۱۵۹٬۸۶۸
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (Hbaghizadeh صفحهٔ حقيقت روح را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به حقیقت روح؛ دانشی اندک از علم الارواح منتقل کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''حقیقت روح؛ دانشی اندک از علم الارواح''' ، تألیف نویسنده معاصر احمد | '''حقیقت روح؛ دانشی اندک از علم الارواح'''، تألیف نویسنده معاصر [[زمردیان، احمد|احمد زمردیان]]، به بررسی ماهیت روح و ارتباط آن با جسم و موضوعاتی پیرامونی آن، همچون ارتباط با ارواح و تناسخ و عالم برزخ پرداخته است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
نویسنده در بخش اول کتاب، به موضوع اصالت روح پرداخته و بهاختصار دیدگاه روانپژوهان و فلاسفه غرب و شرق را درباره حقیقت روح مطرح کرده است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص37-40</ref>. سپس اشاره میکند که خدای تعالی در قرآن مجید در 21 مورد درباره روح بیاناتی را آورده که بعضی در مورد کیفیت حیات آدمی و بعضی از نظر نیروی امدادی و برخی اشاره به وجود ملائکه است<ref>ر.ک: همان، ص49</ref>. | نویسنده در بخش اول کتاب، به موضوع اصالت روح پرداخته و بهاختصار دیدگاه روانپژوهان و فلاسفه غرب و شرق را درباره حقیقت روح مطرح کرده است<ref>ر.ک: متن کتاب، ص37-40</ref>. سپس اشاره میکند که خدای تعالی در قرآن مجید در 21 مورد درباره روح بیاناتی را آورده که بعضی در مورد کیفیت حیات آدمی و بعضی از نظر نیروی امدادی و برخی اشاره به وجود ملائکه است<ref>ر.ک: همان، ص49</ref>. | ||
وی معتقد است که مهمترین آیهای که مورد بحث عموم علما و اکثر فلاسفه و عرفا قرار گرفته، آیه 85 سوره اسراء است: «و يسئلونك عن الروح قل الروح من أمر ربي و ما أوتيتم من العلم إلا قليلا»؛ «ای رسول تو را از حقیقت روح پرسش میکنند، بگو: روح از امر پروردگار من است و آنچه از دانش به شما داده شده، بسیار اندک است». این آیه با نگاه به تفاسیری چون | وی معتقد است که مهمترین آیهای که مورد بحث عموم علما و اکثر فلاسفه و عرفا قرار گرفته، آیه 85 سوره اسراء است: «و يسئلونك عن الروح قل الروح من أمر ربي و ما أوتيتم من العلم إلا قليلا»؛ «ای رسول تو را از حقیقت روح پرسش میکنند، بگو: روح از امر پروردگار من است و آنچه از دانش به شما داده شده، بسیار اندک است». این آیه با نگاه به تفاسیری چون [[تفسیر نمونه|نمونه]]، [[الميزان في تفسير القرآن|المیزان]]، [[مجمع البيان في تفسير القرآن|مجمع البیان]] و [[منهج الصادقين في إلزام المخالفين|منهج الصادقین]] مورد مطالعه قرار گرفته است<ref>ر.ک: همان، ص51-57</ref>. | ||
در این بخش همچنین به موضوعاتی چون تجرد روح، ارتباط روح با جسم و عقل و قلب، دیدگاه مادیون درباره روح، خواب و رؤیا و تلهپاتی و آزمایشهای روانپژوهان در رابطه با ارواح پرداخته شده است. | در این بخش همچنین به موضوعاتی چون تجرد روح، ارتباط روح با جسم و عقل و قلب، دیدگاه مادیون درباره روح، خواب و رؤیا و تلهپاتی و آزمایشهای روانپژوهان در رابطه با ارواح پرداخته شده است. | ||
«معرفت نفس»، عنوان دومین بخش کتاب است. در این رابطه نیز دیدگاه فلاسفه و عرفا مطرح شده است؛ از جمله صدرالمتألهین معتقد است که حقیقت انسان یعنی نفس تا وقتی که از مرتبه حس و خیال و وهم نگذشته، محتاج به بدن است، اما همینکه به مرتبه تعقل رسید، مجرد است و حاجتی به بدن مادی ندارد. وی معتقد است که روح با بدن پیدا میشود و در آغاز پیدا شدن، وجود روح و بدن ممزوج و متحد با یکدیگر است و تدریجاً جوهر روح شدت یافته، رو به کمال بالا میرود تا به مقام تعقل میرسد و مجرد میشود و باقی میماند<ref>ر.ک: همان، ص350</ref>. | «معرفت نفس»، عنوان دومین بخش کتاب است. در این رابطه نیز دیدگاه فلاسفه و عرفا مطرح شده است؛ از جمله [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین]] معتقد است که حقیقت انسان یعنی نفس تا وقتی که از مرتبه حس و خیال و وهم نگذشته، محتاج به بدن است، اما همینکه به مرتبه تعقل رسید، مجرد است و حاجتی به بدن مادی ندارد. وی معتقد است که روح با بدن پیدا میشود و در آغاز پیدا شدن، وجود روح و بدن ممزوج و متحد با یکدیگر است و تدریجاً جوهر روح شدت یافته، رو به کمال بالا میرود تا به مقام تعقل میرسد و مجرد میشود و باقی میماند<ref>ر.ک: همان، ص350</ref>. | ||
اشاره به حدیثی منقول از امام علی(ع): «معرفة النفس أنفع المعارف» و پانزده نکته استفادهشده از آن، از جمله مطالب جالب توجه این بخش از کتاب است<ref>ر.ک: همان، ص358-360</ref>. | اشاره به حدیثی منقول از [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]]: «معرفة النفس أنفع المعارف» و پانزده نکته استفادهشده از آن، از جمله مطالب جالب توجه این بخش از کتاب است<ref>ر.ک: همان، ص358-360</ref>. | ||
بخش سوم به بطلان تناسخ و عود ارواح به این جهان اختصاص دارد و تصریح شده که موضوع تناسخ و بازگشت ارواح هر دو از نظر اسلام، مردود و باطل است<ref>ر.ک: همان، ص444</ref>. نویسنده، معتقد است این اعتقاد خرافی ناشی از بیایمانی به امر مبدأ و معاد است؛ چون اگر کسی اعتقاد به امر معاد داشته باشد، بطلان تناسخ و عود ارواح در نزد او ثابت است<ref>ر.ک: همان، ص466</ref>. | بخش سوم به بطلان تناسخ و عود ارواح به این جهان اختصاص دارد و تصریح شده که موضوع تناسخ و بازگشت ارواح هر دو از نظر اسلام، مردود و باطل است<ref>ر.ک: همان، ص444</ref>. نویسنده، معتقد است این اعتقاد خرافی ناشی از بیایمانی به امر مبدأ و معاد است؛ چون اگر کسی اعتقاد به امر معاد داشته باشد، بطلان تناسخ و عود ارواح در نزد او ثابت است<ref>ر.ک: همان، ص466</ref>. | ||