الموسيقي الكبير: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR112516J1.jpg | عنوان = الموسيقي الكبير | عنوان‌های دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = فارابی، محمد بن محمد (نويسنده) خشبه، عطاس عبد الملک (محقق) ح‍ف‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍ود اح‍م‍د ( مصحح) ح‍ف‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍ود ا...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷: خط ۲۷:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''الموسيقي الكبير'''، اثر ابونصر محمد بن محمد بن طرخان (257-339ق)، معروف به فارابى، از معتبرترین رسالات موسیقی آن زمان است که اصل و پایه تئوری موسیقی حال حاضر را تشکیل می‌دهد.
'''الموسيقي الكبير'''، اثر [[فارابی، محمد بن محمد|ابونصر محمد بن محمد بن طرخان]] (257-339ق)، معروف به [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]]، از معتبرترین رسالات موسیقی آن زمان است که اصل و پایه تئوری موسیقی حال حاضر را تشکیل می‌دهد.


اگر فارابی را برای گردآوری آثار ارسطو و تهذیب ترجمه‌های انجام‌یافته و تحریر منطق‌ ارسطو «معلم ثانی» لقب داده‌اند، او را به‌حق در موسیقی باید «معلم اول» شمرد و از میان چند اثر مهم فارابی در موسیقی باید کتاب حاضر را شاهکار مسلم‌ موسیقی علمی دانست<ref>ر.ک: سلیم، عبدالامیر، ص96-97</ref>.
اگر [[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]] را برای گردآوری آثار [[ارسطو]] و تهذیب ترجمه‌های انجام‌یافته و تحریر منطق‌ [[ارسطو]] «معلم ثانی» لقب داده‌اند، او را به‌حق در موسیقی باید «معلم اول» شمرد و از میان چند اثر مهم [[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]] در موسیقی باید کتاب حاضر را شاهکار مسلم‌ موسیقی علمی دانست<ref>ر.ک: سلیم، عبدالامیر، ص96-97</ref>.


نخستین مطالب این کتاب، درسی است‌ اخلاقی‌ که به نویسندگان می‌دهد و کسانی‌ را که آثار دیگران را با کمی تغییر‌ و جابه‌جایی‌ با توضیح بی‌جا و غیرلازم به‌صورت‌ اثری‌‌ مستقل به نام‌ خود‌ درمی‌آورند، محکوم می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص98</ref>.
نخستین مطالب این کتاب، درسی است‌ اخلاقی‌ که به نویسندگان می‌دهد و کسانی‌ را که آثار دیگران را با کمی تغییر‌ و جابه‌جایی‌ با توضیح بی‌جا و غیرلازم به‌صورت‌ اثری‌‌ مستقل به نام‌ خود‌ درمی‌آورند، محکوم می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص98</ref>.


کتاب «الموسيقي الكبير» به نقل از خود فارابی، شامل دو کتاب بوده، یکی مرکب از هشت مقاله و دیگری، چهار مقاله، اما متأسفانه مقالات چهارگانه امروز در دست نیست. مؤلف در کتاب نخست، تئوری موسیقی را با اسلوبی که خاص خود اوست، عرضه می‌کند. در کتاب دوم، ظاهرا باید گفتار پیشینیان را نقل و تجزیه و تحلیل کرده باشد. اگر این کتاب دوم در دست بود، شاید اینک کلید رمز برخی معماها را چون مصطلاتی که ابوالفرج اصفهانی در کتاب «الأغاني» به‌کار برده، یا جدول موسیقایی اسحاق بن ابراهیم موصلی را که مورد مناقشه مهدی، برادر خلیفه هارون‌الرشید قرار داشت، کشف می‌کردیم<ref>ر.ک: آذرنوش آذرتاش، صفحه بیست‌ودو</ref>.
کتاب «الموسيقي الكبير» به نقل از خود [[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]]، شامل دو کتاب بوده، یکی مرکب از هشت مقاله و دیگری، چهار مقاله، اما متأسفانه مقالات چهارگانه امروز در دست نیست. مؤلف در کتاب نخست، تئوری موسیقی را با اسلوبی که خاص خود اوست، عرضه می‌کند. در کتاب دوم، ظاهرا باید گفتار پیشینیان را نقل و تجزیه و تحلیل کرده باشد. اگر این کتاب دوم در دست بود، شاید اینک کلید رمز برخی معماها را چون مصطلاتی که [[ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین|ابوالفرج اصفهانی]] در کتاب «[[الأغاني]]» به‌کار برده، یا جدول موسیقایی [[اسحاق بن ابراهیم موصلی]] را که مورد مناقشه مهدی، برادر خلیفه هارون‌الرشید قرار داشت، کشف می‌کردیم<ref>ر.ک: آذرنوش آذرتاش، صفحه بیست‌ودو</ref>.


فارابی در کتاب خود، نخست موسیقی را تعریف می‌کند، سپس راه‌هایی را باز می‌نماید که باید برای رسیدن به «مبادی» موسیقی (که خود او طبیعتشان را شرح کرده) طی نمود. آنگاه به صدا، فواصل، انواع یا اجناس ذوالاربع، جماعات و خلاصه به آهنگ‌سازی می‌پردازد. او می‌گوید که آثار تئوری‌دانان یونانی را معالطعه کرده است، اما چون منابع و مآخذش ناقص بوده‌اند، ناچار شده خود تئوری موسیقی را از نو تدوین کند<ref>ر.ک: همان</ref>.
[[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]] در کتاب خود، نخست موسیقی را تعریف می‌کند، سپس راه‌هایی را باز می‌نماید که باید برای رسیدن به «مبادی» موسیقی (که خود او طبیعتشان را شرح کرده) طی نمود. آنگاه به صدا، فواصل، انواع یا اجناس ذوالاربع، جماعات و خلاصه به آهنگ‌سازی می‌پردازد. او می‌گوید که آثار تئوری‌دانان یونانی را معالطعه کرده است، اما چون منابع و مآخذش ناقص بوده‌اند، ناچار شده خود تئوری موسیقی را از نو تدوین کند<ref>ر.ک: همان</ref>.


ازآنجاکه فارابی سخت شیفه ارسطو بوده، ناچار گاه اندیشه‌هایش بازتاب اندیشه‌های این فیلسوف است؛ توضیحاتی که درباره قواعد موسیقی داده است، تئوری‌های مکتب فیثاغورث و اریستوخن و بطلمیوس را به ذهن متبادر می‌کند<ref>ر.ک: همان</ref>.
ازآنجاکه [[فارابی، محمد بن محمد|فارابی]] سخت شیفه ارسطو بوده، ناچار گاه اندیشه‌هایش بازتاب اندیشه‌های این فیلسوف است؛ توضیحاتی که درباره قواعد موسیقی داده است، تئوری‌های مکتب فیثاغورث و اریستوخن و بطلمیوس را به ذهن متبادر می‌کند<ref>ر.ک: همان</ref>.


==پانویس==
==پانویس==