صور خیال در شعر سبک اصفهانی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۶: خط ۳۶:
نویسنده مختصات عمدۀ سبک اصفهانی را چنین برمی‌شمارد: نزدیکی زبان شعر به زبان محاوره، بهره‌گیری از تمثیل، نکته‌سنجی و مضمون‌آفرینی، پیچیدگی و ابهام، رعایت ایجاز، آرایش‌های لفظی و معنوی، مبالغه و به‌کاربردن صنعت اسلوب معادله.
نویسنده مختصات عمدۀ سبک اصفهانی را چنین برمی‌شمارد: نزدیکی زبان شعر به زبان محاوره، بهره‌گیری از تمثیل، نکته‌سنجی و مضمون‌آفرینی، پیچیدگی و ابهام، رعایت ایجاز، آرایش‌های لفظی و معنوی، مبالغه و به‌کاربردن صنعت اسلوب معادله.


در بخش مربوط به صائب تبریزی، نویسنده به ویژگی «حس‌آمیزی» در شعر او می‌پردازد. صائب اوصاف حسی را در تصویر معانی درمی‌یابد و با دگردیسی حواس به یکدیگر از راه تعابیر، شعر خود را به اوج اعجاز می‌رساند. نویسنده تعابیری چون «سخن شسته»، «سخن‌تراش»، «سخن سرد» و «سخن تلخ» را که همگی اوصاف محسوس طبیعت‌اند، از راه تمثیل و استعاره بر قامت موزون سخن (که مفهومی معنوی و عقلی است) بریده و دوخته شده می‌داند و این را جز با تصرف شاعرانه در خواص موجودات طبیعی و توسع در حس‌آمیزی امکان‌ناپذیر می‌خواند.
در بخش مربوط به [[صائب، محمدعلی|صائب تبریزی]]، نویسنده به ویژگی «حس‌آمیزی» در شعر او می‌پردازد. صائب اوصاف حسی را در تصویر معانی درمی‌یابد و با دگردیسی حواس به یکدیگر از راه تعابیر، شعر خود را به اوج اعجاز می‌رساند. نویسنده تعابیری چون «سخن شسته»، «سخن‌تراش»، «سخن سرد» و «سخن تلخ» را که همگی اوصاف محسوس طبیعت‌اند، از راه تمثیل و استعاره بر قامت موزون سخن (که مفهومی معنوی و عقلی است) بریده و دوخته شده می‌داند و این را جز با تصرف شاعرانه در خواص موجودات طبیعی و توسع در حس‌آمیزی امکان‌ناپذیر می‌خواند.


نویسنده در بخش بیدل دهلوی نیز به ویژگی‌های سبکی این شاعر می‌پردازد. بیدل که از آبشخور کانون سبک هنری اصفهان شعرش تر و تازگی یافته، از چشم‌بندی خورشید در عجب است که چگونه با عریانی و بی‌کسوتی چشم‌ها را می‌پوشاند و خیره می‌گرداند. نویسنده همچنین به تصویرهای متناقض و خلاف‌آمد در شعر [[بیدل دهلوی، میرزا عبدالقادر|بیدل]] اشاره می‌کند که بیگانگی در عین آشنایی را به تصویر می‌کشد.
نویسنده در بخش بیدل دهلوی نیز به ویژگی‌های سبکی این شاعر می‌پردازد. بیدل که از آبشخور کانون سبک هنری اصفهان شعرش تر و تازگی یافته، از چشم‌بندی خورشید در عجب است که چگونه با عریانی و بی‌کسوتی چشم‌ها را می‌پوشاند و خیره می‌گرداند. نویسنده همچنین به تصویرهای متناقض و خلاف‌آمد در شعر [[بیدل دهلوی، میرزا عبدالقادر|بیدل]] اشاره می‌کند که بیگانگی در عین آشنایی را به تصویر می‌کشد.