حکیم ترمذی، محمد بن علی
| ابوعبدالله محمد بن علی حکیم ترمذی | |
|---|---|
![]() حکیم ترمذی، محمد بن علی | |
| نام کامل | ابوعبدالله محمد بن علی بن حسن (حسین) بن بشر ترمذی |
| نامهای دیگر | حکیم ترمذی |
| لقب | حکیم ترمذی |
| نام پدر | علی بن حسن یا علی بن حسین |
| ولادت | بین سالهای ۲۰۵ تا ۲۱۵ قمری |
| محل تولد | ترمذ، ایران (ماوراءالنهر) |
| محل زندگی | ترمذ، بغداد، مکه، بلخ |
| رحلت | بین سالهای ۲۹۵ تا ۳۰۰ قمری (یا ۳۲۰ قمری) |
| دین | اسلام |
| پیشه | محدث، عارف، نویسنده |
| اطلاعات علمی | |
| علایق پژوهشی | عرفان اسلامی، حدیث، تفسیر باطنی، انسانشناسی، جهانشناسی |
| اساتید |
|
| شاگردان | احمد بن محمد بن عیسی، حسن بن علی جوزجانی، ابوبکر وراق ترمذی |
| برخی آثار |
|
ابوعبداللّه محمد بن على بن حسن (حسین) بن بشر تِرمِذى (متوفای بین سالهای 295 و 300ق یا 320)، (متوفای بین ۲۹۵-۳۰۰ق)، ملقب به حکیم ترمذی، محدث، نویسنده و از عرفای بزرگ قرن سوم هجری است. وی به احتمال بسیار بین سالهای ۲۰۵ تا ۲۱۵ق در خانوادهای اهل علم در ترمذ به دنیا آمد. پدرش محدث بود و احتمالاً اولین معلم او نیز پدرش بوده است. ترمذی به سرزمینهای شرق اسلامی سفر کرد و در شهرهایی چون بغداد حدیث شنید. در بیست و هشت سالگی به حج رفت و در زمان اقامتش در مکه حالی روحانی به او دست داد که خود آن را سرآغاز سلوک عارفانهاش خوانده است. بر اثر این حال، میل شدیدی به کنارهگیری از دنیا یافت و شروع به حفظ قرآن کرد. پس از بازگشت به موطنش به ریاضتهای شدید پرداخت و پس از چندی گروهی گرد او جمع شدند. دیدگاههای او سبب بدنامیاش شد و نزد مقامات حكومتی به ارتداد متهم گردید. ترمذی برای دفاع از خود به بلخ رفت و توانست این اتهام را رفع کند. وی نخستین مؤلفی است که نوشتههایش ترکیبی از تجارب عرفانی، انسانشناسی، جهانشناسی و الهیات اسلامی است. نظام فکری ترمذی نماینده حکمت قدیم اسلامی است که هنوز عناصر سنت فلسفی ارسطویی و نوافلاطونی را نپذیرفته است. او از تصوف زمان خود، به ویژه مکتب بغداد، فاصله گرفت و در آثارش کلمه صوفی را به کار نبرد. از مهمترین آثار او میتوان به «ختم الاولیاء» (درباره ختم ولایت)، «نوادر الأصول» (شرح و تفسیر ۲۹۱ حدیث نبوی در هفت جلد)، «علل الشریعة» (تأویل عرفانی تکالیف شرعی)، «كتاب الصلوة»، «المنهيات»، «كتاب الحقوق»، «كتاب الأمثال»، «كتاب الفروق»، «رياضة النفس»، «أدب النفس»، «منازل القاصدين» (درباره هفت مقام سیر و سلوک)، «علم الأولياء» و «الفرق بين الآيات و الكرامات» اشاره کرد. عالمان و عرفایی چون امام محمد غزالی و ابن عربی نیز از آثار و افکار او بهره بردهاند.
ولادت
وى به احتمال بسيار، بين سالهاى 205 و 215ق در خانوادهاى اهل علم، در ترمذ به دنيا آمد. پدرش علىبن حسن يا علىبن حسين، محدّث بود.
تحصیلات
احتمالاً اولين معلمِ او پدرش بود. ترمذى نيز مانند او به سرزمينهاى شرق اسلامى سفر كرد و در شهرهایى چون بغداد حديث شنيد. در بيست و هشت سالگى به حج رفت. در زمان اقامتش در مكه حالى روحانى به او دست داد كه خود آن را سرآغاز سلوك عارفانهاش خوانده است. بر اثر اين حال، وى ميل شديدى به كنارهگيرى از دنيا يافت و شروع به حفظ قرآن كرد.
ترمذى پس از بازگشت به موطنش، به رياضتهاى شديد پرداخت و پس از چندى گروهى گرد او جمع شدند. ظاهراً ديدگاههاى او سبب بدنامىاش شد و سرانجام نزد مقامات حكومتى متهم به ارتداد گرديد. ترمذى براى دفاع از خود، به اقامتگاه حاكم در بلخ رفت و گويا توانست اين اتهام را رفع كند.
بخشى از شرح حالى كه ترمذى از خود به جا گذاشته، شرح رؤياهاى او و همسرش است كه با مضامين رمزى، از وصول وى به مقامات عرفانى خبر مىدهد.
ترمذى براى نگارش آثارش از منابع مختلفى بهره برده است؛ وى بى اينكه شيعه باشد، از شيعه و حتى از جريانهاى افراطى آن (غاليان)، مطالبى اخذ كرد، از افكار و آراى گنوسى و نوافلاطونى استفاده كرد و مدتى نيز به خواندن علوم طبيعى پرداخت. او همه اين عناصر فكرى را با تجربههاى عرفانى خود درآميخت. وى نخستين مؤلفى است كه نوشتههايش تركيبى از تجارب عرفانى، انسانشناسى، جهانشناسى و الاهيات اسلامى است. به طور كلى، نظام فكرى ترمذى نماينده حكمت قديم اسلامى است كه هنوز عناصر سنّت فلسفى ارسطويى و نوافلاطونى را نپذيرفته است.
ترمذى تا حد متكلمان و فقيهان تحصيل كرد و بر كل معارف اسلامى زمان خود احاطه داشت. او از تصوف زمان خود، به ويژه مكتب بغداد، فاصله گرفت و در آثارش كلمه صوفى را به كار نبرد. وى را به جهت طلب حكمت و معرفت عرفانى درباره آدم و عالم، بايد حكيم دانست.
وفات
ترمذى به احتمال بسيار، بين 295 و 300ق درگذشت. بسيارى از صوفيه را از مريدان و پيروان او دانستهاند، از جمله احمد بن محمد بن عيسى از مشايخ عراق، حسن بن على جوزجانى، و ابوبكرِ وراق ترمذى. علما و عرفايى مانند امام محمد غزالى و ابن عربى نيز از آثار و افكار او بهره بردهاند.
نفوذ ترمذى عمدتاًً از طريق تأليفاتش پايدار ماند. آثار او را به دو دسته مىتوان تقسيم كرد: آثارى كه با عناوين مختلف از آنها ياد شده است و گزيدههايى از آثار پرحجم او.
آثار
مهمترين آثار ترمذى عبارتند از:
- رساله سيرة الاولياء، كه شهرت آن بيشتر به سبب موضوع ختم ولايت است كه يكى از بخشهاى فرعى كتاب محسوب مىشود، ولى عنوان ختم الولاية چنان شهرت يافت كه كتاب به نام ختم الاولياء يا ختم الولاية معروف و دو بار هم به همين نام چاپ شد.
- نوادر الاصول، كه در آن ضمن شرح و تفسير 291 حديث نبوى، درباره عبادات، معاملات، سلوك و اخلاق سخن گفته است. اين كتاب حجيمترين اثر ترمذى است. این کتاب چندین بار به چاپ رسیده است که بهترین چاپ آن توسط دارالنوادر در دمشق در هفت جلد منتشر شده است.
- علل الشريعة، كه در آن تكاليف شرعى به شيوهاى عرفانى تأويل شده است. ظاهراً ترمذى به سبب برخى مطالب اين كتاب از زادگاهش بيرون رانده شد.
- كتاب الصلوة، درباره نماز و آثار آن به شيوه باطنى.
- المَنهيّات، كه تأويل باطنى منهيّات شرعى است.
- كتاب الحقوق، درباره تكاليف متقابل و واجب گروههاى اجتماعى، كه هر كدام منافع خاصى براى جامعه دارند.
- كتاب الامثال، مجموعهاى نسبتاً بزرگ از مثلهايى كه در قرآن و سنّت پيامبر(ص) و كلام مشايخ آمده است و مقصود از نگارش آن، تبيين ماهيت تجربههاى عرفانى و طريقت صوفيانه است.
- كتاب الفُروق، كه در آن مؤلف كوشيده است به كمك 164 جفت كلمه هم معنا، نشان دهد كه كلمات مترادف وجود ندارند.
- كتاب الاَكياس و المُغتَرّين، درباره اعمال صحيح و ناصحيح در اداى واجبات و مستحبات دينى.
- كتاب رياضة النفس، در مسائل انسانشناسى و طريقت عرفانى.
- كتاب ادب النفس، شامل پرسشهايى درباره عرفان و مخصوصاًً درباره معناى يقين.
- منازل القاصدين، اثرى كم حجم درباره هفت مقام يا منزل سير و سلوك. اين كتاب با عنوان منازلُ العِباد نيز شناخته شده است.
- علم الاولياء، درباره علم اولياى الهى و برخى موضوعات عرفانى ديگر.
- الفَرقُ بين الآيات و الكرامات، كه تكمله سيره الاولياء به شمار مىآيد و در آن موضوع امكان كرامات اوليا بررسى شده است.
ليست كتبى كه به اشتباه به ترمذى نسبت داده شده است:
كتاب الحج و اسراره، غور الامور، الفرق بين الصدر و القلب و الفؤاد و اللُّب، و معرفه الاسرار[۱].
پانویس
- ↑ راتکه، برند، ج7، ص236-237
منابع مقاله
راتکه، برند، دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، چاپ اول، 1382.
