۱۵۲٬۰۹۶
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' ' به '') |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
{{کاربردهای دیگر| ثقلین (ابهامزدایی)}} | {{کاربردهای دیگر| ثقلین (ابهامزدایی)}} | ||
'''تفسیر انوار ثقلین بر اساس ارتباطشناسی بین قرآن و عترت''' تألیف [[محققیان، رضا|رضا محققیان]] (متولد 1348ش)، شیوه جدیدی در نگارش تفسیر است که محور مباحث ارتباط هر یک از آیات قرآن با عترت است. در سه جلد منتشر شده این تفسیر تنها سوره حمد و بخشی از سوره بقره تفسیر شده است. | '''تفسیر انوار ثقلین بر اساس ارتباطشناسی بین قرآن و عترت''' تألیف [[محققیان، رضا|رضا محققیان]] (متولد 1348ش)، شیوه جدیدی در نگارش تفسیر است که محور مباحث ارتباط هر یک از آیات قرآن با عترت است. در سه جلد منتشر شده این تفسیر تنها سوره حمد و بخشی از سوره بقره تفسیر شده است. | ||
نویسنده در مقدمه کتاب پس از ذکر توضیحاتی پیرامون قرآن و عترت و ارتباط این دو با هم، سبب نگارش کتاب را اینگونه توضیح میدهد: در قرون اخیر مقداری به محتوای آیات پرداخته شده و سپس بحث تفسیر موضوعی قرآن و تفسیر قرآن به قرآن مطرح شده است، اما این مطلب مهم که قرآن با اهلبیت(ع) چه ارتباطی دارد که پیامبر فرموده است قرآن از عترت جدا نمیشود و نیز فرموده است [[امام علی علیهالسلام|علی]] با قرآن است و قرآن با علی است و از هم جدا نمیشوند، این محور کار مفسرین نبوده است و این کار را ما نباید توقع داشته باشیم که اهل سنت انجام بدهند، هر چند در روشهای قبلی تفاسیر خوبی توسط بزرگان از علمای شیعه و نیز توسط اهل تسنن نوشته شده است. این سبک تفسیر که ما دنبال آن هستیم یک سبک جدید و نسبتاً دشواری است و همت بلند میطلبد که این کار انجام شود.<ref>ر.ک: مقدمه، ص26-25</ref> | نویسنده در مقدمه کتاب پس از ذکر توضیحاتی پیرامون قرآن و عترت و ارتباط این دو با هم، سبب نگارش کتاب را اینگونه توضیح میدهد: در قرون اخیر مقداری به محتوای آیات پرداخته شده و سپس بحث تفسیر موضوعی قرآن و تفسیر قرآن به قرآن مطرح شده است، اما این مطلب مهم که قرآن با اهلبیت(ع) چه ارتباطی دارد که پیامبر فرموده است قرآن از عترت جدا نمیشود و نیز فرموده است [[امام علی علیهالسلام|علی]] با قرآن است و قرآن با علی است و از هم جدا نمیشوند، این محور کار مفسرین نبوده است و این کار را ما نباید توقع داشته باشیم که اهل سنت انجام بدهند، هر چند در روشهای قبلی تفاسیر خوبی توسط بزرگان از علمای شیعه و نیز توسط اهل تسنن نوشته شده است. این سبک تفسیر که ما دنبال آن هستیم یک سبک جدید و نسبتاً دشواری است و همت بلند میطلبد که این کار انجام شود.<ref>ر.ک: مقدمه، ص26-25</ref> | ||