۱۶۱٬۸۵۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
در فصلهای کتاب به موضوعات مختلفی پرداخته شده است: معرفی شخصیت شیخ صفیالدین اردبیلی و دوره طلایی عرفان و تصوف در دوران حکومت صفویه، ویژگی نسبتهای عرفانی پس از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]]، دیدگاه [[مطهری، مرتضی|مرتضی مطهری]] در مورد عرفان اسلامی، جایگاه تصوف در آمریکا و اروپا و برخی از فلاسفه غرب، تأثیرپذیری برخی از اندیشمندان غربی از عرفان و تصوف اسلامی و نقد عمل به ظواهر دین و بیتوجهی به اخلاق دینی، از دیگر محورهای مهم مطرحشده در این مصاحبه است. | در فصلهای کتاب به موضوعات مختلفی پرداخته شده است: معرفی شخصیت شیخ صفیالدین اردبیلی و دوره طلایی عرفان و تصوف در دوران حکومت صفویه، ویژگی نسبتهای عرفانی پس از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]]، دیدگاه [[مطهری، مرتضی|مرتضی مطهری]] در مورد عرفان اسلامی، جایگاه تصوف در آمریکا و اروپا و برخی از فلاسفه غرب، تأثیرپذیری برخی از اندیشمندان غربی از عرفان و تصوف اسلامی و نقد عمل به ظواهر دین و بیتوجهی به اخلاق دینی، از دیگر محورهای مهم مطرحشده در این مصاحبه است. | ||
نصر در این گفتوگو بیان میکند که عرفان از آغاز بوده است؛ حضرت آدم (ع) عارف بالله بود؛ یعنی همه چیز را در خداوند میدیده و خداوند را در همه چیز و پس از هبوط او در این عالم و پس از اینکه بخشوده شده و پیامبر مبعوث شده؛ دوباره آن دیدی که در بهشت داشت، یعنی دیدن خداوند و وصال به حق و دیدن وحدت در کثرت به او بازگردانده شد. به همین دلیل میتوان گفت این معرفت الهی و این خمیره و عشق به شناخت حق، در وجود انسان است. | نصر در این گفتوگو بیان میکند که عرفان از آغاز بوده است؛ حضرت آدم(ع) عارف بالله بود؛ یعنی همه چیز را در خداوند میدیده و خداوند را در همه چیز و پس از هبوط او در این عالم و پس از اینکه بخشوده شده و پیامبر مبعوث شده؛ دوباره آن دیدی که در بهشت داشت، یعنی دیدن خداوند و وصال به حق و دیدن وحدت در کثرت به او بازگردانده شد. به همین دلیل میتوان گفت این معرفت الهی و این خمیره و عشق به شناخت حق، در وجود انسان است. | ||
وی همچنین تأکید میکند که در خمیره ازلیه قطرهای از معرفت الهی چکیده شد و خداوند از آن خمیره انسان را به وجود آورد؛ به همین دلیل در تمامی ادیان اصیل نوعی عرفان بوده که امروزه صحبت میکنیم از عرفان بودایی، هندو، مسیحی، دائویی، اسلامی و ...؛ ولی هر عرفانی در هر دینی منشأ گرفته از وحی آن است که اساس آن دین است؛ یعنی عرفان مسیحی از مسیحیت برمیخیزد و عرفان بودایی از بودائیت و ...؛ ولی عرفان میتواند از مکاتب دیگر عرفانی در سطح صورت و بیان مطالب، برخی افکار و تمثیلات را اخذ کند و بین این دو نباید اشتباه کرد. | وی همچنین تأکید میکند که در خمیره ازلیه قطرهای از معرفت الهی چکیده شد و خداوند از آن خمیره انسان را به وجود آورد؛ به همین دلیل در تمامی ادیان اصیل نوعی عرفان بوده که امروزه صحبت میکنیم از عرفان بودایی، هندو، مسیحی، دائویی، اسلامی و ...؛ ولی هر عرفانی در هر دینی منشأ گرفته از وحی آن است که اساس آن دین است؛ یعنی عرفان مسیحی از مسیحیت برمیخیزد و عرفان بودایی از بودائیت و ...؛ ولی عرفان میتواند از مکاتب دیگر عرفانی در سطح صورت و بیان مطالب، برخی افکار و تمثیلات را اخذ کند و بین این دو نباید اشتباه کرد. | ||