۱۵۹٬۸۶۷
ویرایش
A-esmaeili (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR33000J1.jpg | عنوان = زيبائی و هنر از ديدگاه اسلام | عنوانهای دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = جعفری تبریزی، محمد تقی (نويسنده) |زبان | زبان = فارسی | کد کنگره = /ج7ز9 232/8 BP | موضوع =اسلام و هنر - ج...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام'''، تألیف [[محمدتقی جعفری]] (۱۳۰۴-۱۳۷۷ش)، مشهور به علامه | '''زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام'''، تألیف [[جعفری تبریزی، محمدتقی|محمدتقی جعفری]] (۱۳۰۴-۱۳۷۷ش)، مشهور به [[جعفری تبریزی، محمدتقی|علامه جعفری]]، از علمای شیعه در قرن ۱۵ق، حکیم، فیلسوف، متکلم، فقیه و اصولی نامدار، کتابی است که به بررسی جامع مفهوم زیبایی و هنر از ابعاد علمی، فلسفی و اسلامی میپردازد و جایگاه آنها را در زندگی انسان و کمالگرایی تبیین میکند. | ||
==انگیزه نگارش== | ==انگیزه نگارش== | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
بخش یکم (زیبایی از دیدگاه علمی و فلسفی): این بخش، با توصیف چهار موضوع مهم که به تعبیر نویسنده، «اختلاط آنها با زیبایی، موجب اشتباهاتی در مباحث زیباییشناسی شده است»، یعنی چهار موضوع «ارزش»، «لذت»، «تعجب و شگفتی» و «عالی» و رابطه آنها با زیبایی و پیوستگی و جدایی آنها از یکدیگر، آغاز میگردد<ref>ر.ک: متن کتاب، ص6-10</ref>. | بخش یکم (زیبایی از دیدگاه علمی و فلسفی): این بخش، با توصیف چهار موضوع مهم که به تعبیر نویسنده، «اختلاط آنها با زیبایی، موجب اشتباهاتی در مباحث زیباییشناسی شده است»، یعنی چهار موضوع «ارزش»، «لذت»، «تعجب و شگفتی» و «عالی» و رابطه آنها با زیبایی و پیوستگی و جدایی آنها از یکدیگر، آغاز میگردد<ref>ر.ک: متن کتاب، ص6-10</ref>. | ||
سپس وارد بحث اصلی درباره ماهیت زیبایی میشود و این بحث: «آیا زیبایی، حقیقتی است یکقطبی یا دوقطبی؟» را که به تعبیر نویسنده، «میتوان آن را یکی از اساسیترین مباحث مربوط به زیباشناسی به حساب آورد»، مطرح میکند. | سپس وارد بحث اصلی درباره ماهیت زیبایی میشود و این بحث: «آیا زیبایی، حقیقتی است یکقطبی یا دوقطبی؟» را که به تعبیر نویسنده، «میتوان آن را یکی از اساسیترین مباحث مربوط به زیباشناسی به حساب آورد»، مطرح میکند. | ||
مقصود از دو قطب در این مبحث، قطب درونذاتی و قطب برونذاتی است. پس مسئله ما چنین است که آیا زیبایی فقط یک واقعیت عینی است و ذهن آدمی نقشی جز منعکس ساختن آن را دارا نمیباشد، یا زیبایی عبارت است از درک و دریافت ذهنی انسان از پدیدههای عینی که اگر چنین درک و دریافتی وجود نداشته باشد، زیبایی هم وجود ندارد؟ یا اینکه زیبایی یک نمود عینی است که دریافت آن بهعنوان زیبایی، مربوط به شهود یا ذوق و احساس خاص ذهن انسانی است؟<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>. | مقصود از دو قطب در این مبحث، قطب درونذاتی و قطب برونذاتی است. پس مسئله ما چنین است که آیا زیبایی فقط یک واقعیت عینی است و ذهن آدمی نقشی جز منعکس ساختن آن را دارا نمیباشد، یا زیبایی عبارت است از درک و دریافت ذهنی انسان از پدیدههای عینی که اگر چنین درک و دریافتی وجود نداشته باشد، زیبایی هم وجود ندارد؟ یا اینکه زیبایی یک نمود عینی است که دریافت آن بهعنوان زیبایی، مربوط به شهود یا ذوق و احساس خاص ذهن انسانی است؟<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>. | ||
نویسنده سه نظریه را در اینباره بررسی میکند. در ادامه، مبحث «نسبی بودن زیبایی» مورد واکاوی قرار میگیرد و دو منشأ اصلی برای آن (نمود عینی برونذاتی و شرایط مغزی و روانی انسان) تشریح میشود<ref>ر.ک: همان، ص16</ref>. | نویسنده سه نظریه را در اینباره بررسی میکند. در ادامه، مبحث «نسبی بودن زیبایی» مورد واکاوی قرار میگیرد و دو منشأ اصلی برای آن (نمود عینی برونذاتی و شرایط مغزی و روانی انسان) تشریح میشود<ref>ر.ک: همان، ص16</ref>. | ||
نویسنده همچنین به مباحثی در توصیف جوانب زیبایی میپردازد و برای روشن شدن این بحث، نخست ابعادی از قطب ذاتی که با زیبایی عینی ارتباط برقرار میکنند و سپس مسائل مربوط به ابعاد قطب برونذاتی را مورد توجه قرار میدهد. در این مبحث است که علت عکسالعمل مغز و روان آدمی در موقع دریافت زیبایی تا حدودی توضیح داده میشود<ref>ر.ک: همان، ص27-28</ref>. | نویسنده همچنین به مباحثی در توصیف جوانب زیبایی میپردازد و برای روشن شدن این بحث، نخست ابعادی از قطب ذاتی که با زیبایی عینی ارتباط برقرار میکنند و سپس مسائل مربوط به ابعاد قطب برونذاتی را مورد توجه قرار میدهد. در این مبحث است که علت عکسالعمل مغز و روان آدمی در موقع دریافت زیبایی تا حدودی توضیح داده میشود<ref>ر.ک: همان، ص27-28</ref>. | ||
نویسنده همچنین به وجود «حقیقت مطلق» زیبایی اشاره کرده و آن را فراتر از عالم طبیعت میداند. بحث بر روی ابعاد درونی درک زیبایی، مانند آگاهی و احساسات و نیز انطباق آرمانهای معقول با واقعیت ادامه مییابد. در نهایت، این بخش، تفاوتهای بین زیبایی محسوس و معقول را توضیح داده و رابطه جزء و کل در درک زیبایی را تحلیل میکند و تأکید مینماید که زیبایی معقول، وسیلهای برای کمال بشریت است<ref>ر.ک: همان، ص28-99</ref>. | نویسنده همچنین به وجود «حقیقت مطلق» زیبایی اشاره کرده و آن را فراتر از عالم طبیعت میداند. بحث بر روی ابعاد درونی درک زیبایی، مانند آگاهی و احساسات و نیز انطباق آرمانهای معقول با واقعیت ادامه مییابد. در نهایت، این بخش، تفاوتهای بین زیبایی محسوس و معقول را توضیح داده و رابطه جزء و کل در درک زیبایی را تحلیل میکند و تأکید مینماید که زیبایی معقول، وسیلهای برای کمال بشریت است<ref>ر.ک: همان، ص28-99</ref>. | ||