ع‍ل‍وی‌ ح‍س‍ی‍ن‍ی‌، اب‍وب‍ک‍ر

    از ویکی‌نور
    ابوبکر شهاب‌الدین علوی حضرمی
    NUR00000.jpg
    نام کاملابوبکر بن عبدالرحمان بن محمد بن علی بن عبدالله
    نام‌های دیگرابن شهاب باعلوی، سید ابوبکر بن شهاب حضرمی
    لقبشهاب‌الدین
    نسبحسینی، از خاندان آل باعلوی (منسوب به علی عریضی فرزند امام صادق علیه‌السلام)
    نام پدرعبدالرحمان بن محمد علوی حسینی
    ولادت۱۲۶۲ق
    محل تولدیکی از روستاهای تَریم (حضرموت)، یمن
    محل زندگیحضرموت، حجاز، مصر، شام، استانبول، حیدرآباد هند، سنگاپور، جاوه
    رحلتشب جمعه دهم جمادی‌الاولی ۱۳۴۱ق
    مدفنحیدرآباد هند
    طول عمر۷۹ سال
    خویشاوندانبرادرش سید عمر الملقب بالمحضار
    دیناسلام
    مذهبشافعی (با گرایش و محبت شدید به اهل بیت علیهم‌السلام)
    پیشهفقیه، عالم، شاعر، مؤلف، مصلح اجتماعی، تاجر
    اطلاعات علمی
    اجازه اجتهاد ازسید احمد بن زینی دحلان
    درجه علمیمجتهد
    علایق پژوهشیفقه، اصول، حدیث، شعر، مناقب اهل بیت، فرائض، منطق، ریاضیات
    اساتید
    مشایخبیش از ۱۰۰ تن
    شاگردانمحمد بن عقیل علوی
    برخی آثار

    ابوبکر شهاب‌الدین علوی حضرمی (۱۲۶۲-۱۳۴۱ق)، فقیه، عالم جلیل، شاعر، آزاداندیش و مخلص در ولای اهل‌بیت علیهم‌السلام بود که از خاندان آل باعلوی در حضرموت برخاست و در زمینه‌های فقه، اصول، حدیث، منطق، فرائض و شعر تبحر داشت. او به عنوان یک حلقه مهم در اسانید کتب اجازات معاصر شناخته می‌شود و مشایخ او بیش از ۱۰۰ تن بودند. شهاب‌الدین در سرزمین‌های شرقی چون هند، جاوه و ماله به عنوان عالمی اصلاح‌طلب و مخالف با بدعت شهره بود. وی حدود سی اثر از خود به جای گذاشت و در اشعار خود ارادت عمیق خود به اهل‌بیت علیهم‌السلام را نشان داده است.

    نسب و خاندان

    ابوبکر بن عبدالرحمان بن محمد بن علی بن عبدالله، معروف به ابن شهاب باعلوی، از سادات حسینی و از خاندان آل باعلوی در حضرموت بود. «شهاب» که در عنوان او آمده است، اشاره به شهاب‌الدین احمد، جد هفتم او دارد که خود به علی عریضی (فرزند امام جعفر صادق علیه‌السلام) نسب می‌برد[۱][۲].

    ولادت

    ابوبکر شهاب‌الدین علوی حضرمی در سال ۱۲۶۲ هجری قمری در یکی از روستاهای تَریم (دره حضرموت) متولد شد[۱][۲]. وی در همان روستای حصن آل فلّوقه در سفح جبل باعشمیل در جنوب تَریم به دنیا آمد و در دامان عنایت و رعایت پرورش یافت[۳]. پدرش عبدالرحمن بن محمد علوی حسینی و برادرش سید عمر (ملقب به المحضار) از نخستین اساتید او بودند[۴].

    تحصیلات و اساتید

    ابوبکر شهاب‌الدین از همان کودکی نبوغ و استعداد فوق‌العاده‌ای از خود نشان داد و منظومه خود در علم فرائض را قبل از بیست سالگی سرود[۴]. مشایخ او متجاوز از ۱۰۰ تن و بیشتر اهل حضرموت بودند[۱]. مهمترین اساتید وی عبارتند از:

    • پدرش: عبدالرحمان بن محمد علوی حسینی
    • برادرش: سید عمر ملقب به المحضار
    • سید حسن بن حسین الحداد العلوی
    • سید علی بن عبدالله بن شهاب العلوی
    • سید حامد بن عمر بافرج العلوی
    • محمد بن عبدالله باسودان الکندی
    • سید الحسن بن علوی السقاف[۴]

    وی در سال ۱۲۸۶ هجری قمری (در ۲۴ سالگی) به مکه سفر کرد و از سید احمد بن زینی دحلان (شیخ المشایخ حجاز) و دیگران بهره برد. در همانجا به اشارۀ سید فضل پاشا، ارجوزه‌ای در «آداب النساء» سرود[۱][۲].

    فعالیت‌ها

    ابوبکر شهاب‌الدین فعالیت‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و حتی تجاری گسترده‌ای داشت:

    سفرها و اقامت در مناطق مختلف

    • در سال ۱۲۸۸ ق به عدن و سرزمین‌های مجاور رفت و با امرای حج آشنا شد[۱].
    • مدت ۴ سال را در مناطق خاور زمین، چون سنگاپور و به‌ویژه در جاوه (اندونزی) گذراند و به تجارت پرداخت و جریانات سیاسی آنجا را دنبال کرد[۱][۲].
    • در سال ۱۲۹۲ ق به وطن خود بازگشت و در جنگهای محلی میان امرای شبه جزیره وساطت کرد و آتش جنگ را فرو نشاند[۱].
    • در سال ۱۳۰۲ ق مجدداً به عدن، لحج، مکه، مدینه، مصر، شام، بیت‌المقدس و آنگاه استانبول رهسپار شد و سرانجام به حیدرآباد دکن (هند) رفت و در آنجا اقامت گزید[۱][۴].

    اصلاح‌گری و مبارزه با بدعت

    وی در سرزمین‌های شرقی چون هند، جاوه و ماله (پایتخت کشور مالدیو) به عنوان عالمی اصلاح‌طلب و مخالف با بدعت شهره بود[۱][۲]. به دلیل نشر فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام، از سوی نواصب آزارهای زیادی دید[۴].

    شاعری

    شاعری توانا بود و در دیوانش چندین قصیده به سبق «ارتقيات» در مدح خدیوی مصر (جلیل توفیق پاشا) دارد[۵]. وی همچنین در قصاید خود به امارت اسلامی زنگبار توجه داشته و در سال ۱۳۰۰ ق، برغش بن سعید (سلطان زنگبار) را مدح کرده است[۱].

    جایگاه در اسانید

    وی به عنوان یک حلقه مهم در اسانید کتب اجازات معاصر شناخته می‌شود[۱].

    مذهب

    برخی از شرح‌حال‌نویسان، او را شافعی مذهب دانسته‌اند[۱]، در حالی که گروهی دیگر وی را در زمرۀ عالمان شیعه آورده‌اند[۱]. به هر حال، پاره‌ای از اشعار دیوان او تردیدی باقی نمی‌گذارد که وی دوستدار اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است[۱][۲].

    شاگردان

    مشهورترین شاگرد او محمد بن عقیل علوی است[۱][۲].

    وفات

    ابوبکر شهاب‌الدین علوی حضرمی در شب جمعه دهم جمادی‌الاولی[۶] سال ۱۳۴۱ هجری قمری (۱۹۲۳ میلادی) در حیدرآباد دکن (هند) وفات یافت[۱][۲][۴].

    آثار

    ابوبکر شهاب‌الدین تألیفات بسیاری دارد که در حدود ۳۰ اثر از آنها شناخته شده و برخی نیز به چاپ رسیده است[۱]. از جمله آثار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    آثار چاپی

    • الترياق النافع بإيضاح و تكميل في أصول الفقه للسبكي - در اصول فقه شافعی، چاپ حیدرآباد دکن، ۱۳۱۷ ق[۴][۱].
    • جمع الجوامع منظومة ذريعة الناهض - منظومه، چاپ شده[۴].
    • علم الفرائض أرجوزة في آداب النساء - ارجوزه در آداب زنان که به اشاره سیدفضل پاشا سروده شد[۴][۱].
    • أرجوزة نظام المنطق - منظومه در منطق، چاپ حیدرآباد دکن، ۱۳۳۱ ق[۴][۱].
    • تحفة المحقق بشرح نظام المنطق - شرح بر ارجوزه خود در منطق، چاپ قاهره، ۱۳۳۰ ق[۴][۱].
    • رشفة الصادي في مناقب بني النبی الهادی(ص) - در مناقب خاندان پیامبر، چاپ قاهره، ۱۳۰۳ ق. این کتاب به نام «الشاهد المقبول بفضل ابناء الرسول» نیز نامیده شده است[۴][۱].
    • الهادي الشهاب الثاقب على السباب الثاقب - چاپ حیدرآباد دکن، ۱۳۱۷ ق[۴][۱].
    • نوافح الورد الجوري بشرح عقيدة الباجوري - چاپ هند، ۱۳۱۷ ق[۴][۱].
    • اسعاف الطلاب ببيان مساحة السطوح و ما یتوقف علیه من الحساب - در ریاضیات، چاپ هند، ۱۳۰۹ ق[۱].
    • اقامة الحجة علی النقی ابن حجة - در نقد بدیعیه ابن حجه حموی، چاپ بمبئی، ۱۳۰۵ ق[۱].
    • العقود اللؤلؤیة في انساب السادة العلویة بالدیار الحضرمیة - در انساب سادات علوی در حضرموت، چاپ بمبئی. کتانی این کتاب را «تألیفی عجیب در سلاسل آل باعلوی» خوانده است[۱].
    • فتوحات الباحث بشرح تقریر المباحث في احکام ارث الوارث - شرح بر منظومه خود در احکام فرائض، چاپ حیدرآباد دکن، ۱۳۱۷ ق[۱].
    • وجوب الحمیة عن مضار الرقیة - چاپ سنگاپور، ۱۳۲۸ ق[۱].
    • دیوان شعر - چاپ سنگاپور، ۱۳۴۴ ق. به گفتۀ امین، قسمتی از اشعار آن در چاپ حذف شده است[۴][۱].

    سایر آثار

    • العقود في فضائل اهل‌البیت(ع)
    • الفتوحات
    • الشهاب
    • قصیدتان في رثاء الامیر(ع) و في رثاء الحسین(ع) که در آخر «النصائح الکافیة» چاپ شده‌اند[۷]

    نمونه اشعار در منقبت امام حسین علیه‌السلام

    در دانشنامه شعر عاشورایی نمونه اشعاری از او در رثای امام حسین علیه‌السلام نقل شده است[۲]:

    فَهاجَتْ جَماهیرُ الضَّلالِ وَ أَقْبَلَتْبِجَیْشٍ لِحَرْبِ ابْنِ البَتُولِ عَرَمْرَمُ
    وَ حینَ اسْتَوی فی کَرْبَلا ءَ مُحَیِّمٌبِهِ تُرْبَتُها أَکْرِمْ بِهِ مِنْ مُحَیَّمِ
    أَبَتْ نَفْسُهُ الشَّمَّاءُ إِلاَّ کَرِیْهَةًیَمُوتُ بِها مَوْتَ الْعَزیزِ الْمُکَرَّمِ
    هُوَ الْمَوْتُ مُرٌّ الْمُجْتَبی غَیْرَ أَنَّهُأَلَذُّ وَ أَحْلی مِنْ حَیاةِ التَّهَضُّمِ
    وَ قارَعَ حَتّی لَمْ یَدَعْ سَیْفَ باسِلٍبِمُعْتَرَکِ الهَیْجاءِ غَیْرَ مُثَلَّمِ
    هِیَ الْفِتْنَةُ الصَّمَّاءُ لَمْ یَلْفَ بَعْدَهامَنا رُ مِنَ الإیمانِ غَیْرُ مُهَدَّمِ


    1. مردم گمراه به صورت یک لشکر بزرگ با هیجان برای جنگ با پسر بتول پیش آمدند.
    2. تا اینکه او در زمین کربلا خیمه زد. چه خیمه‌زننده‌ی بزرگواری بود!
    3. نفس بزرگوار او تسلیم نشد و مرگ باعزّت و کرامت را برگزید.
    4. ثمره‌ی مرگ تلخ است. ولی این‌گونه مردن لذّتبخش‌تر و شیرین‌تر از زندگی با خواری است.
    5. در جنگ آنقدر شمشیر زد تا اینکه همه‌ی شمشیرهای جنگاوران دشمن کند شد و تیزی لبه‌های آنها از بین رفت. (با همه‌ی جنگاوران نبرد کرد).
    6. بعد از این فتنه‌ی کور، هیچ ستونی از ستون‌های ایمان سالم نماند.[۲]

    پانويس

    منابع

    وابسته‌ها