۱۵۹٬۸۰۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
نویسنده مختصات عمدۀ سبک اصفهانی را چنین برمیشمارد: نزدیکی زبان شعر به زبان محاوره، بهرهگیری از تمثیل، نکتهسنجی و مضمونآفرینی، پیچیدگی و ابهام، رعایت ایجاز، آرایشهای لفظی و معنوی، مبالغه و بهکاربردن صنعت اسلوب معادله. | نویسنده مختصات عمدۀ سبک اصفهانی را چنین برمیشمارد: نزدیکی زبان شعر به زبان محاوره، بهرهگیری از تمثیل، نکتهسنجی و مضمونآفرینی، پیچیدگی و ابهام، رعایت ایجاز، آرایشهای لفظی و معنوی، مبالغه و بهکاربردن صنعت اسلوب معادله. | ||
در بخش مربوط به صائب | در بخش مربوط به [[صائب، محمدعلی|صائب تبریزی]]، نویسنده به ویژگی «حسآمیزی» در شعر او میپردازد. صائب اوصاف حسی را در تصویر معانی درمییابد و با دگردیسی حواس به یکدیگر از راه تعابیر، شعر خود را به اوج اعجاز میرساند. نویسنده تعابیری چون «سخن شسته»، «سخنتراش»، «سخن سرد» و «سخن تلخ» را که همگی اوصاف محسوس طبیعتاند، از راه تمثیل و استعاره بر قامت موزون سخن (که مفهومی معنوی و عقلی است) بریده و دوخته شده میداند و این را جز با تصرف شاعرانه در خواص موجودات طبیعی و توسع در حسآمیزی امکانناپذیر میخواند. | ||
نویسنده در بخش بیدل دهلوی نیز به ویژگیهای سبکی این شاعر میپردازد. بیدل که از آبشخور کانون سبک هنری اصفهان شعرش تر و تازگی یافته، از چشمبندی خورشید در عجب است که چگونه با عریانی و بیکسوتی چشمها را میپوشاند و خیره میگرداند. نویسنده همچنین به تصویرهای متناقض و خلافآمد در شعر [[بیدل دهلوی، میرزا عبدالقادر|بیدل]] اشاره میکند که بیگانگی در عین آشنایی را به تصویر میکشد. | نویسنده در بخش بیدل دهلوی نیز به ویژگیهای سبکی این شاعر میپردازد. بیدل که از آبشخور کانون سبک هنری اصفهان شعرش تر و تازگی یافته، از چشمبندی خورشید در عجب است که چگونه با عریانی و بیکسوتی چشمها را میپوشاند و خیره میگرداند. نویسنده همچنین به تصویرهای متناقض و خلافآمد در شعر [[بیدل دهلوی، میرزا عبدالقادر|بیدل]] اشاره میکند که بیگانگی در عین آشنایی را به تصویر میکشد. | ||