۱۵۳٬۲۰۶
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
}} | }} | ||
'''عرفان و ادب در عصر صفوی''' تألیف احمد | '''عرفان و ادب در عصر صفوی''' تألیف [[تمیمداری، احمد|احمد تمیمداری]]؛ این کتاب به بررسی پیشزمینههای شکلگیری مباحث عرفانی و حکمی دوران صفوی میپردازد و در خلال آن به معرفی آثار حکمی، عرفانی و ادبی عارفان و شاعران این دوره پرداخته شده است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
در فصل اول، اوضاع اجتماعی ایران در دورۀ صفوی بررسی شده است. این فصل زمینههای تاریخی و اجتماعی شکلگیری جریانهای فکری و فرهنگی این عصر را تبیین میکند. فصل دوم به عرفان اسلامی در دورۀ صفوی اختصاص دارد و مباحثی چون مخالفان تصوف، مخالفت پادشاهان صفوی با تصوف، عرفان منهای تصوف رسمی، پیشینۀ صوفیان صفوی و فرقههای صوفیانه در این دوران را در بر میگیرد. نویسنده نشان میدهد که چگونه جریان تصوف در این دوره با چالشها و تحولات متعددی مواجه شد. | در فصل اول، اوضاع اجتماعی ایران در دورۀ صفوی بررسی شده است. این فصل زمینههای تاریخی و اجتماعی شکلگیری جریانهای فکری و فرهنگی این عصر را تبیین میکند. فصل دوم به عرفان اسلامی در دورۀ صفوی اختصاص دارد و مباحثی چون مخالفان تصوف، مخالفت پادشاهان صفوی با تصوف، عرفان منهای تصوف رسمی، پیشینۀ صوفیان صفوی و فرقههای صوفیانه در این دوران را در بر میگیرد. نویسنده نشان میدهد که چگونه جریان تصوف در این دوره با چالشها و تحولات متعددی مواجه شد. | ||
فصل سوم به شعر و شاعران در دوران صفوی میپردازد و شامل مباحثی درباره شیوۀ سخنوری و انواع شعر از جمله حماسههای تاریخی، حماسههای دینی، منظومههای داستانی، قصیدهسرایی و اثرهای حکمی و عرفانی است. فصل چهارم که مفصلترین بخش کتاب است، به غزل و غزلسرایان در دورۀ صفوی اختصاص دارد و شاعرانی چون | فصل سوم به شعر و شاعران در دوران صفوی میپردازد و شامل مباحثی درباره شیوۀ سخنوری و انواع شعر از جمله حماسههای تاریخی، حماسههای دینی، منظومههای داستانی، قصیدهسرایی و اثرهای حکمی و عرفانی است. فصل چهارم که مفصلترین بخش کتاب است، به غزل و غزلسرایان در دورۀ صفوی اختصاص دارد و شاعرانی چون [[بابافغانی]]، [[هلالی جغتایی، بدرالدین|هلالی]]، [[وحشی بافقی، کمالالدین|وحشی بافقی]]، [[عرفی شیرازی، جمالالدین محمد|عرفی شیرازی]]، [[فیضی دکنی]]، [[نظیری نیشابوری، میرزا محمدحسین|نظیری نیشابوری]]، [[علینقی کمرهای]]، [[طالب آملی]]، [[حکیم شفایی]]، [[کلیم کاشانی، ابوطالب|کلیم کاشانی]]، [[غنی کشمیری]]، [[صائب، محمدعلی|صائب]]، [[واعظ قزوینی، محمدرفیع|واعظ قزوینی]]، [[سعید قصاب کاشانی]]، [[جویای تبریزی]]، [[بیدل دهلوی، میرزا عبدالقادر|بیدل دهلوی]] و [[حزین لاهیجی، محمدعلی بن ابیطالب|حزین لاهیجی]] را معرفی و بررسی میکند. | ||
در فصل پنجم، عرفان در آثار حکیمان عصر صفوی مورد تحلیل قرار گرفته است. در این فصل شخصیتهای برجستهای چون قاضی نورالله | در فصل پنجم، عرفان در آثار حکیمان عصر صفوی مورد تحلیل قرار گرفته است. در این فصل شخصیتهای برجستهای چون [[شوشتری، سید نورالله بن شریفالدین|قاضی نورالله شوشتری]]، [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایی]]، [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد|میرمحمدباقر داماد]]، [[میرفندرسکی، ابوالقاسم|میرفندرسکی]]، [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالدین شیرازی]] (ملاصدرا)، [[لاهیجی، عبدالرزاق بن علی|فیاض لاهیجی]] و [[فیض کاشانی، محمد بن شاهمرتضی|فیض کاشانی]] معرفی شده و جنبههای عرفانی آثار آنان بررسی میشود. نویسنده معتقد است فلسفۀ جهانشمول صدرالدین شیرازی ربطی به سیاست فلان و بهمان نداشت؛ جهانبینی صدرایی از نوع صدوری است و نه از نوع حلولی و تناسخی، یعنی مانند ارتباط نور با خورشید است. ظهور شخصیتهای بزرگ دیگری همچون [[لاهیجی، عبدالرزاق بن علی|فیاض لاهیجی]]، [[فیض کاشانی، محمد بن شاهمرتضی|فیض کاشانی]]، [[میرفندرسکی، ابوالقاسم|میرفندرسکی]]، [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد|میرداماد]] و [[حزین لاهیجی، محمدعلی بن ابیطالب|حزین لاهیجی]] که هم تاریخنگار بود و هم سفرنامهنویس و هم فیلسوف و فقیه و شاعری توانا و هم بزرگترین تذکرهنویس این دوره، نشان میدهد که اگر سیاستمداران ایران و هند، آیین الهی اکبرشاه تیموری و فلسفۀ وحدت وجود صدرالدین شیرازی را تلفیق میکردند، اسلامی با صلح و ثبات جهانی اشاعه مییافت؛ اما افسوس که تفکیکگران از وسعت نظر پیشوایان بزرگ دینی محروم ماندند و موجب توقف پیشرفت مذهب شدند. | ||
توسعۀ فرهنگی این دوران اقیانوس بزرگی بود که در هر زمینه میتوانست تلفیقها و پیوندهای مناسب پدید آورد. شعر و داستان و موسیقی عرفانی و الهی از نوعی که فیض کاشانی مطرح کرد، افزون بر بهکارگیری دیگر هنرها با تئوریهای علمی و فلسفی میتوانست عارف و هنرمند و شاعر و فیلسوف و فقیه و حکیم را با یکدیگر پیوند دهد؛ آنچنان که گروهی از علما و بزرگان به این پیوندها دست یافتهاند. کتاب حاضر تا حدودی امتیازات و برجستگیهای این دوره را نشان میدهد و تصویری جامع از تعامل و تبادل اندیشههای عرفانی، فلسفی و ادبی در عصر صفوی ارائه میکند. برای مثال، در بررسی شعر صائب تبریزی، نویسنده به جنبههای عرفانی و حکمی غزلیات او توجه ویژهای دارد و نشان میدهد که چگونه مفاهیم عمیق عرفانی در قالب تشبیهات و استعارات تازه و بدیع بیان شدهاند. همچنین در بخش مربوط به ملاصدرا، پیوند عمیق میان حکمت متعالیه و عرفان نظری مورد تأکید قرار گرفته است.<ref>[https://literaturelib.com/books/995 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | توسعۀ فرهنگی این دوران اقیانوس بزرگی بود که در هر زمینه میتوانست تلفیقها و پیوندهای مناسب پدید آورد. شعر و داستان و موسیقی عرفانی و الهی از نوعی که فیض کاشانی مطرح کرد، افزون بر بهکارگیری دیگر هنرها با تئوریهای علمی و فلسفی میتوانست عارف و هنرمند و شاعر و فیلسوف و فقیه و حکیم را با یکدیگر پیوند دهد؛ آنچنان که گروهی از علما و بزرگان به این پیوندها دست یافتهاند. کتاب حاضر تا حدودی امتیازات و برجستگیهای این دوره را نشان میدهد و تصویری جامع از تعامل و تبادل اندیشههای عرفانی، فلسفی و ادبی در عصر صفوی ارائه میکند. برای مثال، در بررسی شعر صائب تبریزی، نویسنده به جنبههای عرفانی و حکمی غزلیات او توجه ویژهای دارد و نشان میدهد که چگونه مفاهیم عمیق عرفانی در قالب تشبیهات و استعارات تازه و بدیع بیان شدهاند. همچنین در بخش مربوط به ملاصدرا، پیوند عمیق میان حکمت متعالیه و عرفان نظری مورد تأکید قرار گرفته است.<ref>[https://literaturelib.com/books/995 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||