جلال طبیب، احمد بن یوسف

جلال‌الدین احمد بن یوسف بن الیاس طبیب شیرازی (قرن هشتم هجری)، حکیم، طبیب و شاعر نامدار ایرانی بود. وی پزشک مخصوص شاه شجاع مظفری و از معاصران خواجه حافظ شیرازی به شمار می‌رفت. منظومه عاشقانه «گل و نوروز» از مشهورترین آثار اوست که در سال ۷۳۴ قمری سروده شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

جلال طبیب شیرازی
NUR102986.jpg
نام کاملجلال‌الدین احمد بن یوسف بن الیاس طبیب شیرازی
نام‌های دیگرجلال‌الدین احمد بن یوسف خوافی شیرازی
لقبجلال طبیب
تخلصجلال، طبیب
نام پدریوسف بن صائن‌الدین الیاس
ولادتنیمه اول قرن هشتم هجری
محل تولدشیراز (اصالتاً از خواف خراسان)، ایران
محل زندگیشیراز
رحلتحدود ۷۷۳ یا ۷۹۵ قمری
مدفنشیراز
فرزنداندارای فرزندانی اهل فضل
خویشاونداننجم‌الدین محمود بن الیاس طبیب شیرازی (عمو)، صائن‌الدین (پدربزرگ)
دیناسلام
مذهبشیعه
پیشهطبیب، شاعر، حکیم
منصبپزشک مخصوص شاه شجاع، رئیس دارالشفای فارس
اطلاعات علمی
علایق پژوهشیطب، شعر، حکمت
اساتید
معاصرین
برخی آثار

ولادت

از سال دقیق تولد جلال طبیب اطلاع درستی در دست نیست، اما با توجه به سرودن منظومه گل و نوروز در سال ۷۳۴ قمری، می‌توان حدس زد که وی در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم هجری متولد شده است. پدران او از خاندانی اهل علم و ادب بودند که در قرن هفتم از شهر خواف خراسان به شیراز مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شدند. به همین سبب او را خوافی شیرازی نیز خوانده‌اند. پدرش یوسف بن صائن‌الدین الیاس، مردی اهل شیراز و در زهد و پارسایی مشهور بود و گوشه‌گیری اختیار کرده بود. پدربزرگش صائن‌الدین، فقیهی برجسته بود.[۱]

تحصیلات و اساتید

جلال طبیب فن طبابت را از عموی خود، نجم‌الدین محمود بن الیاس طبیب شیرازی، که از دانشمندان معروف شیراز در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم و از نزدیکان خواجه رشیدالدین فضل‌الله بود، آموخت. نجم‌الدین از سوی خواجه رشیدالدین به ریاست بیمارستان دروازه سلم شیراز، معروف به دارالشفای اتابکی، منصوب شده بود. جلال در مثنوی گل و نوروز از عموی خود به عنوان استاد و حکیمی حاذق یاد کرده است.[۲]

فعالیت‌ها

جلال طبیب از حاذق‌ترین پزشکان روزگار خود بود و به همین جهت مقرب ملوک زمان گردید. او پزشک مخصوص شاه شجاع مظفری (حکومت ۷۶۰-۷۸۶ ق) بود و گویا ریاست دارالشفای فارس را برعهده داشت. معروف است که داروی مفرحی برای شاه شجاع ساخت و با ابیاتی در وصف فواید آن به خدمت شاه فرستاد.

وی در دستگاه پادشاهان اینجو نیز حضور داشت[۳] و در نوروز سال ۷۳۴ قمری منظومه عاشقانه گل و نوروز خود را به امیر غیاث‌الدین کیخسرو اینجو تقدیم کرد. پس از کشته شدن خواجه غیاث‌الدین، به خدمت شاه محمود آل مظفر (متوفی ۷۷۶ ق) رفت و قصایدی در مدح وی سرود.

جلال طبیب گذشته از تبحر در پزشکی، شاعر نیز بود و در شعر غالباً «جلال» و گاه «طبیب» تخلص می‌کرد. اشعار عربی و چندین غزل ملمع نیز از او در دست است.[۴] او در غزلسرایی چیره‌دست بود و غزل‌های لطیف و روانی داشت. شعر او مانند بیشتر شعرای آن زمان، در مواردی رنگ عرفانی و صوفیانه دارد؛ تصوف او تصوفی عاشقانه است، مانند تصوفی که در شعر سعدی، حافظ و خواجو مشاهده می‌کنیم.

ارتباط با حافظ شیرازی

جلال طبیب از معاصران خواجه حافظ شیرازی بود و مراودات ادبی عمیقی بین این دو شاعر وجود داشته است. بسیاری از مضامین و مفاهیم غزلیات حافظ، از جمله ازلی بودن عشق، برتری عشق بر عقل، خرابات و میخانه، و نیز برخی ابیات مشهور، متأثر از غزلیات جلال طبیب بوده است. برای نمونه، غزل معروف حافظ با مطلع «صلاح کار کجا و من خراب کجا» با غزل جلال طبیب با مطلع «چه کار با من دیوانه درس و فتوی را» مرتبط است. همچنین غزل «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور» حافظ با غزل «ای دل از بیداد دوران غم مخور» جلال طبیب همخوانی دارد. حافظ در یکی از غزل‌های خود به صراحت از «طبیب» نام برده است:

دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دیدهیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت

که به نظر می‌رسد اشاره به جلال طبیب داشته باشد.[۵]

آثار

منظومه گل و نوروز

مهم‌ترین اثر جلال طبیب، مثنوی عاشقانه گل و نوروز است که در نوروز سال ۷۳۴ قمری سروده شد و به امیر غیاث‌الدین کیخسرو اینجو تقدیم گردید. این منظومه نخستین اثری است که در آن شخصیت‌های داستان با صفات و نام موجودات غیرانسانی، به خصوص گل و مرغ، ظاهر می‌شوند. داستان درباره شاهزاده‌ای به نام نوروز است که در خواب دختری به نام گل را می‌بیند و به جستجوی او می‌پردازد. این منظومه چنان شهرتی یافت که کاتبان با سرعت بسیار از روی آن نسخه برمی‌داشتند و در میان جوانان متداول بود. ده سال پس از سرودن آن، خواجوی کرمانی مثنوی نوروز و گل خود را به تقلید از آن سرود. در سال ۸۱۴ ق، شاعری ترک زبان به نام لطفی آن را به ترکی ترجمه کرد.[۶]

دیوان اشعار

دیوان اشعار جلال طبیب بیش از سه هزار بیت داشته که نسخه‌ای خطی از آن به شماره ۶۴۵ در دارالکتب قاهره موجود است. این نسخه در سال ۸۲۳ قمری کتابت شده است. اشعار پراکنده‌ای نیز از وی در جنگ‌های خطی و تذکره‌هایی مانند عرفات العاشقین ثبت شده است. غزل‌های او دارای مضامین عاشقانه و عرفانی و سرشار از تعبیرات مجازی مربوط به گل و گیاه، اعضای بدن معشوق، و می و خرابات است.

دیگر آثار

  • فارس‌نامه: مثنوی تاریخی کوتاه که در نسخه خطی کتابخانه سلیمانیه ترکیه موجود است و شاعر در آن اوضاع فارس و شهر شیراز را در دوره‌ای که پیوسته بین حاکمان متعدد دست‌به‌دست می‌شد، توصیف کرده است.
  • رساله شمع: رساله‌ای منثور که به شیوه گلستان سعدی نگاشته شده و نسخه خطی آن در کتابخانه کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج انگلستان موجود است. این رساله به کوشش محمدجعفر یاحقی در مجموعه رسائل فارسی (ص ۴۳-۵۰) چاپ شده است.
  • جواهر البحور: رساله‌ای در علم عروض.[۷]

وفات

تاریخ وفات جلال طبیب دقیقاً معلوم نیست. به نوشته علی ابراهیم خلیل، وی در سال ۷۹۵ قمری درگذشت، اما در برخی منابع دیگر سال ۷۷۳ قمری نیز ذکر شده است. بر اساس نسخه‌ای خطی در کتابخانه ملک که در ۷۸۵ ق کتابت شده، از جلال به منزله شاعری که دیگر در قید حیات نبوده، یاد شده است. به هر حال، وی در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. چنانکه خود در قطعه‌ای گفته است:

گر ترا باز به شیراز گذاری افتدبر سر خاک من آ و نفسی منزل کن[۸]

پانویس

  1. ر.ک: رسولی، رقیه، ج10، ص517
  2. ر.ک: رسولی، رقیه، ج10، ص517
  3. ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص313
  4. ر.ک: رسولی، رقیه، ج10، ص517
  5. ر.ک: سعید کافی انارکی-ساربان،، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  6. ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص314
  7. ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص314-316
  8. ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص314

منابع مقاله


وابسته‌ها