آینده در قلمرو اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳۰: خط ۳۰:
در مقدمه‌ای که مترجم کتاب آورده گرایش عموم طبقات به مسائل مذهبی و علاقه به فراگرفتن این مسائل و تحلیل و تحقیق را یادآور شده است، که ضرورت تدوین اصول و مبانی اساسی اسلام را همراه با تحلیل کامل، جهت آشنایی با احکام اصولی اسلام ایجاب می‌نماید. به گفته مترجم، این کتاب قدمی بزرگ و مؤثر در راه انجام این رسالت است، که با وضعی ابتکاری ماهیت دین را معرفی کرده و سرانجام حکومت جهان را پیروزی مکتب اسلام می‌داند.
در مقدمه‌ای که مترجم کتاب آورده گرایش عموم طبقات به مسائل مذهبی و علاقه به فراگرفتن این مسائل و تحلیل و تحقیق را یادآور شده است، که ضرورت تدوین اصول و مبانی اساسی اسلام را همراه با تحلیل کامل، جهت آشنایی با احکام اصولی اسلام ایجاب می‌نماید. به گفته مترجم، این کتاب قدمی بزرگ و مؤثر در راه انجام این رسالت است، که با وضعی ابتکاری ماهیت دین را معرفی کرده و سرانجام حکومت جهان را پیروزی مکتب اسلام می‌داند.


مؤلف کتاب، با عنوان «اسلام، راه زندگی» اسلام را دینی می‌داند که جهان هستی را می‌شناساند و موقعیت و هدف انسان را در صحنه هستی مشخص می‌کند. همچنین دارای برنامه‌ای است که کلیه سازمان‌ها و تشکیلات زندگی‌ساز را داراست؛ زیرا دارای سازمان اخلاقی، تشکیلات سیاسی و شکل و خصوصیات حکومت، نظام اجتماعی - اقتصادی و دارای حقوق بین‌الملل و همبستگی جهانی است. این دین مردم از جاهلیت به خداپرستی سوق می‌دهد و احکام و مقررات منخصر به خود دارد. این دین نمی‌تواند از دنیا جدا باشد و برنامه الهی آن تنها در مفاهیم ذهنی، دستورهای اخلاقی، تشریفات و تظاهرات مذهبی منحصر نمی‌گردد. اروپا خود مروج جدایی دین از دنیا بوده و خود در دامن آن گرفتار آمده است. تاریخ مسیحیت و تفتیش عقاید نیز، باعث روشنفکری و تحددطلبی شد، ولی راه نجات در افکار غربیان نیست. نویسنده سپس با اشاره به نظر برتراند راسل در مورد پایان دوران تفوق و برتری نژاد سفید، انحطاط تمدن غرب را تحلیل کرده و مارکسیسم را در ستیز با سرنوشت انسان توصیف می‌کند و آن را حکومت زور و سرنیزه و فاقد ضمانت برای ترقی و سعادت جامعه معرفی می‌کند. به گفته او، اسلام فرشته نجات است و دارای برنامه‌ای متناسب با سرنوشت انسان و برآورنده نیازهای واقعی وی و ضامن هماهنگی و همبستگی انسان است، که در روزگار حکومت اسلامی و در آن نظام تحقق‌یافتنی است.<ref>حقیقت، سید صادق، ص29-30</ref>
مؤلف کتاب، با عنوان «اسلام، راه زندگی» اسلام را دینی می‌داند که جهان هستی را می‌شناساند و موقعیت و هدف انسان را در صحنه هستی مشخص می‌کند. همچنین دارای برنامه‌ای است که کلیه سازمان‌ها و تشکیلات زندگی‌ساز را داراست؛ زیرا دارای سازمان اخلاقی، تشکیلات سیاسی و شکل و خصوصیات حکومت، نظام اجتماعی - اقتصادی و دارای حقوق بین‌الملل و همبستگی جهانی است. این دین مردم از جاهلیت به خداپرستی سوق می‌دهد و احکام و مقررات منخصر به خود دارد. این دین نمی‌تواند از دنیا جدا باشد و برنامه الهی آن تنها در مفاهیم ذهنی، دستورهای اخلاقی، تشریفات و تظاهرات مذهبی منحصر نمی‌گردد. اروپا خود مروج جدایی دین از دنیا بوده و خود در دامن آن گرفتار آمده است. تاریخ مسیحیت و تفتیش عقاید نیز، باعث روشنفکری و تحددطلبی شد، ولی راه نجات در افکار غربیان نیست. نویسنده سپس با اشاره به نظر [[راسل، برتراند|برتراند راسل]] در مورد پایان دوران تفوق و برتری نژاد سفید، انحطاط تمدن غرب را تحلیل کرده و مارکسیسم را در ستیز با سرنوشت انسان توصیف می‌کند و آن را حکومت زور و سرنیزه و فاقد ضمانت برای ترقی و سعادت جامعه معرفی می‌کند. به گفته او، اسلام فرشته نجات است و دارای برنامه‌ای متناسب با سرنوشت انسان و برآورنده نیازهای واقعی وی و ضامن هماهنگی و همبستگی انسان است، که در روزگار حکومت اسلامی و در آن نظام تحقق‌یافتنی است.<ref>حقیقت، سید صادق، ص29-30</ref>


==پانویس==
==پانویس==