زيبائی و هنر از ديدگاه اسلام
| زيبائی و هنر از ديدگاه اسلام | |
|---|---|
| پدیدآوران | جعفری تبریزی، محمد تقی (نويسنده) |
| ناشر | وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. شرکت سهامی چاپخانه |
| مکان نشر | ایران - تهران |
| سال نشر | 13سده |
| چاپ | 1 |
| شابک | - |
| موضوع | اسلام و هنر - جنبههای قرآنی - زیبایی شناسی - جنبههای مذهبی - اسلام - هنر - فلسفه |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ج7ز9 232/8 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، تألیف محمدتقی جعفری (۱۳۰۴-۱۳۷۷ش)، مشهور به علامه جعفری، از علمای شیعه در قرن ۱۵ق، حکیم، فیلسوف، متکلم، فقیه و اصولی نامدار، کتابی است که به بررسی جامع مفهوم زیبایی و هنر از ابعاد علمی، فلسفی و اسلامی میپردازد و جایگاه آنها را در زندگی انسان و کمالگرایی تبیین میکند.
انگیزه نگارش
مؤلف بیان میکند که تحقیق در باب زیبایی از منظر اسلام، نهتنها مفید است، بلکه یک ضرورت تحقیقی بشمار میرود که با جوهره حیات انسانی در ارتباط است و یکی از اساسیترین مسائل در شناخت هنر از دیدگاه اسلام محسوب میشود. این نیاز از سالها پیش، بهویژه در دورانی که نویسنده به تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، مشغول بوده، احساس شده است و همین امر، مؤلف را بر آن داشته تا مقدمات و مواد این تحقیق را جمعآوری و به بحث و بررسی بگذارد. این کتاب در واقع تلفیقی از پژوهشهای پیشین مؤلف با عناوینی چون «زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام» و «زیبایی از دیدگاه علمی و فلسفی» است که با افزودن دیدگاه منابع اسلامی، جامعیت یافته است[۱].
اهمیت کتاب
- جامعیت و رویکرد چندوجهی: این اثر با رویکردی جامع، به تحلیل زیبایی و هنر از سه منظر علمی، فلسفی و اسلامی میپردازد که این تنوع دیدگاهها به غنای مباحث میافزاید.
- ارتباط با حیات انسانی و کمال: مؤلف بر این نکته تأکید دارد که بحث زیبایی و هنر نهتنها یک مسئله نظری نیست، بلکه مستقیماً با «متن حیات انسانها» گره خورده و برای رسیدن به «کمال بشریت» ضروری است.
- تبیین جایگاه هنر از منظر اسلامی: کتاب با استناد به منابع غنی اسلامی (قرآن و احادیث)، برداشت عمیقی از زیبایی و هنر ارائه میدهد که آن را از صرف پدیدههای ظاهری فراتر برده و به ابعاد معنوی و متعالی متصل میکند.
ساختار
کتاب، مشتمل است بر: مقدمه وزارت ارشاد اسلامی، مقدمه نویسنده، بخش یکم، بخش دوم و مبحث «نگاهی به فلسفه هنر از دیدگاه اسلام».
سبک نگارش
- تحلیلی و فلسفی: مؤلف با رویکردی عمیق و تحلیلی، به کاوش در ماهیت زیبایی و هنر میپردازد و مفاهیم پیچیده را با دقت و جزیینگری بررسی میکند.
- استدلالی و ارجاعی: کتاب، سرشار از استدلالهای منطقی و ارجاعات مستند به فلاسفه بزرگ (مانند افلاطون) و منابع اصیل اسلامی (آیات قرآن و روایات) است که به اعتبار علمی آن میافزاید.
- دستهبندی و طبقهبندی منظم: مؤلف برای وضوح بیشتر، مباحث را در قالب بخشها، زیربخشها و پرسشهای محوری طبقهبندی کرده است (مثلاً تقسیم زیبایی به محسوس و معقول یا نظریات مختلف درباره حقیقت زیبایی).
- پرسشمحور: بخشهای متعددی از کتاب با طرح سؤالات بنیادین آغاز میشوند که خواننده را به تفکر و تأمل عمیق در موضوع دعوت میکنند (مانند «آیا زیبایی، حقیقتی است یکقطبی یا دوقطبی؟» یا «صفت جمال خداوندی چگونه باید تفسیر شود؟»).
- تلفیقی از شعر و نثر: در کنار بحثهای نظری، مؤلف از اشعار فارسی و عربی (بهویژه اشعار مولانا) و امثال و حکم برای تبیین مفاهیم و افزودن به جذابیت متن بهره برده است.
گزارش محتوا
بخش یکم (زیبایی از دیدگاه علمی و فلسفی): این بخش، با توصیف چهار موضوع مهم که به تعبیر نویسنده، «اختلاط آنها با زیبایی، موجب اشتباهاتی در مباحث زیباییشناسی شده است»، یعنی چهار موضوع «ارزش»، «لذت»، «تعجب و شگفتی» و «عالی» و رابطه آنها با زیبایی و پیوستگی و جدایی آنها از یکدیگر، آغاز میگردد[۲]. سپس وارد بحث اصلی درباره ماهیت زیبایی میشود و این بحث: «آیا زیبایی، حقیقتی است یکقطبی یا دوقطبی؟» را که به تعبیر نویسنده، «میتوان آن را یکی از اساسیترین مباحث مربوط به زیباشناسی به حساب آورد»، مطرح میکند. مقصود از دو قطب در این مبحث، قطب درونذاتی و قطب برونذاتی است. پس مسئله ما چنین است که آیا زیبایی فقط یک واقعیت عینی است و ذهن آدمی نقشی جز منعکس ساختن آن را دارا نمیباشد، یا زیبایی عبارت است از درک و دریافت ذهنی انسان از پدیدههای عینی که اگر چنین درک و دریافتی وجود نداشته باشد، زیبایی هم وجود ندارد؟ یا اینکه زیبایی یک نمود عینی است که دریافت آن بهعنوان زیبایی، مربوط به شهود یا ذوق و احساس خاص ذهن انسانی است؟[۳]. نویسنده سه نظریه را در اینباره بررسی میکند. در ادامه، مبحث «نسبی بودن زیبایی» مورد واکاوی قرار میگیرد و دو منشأ اصلی برای آن (نمود عینی برونذاتی و شرایط مغزی و روانی انسان) تشریح میشود[۴]. نویسنده همچنین به مباحثی در توصیف جوانب زیبایی میپردازد و برای روشن شدن این بحث، نخست ابعادی از قطب ذاتی که با زیبایی عینی ارتباط برقرار میکنند و سپس مسائل مربوط به ابعاد قطب برونذاتی را مورد توجه قرار میدهد. در این مبحث است که علت عکسالعمل مغز و روان آدمی در موقع دریافت زیبایی تا حدودی توضیح داده میشود[۵]. نویسنده همچنین به وجود «حقیقت مطلق» زیبایی اشاره کرده و آن را فراتر از عالم طبیعت میداند. بحث بر روی ابعاد درونی درک زیبایی، مانند آگاهی و احساسات و نیز انطباق آرمانهای معقول با واقعیت ادامه مییابد. در نهایت، این بخش، تفاوتهای بین زیبایی محسوس و معقول را توضیح داده و رابطه جزء و کل در درک زیبایی را تحلیل میکند و تأکید مینماید که زیبایی معقول، وسیلهای برای کمال بشریت است[۶].
بخش دوم (زیبایی از دیدگاه منابع اسلامی): این بخش، زیبایی را از منظر قرآن کریم و روایات اسلامی تحلیل میکند. محور اصلی این بخش، توصیف خداوند متعال به صفت «جمال» و این ایده که زیبایی در تمام هستی از او سرچشمه میگیرد، است[۷]. نویسنده در مبحث «شکوه و جمال هستی»، جلوههای زیبایی را در پدیدههای طبیعی، از جمله آسمان با ستارگان، آفرینش انسان در نیکوترین صورت، زیبایی جانداران و مناظر طبیعی زمین بیان میکند و آنها را دلایلی بر وجود و عظمت خداوند برمیشمرد. علاوه بر زیباییهای طبیعی، به بیان زیبایی آرمانهای معقول در قرآن نیز پرداخته میشود[۸]. مبحث «به وجود آوردن زیباییها و نتیجه کلی تفسیر آیات مربوط به زیبایی» نیز در همین بخش مطرح میگردد[۹].
نگاهی به فلسفه هنر از دیدگاه اسلام: این مبحث، بهطور خاص به هنر و جایگاه آن در تفکر اسلامی میپردازد. ابتدا چهار دیدگاه عمده درباره هنر (علمی، نظری، فلسفی و مذهبی) را معرفی میکند. سپس این مسئله بنیادین را طرح میکند که آیا هنر یک پدیده ثانویه و صرفاً سرگرمکننده است یا ابزاری حیاتی برای رشد و کمال انسان؟. این بخش بر این ایده تأکید دارد که هنر باید به تعالی انسانی خدمت کند و از آن در جهت رسیدن به حقایق و کمالات بهره برد. مفهوم «هنر پیرو» و «هنر پیشرو» از مباحث مهم این بخش است؛ هنر پیرو، بهعنوان هنری توصیف میشود که تنها به دنبال ارضای سلیقههای رایج و سطحی است؛ درحالیکه هنر پیشرو هنری است که هدف آن ارتقای آگاهی مردم، هدایت بهسوی واقعیات بهینه و ایفای نقش فعال در مسیر کمال و پیشرفت جامعه است. این بخش در نهایت نتیجهگیری میکند که هنر واقعی، از دیدگاه اسلام، باید رسالتمحور باشد و به انسان در رسیدن به معرفت و تعالی کمک کند[۱۰].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.