    # شیخ محمدصادق تنکابنى؛
    # ملا احمد سبزوارى؛
    # شیخ عبدالجواد خراسانى؛
    # آیت‌الله ملا محمدباقر اصفهانى؛
    # شیخ حسین‌على تویسرکانى ملایرى؛
    # آیت‌الله شیخ محمدتقى هروى؛
    # آیت‌الله شیخ محمدرحیم بروجردى؛
    # آیت‌الله شیخ محمدحسین کاظمینى؛
    # [[رشتی، حبیب‌الله|آیت‌الله میرزا حبیب‌الله رشتى]].
    {{پایان}}
    == شاگردان ==
    == شاگردان ==


    صدها نفر از طلاب علوم دینى در جلسات درس ایشان شرکت می‌کردند که بسیارى از آنان بعدها در زمره مراجع تقلید درآمدند، نامى‌ترین آنان عبارتند از آیات عظام:
    {{ستون-شروع|2}}


    صدها نفر از طلاب علوم دينى در جلسات درس ايشان شركت مى‌كردند كه بسيارى از آنان بعدها در زمره مراجع تقليد درآمدند، نامى‌ترين آنان عبارتند از آيات عظام:
    # شیخ [[حائری یزدی، عبدالکریم|عبدالکریم حائرى]]؛
    # سید محمد[[بروجردی، حسین|حسین بروجردى]]؛
    # سید [[عراقی، ضیاء‎الدین|ضیاءالدین عراقى]]؛
    # سید [[مرعشی، سید شهاب‌الدین|شهاب‌الدین مرعشى نجفى]]؛
    # سید عبدالهادى حسینى شیرازى؛
    # [[حکیم، سید محسن|سید محسن طباطبایى حکیم]]؛
    # سید محمد کوه‌کمره‌اى (حجت)؛
    # سید محمدتقى خوانسارى؛
    # محمدعلى شاه‌آبادى.
    {{پایان}}


    1. شيخ عبدالكريم حائرى؛
    == وفات ==
     
    2. سيد محمدحسين بروجردى؛
     
    3. سيد ضياءالدين عراقى؛
     
    4. سيد شهاب‌الدين مرعشى نجفى؛
     
    5. سيد عبدالهادى حسينى شيرازى؛
     
    6. سيد محسن طباطبايى حكيم؛
     
    7. سيد محمد كوه‌كمره‌اى (حجت)؛


    8. سيد محمدتقى خوانسارى؛
    سرانجام روح پرفتوح آیت‌الله شریعت اصفهانى پس از عمرى تلاش در راه اسلام و قرآن در شب یک‌شنبه هشتم ربیع‌الثانى سال 1339ق، قفس تن را شکست و آن نفس مطمئنه به پروردگارش پیوست و پیکر مطهرش در جوار قبر امیرمؤمنان(ع) به خاک سپرده شد.


    9. محمدعلى شاه‌آبادى.
    == آثار ==


    == تأليفات ==
    از آنجا که شریعت در علوم گوناگون اسلامى مهارت داشت، در بسیارى از رشته‌ها نوشته‌هایى پربها از خود به یادگار گذاشت که هریک در علوم مختلف حاکى از فزونى دانش اوست. از آن همه، پاره‌اى رساله در موضوعات فقهى و اصولى است. در علم تفسیر، فلسفه، کلام و ادبیات عرب نیز داراى آثارى نیکوست.
     
     
    از آنجا كه شريعت در علوم گوناگون اسلامى مهارت داشت، در بسيارى از رشته‌ها نوشته‌هايى پربها از خود به يادگار گذاشت كه هريك در علوم مختلف حاكى از فزونى دانش اوست. از آن همه، پاره‌اى رساله در موضوعات فقهى و اصولى است. در علم تفسير، فلسفه، كلام و ادبيات عرب نيز داراى آثارى نيكوست.


    برخى از آثار وى عبارتند از:
    برخى از آثار وى عبارتند از:
     
    {{ستون-شروع|2}}
    1. نخبة الأزهار في أحكام الخيار؛
     
    # نخبة الأزهار فی أحکام الخیار؛
    2. القول الصراح في البخاري و صحيحه الجامع؛
    # القول الصراح فی البخاری و صحیحه الجامع؛
     
    # إبانة المختار فی إرث الزوجة من ثمن العقار بعد الأخذ بالخیار.
    3. إبانة المختار في إرث الزوجة من ثمن العقار بعد الأخذ بالخيار.
    # انارة الحالک فی قرائة ملک و مالک
     
    # رسالة فی احکام العصیر العنبی
    == وفات ==
    # اصالة الصحه
     
    # حاشیه فصول
     
    # قاعده صدور در حکمت
    سرانجام روح پرفتوح آيت‌الله شريعت اصفهانى پس از عمرى تلاش در راه اسلام و قرآن در شب يك‌شنبه هشتم ربيع‌الثانى سال 1339ق، قفس تن را شكست و آن نفس مطمئنه به پروردگارش پيوست و پيكر مطهرش در جوار قبر امير مؤمنان(ع) به خاك سپرده شد.
    # قاعده ضرر
    # افاضة القدیر فی خل العصیر
    # قاعده طهارت
    {{پایان}}


    == منابع مقاله ==
    == منابع مقاله ==


    ر.ک. گلشن ابرار، محمدعلى محمدى، ج1، ص471.


    1. أعيان الشيعة، سيد محسن امين عاملى، ج8، ص391-392.
    {{مطالعات زن و خانواده}}
     
    2. الذريعة، آقابزرگ تهرانى، ج4، ص158.
     
    3. علماى معاصرين، ص124.
     
    4. ايران و جهان اسلام، ص200.
     
    5. اسنادى درباره هجوم انگليس و روس به ايران، فصل ششم.
     
    6. نگاهى به تاريخ، صادقى تهرانى، ص16.
     
    7. لمحات اجتماعية من تاريخ العراق الحديث، ج5، ص309.
     
    8. تذكره علماى اماميه پاكستان، ص313.
     
    9. گلشن ابرار، محمدعلى محمدى، ج1، ص471.


    ==وابسته‌ها==
    {{وابسته‌ها}}


    == وابسته‌ها ==
    [[أحكام الصلاة (شريعت اصفهانی)]]  
    [[احکام الصلاه]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده


    [[احکام ملاقی الشبهات المحصوره]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[احکام ملاقی الشبهات المحصوره]]  


    [[رسالة في تحدید الکر بالوزن و المساحه]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[رسالة في تحدید الکر بالوزن و المساحه]]  


    [[رسالة في تحقیق معنی البیع]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[رسالة في تحقیق معنی البیع]]  


    [[نخبه الازهار فی احکام الخیار]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[نخبه الازهار فی احکام الخیار]]  


    [[ابانه المختار فی ارث الزوجه من ثمر العقار بعد الاخذ بالخیار]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[ابانه المختار فی ارث الزوجه من ثمر العقار بعد الاخذ بالخیار]]  


    [[صیانه الابانه]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[صیانه الابانه]]  


    [[قاعدة لا ضرر]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[قاعدة لا ضرر]]  


    [[القول الصراح في البخاري و صحیحه الجامع]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[القول الصراح في البخاري و صحیحه الجامع]]  


    [[الإستصحابیة]] / نوع اثر: کتاب / نقش: تقریظ
    [[الإستصحابیة]]  


    [[■■■  افاضه القدیر فی احکام العصیر (این اتوماسیون حذف و به عنوان رساله دوم اتوماسیون 2700 ثبت گردید)]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده


    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:مراجع تقلید]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۳۴

    شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد
    نام شریعت اصفهانی، فتح‌‎الله بن محمدجواد
    نام‎های دیگر اص‍ف‍ه‍ان‍ی‌، ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دج‍واد

    ش‍ی‍خ‌ال‍ش‍ری‍ع‍ه‌ الاص‍ف‍ه‍ان‍ی‌

    غ‍روی‌، ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌

    ف‍ت‍ح‌ال‍ل‍ه‌ غ‍روی‌

    غروی اصفهانی، فتح‌الله

    نام پدر محمدجواد نمازى اصفهانى
    متولد 1228 ش یا 1850 م
    محل تولد اصفهان
    رحلت 1299 ش یا 1339 ق یا 1920 م
    اساتید میرزا حبیب‌الله رشتى

    میرزا نصرالله مدرس

    آیت‌الله محمدابراهیم بروجردى

    برخی آثار رسالة في تحدید الکر بالوزن و المساحه

    رسالة في تحقیق معنی البیع

    نخبه الازهار فی احکام الخیار

    ابانه المختار فی ارث الزوجه من ثمر العقار بعد الاخذ بالخیار

    کد مؤلف AUTHORCODE00014AUTHORCODE

    فتح‌الله بن محمدجواد نمازی غروی شیرازی اصفهانی (1228-1299ش)، معروف به شیخ‌الشریعه اصفهانى، و شریعت‌مدار، فقیه، اصولی، نویسنده، رهبر انقلاب استقلال طلبانه عراق، وی بعد از درگذشت میرزای دوم، مرجعیت عامه شیعه را بر عهده داشت.

    ولادت

    در زمستان سال 1228ش -12/ ربیع‌الاول 1266ق، در خانه محمدجواد نمازى اصفهانى، به دنیا آمد.

    خاندان

    آیت‌الله شریعت با یکى از نوادگان آیت‌الله شیخ محمدحسین اصفهانى، مؤلف کتاب فصول ازدواج کرده بود و حاصل این ازدواج 3 فرزند پسر بود:

    1. شیخ حسن: وى فرزند بزرگ شیخ‌الشریعه بود و در انقلاب نقش بسزایى داشت.
    2. شیخ مهدى: او تقریرات درس پدرش را به رشته تحریر کشید و کتاب «إعلام الأعلام بمولد خیر الأنام» از اوست.
    3. شیخ محمد شریعت (1283-1357ق): وى در نجف به تکمیل علوم خود پرداخت. در سال 1331ش، آیت‌الله بروجردى او را به‌عنوان نماینده خود راهى اصفهان کرد. شیخ محمد پس از رحلت آیت‌الله بروجردى امام امت(ره) را به‌عنوان مرجع اعلم معرفى کرد که عده‌اى از علماى پاکستان هم به پیروى از ایشان امام را مرجع تقلید اعلم به مردم معرفى کردند.

    تحصیلات

    فتح‌الله در دامان پرمهر مادرى مؤمن که هیچ‌گاه او را بدون وضو شیر نمى‌داد و پدرى دلسوز که لحظه‌اى از تربیت فرزندش غافل نمى‌شد، رشد کرد و پس از سپرى کردن دوران بازى‌هاى کودکانه، مشغول آموزش قرآن و دیگر کتاب‌هاى مذهبى شد.

    او ابتدا در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول گردید. استعداد و پشتکار وى موجب شد که بتواند با سرعت، مقدمات علوم اسلامى را فراگرفته، در درس فقه و اصول بزرگان مدارس علمیه زانوى ادب به زمین بزند. بااین‌حال حضور در درس هترین اساتید حوزه علمیه اصفهان نتوانست تشنگى دانش‌اندوزى او را فرونشاند؛ ازاین‌رو، راهى حوزه علمیه مشهد مقدس شد.

    در آن شهر از محضر اساتید برجسته‌اى چون آیت‌الله حاج میرزا نصرالله مدرس، آیت‌الله محمدابراهیم بروجردى و سید مرتضى حائرى بهره فراوان جست تا در ردیف اساتید آن دیار شناخته شد. سپس به‌سوى اصفهان مراجعت کرد. تا آن زمان نظریات شیخ مرتضى انصارى در اصفهان شهرتى نداشت، ولى شیخ‌الشریعه به بیان مسلک شیخ مرتضى انصارى همت گماشت.

    او در سال 1295ق، راهى نجف اشرف شد و در محضر مراجع تقلید آن زمان (آیات بزرگوار شیخ محمدحسین کاظمى و میرزا حبیب‌الله رشتى) حاضر شد و خود نیز مجلس درس مهمى تشکیل داد که بسیارى از دانشمندان حوزه علمیه نجف در آن شرکت می‌کردند.

    شیخ‌الشریعه در سال 1313ق به شوق معشوق رو به خانه معبود نهاد. او در مکه به مباحثه و گفتگو با علماى اهل سنت پرداخت؛ به‌گونه‌اى که آنها از احاطه کامل وى به کتاب‌هاى اهل سنت درشگفت شدند.

    پس از بازگشت از حج پروانه‌هاى فضیلت پیرامون آن شمع شریعت گرد آمدند. در این زمان درس او از مهم‌ترین درس‌هاى نجف بشمار مى‌رفت که صدها نفر در آن شرکت می‌کردند.

    این درس‌ها عبارت بودند از:

    1. دروس عالى فقه و اصول؛
    2. رجال و درایه؛
    3. تفسیر و علوم قرآن؛
    4. فلسفه و کلام؛
    5. درس خلافیات که در این درس علت اختلاف نظریات و فتواهاى فقیه بررسى مى‌شد.

    او به‌علاوه خطیبى توانا بود که جمعه‌ها منبر مى‌رفت و به موعظه مى‌پرداخت.

    از دیگر امتیازات ایشان این بود که وى به تحصیل طب و ریاضیات همت گماشته و علاوه بر فرمول‌ها و معادلات ریاضى، مطالب زیادى درباره علم پزشکى آموخته بود.

    گویند روزى ایشان بیمار شد و وقتى پزشک براى معالجه بر بالین او آمد شیخ‌الشریعه در مورد بیمارى‌اش از کتاب قانون بوعلى سینا مطلبى گفت. پزشک تصور کرد چون شیخ نوع بیمارى خود را مى‌دانسته تنها همان قسمت کتاب را به خاطر سپرده است، ولى در گفتگوهاى بعدى مشخص شد او بیشتر مطالب قانون را آماده در ذهن دارد.

    مرجعیت

    پس از وفات آیت‌الله میرزا حبیب‌الله رشتى و آیت‌الله شیخ محمدحسین کاظمینى، شمارى از مردم از شیخ‌الشریعه تقلید می‌کردند، ولى پس از رحلت میرزا محمدتقى شیرازى، شیخ‌الشریعه یگانه مرجع جهان تشیع شد؛ بااین‌حال وى رهبرى دینى را چون بارى سنگین بر دوش خود احساس مى‌کرد.

    شبیخون

    شیخ‌الشریعه در پى مبارزه با تهاجم فرهنگى دشمن کتابخانه مهمى ایجاد کرد که دانش‌پژوهان از آن استفاده می‌کردند و از دیگر اقدامات ایشان صدور اعلامیه‌هاى فراوان بود که پرده از چهره استعمار مى‌زدود. در قسمت‌هایى از یکى از این اعلامیه‌ها آمده است:

    «خدمت علماى بزرگ... و عموم مردم روستاها و شهرها و کوچ‌نشینان... بر آقایان و هوشیاران... پوشیده نیست که بیگانگان از سده‌هاى پیشین و مدت‌ها قبل کوشیده‌اند دارایى مسلمانان را بدزدند و شهر و کشورشان را تصاحب کنند... قرآن سراسر حکمت را از میان آنان بردارند و آنچه از وسایل مادى و معنوى نزد آنان است نابود سازند. بیگانگان همواره براى دستیابى به این هدف‌ها نقشه‌هایى ترتیب داده‌اند». سپس چندین نمونه از نقشه‌ها و هدف‌هاى دشمن را در 10 مورد بازگو کرده، در پایان دردمندانه از مسلمانان و ایرانیان مى‌خواهد که در صف واحد در برابر دشمن متجاوز بایستند.

    دزدان فرهنگ

    در زمانى که عراق تحت سلطه انگلستان بود حکومت استعمارگر به مزدوران خود دستور داده بود هر جا کتاب نفیس و قدیمى یافتند آن را تصاحب کرده، به کتابخانه لندن بفرستند.

    در این میان روحانیون آگاهى که نمى‌خواستند فرهنگ اسلامى به دست کفار غارت شود، در مقابل آنان مى‌ایستادند و استعمارگران با به زندان افکندن ایشان سعى می‌کردند به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشانند، ولى شیخ شریعت به کمک طلاب آمده، آنها را از بند نجات مى‌داد؛ نمونه‌اى از آن، به زندان افتادن آیت‌الله مرعشى نجفى براى خریدن یک کتاب و سپس آزادى او به همت شیخ‌الشریعه است.

    تقسیم ایران

    یک سال پس از انقلاب مشروطه (در سال 1907م) دو کشور استعمارگر روسیه و انگلستان در یک توافق سرى ایران را به 3 منطقه تقسیم کردند؛ مناطق جنوبى سهمیه انگلستان و شمال ایران از آن روسیه شد و براى آنکه با هم اختلافى پیدا نکنند قسمت‌هاى مرکزى را به‌عنوان منطقه بى‌طرف سهم ایران قرار دادند. در این هنگام که تمامیت ارضى و استقلال ایران در معرض خطر جدى قرار داشت، شیخ‌الشریعه و دیگر علما درس‌هاى حوزه علمیه را تعطیل و خود را براى جهاد آماده کردند.

    ایران در آتش

    در سال 1330ق، با حمله روسیه به ایران شهرهاى تبریز، گیلان، رشت، مشهد مقدس و چندین شهر و روستاى ایران اشغال شد. در این زمان که ایران در سراشیبى سقوط قرار گرفته بود مراجع تقلید شیعه که در آن ایام در عراق بودند، تصمیم گرفتند با مقاومتى قهرمانانه جلو متجاوزان را بگیرند.

    در یازدهم محرم 1330 هیئت علمیه نجف به‌همراه صدها نفر از طلاب حوزه علمیه و دویست هزار تن از عشایر مسلح به طرف ایران حرکت کردند. آنان تصمیم گرفتند در سر راه خود به ایران چند روزى در کاظمین توقف کرده، پس از آماده کردن مقدمات لازم به طرف ایران حرکت کنند. از جمله اقدامات آنان در کاظمین مى‌توان به ارسال هیئت‌هایى به کشورهاى مختلف براى مذاکره با سران آن کشورها و ارسال اطلاعیه‌هاى فراوان به مسلمانان جهان اشاره کرد؛ دیگر، آماده کردن عشایر ایران براى جهاد بود که با ارسال تلگراف‌هاى متعدد آنان را به جهاد دعوت کردند. در یکى از این برگ‌هاى زرین چنین مى‌خوانیم:

    «به عموم حجج اسلام، سرداران عظام و رؤساى عشایر... از قدیم زمان الى کنون به‌واسطه مردانگى عشایر... هرگز به خیال اجانب نمى‌رسید که دست‌اندازى به خاک ایران نمایند، چه رسد به سوق عساکر و جسارت... در ممالک اسلامیه. مگر در این عصر مردانگى ایرانیان محو و نابود و عقاید اسلام پشت گوش‌ها افتاده... یاللمسلمین یک مشهد مقدس... در مملکت شماست، آیا رواست که با وجود امثال شماها به تصرف کفار درآید و ننگ تاریخى براى شما، باقى بماند...».

    وقتى مردم مسلمان و عشایر غیور ایران خود را براى دفاعى جانانه آماده کردند، وثوق‌الدوله که در آن زمان ریاست هیئت وزرا را به عهده داشت با نیرنگ اولا از حرکت علما به طرف ایران ممانعت کرد؛ وانگهى از عشایر و دیگر امت مسلمان ایران خواست از هرگونه اقدامى که مخالف سیاست‌هاى روسیه و انگلستان باشد خوددارى کنند و به آنها هشدار داد که اگر با نیروهاى در حال پیشروى انگلستان مقابله کنند، دولت آنها را مؤاخذه خواهد کرد و از طرف دیگر مصرانه از علما خواست که از کاظمین متفرق شوند.

    عقب‌نشینى نیروهاى روسیه و اقدامات وثوق‌الدوله کارگر افتاد و آذرخشى که مى‌رفت خصم را بسوزد توسط دولت ایران خاموش شد و علما که نمى‌خواستند جنگ داخلى، مشکلات ایران را دوچندان کنند از حرکت به طرف ایران منصرف شدند.

    نبرد اقتصادى

    شیخ شریعت در کنار دیگر علما در برابر هجوم اقتصادى دشمن دو اقدام مهم انجام داد:

    1. تشویق مردم به ایجاد شرکت‌هاى تعاونى؛
    2. تحریم خرید و فروش اجناس و وسایل روسیه و انگلستان.

    البته در این جبهه نیز زمانى که مى‌رفت این مبارزه منفى شکوفه دهد، سفارت انگلیس با یک نامه فدایت شوم به وثوق‌الدوله نوشت که از علما بخواهد فتواهاى خود را ملغى اعلام کنند و وثوق هم همین کار را کرد.

    مجتهد مجاهد

    عراق در جنگ جهانى اول به تصرف انگلستان درآمد و شیخ‌الشریعه ضمن صدور فتواى جهاد، خود به جبهه شتافت و فرماندهى جبهه قرنه را به عهده گرفت.

    یک بار که مجتهد مجاهد با کشتى کوچکى به طرف یکى از جبهه‌ها در حرکت بود، کشتى آنها شکست و نزدیک بود ایشان غرق شود که دیگر مجاهدان وى را نجات دادند.

    نیروهاى مردمى به فرماندهى علما به مدت هیجده ماه در برابر نیروهاى عظیم انگلستان مقاومت کردند و اگر پیروزى نهایى متفقین و ضعف شکست عثمانى و دیگر متحدانش نبود اشغالگران هیچ‌گاه موفق به اشغال عراق نمى‌شدند.

    در بستر انقلاب

    نیروهاى انگلستان و همدستانش در جنگ جهانى اول با طرح این شعار که هدف ما رهایى کامل ملت‌هاست توانستند عراق و دیگر کشورهاى عربى را تصرف کنند، اما پس از اشغال عراق، نه‌تنها به آنها استقلال ندادند که سعى کردند با برگزارى رفراندم فرمایشى به اشغال خود حالت قانونى دهند و آنگاه که عده‌اى از آزادى‌خواهان درخواست استقلال کردند آنها را تبعید و زندانى کردند.

    در این هنگام آیت‌الله میرزا محمدتقى شیرازى با صدور فتوایى به عراقیان اجازه داد که اگر انگلیسیان از دادن حقوق آنها سرباززدند، آنان دست به اسلحه برند و حق خود را بازپس گیرند و این‌گونه بود که آتش انقلاب در عراق زبانه کشید.

    در هنگامى که تمامى شهرهاى عراق در آتش انقلاب مى‌سوخت، ناگهان آیت‌الله میرزا محمدتقى شیرازى که در این زمان رهبرى انقلاب را به عهده داشت، به‌طور مرموزانه‌اى درگذشت، ولى در آن لحظات حساس آیت‌الله شریعت اصفهانى علم برزمین‌افتاده میرزاى شیرازى را برداشت و با صدور بیانیه‌اى از مردم عراق خواست به انقلاب ادامه دهند و سپس در اجتماعى که در صحن حضرت على(ع) برگزار شده بود، حاضر شد و درحالى‌که به علت کهولت و ناتوانى نمى‌توانست به‌تنهایى راه برود با کمک چند نفر از اطرافیان بر فراز منبر قرار گرفت و پس از تسلیت از دست دادن میرزا، مجاهدان را به استقامت فراخواند و آنگاه آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانى را به‌عنوان نماینده خود انتخاب کرد و پرچم جهاد را به دست او سپرد.

    در همین ایام ویلسون، نماینده انگلستان در عراق تصمیم گرفت با فرستادن پیام تسلیتى باب گفتگو با شیخ را باز کند و او را به پندار خود بفریبد، اما نتوانست و انقلاب همچنان ادامه یافت.

    متعاقب این اوضاع نیروهاى انگلیسى که در ایران و هند مستقر بودند به طرف عراق روانه شدند، تااینکه تعداد آنها به یکصد و پنجاه هزار نفر رسید که به انواع سلاح‌هاى پیشرفته و هواپیماهاى جنگى مجهز بودند. قدرت روزافزون نیروهاى انگلستان، تمام شدن منابع مالى مجاهدان و قرار گرفتن آنان در محاصره اقتصادى و نظامى، نیز تغییر سیاست انگلستان و پیشنهاد تشکیل حکومت ملى در عراق از طرف دیگر موجب شد که بین رهبران جهاد اختلاف افتد و انقلاب متوقف شود. اگر انقلاب به پیروزى نظامى مى‌رسید علما مى‌توانستند با تشکیل حکومت اسلامى، عراقى آباد و آزاد بسازند. عوامل فوق در کنار سستى‌اى که به‌مناسبت شروع فصل کشاورزى در مردم عراق پدید آمده بود، باعث شد که نیروهاى انگلستان بتوانند به طرف شهرهاى مقدس پیشروى و کربلا، کوفه و آنگاه نجف را اشغال کنند.

    پس از اشغال نجف 17 تن از علما و از جمله حسن فرزند شیخ‌الشریعه دستگیر و براى تبعید روانه بصره شدند.

    اساتید

    1. ملا حیدرعلى اصفهانى؛
    2. آیت‌الله نصرالله مدرس؛
    3. شیخ محمدصادق تنکابنى؛
    4. ملا احمد سبزوارى؛
    5. شیخ عبدالجواد خراسانى؛
    6. آیت‌الله ملا محمدباقر اصفهانى؛
    7. شیخ حسین‌على تویسرکانى ملایرى؛
    8. آیت‌الله شیخ محمدتقى هروى؛
    9. آیت‌الله شیخ محمدرحیم بروجردى؛
    10. آیت‌الله شیخ محمدحسین کاظمینى؛
    11. آیت‌الله میرزا حبیب‌الله رشتى.

    شاگردان

    صدها نفر از طلاب علوم دینى در جلسات درس ایشان شرکت می‌کردند که بسیارى از آنان بعدها در زمره مراجع تقلید درآمدند، نامى‌ترین آنان عبارتند از آیات عظام:

    1. شیخ عبدالکریم حائرى؛
    2. سید محمدحسین بروجردى؛
    3. سید ضیاءالدین عراقى؛
    4. سید شهاب‌الدین مرعشى نجفى؛
    5. سید عبدالهادى حسینى شیرازى؛
    6. سید محسن طباطبایى حکیم؛
    7. سید محمد کوه‌کمره‌اى (حجت)؛
    8. سید محمدتقى خوانسارى؛
    9. محمدعلى شاه‌آبادى.

    وفات

    سرانجام روح پرفتوح آیت‌الله شریعت اصفهانى پس از عمرى تلاش در راه اسلام و قرآن در شب یک‌شنبه هشتم ربیع‌الثانى سال 1339ق، قفس تن را شکست و آن نفس مطمئنه به پروردگارش پیوست و پیکر مطهرش در جوار قبر امیرمؤمنان(ع) به خاک سپرده شد.

    آثار

    از آنجا که شریعت در علوم گوناگون اسلامى مهارت داشت، در بسیارى از رشته‌ها نوشته‌هایى پربها از خود به یادگار گذاشت که هریک در علوم مختلف حاکى از فزونى دانش اوست. از آن همه، پاره‌اى رساله در موضوعات فقهى و اصولى است. در علم تفسیر، فلسفه، کلام و ادبیات عرب نیز داراى آثارى نیکوست.

    برخى از آثار وى عبارتند از:

    1. نخبة الأزهار فی أحکام الخیار؛
    2. القول الصراح فی البخاری و صحیحه الجامع؛
    3. إبانة المختار فی إرث الزوجة من ثمن العقار بعد الأخذ بالخیار.
    4. انارة الحالک فی قرائة ملک و مالک
    5. رسالة فی احکام العصیر العنبی
    6. اصالة الصحه
    7. حاشیه فصول
    8. قاعده صدور در حکمت
    9. قاعده ضرر
    10. افاضة القدیر فی خل العصیر
    11. قاعده طهارت

    منابع مقاله

    ر.ک. گلشن ابرار، محمدعلى محمدى، ج1، ص471.


    وابسته‌ها