عرفان اسلامی در شرق و غرب
| عرفان اسلامی در شرق و غرب | |
|---|---|
| پدیدآوران | صفوی، سید سلمان (نویسنده) نصر، سید حسین (نویسنده) |
| ناشر | سلمان آزاده |
| مکان نشر | قم |
| سال نشر | 1389ش |
| چاپ | یکم |
| شابک | 978-600-5357-02-8 |
| موضوع | عرفان |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ن6ع4 / 286 BP |
عرفان اسلامی در شرق و غرب تألیف سید سلمان صفوی (متولد 1346ش)، پژوهشگر و نویسنده حوزه عرفان اسلامی و سید حسین نصر (متولد 1312ش)، فیلسوف، عالم و متخصص کلام و فلسفه اسلامی و از برجستهترین مفسران اسلام سنتی در غرب؛ این کتاب حاصل گفتوگویی میان این دو اندیشمند درباره عرفان اسلامی و موقعیت آن در کشورهای اسلامی و غرب معاصر است.
ساختار
این کتاب از 13 فصل تشکیل شده است.
گزارش کتاب
این کتاب شرح و تبیین جلوههایی از انعکاس عرفان اسلامی در جهان در مصاحبهای با پروفسور سید حسین نصر از اندیشمندان فلسفه و عرفان اسلامی و مدافع سنتها و ارزشهای اسلامی در غرب است. در این گفتوگو، ابتدا منشأ عرفان اسلامی بیان شده و سپس نسبت بین سنت این عرفان با سایر سنتهای عرفانی بررسی گردیده است. در ادامه، جایگاه عرفان اسلامی در منظومه معارف اسلامی و نسبت بین دنیا و آخرت در آن تبیین شده و چهرههای شاخص در عرفان اسلامی و ایرانی معرفی شده است.
پروفسور سید حسین نصر از برجستهترین چهرههای متفکر اسلامی در جهان غرب و یکی از بزرگترین و پرنفوذترین فیلسوفان و اندیشمندان معاصر جهان اسلام است. ایشان نه تنها مؤلف برجسته و متفکر فلسفه و عرفان اسلامی هستند که خود عامل و مقید به عرفان و فلسفه اسلامی نیز هستند.
در فصلهای کتاب به موضوعات مختلفی پرداخته شده است: معرفی شخصیت شیخ صفیالدین اردبیلی و دوره طلایی عرفان و تصوف در دوران حکومت صفویه، ویژگی نسبتهای عرفانی پس از ملاصدرا، دیدگاه مرتضی مطهری در مورد عرفان اسلامی، جایگاه تصوف در آمریکا و اروپا و برخی از فلاسفه غرب، تأثیرپذیری برخی از اندیشمندان غربی از عرفان و تصوف اسلامی و نقد عمل به ظواهر دین و بیتوجهی به اخلاق دینی، از دیگر محورهای مهم مطرحشده در این مصاحبه است.
نصر در این گفتوگو بیان میکند که عرفان از آغاز بوده است؛ حضرت آدم(ع) عارف بالله بود؛ یعنی همه چیز را در خداوند میدیده و خداوند را در همه چیز و پس از هبوط او در این عالم و پس از اینکه بخشوده شده و پیامبر مبعوث شده؛ دوباره آن دیدی که در بهشت داشت، یعنی دیدن خداوند و وصال به حق و دیدن وحدت در کثرت به او بازگردانده شد. به همین دلیل میتوان گفت این معرفت الهی و این خمیره و عشق به شناخت حق، در وجود انسان است.
وی همچنین تأکید میکند که در خمیره ازلیه قطرهای از معرفت الهی چکیده شد و خداوند از آن خمیره انسان را به وجود آورد؛ به همین دلیل در تمامی ادیان اصیل نوعی عرفان بوده که امروزه صحبت میکنیم از عرفان بودایی، هندو، مسیحی، دائویی، اسلامی و ...؛ ولی هر عرفانی در هر دینی منشأ گرفته از وحی آن است که اساس آن دین است؛ یعنی عرفان مسیحی از مسیحیت برمیخیزد و عرفان بودایی از بودائیت و ...؛ ولی عرفان میتواند از مکاتب دیگر عرفانی در سطح صورت و بیان مطالب، برخی افکار و تمثیلات را اخذ کند و بین این دو نباید اشتباه کرد.
از موضوعات مهم دیگر کتاب، بررسی جنبههای اصلی تفکر فریتیوف شووان و شاگردان برجسته مکتب شاذلیه در غرب است. فریتیوف شووان (1907-1998م) از شخصیتهای مسلمان صوفی و از مروجان جریان سنتگرایی معاصر بود که در سال 1932 با گروهی از متصوفه شاذلی آشنا شد و برای ملاقات با شیخ احمد علوی (مرشد طریقه شاذلیه - درقاویه) به الجزایر رفت. شووان در مستغانم با او دیدار کرد و یک سال بعد، مسلمان شد و به طریقه شاذلی - درقاوی پیوست و به عیسی نورالدین ملقب شد. او بعدها مرشد معنوی شاخهای از تصوف شاذلیه علویه معرفی شد که به «مَریَمیه» معروف است.
کتاب همچنین به بررسی سنتهای عرفانی پس از ملاصدرا و دیدگاه شهید مطهری درباره عرفان اسلامی میپردازد. شهید مطهری در آثار خود به بررسی نسبت عرفان با اسلام پرداخته و معتقد است عرفان هم در بخش عملی و هم در بخش نظری با دین مقدس اسلام تماس و اصطکاک پیدا میکند، زیرا اسلام مانند هر دین و مذهب دیگر (و بیشتر از هر دین و مذهب دیگر) روابط انسان را با خدا و جهان و خودش بیان کرده و هم به تفسیر و توضیح هستی پرداخته است.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات