عرفان اسلامی در شرق و غرب: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' (ع)' به '(ع)')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
خط ۳۶: خط ۳۶:
در فصل‌های کتاب به موضوعات مختلفی پرداخته شده است: معرفی شخصیت شیخ صفی‌الدین اردبیلی و دوره طلایی عرفان و تصوف در دوران حکومت صفویه، ویژگی نسبت‌های عرفانی پس از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]]، دیدگاه [[مطهری، مرتضی|مرتضی مطهری]] در مورد عرفان اسلامی، جایگاه تصوف در آمریکا و اروپا و برخی از فلاسفه غرب، تأثیرپذیری برخی از اندیشمندان غربی از عرفان و تصوف اسلامی و نقد عمل به ظواهر دین و بی‌توجهی به اخلاق دینی، از دیگر محورهای مهم مطرح‌شده در این مصاحبه است.
در فصل‌های کتاب به موضوعات مختلفی پرداخته شده است: معرفی شخصیت شیخ صفی‌الدین اردبیلی و دوره طلایی عرفان و تصوف در دوران حکومت صفویه، ویژگی نسبت‌های عرفانی پس از [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرا]]، دیدگاه [[مطهری، مرتضی|مرتضی مطهری]] در مورد عرفان اسلامی، جایگاه تصوف در آمریکا و اروپا و برخی از فلاسفه غرب، تأثیرپذیری برخی از اندیشمندان غربی از عرفان و تصوف اسلامی و نقد عمل به ظواهر دین و بی‌توجهی به اخلاق دینی، از دیگر محورهای مهم مطرح‌شده در این مصاحبه است.


نصر در این گفت‌وگو بیان می‌کند که عرفان از آغاز بوده است؛ حضرت آدم (ع) عارف بالله بود؛ یعنی همه چیز را در خداوند می‌دیده و خداوند را در همه چیز و پس از هبوط او در این عالم و پس از اینکه بخشوده شده و پیامبر مبعوث شده؛ دوباره آن دیدی که در بهشت داشت، یعنی دیدن خداوند و وصال به حق و دیدن وحدت در کثرت به او بازگردانده شد. به همین دلیل می‌توان گفت این معرفت الهی و این خمیره و عشق به شناخت حق، در وجود انسان است.
نصر در این گفت‌وگو بیان می‌کند که عرفان از آغاز بوده است؛ حضرت آدم(ع) عارف بالله بود؛ یعنی همه چیز را در خداوند می‌دیده و خداوند را در همه چیز و پس از هبوط او در این عالم و پس از اینکه بخشوده شده و پیامبر مبعوث شده؛ دوباره آن دیدی که در بهشت داشت، یعنی دیدن خداوند و وصال به حق و دیدن وحدت در کثرت به او بازگردانده شد. به همین دلیل می‌توان گفت این معرفت الهی و این خمیره و عشق به شناخت حق، در وجود انسان است.


وی همچنین تأکید می‌کند که در خمیره ازلیه قطره‌ای از معرفت الهی چکیده شد و خداوند از آن خمیره انسان را به وجود آورد؛ به همین دلیل در تمامی ادیان اصیل نوعی عرفان بوده که امروزه صحبت می‌کنیم از عرفان بودایی، هندو، مسیحی، دائویی، اسلامی و ...؛ ولی هر عرفانی در هر دینی منشأ گرفته از وحی آن است که اساس آن دین است؛ یعنی عرفان مسیحی از مسیحیت برمی‌خیزد و عرفان بودایی از بودائیت و ...؛ ولی عرفان می‌تواند از مکاتب دیگر عرفانی در سطح صورت و بیان مطالب، برخی افکار و تمثیلات را اخذ کند و بین این دو نباید اشتباه کرد.
وی همچنین تأکید می‌کند که در خمیره ازلیه قطره‌ای از معرفت الهی چکیده شد و خداوند از آن خمیره انسان را به وجود آورد؛ به همین دلیل در تمامی ادیان اصیل نوعی عرفان بوده که امروزه صحبت می‌کنیم از عرفان بودایی، هندو، مسیحی، دائویی، اسلامی و ...؛ ولی هر عرفانی در هر دینی منشأ گرفته از وحی آن است که اساس آن دین است؛ یعنی عرفان مسیحی از مسیحیت برمی‌خیزد و عرفان بودایی از بودائیت و ...؛ ولی عرفان می‌تواند از مکاتب دیگر عرفانی در سطح صورت و بیان مطالب، برخی افکار و تمثیلات را اخذ کند و بین این دو نباید اشتباه کرد.