قشقایی، جهانگیر

    از ویکی‌نور
    جهانگیرخان قشقایی
    NUR05839.jpg
    نام کاملجهانگیرخان بن محمدخان قشقایی اصفهانی درّه‌شوری
    نام‌های دیگرقشقایی، جهانگیرخان بن محمدخان؛ جهانگیرخان قشقایی
    لقبخان
    نام پدرمحمدخان قشقایی
    ولادت۱۲۴۳ق
    محل تولدروستای دهاقان (شهرضا)، اصفهان، ایران
    محل زندگیاصفهان
    رحلت۱۳ رمضان ۱۳۲۸ق / ۱۲۸۹ش / ۱۹۱۰م
    مدفنتخت فولاد اصفهان، تکیه سید محمد ترک
    طول عمر۸۵ سال
    دیناسلام
    مذهبتشیع
    پیشهفقیه، مجتهد، حکیم، فیلسوف، عارف
    منصبمدرس مدرسه صدر اصفهان
    اطلاعات علمی
    علایق پژوهشیفلسفه، عرفان، فقه، اصول، ادبیات عرب
    اساتید
    شاگردان
    • حاج آقا رحیم ارباب
    • آیت‌الله بروجردی
    • محمدحکیم خراسانی
    • محمدعلی شاه‌آبادی اصفهانی
    • محمدحسین فاضل تونی
    برخی آثار

    جهانگيرخان قشقايى (۱۲۴۳-۱۳۲۸ق) فقیه، مجتهد، حکیم، فیلسوف و عارف امامیه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری، از احیاکنندگان حوزه فلسفی اصفهان و مدرس برجسته مدرسه صدر. در روستای دهاقان از توابع شهرضا در اصفهان متولد شد. پدرش محمدخان قشقایی از خان‌های ایل قشقایی و مادرش از خان‌زادگان سمیرم بود. تا حدود چهل سالگی همچون پدرش به زندگی عشایری، دامداری و کشاورزی مشغول بود و در سوارکاری و تیراندازی مهارت داشت و به موسیقی علاقه‌مند بود. در حدود چهل سالگی هنگام مراجعه به بازار اصفهان، با مشاهده مدرسه صدر، مجذوب شکوه معنوی آن شد و با دعوت فردی (احتمالاً همای شیرازی) به تحصیل علم روی آورد. با استعداد و همتی عالی، در مدرسه صدر حجره گرفت و به فراگیری علوم پرداخت. حکمت و فلسفه را نزد آقا محمدرضا قمشه‌ای، فقه و اصول را نزد محمدباقر نجفی و حاج ملا حسین علی تویسرکانی، طب را نزد ملاعبدالجواد و ریاضی و هیئت را نزد استادان سرشناس اصفهان آموخت. حدود چهل سال در مدرسه صدر به تدریس علوم عقلی پرداخت و حکمت را آمیخته با عرفان و ممزوج با فلسفه مشاء و اشراق تدریس می‌کرد. درس شرح منظومه سبزوارى او به سبب کثرت طلاب، در شبستان مسجد چارچى تشکیل می‌شد. روش او این بود که فلسفه را به شرط فراگیری فقه و اصول و حفظ شعائر دینی تدریس می‌کرد. با وجود شهرت علمی، تا پایان عمر لباس عشایری پوشید و از حق‌الاجاره سالانه زمینش زندگی می‌گذراند. از شاگردان برجسته او می‌توان به حاج آقا رحیم ارباب، آیت‌الله بروجردی، محمدحکیم خراسانی، محمدعلی شاه‌آبادی اصفهانی و محمدحسین فاضل تونی اشاره کرد. غزلیاتی از او به جای مانده بود که پس از وفاتش، حکیم خراسانی به جمع‌آوری آنها همت گماشت اما اکنون در دست نیست. همچنین شرحی بر نهج‌البلاغه نگاشته بود. اثر باقی‌مانده از او کتاب «شطری از اوایل امور عامه شرح منظومه حکمت سبزواری» است. سرانجام در شب ۱۳ رمضان ۱۳۲۸ق در ۸۵ سالگی در اصفهان درگذشت و با تشییعی باشکوه در تخت فولاد، تکیه سید محمد ترک به خاک سپرده شد.

    ولادت

    او در 1243ق در روستاى دهاقان، از توابع شهرضا در اصفهان، به دنيا آمد.[۱]

    پدرش، محمدخان قشقايى اصفهانى درّه‌شورى، مردى عالم و صاحب كمال و از خان‌هاى دره شور، از ايل قشقايى بود.[۲] مادرش نيز از خان‌زادگان سميرم اصفهان و از ساكنان دهاقان بود و به همين سبب، مردم اصفهان، جهانگيرخان را دهاقانى ناميده‌اند.


    تحصیلات

    وى خواندن و نوشتن را در زادگاهش فراگرفت. شوق تحصيل در وى موجب شد تا پدرش معلمى براى او بگيرد.[۳]

    وى تا حدود چهل سالگى، همانند پدرش، به زندگى عشايرى و دامدارى و كشاورزى مشغول بود. در سوارى و تيراندازى مهارتى چشمگير داشت و به موسيقى علاقه‌مند بود و گاه تار مى‌نواخت.[۴]

    حدوداً چهل ساله بود كه روزى براى فروش محصولات و خريد مايحتاج سالانه ايل و تعمير تار، به بازار اصفهان رفت و با مشاهده مدرسه صدر، مجذوب شكوه معنوى مدرسه و علماى آن گشت. شخصى، كه احتمالاً هماى شيرازى (جدّ جلال‌الدين همايى) بود، با مشاهده علاقه او به مدرسه صدر او را به تهذيب نفس و تحصيل علم و معرفت دعوت كرد. وى تحت تأثير سخنان او، تحصيل علم را بر امور ديگر ترجيح داد و با راهنمايى او، حجره‌اى در يكى از مدارس علميه اصفهان گرفت و تا پايان عمر در آن شهر ماند.

    وى با اينكه در ميانسالى به كسب علم روى آورده بود، با استعداد، شوق و همتى عالى، به فراگيرى علوم نزد مشايخ آن روز اصفهان پرداخت و چندى نگذشت كه از مدرّسان علوم عقلى و نقلى گرديد.[۵]

    جهانگيرخان حكمت و فلسفه را نزد آقا محمدرضا قمشه‌اى (متوفى 1306ق)، فقه، اصول و ادبيات عرب را نزد شيخ محمدحسن و محمدباقر نجفى و حاج ملاحسين على تويسركانى، طب را نزد ملاعبدالجواد طبيب معروف اصفهان و رياضى، هيئت و نجوم را از استادان سرشناس آن زمان فراگرفت.[۶]

    وى حدود چهل سال در مدرسه صدر اصفهان به تدريس علوم عقلى پرداخت. او حكمت را آميخته به عرفان و ممزوج با فلسفه مشاء و اشراق درس مى‌داد. آوازه حوزه درس او، بزرگان و مشتاقان علم را براى كسب فيض به اصفهان كشاند.[۷]

    وى در حوزه‌هاى علميه به «خان» شهرت يافت. روش او اين بود كه فلسفه را براى مشتاقان به اين شرط تدريس مى‌كرد كه در كنار آن، فقه و اصول را نيز بياموزند و در حفظ شعائر دينى بكوشند. بدين‌ترتيب، حكمت را چنان رايج و مطلوب كرد كه درس شرح منظومه سبزوارى او، به سبب كثرت طلاب، در خارج از حجره مدرسه صدر و در شبستان مسجد چارچى تشكيل مى‌شد؛.[۸] ازاين‌رو، واعظ جوادى وى را احياكننده حوزه فلسفى اصفهان دانسته است.[۹]

    علاوه بر تبحر و شهرت و حسن تدبير جهانگيرخان، عواملى ديگر چون خان‌زادگى، تعلق او به ايل قشقايى و ارادت و احترام ظل السلطان (فرزند ناصرالدين شاه) به او، در ترويج علوم عقلى در مكتب اصفهان تأثير داشت.[۱۰]

    او عارفى زاهد و بلند طبع بود و زندگى خود را از حق الاجاره سالانه زمينى كه داشت مى‌گذراند. وى تا پايان عمر لباس عشايرى پوشيد و لباس مرسوم عالمان را بر تن نكرد.[۱۱] شاگردان فراوانى نزد او درس خواندند كه شمارى از آنان، خود از فقها، علما و فلاسفه بزرگ شدند. حاج آقا رحيم ارباب، حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى، محمد حكيم خراسانى، سيد محمد داعى‌الاسلام لاريجانى، ضياءالدين درّى، ميرزا محمدعلى شاه‌آبادى اصفهانى، محمدحسین فاضل تونى، سيد جمال‌الدين گلپايگانى در شمار شاگردان ايشان بوده‌اند.

    غزلياتى از وى به جاى مانده است. پس از وفاتش، حكيم خراسانى، به جمع‌آورى اشعار او همت گمارد ولى اين ديوان اكنون در دست نيست.

    در برخى منابع، شرحى فارسى از نهج‌البلاغة به او نسبت داده‌اند. به گفته جابرى انصارى، هنگامى كه وى در مدرسه صدر نزد جهانگيرخان نهج‌البلاغة مى‌خواند، جهانگيرخان در حال نوشتن شرحى بر آن كتاب بود.


    وفات

    وى  سرانجام در شب 13 رمضان 1328ق در اصفهان در سن 85 سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به سوی محبوب شتافت. «و با آن که ماه صیام بود، تمام دکانین شهر بسته شد، عماری او را به سر دست با ازدحام غریبی به تخت فولاد بردند» و اقامه نماز میت توسط آيت‌الله شیخ محمدتقی آقا نجفی انجام و در تکیه سید محمد ترک دفن گردید.

    آثار

    شطرى از اوايل امور عامه شرح منظومه حكمت سبزوارى.


    پانویس

    1. دیوان‌ بیگی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۸۷؛ آقابزرگ‌طهرانی‌، قسم‌ ۱، ص‌ ۳۴۵؛ رکن‌زاده‌ آدمیت‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۶۱
    2. آقابزرگ‌ طهرانی‌، همانجا
    3. دیوان‌ بیگی‌؛ رکن‌زاده‌ آدمیت‌، همانجا
    4. عبرت‌ نائینی‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۴۵؛ آقابزرگ‌طهرانی‌، همانجا
    5. بامداد، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸۴
    6. آقابزرگ‌طهرانی‌، همانجا؛ مهدوی‌، ص‌ ۲۴۶؛ هنرفر، ص‌ ۲۲۹؛ واعظ‌ جوادی‌، ص‌ ۵۸ ـ۵۹
    7. آقابزرگ‌طهرانی‌، همانجا؛ ایزدگشسب‌، ص‌ ۶۰؛ طرب‌ اصفهانی‌، مقدمه‌ همایی‌، ص‌ ۷۱
    8. همان‌ مقدمه‌، ص‌ ۷۰؛ واعظ‌ جوادی‌، ص‌ ۶۰
    9. همانجا
    10. همانجا
    11. قمی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۸۸؛ جابری‌ انصاری‌، ج‌ ۳، ص‌ ۳۲۶؛ مهدوی‌، همانجا؛ صدوقی‌ سها، ص‌ ۸۵


    منابع مقاله

    دانشنامه جهان اسلام،، زير نظر غلامعلى حداد عادل، 1386، ج12، ص 494-495، نوشته: شمسى سياح.

    پایگاه مجموعه تاریخی، فرهنگی و مذهبی تخت فولاد

    وابسته‌ها