۱۵۹٬۸۰۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگینامه | عنوان = محمدتقی برغانی | تصویر = NUR09875.jpg | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | نام کامل = محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی | نامهای دیگر = | لقب = شهید سوم | تخلص = | نسب = آل برغانی (آل الشهیدی) | نام پ...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی، معروف به شهید سوم، در قصبه '''برغان''' (روستایی در ۳۸ کیلومتری شهر کرج، استان تهران) متولد شد «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». تاریخ تولد او حدود سال ۱۱۸۵ هجری قمری ذکر شده است «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». پدرش | محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی، معروف به شهید سوم، در قصبه '''برغان''' (روستایی در ۳۸ کیلومتری شهر کرج، استان تهران) متولد شد «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». تاریخ تولد او حدود سال ۱۱۸۵ هجری قمری ذکر شده است «موسوعة طبقات الفقهاء، جلد 13، صفحه 544». پدرش محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر الطالقانی البرغانی از علمای اهل تقوا بود<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707</ref> او از خاندان علمی معروفی به نام آل برغانی یا آل الشهیدی بود که در منطقه قزوین و برغان ساکن بودند<ref> ر.ک: امین، حسن، ج3، ص290 </ref>. محمدتقی دو برادر عالم داشت: محمد صالح برغانی (متوفی ۱۲۸۳ هجری) و محمد علی (ملا علی) برغانی که هر دو از علمای بزرگ بودند <ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707</ref> | ||
==تحصیلات== | ==تحصیلات== | ||
محمدتقی برغانی تحصیلات خود را در چند مرحله طی کرد: | محمدتقی برغانی تحصیلات خود را در چند مرحله طی کرد: | ||
تحصیلات مقدماتی در قزوین: | |||
ابتدا در قزوین به تحصیل پرداخت و در آنجا شطری مهم از فقه و اصول را فرا گرفت <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ابتدا در قزوین به تحصیل پرداخت و در آنجا شطری مهم از فقه و اصول را فرا گرفت <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
تحصیل در قم: | |||
سپس به قم رفت و در درس | |||
سپس به قم رفت و در درس میرزا ابوالقاسم الجیلانی القمی (محقق قمی، صاحب قوانین) حاضر شد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | |||
تحصیل در اصفهان: | |||
پس از قم به اصفهان رفت و در حکمت و کلام نزد اکابر علمای آن شهر تلمذ کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | پس از قم به اصفهان رفت و در حکمت و کلام نزد اکابر علمای آن شهر تلمذ کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
تحصیل در عتبات عالیات: | |||
سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلاء نزد | |||
سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلاء نزد سید علی بن محمد علی الطباطبایی (صاحب ریاض) تلمذ نمود و مدت طولانی ملازم او بود<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. همچنین از محضر سید محمد المجاهد (فرزند صاحب ریاض) و شیخ جعفر کاشف الغطاء النجفی بهره برد <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | |||
اجازات اجتهاد: | |||
وی از اساتید بزرگی همچون سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد و شیخ جعفر کاشف الغطاء اجازه اجتهاد دریافت کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | وی از اساتید بزرگی همچون سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد و شیخ جعفر کاشف الغطاء اجازه اجتهاد دریافت کرد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
| خط ۶۷: | خط ۷۲: | ||
پس از بازگشت به ایران، ابتدا مدتی در طهران اقامت کرد و سپس به قزوین منتقل شد و در آنجا ساکن گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | پس از بازگشت به ایران، ابتدا مدتی در طهران اقامت کرد و سپس به قزوین منتقل شد و در آنجا ساکن گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
تدریس و مرجعیت: | |||
در قزوین به تدریس، تحقیق، تألیف، وعظ و ارشاد مردم پرداخت و مقامش تا جایی عالی شد که مرجعیت روحانی آن منطقه به او منتهی گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. طلاب علم به سوی او هجوم آوردند و او به تدریس و افاده و ارشاد مردم مشغول شد<ref> ر.ک: آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن ، ج1، ص226</ref>. | در قزوین به تدریس، تحقیق، تألیف، وعظ و ارشاد مردم پرداخت و مقامش تا جایی عالی شد که مرجعیت روحانی آن منطقه به او منتهی گردید<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. طلاب علم به سوی او هجوم آوردند و او به تدریس و افاده و ارشاد مردم مشغول شد<ref> ر.ک: آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن ، ج1، ص226</ref>. | ||
وعظ و خطابه: | |||
او خطیبی بلیغ و استاد در خطابه و تبلیغ بود. مجلس وعظ او در قزوین بسیار مشهور و مورد استقبال عموم مردم بود<ref> ر.ک: امامی خوئی، محمد امین ، ج1، ص313</ref>. | |||
مبارزه با فرقههای انحرافی: | |||
مهمترین فعالیت او مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه '''بابیه''' بود. او در برابر فرقه بابیه که نفوذشان در آن زمان تعاظم یافته بود، ایستاد و به کفر و ضلالت آنان فتوا داد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. این اقدام باعث کسر شوکت بابیه شد و آنان در صدد انتقام برآمدند. | مهمترین فعالیت او مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه '''بابیه''' بود. او در برابر فرقه بابیه که نفوذشان در آن زمان تعاظم یافته بود، ایستاد و به کفر و ضلالت آنان فتوا داد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. این اقدام باعث کسر شوکت بابیه شد و آنان در صدد انتقام برآمدند. | ||
امر به معروف و نهی از منکر: | |||
او در امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی و قوی بود و از هیچ کسی نمیترسید<ref> ر.ک: امامی خوئی، محمد امین ، ج1، ص313</ref>. | |||
==وفات== | ==وفات== | ||
محمدتقی برغانی در شبی از شبهای سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هجری قمری، طبق عادت همیشگی خود به مسجد رفت تا نماز شب بخواند. در حالی که در سجده بود و مناجات خمسه عشر سجادی را میخواند، چند نفر از بابیه که در کمین بودند، به او حمله کردند<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. ابتدا دو ضربه بر گردنش زدند و وقتی سر از سجده برداشت و گفت: "چرا مرا میکشید؟" ضربهای دیگر بر دهانش زدند و مجموعاً هشت ضربه به او وارد کردند<ref> ر.ک: موحد ابطحی، حجت ، ج1، ص62</ref>. او با وجود جراحات شدید، خود را به درب مسجد رساند تا مسجد با خونش آلوده نشود و وقتی به درب مسجد رسید، بیهوش بر زمین افتاد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. او را به خانه بردند و تا دو روز زنده بود اما به دلیل جراحت دهان نمیتوانست سخن بگوید. سرانجام در ۱۷ ذیالقعدة ۱۲۶۳ هجری قمری وفات کرد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. پیکر او در قزوین در جوار | محمدتقی برغانی در شبی از شبهای سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هجری قمری، طبق عادت همیشگی خود به مسجد رفت تا نماز شب بخواند. در حالی که در سجده بود و مناجات خمسه عشر سجادی را میخواند، چند نفر از بابیه که در کمین بودند، به او حمله کردند<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. ابتدا دو ضربه بر گردنش زدند و وقتی سر از سجده برداشت و گفت: "چرا مرا میکشید؟" ضربهای دیگر بر دهانش زدند و مجموعاً هشت ضربه به او وارد کردند<ref> ر.ک: موحد ابطحی، حجت ، ج1، ص62</ref>. او با وجود جراحات شدید، خود را به درب مسجد رساند تا مسجد با خونش آلوده نشود و وقتی به درب مسجد رسید، بیهوش بر زمین افتاد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. او را به خانه بردند و تا دو روز زنده بود اما به دلیل جراحت دهان نمیتوانست سخن بگوید. | ||
سرانجام در ۱۷ ذیالقعدة ۱۲۶۳ هجری قمری وفات کرد<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref>. پیکر او در قزوین در جوار شاهزاده حسین دفن شد<ref> ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197</ref>. پس از شهادت، به شهید سوم معروف شد (پس از شهید اول: شیخ محمد بن مکی عاملی و شهید دوم: شیخ زینالدین عاملی)<ref> ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1715</ref>. | |||
==آثار== | ==آثار== | ||