۱۵۱٬۹۲۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'مقدمه نویس' به 'مقدمهنویس') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'مقدمهنویسنده' به 'مقدمه نویسنده') |
||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
# پارهای از فرهنگهای اسلامی که در آنها ذکر برخی گیاهان دارویی و تعریف خواص آنها آمده، مانند «[[القاموس المحيط|قاموس المحيط]]» [[فیروزآبادی، محمد بن یعقوب|فیروزآبادی]]<ref>ر.ک: مقدمه استاد محقق، ص8-9</ref>. | # پارهای از فرهنگهای اسلامی که در آنها ذکر برخی گیاهان دارویی و تعریف خواص آنها آمده، مانند «[[القاموس المحيط|قاموس المحيط]]» [[فیروزآبادی، محمد بن یعقوب|فیروزآبادی]]<ref>ر.ک: مقدمه استاد محقق، ص8-9</ref>. | ||
در | در مقدمه نویسنده، به این نکته اشاره شده است که در این کتاب، در برابر کلمات و اصطلاحات عربی، کلمات و واژههای فارسی مناسب از فرهنگهای کهن استخراج شده و داشتن چنین کتابی را برای همه مترجمان فارسی و عربی در این حوزه ضروری است.<ref>ر.ک: مقدمه نویسنده، ص10</ref>. | ||
در ادامه با نگاهی منتقدانه به بیان این نکته پرداخته شده است که بعضی بیماریها یا اصطلاحات پزشکی در فرهنگنامهها بهگونهای معنی شدهاند که چیزی برای خواننده به دست نمیدهند؛ مثلاً اغلب کلمات با ال، به همان کلمه بدون ال به فارسی ترجمه شده که از آن جملهاند: البرسام به برسام و یا الكافور به کافور معنی شده است، ولی در بیشتر فرهنگنامهها در مقابل کلمه، معنی فارسی آن آمده که میتواند برای ترجمه مفید باشد<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>. | در ادامه با نگاهی منتقدانه به بیان این نکته پرداخته شده است که بعضی بیماریها یا اصطلاحات پزشکی در فرهنگنامهها بهگونهای معنی شدهاند که چیزی برای خواننده به دست نمیدهند؛ مثلاً اغلب کلمات با ال، به همان کلمه بدون ال به فارسی ترجمه شده که از آن جملهاند: البرسام به برسام و یا الكافور به کافور معنی شده است، ولی در بیشتر فرهنگنامهها در مقابل کلمه، معنی فارسی آن آمده که میتواند برای ترجمه مفید باشد<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>. | ||