۱۶۱٬۸۵۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
کتاب «خدا، جهان و انسان در اندیشه فیلون و ابن عربی» به بررسی تطبیقی آراء دو چهره شاخص تاریخ تفکر در ادیان ابراهیمی میپردازد. | کتاب «خدا، جهان و انسان در اندیشه فیلون و ابن عربی» به بررسی تطبیقی آراء دو چهره شاخص تاریخ تفکر در ادیان ابراهیمی میپردازد. | ||
فصل اول با عنوان «از فیلون تا ابن عربی» به زمینههای تاریخی ظهور این دو اندیشمند در دو حوزه تمدنی اسکندریه و اندلس اسلامی پرداخته و جریانهای فکری مؤثر بر آنها را تحلیل میکند | فصل اول با عنوان «از فیلون تا ابن عربی» به زمینههای تاریخی ظهور این دو اندیشمند در دو حوزه تمدنی اسکندریه و اندلس اسلامی پرداخته و جریانهای فکری مؤثر بر آنها را تحلیل میکند<ref> ر.ک: متن کتاب، ص 15-42</ref>. | ||
فصل دوم با عنوان «دو حکیم عارف» به معرفی فیلون به عنوان نماینده فلسفه یهودی در دوره هلنیستی و ابن عربی به عنوان قله عرفان اسلامی میپردازد. نویسنده در این فصل وجوه اشتراک روششناختی این دو متفکر از جمله تأکید بر علم کشف و شهود عرفانی را بررسی میکند | فصل دوم با عنوان «دو حکیم عارف» به معرفی فیلون به عنوان نماینده فلسفه یهودی در دوره هلنیستی و ابن عربی به عنوان قله عرفان اسلامی میپردازد. نویسنده در این فصل وجوه اشتراک روششناختی این دو متفکر از جمله تأکید بر علم کشف و شهود عرفانی را بررسی میکند<ref> ر.ک: همان، ص 43-88</ref>. | ||
فصل سوم به مقایسه دیدگاههای خداشناختی این دو فیلسوف-عارف اختصاص دارد. حاج ابراهیمی نشان میدهد که چگونه هر دو اندیشمند در عین پایبندی به توحید ادیان ابراهیمی، به تبیین رابطه خدا با عالم کثرات میپردازند | فصل سوم به مقایسه دیدگاههای خداشناختی این دو فیلسوف-عارف اختصاص دارد. حاج ابراهیمی نشان میدهد که چگونه هر دو اندیشمند در عین پایبندی به توحید ادیان ابراهیمی، به تبیین رابطه خدا با عالم کثرات میپردازند<ref> ر.ک: همان، ص 89-134</ref>. | ||
در فصل چهارم با عنوان «جهانشناسی»، نویسنده به بررسی تطبیقی دیدگاههای فیلون درباره لوگوس و نظریههای ابن عربی در مورد تجلیات الهی در عالم میپردازد و نشان میدهد که چگونه هر دو، نظام هستی را سلسلهمراتبی از تجلیات وابسته به خدا میدانند | در فصل چهارم با عنوان «جهانشناسی»، نویسنده به بررسی تطبیقی دیدگاههای فیلون درباره لوگوس و نظریههای ابن عربی در مورد تجلیات الهی در عالم میپردازد و نشان میدهد که چگونه هر دو، نظام هستی را سلسلهمراتبی از تجلیات وابسته به خدا میدانند<ref> ر.ک: همان، ص 135-182</ref>. | ||
فصل پنجم به انسانشناسی فلسفی این دو متفکر اختصاص دارد و به ویژه بر مفاهیم «انسان کامل» در ابن عربی و «انسان به عنوان صورت خدا» در فیلون تمرکز میکند | فصل پنجم به انسانشناسی فلسفی این دو متفکر اختصاص دارد و به ویژه بر مفاهیم «انسان کامل» در ابن عربی و «انسان به عنوان صورت خدا» در فیلون تمرکز میکند<ref> ر.ک: همان، ص 183-228</ref>. پیوست کتاب نیز شامل ترجمه بخشی از رساله «درباره حیات نظری» فیلون است که به فهم بهتر اندیشههای وی کمک میکند<ref> ر.ک: همان، ص 229-246</ref>. | ||
نویسنده در سراسر کتاب تأکید میکند که این دو اندیشمند علیرغم فاصله زمانی زیاد، از طریق سنت افلاطونی به نتایج مشابهی در تبیین رابطه خدا، جهان و انسان دست یافتهاند. کتاب با کتابنامه جامعی به پایان میرسد که منابع اصلی و مطالعات ثانویه درباره این دو فیلسوف را دربرمیگیرد | نویسنده در سراسر کتاب تأکید میکند که این دو اندیشمند علیرغم فاصله زمانی زیاد، از طریق سنت افلاطونی به نتایج مشابهی در تبیین رابطه خدا، جهان و انسان دست یافتهاند. کتاب با کتابنامه جامعی به پایان میرسد که منابع اصلی و مطالعات ثانویه درباره این دو فیلسوف را دربرمیگیرد | ||