الموسيقي الكبير

    از ویکی‌نور
    الموسيقي الكبير
    الموسيقي الكبير
    پدیدآورانفارابی، محمد بن محمد (نويسنده)

    خشبه، عطاس عبد الملک (محقق) ح‍ف‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍ود اح‍م‍د ( مصحح)

    ح‍ف‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍ود اح‍م‍د ( مقدمه‌نويس)
    سال نشر13سده
    چاپ0
    زبانعربی
    تعداد جلد2
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    الموسيقي الكبير، اثر ابونصر محمد بن محمد بن طرخان (257-339ق)، معروف به فارابى، از معتبرترین رسالات موسیقی آن زمان است که اصل و پایه تئوری موسیقی حال حاضر را تشکیل می‌دهد.

    اگر فارابی را برای گردآوری آثار ارسطو و تهذیب ترجمه‌های انجام‌یافته و تحریر منطق‌ ارسطو «معلم ثانی» لقب داده‌اند، او را به‌حق در موسیقی باید «معلم اول» شمرد و از میان چند اثر مهم فارابی در موسیقی باید کتاب حاضر را شاهکار مسلم‌ موسیقی علمی دانست[۱].

    نخستین مطالب این کتاب، درسی است‌ اخلاقی‌ که به نویسندگان می‌دهد و کسانی‌ را که آثار دیگران را با کمی تغییر‌ و جابه‌جایی‌ با توضیح بی‌جا و غیرلازم به‌صورت‌ اثری‌‌ مستقل به نام‌ خود‌ درمی‌آورند، محکوم می‌کند[۲].

    کتاب «الموسيقي الكبير» به نقل از خود فارابی، شامل دو کتاب بوده، یکی مرکب از هشت مقاله و دیگری، چهار مقاله، اما متأسفانه مقالات چهارگانه امروز در دست نیست. مؤلف در کتاب نخست، تئوری موسیقی را با اسلوبی که خاص خود اوست، عرضه می‌کند. در کتاب دوم، ظاهرا باید گفتار پیشینیان را نقل و تجزیه و تحلیل کرده باشد. اگر این کتاب دوم در دست بود، شاید اینک کلید رمز برخی معماها را چون مصطلاتی که ابوالفرج اصفهانی در کتاب «الأغاني» به‌کار برده، یا جدول موسیقایی اسحاق بن ابراهیم موصلی را که مورد مناقشه مهدی، برادر خلیفه هارون‌الرشید قرار داشت، کشف می‌کردیم[۳].

    فارابی در کتاب خود، نخست موسیقی را تعریف می‌کند، سپس راه‌هایی را باز می‌نماید که باید برای رسیدن به «مبادی» موسیقی (که خود او طبیعتشان را شرح کرده) طی نمود. آنگاه به صدا، فواصل، انواع یا اجناس ذوالاربع، جماعات و خلاصه به آهنگ‌سازی می‌پردازد. او می‌گوید که آثار تئوری‌دانان یونانی را معالطعه کرده است، اما چون منابع و مآخذش ناقص بوده‌اند، ناچار شده خود تئوری موسیقی را از نو تدوین کند[۴].

    ازآنجاکه فارابی سخت شیفه ارسطو بوده، ناچار گاه اندیشه‌هایش بازتاب اندیشه‌های این فیلسوف است؛ توضیحاتی که درباره قواعد موسیقی داده است، تئوری‌های مکتب فیثاغورث و اریستوخن و بطلمیوس را به ذهن متبادر می‌کند[۵].

    پانویس

    1. ر.ک: سلیم، عبدالامیر، ص96-97
    2. ر.ک: همان، ص98
    3. ر.ک: آذرنوش آذرتاش، صفحه بیست‌ودو
    4. ر.ک: همان
    5. ر.ک: همان

    منابع مقاله

    1. آذرنوش آذرتاش، پیشگفتار «کتاب موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، ترجمه آذرتاش آذرنوش، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، 1391.
    2. سلیم، عبدالامیر،«فارابی و الموسيقي الكبير»، پایگاه مجلات تخصص نور، خرد و کوشش، بهار 1354- شماره 16، به آدرس:

    https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/451832\

    وابسته‌ها