دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی
| دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی | |
|---|---|
| پدیدآوران | جلال طبیب، احمد بن یوسف (نویسنده) پورجوادی، نصرالله (مصحح) |
| عنوانهای دیگر | دیوان جلال طبیب شیرازی همراه با رساله جواهر البحور |
| ناشر | فرهنگستان زبان و ادب فارسی |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1389 |
| شابک | 978-964-7531-97-9 |
| موضوع | شعر فارسی - قرن 8ق. |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | 1389 9د / 5405 PIR |
دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی تألیف احمد بن یوسف جلال طبیب شیرازی (قرن هشتم ق)، تصحیح نصرالله پورجوادی؛ این کتاب دیوان اشعار جلال طبیب شیرازی، شاعر کمتر شناخته شده سده هشتم و معاصر حافظ است که همراه با رساله عروضی «جواهر البحور» وی به چاپ رسیده است. جلال طبیب از پزشکان و شاعران معروف دربار شاه شجاع مظفری بوده است.
ساختار
کتاب در پنج بخش سامان یافته است: قصاید، غزلیات، غزلهای ناتمام و کوتاه و قطعهها، رباعیات و مفردات. در پیوست نیز کتاب جواهرالبحور (رسالهای در فن شاعری) از این شاعر آورده شده است.
گزارش کتاب
جلال طبیب را ذبیحالله صفا «از پزشکان و شاعران معروف دربار شاه شجاع مظفری» دانسته و چند غزل که تعداد آنها از انگشتان دو دست تجاوز نمیکند، از وی نقل کرده است. در فاصله نسبتاً کوتاه میان سعدی و حافظ چند شاعر برجسته در شیراز و شهرهای دیگر ایران زندگی میکردند که بعضاً معاصر حافظ بودهاند و شاید هم حافظ از اشعار ایشان کم و بیش متأثر بوده است؛ ولیکن بسیاری از ایشان هنوز درست معرفی نشدهاند و اگر هم دیوانی یا مجموعه اشعاری داشتهاند، هنوز به چاپ نرسیده است. شاعرانی چون سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی و ناصر بخارایی و جلال عضد از جمله معروفترین شاعران این دورهاند که اشعارشان را میشناسیم و به صورت چاپ شده در اختیار داریم؛ ولی شاعران دیگری هستند همچون جلال طبیب شیرازی و جلالالدین فریدون عکاشه و مظفر خوافی و ... که اشعارشان و حتی بعضاً خودشان را هم درست نمیشناسیم.
پیش از مرحوم صفا، گلچین معانی نیز در طی مقالهای کوتاه این شاعر شیرازی را معرفی کرده بود و پارهای از اشعار او را نقل کرده بود؛ اما مهمترین کاری که دربارۀ جلال طبیب انجام گرفت، تصحیح مثنوی عشقی گل و نوروز او به همت علی محدث ارموی بود که در سال ۱۳۸۰ در سوئد به چاپ رسید. اشعار طبیب نه فقط تعدادی در ضمن جنگهای خطی و تذکرهها نقل شده، بلکه نسخه خطی نسبتاً کاملی از دیوان او نیز به جا مانده است که متأسفانه اصل آن در خارج از ایران بوده و به چاپ نرسیده است. با استفاده از همین دیوان خطی و جنگها و مجموعههای خطی و مقالات چاپی است که در کتاب حاضر سعی شده اشعار این شاعر کمتر شناختهشدۀ شیرازی تصحیح و در ضمن هنر شاعری او نیز تا حدودی بررسی شود. همچنین یک اثر منثور در باب فن شاعری از این شاعر به جا مانده که آن نیز در این کتاب تصحیح و چاپ شده است.
شعر جلال طبیب در عین روانی، پخته و به اسلوب است و معمولاً زیبا و دلنشین. او با آنکه در ردیف شعرای طراز اول قرار نمیگیرد، شاعری تواناست که قریحهای خوش داشته است. بیشتر غزلهایش لطیف و زیباست. رباعیاتش بسیار قوی است و برخی شهرتی دارد؛ از جمله این رباعی زیبا که میرعماد آن را خوشنویسی کرده است:
| چون از بزم آن یار پسندیده رفت | خونِ دلم از چشمِ بلادیده رفت | |
| دیدیم به چشم آنچه به گوش شنیدیم | کز دل برود هر آنچه از دیده برفت |
در شعرش بیشتر از سعدی تأثیر پذیرفته است و گاه به استقبال شعری از او رفته و حتی مصراعی را تضمین کرده است. معنی و مضمون بعضی از ابیاتش با ابیاتی از حافظ مشابهت دارد؛ اما با توجه به تقدم جلال بر حافظ و سابقۀ دور و دراز حافظ در اقتباس از بدایع اشعار دیگران، جلال محتملاً مؤثر بوده است و نه متأثر. احاطۀ او بر فن قافیه سبب شده که در سرودههایش قافیههای زیبایی به کار گیرد و از آنها به بهترین نحو استفاده کند. به تازیگویی سری داشته و شعر عربی هم میسروده است. ملمّع عربی و فارسی میگفته و در چند شعر فارسی ابیات و مصاریع تازی آمیخته است. معمایی بوده و چند معما در ضمن دیوانش آمده است.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات