رشفة الصادي من بحر فضائل بني النبي الهادي
| رشفة الصادي من بحر فضائل بني النبي الهادي | |
|---|---|
| پدیدآوران | علوی حسینی، ابوبکر (نويسنده) عاشور، علی (محقق) |
| ناشر | دار الکتب العلمية |
| مکان نشر | لبنان - بیروت |
| سال نشر | 1418ق - 1998م |
| چاپ | 1 |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | ع8ر5 36 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
رشفة الصادي من بحر فضائل بني النبي الهادي، اثر ابوبکر شهابالدین علوی حضرمی (۱۲۶۲-۱۳۴۱ق)، از جمله کتابهای تألیفشده در موضوع فضائل اهلبیت(ع) است که مجموعهای موجز و مهم از مناقب آنان را گردآوری کرده است.
انگیزه نگارش
نویسنده در مقدمه کتاب تصریح میکند که به دلیل شیوع بیمهری نسبت به خاندان پیامبر(ص) و نادیده گرفتن مناقب آنان توسط برخی از افراد در آن زمان که ناشی از حسد و کینه بود، تصمیم به نگارش این اثر گرفت[۱]. او انگیزه خود را گردآوری آیات، احادیث و آثاری بیان میکند که مخاطبان را به اعتصام به حبل متین الهی و تمسک به شجره طیبه نبوت ترغیب کرده است[۲].
ساختار
کتاب مشتمل بر تمهید، مدخل، مقدمه، نه باب و یک خاتمه است.
سبک نگارش
- استناد به منابع متکثر: نویسنده، مطالب خود را مستند به آیات قرآن کریم، روایات شریف نبوی و اقوال بزرگان سلف و متأخرین کرده است[۳].
- حذف اسانید جهت اختصار: برای سهولت استفاده خوانندگان و پرهیز از اطاله کلام، اسناد احادیث و آثار را حذف کرده است[۴].
- بهرهگیری از اشعار: در متن کتاب بهتناسب موضوعات، از سرودههای شاعران و مدیحهسرایان برجسته برای تبیین فضائل بهره برده است[۵].
اهمیت کتاب
دقت در گردآوری: این اثر به دلیل تتبع نویسنده در منابع مختلف چاپی و خطی، از اعتبار و دقت بالایی برخوردار است[۶].
- جامعیت در عین اختصار: علیرغم حجم نهچندان زیاد، تمامی ابعاد فضائل اهلبیت و خاندان پیامبر(ص) از منظر آیات و روایات را پوشش داده است[۷].
- مقبولیت علمی: کتاب از بدو تألیف مورد توجه و تقریظ دانشمندان و علمای برجسته زمان خود قرار گرفته است[۸].
گزارش محتوا
- مقدمه مؤلف، بهتفصیل به ماجرای ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) اختصاص یافته است. نویسنده با نقل از منابعی چون «المشرع الروي»، جزئیات خواستگاری، خطبه عقد و مراسم عروسی این دو بزرگوار را شرح داده است[۹].
- باب اول: آیات قرآن کریم در شأن اهلبیت(ع): این باب، مفصلترین بخش کتاب است که به بررسی آیات متعدد میپردازد. محور اصلی این باب، «آیه تطهیر» است که نویسنده با نقل اقوال مفسران مختلف، مراد از «رجس» را گناه، شک یا هرگونه پلیدی دانسته[۱۰] و با استناد به احادیث متواتر مانند «حدیث کسا»، مصداق اهلبیت را منحصراً پنج تن آلعبا معرفی میکند[۱۱].
نویسنده در این بخش بهتفصیل به «آیه مباهله»، «آیه مودت»، «آیه سؤال»، «آیه صلوات»، «آیه سلام علی آل ياسين» و «آیه اعتصام» پرداخته و با ذکر منابع کثیر از عامه و خاصه، اختصاص این فضایل به خاندان پیامبر را اثبات میکند[۱۲].
باب دوم: صلوات و سلام بر اهلبیت(ع): در این باب، وجوب و استحباب ذکر آل پیامبر(ص) در کنار نام ایشان بررسی شده است[۱۳]. نویسنده، احادیثی را نقل میکند که صلوات بر پیامبر(ص) بدون ذکر خاندانش را «الصلات البتراء» (ناقص) خوانده و از آن نهی کردهاند[۱۴]. همچنین بر اساس روایات، کیفیت صحیح صلوات که مایه قبولی دعا و تقرب به خداوند است، تبیین شده و به اقوال فقهای بزرگی چون امام شافعی درباره وجوب صلوات بر آل در تشهد نماز استناد شده است[۱۵].
باب سوم: اتصال نسبی و سببی در دنیا و آخرت: نویسنده در این بخش به بیان ویژگی منحصربهفرد نسب و سبب پیامبر(ص) میپردازد[۱۶]. بر اساس روایات نبوی، تمام پیوندهای نسبی و سببی در روز قیامت منقطع میشود، مگر نسب و سبب متعلق به پیامبر(ص)[۱۷]. در این باب، تأکید شده است که فرزندان حضرت زهرا(س)، فرزندان حقیقی پیامبر(ص) محسوب میشوند و خداوند ذریه هر پیامبری را در صلب خود او قرار داده، اما ذریه محمد(ص) را در صلب علی(ع) قرار داده است[۱۸].
باب چهارم: وجوب محبت و حرمت دشمنی با اهلبیت(ع): این باب به تبیین جایگاه حب اهلبیت(ع) بهعنوان ملاک ایمان و بغض آنان بهعنوان نشانه نفاق میپردازد[۱۹]. نویسنده، احادیثی را نقل میکند که بر اساس آنها، یکی از چهار چیزی که پیوسته در قیامت از بنده سؤال میشود، محبت عترت است[۲۰]. همچنین عواقب هولناک دشمنی با این خاندان، از جمله محرومیت از شفاعت و ورود به آتش دوزخ، با استناد به متون روایی تبیین شده است[۲۱]. در این باب همچنین مصادر و منابع روایاتی که غضب خداوند را نتیجه غضب حضرت فاطمه(س) دانسته، مورد بررسی قرار گرفته است[۲۲].
باب پنجم: تمسک به هدایت اهلبیت(ع) و امان بودن آنان: در این بخش، اهلبیت(ع) بهعنوان «حبل الله» و «صراط مستقیم» معرفی شدهاند[۲۳]. نویسنده با تمرکز بر «حدیث ثقلین»[۲۴] و «حدیث سفینه»[۲۵]، بر ضرورت پیروی از سیره آنان برای رهایی از گمراهی تأکید میکند. همچنین در این باب به انحصار قطبیت و خلافت باطنی به اهلبیت(ع) و امان بودن آنها برای اهل زمین اشاره شده است[۲۶].
باب ششم: در این باب، برخی از روایات دال بر تحریم خاندان پیامبر در آخرت بر آتش و معذب نشدن آنها و اثبات توبه و مغفرت برای هر فرد از افراد آنها و... نقل شده است[۲۷].
باب هفتم: وصایای نبوی در اکرام و صله سادات: نویسنده در این باب به دستورات مؤکد پیامبر(ص) درباره بزرگداشت فرزندانش پرداخته است. او با نقل احادیثی، صله رحم با ذریه پیامبر(ص) و نیکی به آنان را بهمثابه نیکی به خود پیامبر(ص) برمیشمارد[۲۸]. در این بخش همچنین به مشروعیت بوسیدن دستان اهلبیت(ع)[۲۹]، احترام سلف به اهلبیت(ع)[۳۰]، برتری حضرت فاطمه(ص) بر عایشه[۳۱] و... اشاره شده است.
باب هشتم: برخلاف ابواب قبلی که بر پنج تن آلعبا تمرکز داشت، در این باب نویسنده دایره بحث را گستردهتر کرده و به فضایل بنیعبدالمطلب[۳۲]، بنیهاشم[۳۳] و بهطور کلی قریش[۳۴] و عرب[۳۵] با استناد به نصوص روایی میپردازد.
باب نهم: این باب، به جنبههای ملکوتی و شهودی فضایل اهلبیت(ع) اختصاص دارد و از طریق نقل وقایع و رؤیاها، جایگاه معنوی آنان را اثبات میکند. این حکایات، در موضوعات و عناوین مختلفی مطرح شده است که از جمله آنها عبارتند از اثر ترک یاری امام حسین(ع)[۳۶]، اسلام آوردن فرد یهودی هنگام دیدن سر مبارک امام حسین(ع)[۳۷]، اثر دوستی با ذریه پیامبر(ص)[۳۸] و اثر سکوت بر سب سادات[۳۹].
خاتمه: نویسنده در پایان کتاب، سادات و سلاله طاهرین پیامبر(ص) را سزاوارترین افراد به سلوک بر طریقت جد خویش و تمسک به سیره عملی او، دانسته است[۴۰].
پانویس
- ↑ ر.ک: مدخل، ص5
- ↑ ر.ک: همان، ص6
- ↑ ر.ک: تمهید، ص3
- ↑ ر.ک: مدخل، ص7
- ↑ ر.ک: تمهید، ص3
- ↑ ر.ک: همان
- ↑ ر.ک: همان
- ↑ ر.ک: همان، ص4
- ↑ ر.ک: مقدمه مؤلف، ص9-13
- ↑ ر.ک: متن کتاب، ص14
- ↑ ر.ک: همان، ص14-25
- ↑ ر.ک: همان، ص51-65
- ↑ ر.ک: همان، ص67-76
- ↑ ر.ک: همان، ص68
- ↑ ر.ک: همان، ص71
- ↑ ر.ک: همان، ص77
- ↑ ر.ک: همان، ص77-78
- ↑ ر.ک: همان، ص81-82
- ↑ ر.ک: همان، ص87
- ↑ ر.ک: همان، ص90
- ↑ ر.ک: همان، ص89-94
- ↑ ر.ک: همان، ص109
- ↑ ر.ک: همان، ص119
- ↑ ر.ک: همان، ص120
- ↑ ر.ک: همان، ص135
- ↑ ر.ک: همان، ص124-133
- ↑ ر.ک: همان، ص137-148
- ↑ ر.ک: همان، ص149-156
- ↑ ر.ک: همان، ص156-157
- ↑ ر.ک: همان، ص159
- ↑ ر.ک: همان، ص177
- ↑ ر.ک: همان، ص233
- ↑ ر.ک: همان، ص234
- ↑ ر.ک: همان، ص236
- ↑ ر.ک: همان، ص242
- ↑ ر.ک: همان، ص248
- ↑ ر.ک: همان، ص249
- ↑ ر.ک: همان، ص251
- ↑ ر.ک: همان، ص286
- ↑ ر.ک: همان، ص291
منابع مقاله
مدخل، تمهید، مقدمه و متن کتاب.