مجلسی، محمدتقی: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات زندگینامه | {{جعبه اطلاعات زندگینامه | ||
| عنوان = محمدتقی مجلسی | | عنوان = محمدتقی مجلسی | ||
| تصویر = | | تصویر =NUR05055.jpg | ||
| اندازه تصویر = | | اندازه تصویر = | ||
| توضیح تصویر = | | توضیح تصویر = | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
{{کاربردهای دیگر|مجلسی (ابهام زدایی)}} | {{کاربردهای دیگر|مجلسی (ابهام زدایی)}} | ||
'''محمدتقی بن مقصودعلی اصفهانی''' (۱۰۰۲-۱۰۷۰ قمری) مشهور به '''مجلسی اول''' و '''ملا محمدتقی مجلسی'''، از برجستهترین فقیهان، محدثان و مفسران شیعه در قرن یازدهم هجری و از چهرههای شاخص دوران صفویه است. وی پدر [[مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی|علامه محمدباقر مجلسی]] (صاحب [[بحار الانوار]]) و از شاگردان برجسته [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایی]] و [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد|میرداماد]] بود. مجلسی اول نخستین کسی است که پس از ظهور صفویه، حدیث شیعه را در اصفهان نشر داد و پس از استادانش، در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز جمعه و تدریس علوم دینی پرداخت. از مهمترین آثار او میتوان به [[روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه]] (به عربی) و [[لوامع | '''محمدتقی بن مقصودعلی اصفهانی''' (۱۰۰۲-۱۰۷۰ قمری) مشهور به '''مجلسی اول''' و '''ملا محمدتقی مجلسی'''، از برجستهترین فقیهان، محدثان و مفسران شیعه در قرن یازدهم هجری و از چهرههای شاخص دوران صفویه است. وی پدر [[مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی|علامه محمدباقر مجلسی]] (صاحب [[بحار الانوار]]) و از شاگردان برجسته [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایی]] و [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد|میرداماد]] بود. مجلسی اول نخستین کسی است که پس از ظهور صفویه، حدیث شیعه را در اصفهان نشر داد و پس از استادانش، در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز جمعه و تدریس علوم دینی پرداخت. از مهمترین آثار او میتوان به [[روضة المتقين في شرح من لايحضره الفقيه|روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه]] (به عربی) و [[لوامع صاحبقراني المشتهر بشرح الفقيه]] (به فارسی) اشاره کرد که هر دو شرحی بر کتاب [[من لايحضره الفقيه|من لا یحضره الفقیه]] [[ابن بابویه، محمد بن علی|شیخ صدوق]] هستند. وی با تربیت فرزندانی چون [[مجلسی، محمدباقر|علامه مجلسی]] و [[آمنه بیگم]] (همسر [[مازندرانی، محمدصالح بن احمد|ملا صالح مازندرانی]]) و شاگردانی مانند [[محقق خوانساری، حسین بن محمد|آقا حسین خوانساری]]، نقش بیبدیلی در گسترش علوم دینی ایفا کرد. از ویژگیهای برجسته او میتوان به زهد، پارسایی، ریاضت شرعی و کرامات متعدد اشاره کرد که در منابع معتبر ثبت شده است. | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۱۵
| محمدتقی مجلسی | |
|---|---|
| نام کامل | محمدتقی بن مقصودعلی اصفهانی |
| نامهای دیگر | مجلسی اول، ملا محمدتقی مجلسی |
| لقب | علامه مجلسی اول |
| نسب | از نوادگان ابونعیم اصفهانی (از پدر) و محمد بن حسن نطنزی (از مادر) |
| نام پدر | مقصودعلی اصفهانی (مجلسی) |
| ولادت | ۱۰۰۲ یا ۱۰۰۳ قمری |
| محل تولد | اصفهان، ایران |
| محل زندگی | اصفهان، نجف |
| رحلت | ۱۱ شعبان ۱۰۷۰ قمری |
| مدفن | مسجد جامع اصفهان |
| طول عمر | ۶۷ یا ۶۸ سال |
| همسر | دختر صدرالدین محمد عاشوری قمی |
| فرزندان | محمدباقر مجلسی (علامه مجلسی)، آمنه بیگم (همسر ملا محمدصالح مازندرانی)، میرزا عزیزالله، ملا عبدالله، سه دختر دیگر (همسران ملا محمدعلی استرآبادی، ملا میرزا محمد شیروانی، میرزا کمالالدین محمد فسائی) |
| خویشاوندان | علامه محمدباقر مجلسی (فرزند)، ملا محمدصالح مازندرانی (داماد) |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه دوازدهامامی (گرایش به اخباریگری معتدل) |
| پیشه | فقیه، محدث، مفسر، متکلم |
| منصب | امام جمعه مسجد جامع اصفهان |
| پس از | شیخ بهایی، میرداماد |
| اطلاعات علمی | |
| درجه علمی | مجتهد، امام جمعه مسجد جامع اصفهان |
| علایق پژوهشی | حدیث، فقه، تفسیر، رجال، اخلاق |
| اساتید | |
| معاصرین | شاه عباس اول، شاه صفی، شاه عباس دوم |
| شاگردان |
|
| برخی آثار |
|
محمدتقی بن مقصودعلی اصفهانی (۱۰۰۲-۱۰۷۰ قمری) مشهور به مجلسی اول و ملا محمدتقی مجلسی، از برجستهترین فقیهان، محدثان و مفسران شیعه در قرن یازدهم هجری و از چهرههای شاخص دوران صفویه است. وی پدر علامه محمدباقر مجلسی (صاحب بحار الانوار) و از شاگردان برجسته شیخ بهایی و میرداماد بود. مجلسی اول نخستین کسی است که پس از ظهور صفویه، حدیث شیعه را در اصفهان نشر داد و پس از استادانش، در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز جمعه و تدریس علوم دینی پرداخت. از مهمترین آثار او میتوان به روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (به عربی) و لوامع صاحبقراني المشتهر بشرح الفقيه (به فارسی) اشاره کرد که هر دو شرحی بر کتاب من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق هستند. وی با تربیت فرزندانی چون علامه مجلسی و آمنه بیگم (همسر ملا صالح مازندرانی) و شاگردانی مانند آقا حسین خوانساری، نقش بیبدیلی در گسترش علوم دینی ایفا کرد. از ویژگیهای برجسته او میتوان به زهد، پارسایی، ریاضت شرعی و کرامات متعدد اشاره کرد که در منابع معتبر ثبت شده است.
ولادت
محمدتقی بن مقصودعلی اصفهانی در سال ۱۰۰۲ یا ۱۰۰۳ قمری در شهر اصفهان، پایتخت حکومت صفویه، دیده به جهان گشود. پدرش ملا مقصودعلی اصفهانی (معروف به مجلسی) از اهل علم و ادب بود و با تخلص «مجلسی» شعر میسرود و در ترویج مذهب شیعه میکوشید. نسب محمدتقی از سوی پدر به حافظ ابونعیم اصفهانی (محدث و مورخ نامی قرن چهارم و پنجم) و از سوی مادر به محمد بن حسن نطنزی میرسد.
خاندان
خاندان مجلسی از پرافتخارترین خاندانهای علمی شیعه در قرون اخیر است. جد اعلای این خاندان، حافظ ابونعیم اصفهانی (۳۳۶-۴۳۰ ق) مؤلف کتاب معروف «حلیة الأولیاء» است. پدر محمدتقی، ملا مقصودعلی اصفهانی، نخستین فرد از این خاندان است که به «مجلسی» شهرت یافت. وی مردی صاحبکمال و باورع بود و به دلیل مجلسآرایی بینظیر، «مجلسی» تخلص میکرد و به همین جهت این خاندان به مجلسی مشهور شدند.
از میان فرزندان محمدتقی مجلسی، مشهورترین آنان عبارتند از:
- محمدباقر مجلسی(علامه مجلسی) - صاحب بحار الانوار و از بزرگترین علمای شیعه
- آمنه بیگم- مشهورترین دختر وی که همسر ملا محمدصالح مازندرانی (شارح اصول کافی) بود و خود از زنان عالم و فاضل عصر خویش به شمار میرفت
- میرزا عزیزالله (۱۰۲۵-۱۰۷۴ ق) - از دانشمندان و نویسنده کتاب «انشای وقایع الروم»
- ملا عبدالله- که برای تبلیغ و نشر علوم اهل بیت(ع) به هندوستان رفت و در حدود سال ۱۰۸۴ ق در همانجا درگذشت.
سه دختر دیگر وی نیز به ترتیب همسران این علمای بزرگ بودند:
- همسر ملا محمدعلی استرآبادی (صاحب المشترکات فی الرجال)
- همسر ملا میرزا محمد شیروانی
- همسر میرزا کمالالدین محمد فسائی (شارح شافیه)
اساتید
محمدتقی مجلسی در محضر دانشمندان بسیاری تلمذ کرد و از خرمن علم آنان خوشهها چید. مهمترین اساتید وی عبارتند از:
- پدرش ملا مقصودعلی اصفهانی - اولین استاد وی
- شیخ بهایی (۹۵۳-۱۰۳۱ ق) - از بزرگترین علمای شیعه در همه اعصار
- میرداماد (متوفای ۱۰۴۱ ق) - معروف به معلم ثالث
- ملا عبدالله شوشتری (متوفای ۱۰۲۱ ق)
- میرفندرسکی (متوفای ۱۰۵۰ ق) - فیلسوف و عارف نامی
- قاضی ابوالسرور
- امیر اسحاق استرآبادی
- شیخ عبدالله بن جابر عاملی - پسرعمه مجلسی
- ملا محمدقاسم عاملی - دایی مجلسی
- سید شرفالدین علی شولستانی - از محدثان حوزه نجف که مجلسی در سال ۱۰۳۴ ق (۳۱ سالگی) به نجف رفت و در ۳۳ سالگی از وی اجازه نقل حدیث دریافت کرد.
شاگردان
مجلسی اول شاگردان برجستهای تربیت کرد که هر یک از مفاخر عالم تشیع به شمار میروند:
- محمدباقر مجلسی (علامه مجلسی) - فرزند وی که بحارالانوار را نوشت
- آقا حسین خوانساری (۱۰۱۶-۱۰۹۸ ق) - از فقیهان و اصولیان بزرگ
- ملا محمدصالح مازندرانی (متوفای ۱۰۸۱ ق) - داماد وی و شارح اصول کافی
- میرزا عزیزالله مجلسی - فرزند وی
- ملا عبدالله مجلسی - فرزند وی
- سید عبدالحسین خاتونآبادی
- ملا میرزای شیروانی
- ملا محمدصادق کرباسی
- سید شرفالدین علی گلستانه
- میرزا ابراهیم اردکانی یزدی
- ملا ابوالقاسم بن محمد گلپایگانی
- بدرالدین بن احمد عاملی
- میرزا تاجالدین گلستانه
شخصیت و مقام علمی
مجلسی اول را از نخستین اخباریان معتدل دانستهاند. وی در کتاب لوامع صاحبقرانی، پس از اشاره به علل پیدایش اخباریگری، به ستایش حرکت محمدامین استرآبادی (مؤسس اخباریگری) پرداخته و نوشته است: «الحق، اکثر آنچه مولانا محمدامین گفته است، حق است». با این حال، رویکرد او معتدل و میانهرو بود و به اصول فقه نیز توجه داشت.
مرحوم محدث قمی در کتاب شریف فوائد الرضویه در شرح فضائل و مناقب وی چنین نگاشته است: «محمدتقی بن المقصود علی الملقب بالمجلسی الاول جامع الفنون العقلیة و النقلیة حاوی الفضائل العلمیة و العملیة صاحب النفس القدسیة و السمات الملکیة و المقامات العلیة و المنامات الصادقة الروحانیة و الإلهامات الربانیة ناشر الاخبار الدینیة المؤید بالفیض القدسى والد شیخنا العلامة محمدباقر المجلسی قدس اللّٰه سرّهما و رفع فی الملإ الاعلى ذکرهما».
صاحب حدائق المقربین نیز درباره او گفته است: «ملا محمدتقی تلمیذ ملا عبداللّٰه شوشتری و شیخ بهاءالدین بوده و در علم فقه و تفسیر و حدیث و رجال فائق اهل دهر خویش بود و در زهد و تقوى و عبادت و ورع و ترک دنیا تالی تلو استادش ملا عبداللّٰه بوده و پیوسته در ایام حیات خود مشغول به ریاضیات و مجاهدات و تهذیب اخلاق و عبادات و ترویج أحادیث و سعی در حوائج مؤمنین و هدایت خلق بوده و به یمن همتش احادیث اهلبیت عصمت علیهمالسلام انتشار یافت و بنور هدایتش جمع بسیارى هدایت یافتند».
محدث نوری در فیض قدسی درباره مقام وی چنین مینویسد: «محمدتقی فرزند مقصود علی، ملقب به مجلسی، یگانه دوران و نادره روزگار خویش است. در بزرگواری، وثاقت، امانت، بلندمرتبگی و تخصص در علوم، بلندآوازهتر از آن است که بیان گردد و والاتر از آن که عبارت، گویای شأنش باشد. وی پارساترین، پرهیزگارترین و پرستندهترین فرد روزگار خویش بوده است. فیض وجودش در امور دینی و دنیایی بیشتر عام و خاص عصر خویش را شامل گردیده و روایات ائمه معصومین (ع) را در اصفهان منتشر ساخته است».
مرتضی مطهری نیز او را از علمای بسیار بزرگ و صاحب تألیفات و مقامات معنوی فراوان توصیف کرده است.
ویژگیهای اخلاقی و معنوی
محمدتقی مجلسی از جمله علمایی بود که همزمان با تحصیل علم، به تهذیب نفس و سیر و سلوک معنوی نیز اهتمام ویژهای داشت. ویژگیهای برجسته اخلاقی او عبارت بود از:
- زهد و پارسایی: وی در زهد و تقوا و عبادت و ترک دنیا، پس از استادش ملا عبدالله شوشتری، برترین فرد عصر خود بود.
- ریاضت شرعی: پیوسته به ریاضات شرعی و مجاهدات نفسانی مشغول بود.
- تهذیب اخلاق: تمام همت خود را مصروف تهذیب اخلاق و خودسازی میکرد.
- عبادت: در عبادت و بندگی خداوند شهره بود و شبزندهداریهای او زبانزد خاص و عام بود.
- خدمت به مؤمنین: همواره در رفع حوائج مؤمنان و هدایت خلق میکوشید.
وفات
محمدتقی مجلسی در یازدهم شعبان سال ۱۰۷۰ قمری در اصفهان رحلت نمود. در تاریخ وفات او این عبارات گفته شده است: «مسجد و منبر از صفا افتاد» و نیز «صاحب علم رفت از عالم» و نیز «افسر شرع افتاد و بیسر و پا کشت فضل». پیکر مطهرش در مسجد جامع اصفهان به خاک سپرده شد و مزارش تاکنون محل زیارت ارادتمندان اهل بیت(ع) است.
آثار
و از براى او مصنفات شریفه نافعه مانند شرح بر من لا یحضره الفقیه به فارسیه و شرح دیگر به عربیه و شرح او بر صحیفه کامله و بر بعض کتاب تهذیب و بر زیارت جامعه و بر حدیث همام و حواشى او بر اصول کافى و رساله در افعال حج و رساله در رضاع و اجازات کثیره إلى غیر ذلک، و این بزرگوار مؤید من عند اللّٰه و استاد علماء و مربّى فضلاء بوده و آثار او در اسلام بسیار است و اگر نباشد از آثار جز نجل جلیل و فرزند نبیلش هر آینه کفایت مىکند تا چه رسد به سایر علماى دیگر که تلمیذ او بودهاند و مصنفات نافعه فائقهاش و نشر دادن او صحیفه کامله را در میان مردم و غیر ذلک.
مرحوم مجلسى در بحار مىنویسد که بعد از ائمه معصومین علیهمالسلام پدرم سبب و وسیله شد که من به درجات عالیات و راههاى هدایت رسیدم.
کرامات او
اول شیخ مرحوم ما نور اللّٰه مرقده در حکایت 64 نجم ثاقب از شرح من لا یحضره الفقیه ملا محمدتقى مذکور نقل کرده که در ضمن احوال متوکل بن عمیر که راوى صحیفه کامله است فرموده که من در اوایل بلوغ طالب بودم مرضات خداوندى را و ساعى بودم در طلب رضاى او و مرا از ذکر جنابش قرارى نبود تا آن که دیدم در میان بیدارى و خواب که صاحب الزمان صلوات اللّٰه علیه ایستاده در مسجد جامع قدیم که در اصفهان است قریب بدر طنابى است که الآن مدرس من است پس سلام کردم بر آن جناب و قصد کردم که پاى مبارکش را ببوسم پس نگذاشت مرا و گرفت مرا پس بوسیدم دست مبارکش را و پرسیدم از آن جناب مسائلى که مشکل شده بود بر من که یکى از آنها این بود که من وسوسه داشتم در نماز خود و مىگفتم که آنها نیست به نحوى که از من خواستهاند و من مشغول بودم به قضا و میسر نبود براى من نماز شب و سؤال کردم از شیخ خود شیخ بهائى علیه الرحمة از حکم آن
پس گفت: به جاى آر یک نماز ظهر و عصر و مغرب بقصد نماز شب و من چنین مىکردم
پس سؤال کردم از حجت علیهالسّلام که من نماز شب بکنم
فرمود نماز شب بکن و به جاى نیار مانند آن نماز مصنوعى که مىکردى
و غیر اینها از مسائلى که در خاطرم نماند
آن گاه گفتم اى مولاى من میسر نمىشود براى من که برسم به خدمت تو در هر وقتى پس عطا کن بمن کتابى که همیشه عمل کنم بر آن
پس فرمود که من عطا کردم به جهت تو کتابى به مولى محمد تاج و من در خواب او را مىشناختم پس فرمود برو و بگیر آن کتاب را از او
پس بیرون رفتم از در مسجدى که مقابل روى آن جناب بود به سمت دار بطیخ که محلهایست در اصفهان پس چون رسیدم به آن شخص و مرا دید گفت ترا صاحب الامر فرستاده نزد من گفتم آرى پس بیرون آورد از بغل خود کتاب کهنه چون باز کردم آن را و ظاهر شد براى من که آن کتاب دعا است پس بوسیدم آن را و بر چشم خود گذاشتم و برگشتم از نزد او و متوجه شدم بسوى صاحب الأمر علیهالسلام که بیدار شدم و آن کتاب با من نبود
پس شروع کردم در تضرع و گریه و ناله به جهت فوت آن کتاب تا طلوع فجر پس چون فارغ شدم از نماز و تعقیب و در دلم چنین افتاده بود که مولانا محمد همان شیخ بهائى است و نامیدن حضرت او را به تاج به جهت اشتهار اوست در میان علماء پس چون رفتم به مدرس او که در جوار مسجد جامع بود دیدم او را که مشغول است به مقابله صحیفه کامله و خواننده سید صالح أمیر ذو الفقار گلپایگانى پس ساعتى نشستم تا فارغ شد از آن کار و ظاهر آن بود که کلام ایشان در سند صحیفه بود لکن به جهت غمى که بر من مستولى بود نفهمیدم سخن او و سخن ایشان را و من گریه مىکردم پس رفتم نزد شیخ و خواب خود را به او گفتم و گریه مىکردم به جهت فوات کتاب
پس شیخ گفت بشارت باد ترا به علوم الهیه و معارف یقینیه و تمام آن چه همیشه مىخواستى تا آن که گفته پس قلبم ساکن نشد و بیرون رفتم با گریه و تفکر تا آن که در دلم افتاد که بروم به آن سمتى که در خواب به آن جا رفتم پس چون رسیدم به محله دار بطیخ پس دیدم مرد صالحى را که اسمش آقا حسن بود و ملقب به تاج پس چون رسیدم به او و سلام کردم بر او گفت یا فلان کتب وقفیه نزد من است که هر طلبه که از آن مىکرد عمل نمىکند به شروط وقف و تو عمل مىکنى به آن بیا و نظر کن باین کتب و هر چه را که محتاجى به آن بگیر پس با او رفتم در کتابخانه او پس اول کتابى که بمن داد کتابى بود که در خواب دیده بودم پس شروع کردم در گریه و ناله و گفتم مرا کفایت مىکند
و در خاطر ندارم که خواب را براى او گفتم یا نه و آمدم در نزد شیخ و شروع کردم در مقابله با نسخه او که جد پدر او نوشته بود از نسخه شهید ره و شهید ره نسخه خود را نوشته بود از نسخه عمید الرؤساء و ابن سکون و مقابله کرده بود با نسخه ابن ادریس بدون واسطه یا به یک واسطه و نسخه که حضرت صاحب الأمر علیهالسّلام بمن عطا فرمود از خط شهید ره نوشته شده بود و نهایت موافقت داشت با آن نسخه حتى در نسخها که در حاشیه آن نوشته شده بود
و بعد از آن که فارغ شدم از مقابله شروع کردند مردم در مقابله نزد من و به برکت عطاى حجت علیهالسّلام گردید صحیفه کامله در بلاد مانند آفتاب طالع در هر خانه و سیما در اصفهان زیرا که براى اکثر مردم صحیفههاى متعدده است و اکثر ایشان صلحاء و اهل دعا شدند و بسیارى از ایشان مستجاب الدعوة و این آثار معجزهایست از حضرت صاحب علیهالسّلام و آن چه خداوند عطا فرمود بمن از برکت صحیفه احصاى آن را نمىتوانم بکنم.
رؤیاى دوم در فضیلت زیارت جامعه و حقانیت او پس فرمود:
چون حضرت آفریدهگار مرا توفیق زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام کرامت فرمود در حوالى روضه مقدسه مشغول به مجاهدات گشتم و به برکت آن بزرگوار مکاشفات بسیار بر من روى داد که عقول ضعیفه آن را متحمل نمىتواند شد در آن عالم دیدم بلکه اگر بخواهم مىگویم که در میان نوم و یقظه بودم که ناگاه دیدم که در سرّ من رأى هستم و مشهد آنجا را در غایت ارتفاع و زینت دیدم و دیدم لباس سبزى از لباسهاى بهشت بر سر قبر امامین همامین عسکریین افکنده بودند که در دنیا مثل آن را ندیده بودم و آقاى ما حضرت صاحب الأمر صلوات اللّٰه علیه را دیدم که نشسته و بر قبر تکیه کرده و روى آن جناب به جانب در است پس چون آن جناب را دیدم شروع کردم به خواندن زیارت جامعه به صوت بلند مانند مدح گویندگان
پس چون تمام کردم آن جناب فرمود که خوب زیارتى است عرضه کردم کهاى آقاى من روحم به فداى تو باد این زیارت جد تست و اشاره کردم به جانب قبر مبارک
فرمود: بلى داخل شو چون داخل شدم نزدیک در ایستادم آن جناب فرمود که پیش بیا عرض کردم که مىترسم به سبب ترک ادب کافر شوم
آن جناب فرمود که چون به اذن ما باشد باکى نیست پس اندکى پیش رفتم و حال آن که ترسناک بودم و مىلرزیدم
پس آن جناب فرمود که پیش بیا بنشین عرض کردم که مىترسم پس فرمود که مترس و بنشین پس چون نشستم مانند نشستن غلامى در نزد آقاى خود
آن بزرگوار فرمود استراحت کن و مربع بنشین پس به درستى که تو زحمت کشیده و پیاده و پاى برهنه آمدى
بالجمله از آنجا بالنسبة باین بنده الطاف عظیمه و مکالمات لطیفه واقع شد که اکثر آنها را فراموش نمودم پس از خواب بیدار شدم
و همان روز اسباب زیارت فراهم آمد بعد آن که مدتى بود که راه مسدود بود پس موانع رفع شد و با پاى برهنه و پیاده به زیارت آن جناب شرفیاب شدم و شبى در روضه مقدسه مکرر این زیارت را خواندم و در راه و در روضه کرامات عظیمه و معجزات غریبه ظاهر شد.