پرش به محتوا

دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳۷: خط ۳۷:
پیش از مرحوم [[صفا، ذبیح‌الله|صفا]]، [[گلچین معانی، احمد|گلچین معانی]] نیز در طی مقاله‌ای کوتاه این شاعر شیرازی را معرفی کرده بود و پاره‌ای از اشعار او را نقل کرده بود؛ اما مهم‌ترین کاری که دربارۀ جلال طبیب انجام گرفت، تصحیح مثنوی عشقی گل و نوروز او به همت علی محدث ارموی بود که در سال ۱۳۸۰ در سوئد به چاپ رسید. اشعار طبیب نه فقط تعدادی در ضمن جنگ‌های خطی و تذکره‌ها نقل شده، بلکه نسخه خطی نسبتاً کاملی از دیوان او نیز به جا مانده است که متأسفانه اصل آن در خارج از ایران بوده و به چاپ نرسیده است. با استفاده از همین دیوان خطی و جنگ‌ها و مجموعه‌های خطی و مقالات چاپی است که در کتاب حاضر سعی شده اشعار این شاعر کمتر شناخته‌شدۀ شیرازی تصحیح و در ضمن هنر شاعری او نیز تا حدودی بررسی شود. همچنین یک اثر منثور در باب فن شاعری از این شاعر به جا مانده که آن نیز در این کتاب تصحیح و چاپ شده است.
پیش از مرحوم [[صفا، ذبیح‌الله|صفا]]، [[گلچین معانی، احمد|گلچین معانی]] نیز در طی مقاله‌ای کوتاه این شاعر شیرازی را معرفی کرده بود و پاره‌ای از اشعار او را نقل کرده بود؛ اما مهم‌ترین کاری که دربارۀ جلال طبیب انجام گرفت، تصحیح مثنوی عشقی گل و نوروز او به همت علی محدث ارموی بود که در سال ۱۳۸۰ در سوئد به چاپ رسید. اشعار طبیب نه فقط تعدادی در ضمن جنگ‌های خطی و تذکره‌ها نقل شده، بلکه نسخه خطی نسبتاً کاملی از دیوان او نیز به جا مانده است که متأسفانه اصل آن در خارج از ایران بوده و به چاپ نرسیده است. با استفاده از همین دیوان خطی و جنگ‌ها و مجموعه‌های خطی و مقالات چاپی است که در کتاب حاضر سعی شده اشعار این شاعر کمتر شناخته‌شدۀ شیرازی تصحیح و در ضمن هنر شاعری او نیز تا حدودی بررسی شود. همچنین یک اثر منثور در باب فن شاعری از این شاعر به جا مانده که آن نیز در این کتاب تصحیح و چاپ شده است.


شعر [[جلال طبیب، احمد بن یوسف|جلال طبیب]] در عین روانی، پخته و به اسلوب است و معمولاً زیبا و دلنشین. او با آنکه در ردیف شعرای طراز اول قرار نمی‌گیرد، شاعری تواناست که قریحه‌ای خوش داشته است. بیشتر غزل‌هایش لطیف و زیباست. رباعیاتش بسیار قوی است و برخی شهرتی دارد؛ از جمله این رباعی زیبا که میرعماد آن را خوشنویسی کرده است: «چون از بزم آن یار پسندیده رفت / خونِ دلم از چشمِ بلادیده رفت / دیدیم به چشم آنچه به گوش شنیدیم / کز دل برود هر آنچه از دیده برفت».
شعر [[جلال طبیب، احمد بن یوسف|جلال طبیب]] در عین روانی، پخته و به اسلوب است و معمولاً زیبا و دلنشین. او با آنکه در ردیف شعرای طراز اول قرار نمی‌گیرد، شاعری تواناست که قریحه‌ای خوش داشته است. بیشتر غزل‌هایش لطیف و زیباست. رباعیاتش بسیار قوی است و برخی شهرتی دارد؛ از جمله این رباعی زیبا که میرعماد آن را خوشنویسی کرده است:  
{{شعر}}
{{ب|''چون از بزم آن یار پسندیده رفت''|2=''خونِ دلم از چشمِ بلادیده رفت''}}
{{ب|''دیدیم به چشم آنچه به گوش شنیدیم''|2=''کز دل برود هر آنچه از دیده برفت''}}
{{پایان شعر}}


در شعرش بیشتر از سعدی تأثیر پذیرفته است و گاه به استقبال شعری از او رفته و حتی مصراعی را تضمین کرده است. معنی و مضمون بعضی از ابیاتش با ابیاتی از حافظ مشابهت دارد؛ اما با توجه به تقدم جلال بر [[حافظ، شمس‌الدین محمد|حافظ]] و سابقۀ دور و دراز حافظ در اقتباس از بدایع اشعار دیگران، جلال محتملاً مؤثر بوده است و نه متأثر. احاطۀ او بر فن قافیه سبب شده که در سروده‌هایش قافیه‌های زیبایی به کار گیرد و از آنها به بهترین نحو استفاده کند. به تازی‌گویی سری داشته و شعر عربی هم می‌سروده است. ملمّع عربی و فارسی می‌گفته و در چند شعر فارسی ابیات و مصاریع تازی آمیخته است. معمایی بوده و چند معما در ضمن دیوانش آمده است.<ref>[https://literaturelib.com/books/960 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref>
در شعرش بیشتر از سعدی تأثیر پذیرفته است و گاه به استقبال شعری از او رفته و حتی مصراعی را تضمین کرده است. معنی و مضمون بعضی از ابیاتش با ابیاتی از حافظ مشابهت دارد؛ اما با توجه به تقدم جلال بر [[حافظ، شمس‌الدین محمد|حافظ]] و سابقۀ دور و دراز حافظ در اقتباس از بدایع اشعار دیگران، جلال محتملاً مؤثر بوده است و نه متأثر. احاطۀ او بر فن قافیه سبب شده که در سروده‌هایش قافیه‌های زیبایی به کار گیرد و از آنها به بهترین نحو استفاده کند. به تازی‌گویی سری داشته و شعر عربی هم می‌سروده است. ملمّع عربی و فارسی می‌گفته و در چند شعر فارسی ابیات و مصاریع تازی آمیخته است. معمایی بوده و چند معما در ضمن دیوانش آمده است.<ref>[https://literaturelib.com/books/960 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref>