۱۶۱٬۰۹۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
شمار نوشتههایی که به شرح دیدگاه ویتگنشتاین در باب «زبان» پرداختهاند بسیار است؛ اما آنچه در این نوشتهها مغفول مانده، چراییِ پرداختن ویتگنشتاین به زبان است. طرح این پرسش مهمل به نظر میرسد؛ زیرا نسبت تفکر ویتگنشتاین با زبان به امری بدیهی و واضح تبدیل شده است. | شمار نوشتههایی که به شرح دیدگاه ویتگنشتاین در باب «زبان» پرداختهاند بسیار است؛ اما آنچه در این نوشتهها مغفول مانده، چراییِ پرداختن ویتگنشتاین به زبان است. طرح این پرسش مهمل به نظر میرسد؛ زیرا نسبت تفکر ویتگنشتاین با زبان به امری بدیهی و واضح تبدیل شده است. | ||
اما علت گزینش [[لودویگ ویتگنشتاین]] در این کتاب چیست؟ متفکری که نامش را معمولاً میان بنیادگذاران فلسفۀ تحلیلی ذکر میکنند، فیلسوفی که به پرورش نظریههایی دربارۀ زبان مشهود است و شاخههای مختلف فلسفۀ زبان معاصر خود را مدیون او میدانند، کسی که زمینۀ عمدۀ مطالعات او ریاضیات و منطق و استادان اصلی او برتراند راسل و گوتلوب فرگه بودند، چنین شخصیتی کجا و حیرتبندی کجا؟ او نه در مقام محققی دانشگاهی که سابقۀ مطالعات تاریخی و دینی داشته است و قصد دارد دیدگاهی کهنه را بار دیگر تجربه کند، بلکه در مقام متفکری از حیرت سخن میگوید که با تمام وجود خود تجربهای را از سر گذرانده است و آنچه میگوید حدیث نفس و حاصل کشف و شهود خود اوست. ویتگنشتاین با حیرت به جهان مینگرد، پس او را باید با حیرت خواند و شنید. | اما علت گزینش [[لودویگ ویتگنشتاین]] در این کتاب چیست؟ متفکری که نامش را معمولاً میان بنیادگذاران فلسفۀ تحلیلی ذکر میکنند، فیلسوفی که به پرورش نظریههایی دربارۀ زبان مشهود است و شاخههای مختلف فلسفۀ زبان معاصر خود را مدیون او میدانند، کسی که زمینۀ عمدۀ مطالعات او ریاضیات و منطق و استادان اصلی او [[راسل، برتراند|برتراند راسل]] و گوتلوب فرگه بودند، چنین شخصیتی کجا و حیرتبندی کجا؟ او نه در مقام محققی دانشگاهی که سابقۀ مطالعات تاریخی و دینی داشته است و قصد دارد دیدگاهی کهنه را بار دیگر تجربه کند، بلکه در مقام متفکری از حیرت سخن میگوید که با تمام وجود خود تجربهای را از سر گذرانده است و آنچه میگوید حدیث نفس و حاصل کشف و شهود خود اوست. ویتگنشتاین با حیرت به جهان مینگرد، پس او را باید با حیرت خواند و شنید. | ||
بر خلاف صوفیان و عارفان سنتی، حیرت [[ویتگنشتاین]] حیرتی اینجهانی است. این نکته بسیار حائز اهمیت است. هنگامی که ویتگنشتاین جهان را به مثابۀ معجزه میبیند، این حقیقت او را به سوی جهانی دیگر، به سوی حقیقتی ماورای آن رهنمون نمیشود. حیرت ویتگنشتاین از جهان، همانند حیرت هایدگر از وجود، زمینی است. در اینجا با شهود حقایقی برتر از عوالم بالا و سیروسلوک معنوی و کنده شدن از جهان خاک و ماده نیستیم، بلکه ماحصل این تجربۀ بنیادی، اصالت زندگی روی همین کرۀ خاکی و در کالبد همین تن زمینی است. | بر خلاف صوفیان و عارفان سنتی، حیرت [[ویتگنشتاین]] حیرتی اینجهانی است. این نکته بسیار حائز اهمیت است. هنگامی که ویتگنشتاین جهان را به مثابۀ معجزه میبیند، این حقیقت او را به سوی جهانی دیگر، به سوی حقیقتی ماورای آن رهنمون نمیشود. حیرت ویتگنشتاین از جهان، همانند حیرت هایدگر از وجود، زمینی است. در اینجا با شهود حقایقی برتر از عوالم بالا و سیروسلوک معنوی و کنده شدن از جهان خاک و ماده نیستیم، بلکه ماحصل این تجربۀ بنیادی، اصالت زندگی روی همین کرۀ خاکی و در کالبد همین تن زمینی است. | ||