۱۶۱٬۸۵۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
}} | }} | ||
'''دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی''' تألیف احمد | '''دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی''' تألیف [[جلال طبیب، احمد بن یوسف|احمد بن یوسف جلال طبیب شیرازی]] (قرن هشتم ق)، تصحیح [[پورجوادی، نصرالله|نصرالله پورجوادی]]؛ این کتاب دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی، شاعر کمتر شناخته شده سده هشتم و معاصر حافظ است که همراه با رساله عروضی «جواهر البحور» وی به چاپ رسیده است. جلال طبیب از پزشکان و شاعران معروف دربار شاه شجاع مظفری بوده است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
جلال طبیب را ذبیحالله صفا «از پزشکان و شاعران معروف دربار شاه شجاع مظفری» دانسته و چند غزل که تعداد آنها از انگشتان دو دست تجاوز نمیکند، از وی نقل کرده است. در فاصله نسبتاً کوتاه میان سعدی و حافظ چند شاعر برجسته در شیراز و شهرهای دیگر ایران زندگی میکردند که بعضاً معاصر حافظ بودهاند و شاید هم حافظ از اشعار ایشان کم و بیش متأثر بوده است؛ ولیکن بسیاری از ایشان هنوز درست معرفی نشدهاند و اگر هم دیوانی یا مجموعه اشعاری داشتهاند، هنوز به چاپ نرسیده است. شاعرانی چون سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی و ناصر بخارایی و جلال عضد از جمله معروفترین شاعران این دورهاند که اشعارشان را میشناسیم و به صورت چاپ شده در اختیار داریم؛ ولی شاعران دیگری هستند همچون جلال طبیب شیرازی و جلالالدین فریدون عکاشه و مظفر خوافی و ... که اشعارشان و حتی بعضاً خودشان را هم درست نمیشناسیم. | [[جلال طبیب، احمد بن یوسف|جلال طبیب]] را [[صفا، ذبیحالله|ذبیحالله صفا]] «از پزشکان و شاعران معروف دربار شاه شجاع مظفری» دانسته و چند غزل که تعداد آنها از انگشتان دو دست تجاوز نمیکند، از وی نقل کرده است. در فاصله نسبتاً کوتاه میان [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] و [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] چند شاعر برجسته در شیراز و شهرهای دیگر ایران زندگی میکردند که بعضاً معاصر [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] بودهاند و شاید هم حافظ از اشعار ایشان کم و بیش متأثر بوده است؛ ولیکن بسیاری از ایشان هنوز درست معرفی نشدهاند و اگر هم دیوانی یا مجموعه اشعاری داشتهاند، هنوز به چاپ نرسیده است. شاعرانی چون [[سلمان ساوجی، سلمان بن محمد|سلمان ساوجی]] و [[خواجوی کرمانی، محمود بن علی|خواجوی کرمانی]] و [[ناصر بخارایی]] و [[جلال عضد]] از جمله معروفترین شاعران این دورهاند که اشعارشان را میشناسیم و به صورت چاپ شده در اختیار داریم؛ ولی شاعران دیگری هستند همچون جلال طبیب شیرازی و جلالالدین فریدون عکاشه و مظفر خوافی و ... که اشعارشان و حتی بعضاً خودشان را هم درست نمیشناسیم. | ||
پیش از مرحوم صفا، گلچین | پیش از مرحوم [[صفا، ذبیحالله|صفا]]، [[گلچین معانی، احمد|گلچین معانی]] نیز در طی مقالهای کوتاه این شاعر شیرازی را معرفی کرده بود و پارهای از اشعار او را نقل کرده بود؛ اما مهمترین کاری که دربارۀ جلال طبیب انجام گرفت، تصحیح مثنوی عشقی گل و نوروز او به همت علی محدث ارموی بود که در سال ۱۳۸۰ در سوئد به چاپ رسید. اشعار طبیب نه فقط تعدادی در ضمن جنگهای خطی و تذکرهها نقل شده، بلکه نسخه خطی نسبتاً کاملی از دیوان او نیز به جا مانده است که متأسفانه اصل آن در خارج از ایران بوده و به چاپ نرسیده است. با استفاده از همین دیوان خطی و جنگها و مجموعههای خطی و مقالات چاپی است که در کتاب حاضر سعی شده اشعار این شاعر کمتر شناختهشدۀ شیرازی تصحیح و در ضمن هنر شاعری او نیز تا حدودی بررسی شود. همچنین یک اثر منثور در باب فن شاعری از این شاعر به جا مانده که آن نیز در این کتاب تصحیح و چاپ شده است. | ||
شعر جلال طبیب در عین روانی، پخته و به اسلوب است و معمولاً زیبا و دلنشین. او با آنکه در ردیف شعرای طراز اول قرار نمیگیرد، شاعری تواناست که قریحهای خوش داشته است. بیشتر غزلهایش لطیف و زیباست. رباعیاتش بسیار قوی است و برخی شهرتی دارد؛ از جمله این رباعی زیبا که میرعماد آن را خوشنویسی کرده است: «چون از بزم آن یار پسندیده رفت / خونِ دلم از چشمِ بلادیده رفت / دیدیم به چشم آنچه به گوش شنیدیم / کز دل برود هر آنچه از دیده برفت». | شعر [[جلال طبیب، احمد بن یوسف|جلال طبیب]] در عین روانی، پخته و به اسلوب است و معمولاً زیبا و دلنشین. او با آنکه در ردیف شعرای طراز اول قرار نمیگیرد، شاعری تواناست که قریحهای خوش داشته است. بیشتر غزلهایش لطیف و زیباست. رباعیاتش بسیار قوی است و برخی شهرتی دارد؛ از جمله این رباعی زیبا که میرعماد آن را خوشنویسی کرده است: «چون از بزم آن یار پسندیده رفت / خونِ دلم از چشمِ بلادیده رفت / دیدیم به چشم آنچه به گوش شنیدیم / کز دل برود هر آنچه از دیده برفت». | ||
در شعرش بیشتر از سعدی تأثیر پذیرفته است و گاه به استقبال شعری از او رفته و حتی مصراعی را تضمین کرده است. معنی و مضمون بعضی از ابیاتش با ابیاتی از حافظ مشابهت دارد؛ اما با توجه به تقدم جلال بر حافظ و سابقۀ دور و دراز حافظ در اقتباس از بدایع اشعار دیگران، جلال محتملاً مؤثر بوده است و نه متأثر. احاطۀ او بر فن قافیه سبب شده که در سرودههایش قافیههای زیبایی به کار گیرد و از آنها به بهترین نحو استفاده کند. به تازیگویی سری داشته و شعر عربی هم میسروده است. ملمّع عربی و فارسی میگفته و در چند شعر فارسی ابیات و مصاریع تازی آمیخته است. معمایی بوده و چند معما در ضمن دیوانش آمده است.<ref>[https://literaturelib.com/books/960 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | در شعرش بیشتر از سعدی تأثیر پذیرفته است و گاه به استقبال شعری از او رفته و حتی مصراعی را تضمین کرده است. معنی و مضمون بعضی از ابیاتش با ابیاتی از حافظ مشابهت دارد؛ اما با توجه به تقدم جلال بر [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] و سابقۀ دور و دراز حافظ در اقتباس از بدایع اشعار دیگران، جلال محتملاً مؤثر بوده است و نه متأثر. احاطۀ او بر فن قافیه سبب شده که در سرودههایش قافیههای زیبایی به کار گیرد و از آنها به بهترین نحو استفاده کند. به تازیگویی سری داشته و شعر عربی هم میسروده است. ملمّع عربی و فارسی میگفته و در چند شعر فارسی ابیات و مصاریع تازی آمیخته است. معمایی بوده و چند معما در ضمن دیوانش آمده است.<ref>[https://literaturelib.com/books/960 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||