احضار مغان: مقالاتی در نقد و تحلیل آثار هوشنگ گلشیری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۶: خط ۲۶:
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
'''احضار مغان: مقالاتی در نقد و تحلیل آثار هوشنگ گلشیری''' تألیف [[تقوی، محمد|محمد تقوی]]، [[حسین‌زاده، محمد|محمد حسین‌زاده]]؛ دل‌مشغولی‌های [[هوشنگ گلشیری]] و شهادت او بر زمانه‌اش باعث شده که مجموعۀ آثار او، چه داستان‌های کوتاه و بلند و حتی رمان‌ها و مقاله‌ها و نقدهای او همه مثل یک سلسله جبال پیوسته از همین خاک برآمده و به همدیگر مربوط باشند.
'''احضار مغان: مقالاتی در نقد و تحلیل آثار هوشنگ گلشیری''' تألیف [[تقوی، محمد|محمد تقوی]]، محمد حسین‌زاده؛ دل‌مشغولی‌های [[هوشنگ گلشیری]] و شهادت او بر زمانه‌اش باعث شده که مجموعۀ آثار او، چه داستان‌های کوتاه و بلند و حتی رمان‌ها و مقاله‌ها و نقدهای او همه مثل یک سلسله جبال پیوسته از همین خاک برآمده و به همدیگر مربوط باشند.
==گزارش کتاب==
==گزارش کتاب==
اوایل رمان «آینه‌های دردار» شخصیت اصلی رمان از خودش می‌پرسد: «کجایی‌ام من؟» ما کجایی هستیم و چقدر نیازمند درک خویشتنیم؟ ما که هستیم؟ چه گذشته‌ای داریم و چه طرحی برای آینده در سر می‌پرورانیم؟ راه نجات ما چیست، کدام است، کجاست؟ چه نسبتی بین خرد و تخیل در ذهن ما وجود دارد؟ شخصیت‌های این رمان با تعقل و تخیل خود تا کجا پیش می‌روند؟ چرا برای ایرانیان این کتاب تخیل بر واقعیت تقدم دارد؟ فرقی نمی‌کند از چه مسلک و طرز تفکر و گروهی باشند. چرا آنها همچون شخصیت‌های داستان «پشت پرده نازک تجیر» عروس یغمایی و تخیلی و حتی بدون چهره را به معشوق حی و حاضر ترجیح می‌دهند؟ گلشیری از این دوگانۀ زن واقعی و زن خیالی در بسیاری از آثارش سود برده است. مثل شخصیت نویسندۀ رمان «آینه‌های دردار» که سال‌ها با مینا زندگی کرده است؛ اما به خیالش عشق ورزیده و قدرت قلمش را مصروف صنم‌بانو کرده است. شاید به همین دلیل باشد که در ساختمان روایی این رمان شب‌به‌خیر آخر کتاب این قدر اهمیت دارد. شاید برای اولین بار باشد که داستان‌نویس یا کاتب ایرانی عروس یغمایی را پس زده باشد.
اوایل رمان «آینه‌های دردار» شخصیت اصلی رمان از خودش می‌پرسد: «کجایی‌ام من؟» ما کجایی هستیم و چقدر نیازمند درک خویشتنیم؟ ما که هستیم؟ چه گذشته‌ای داریم و چه طرحی برای آینده در سر می‌پرورانیم؟ راه نجات ما چیست، کدام است، کجاست؟ چه نسبتی بین خرد و تخیل در ذهن ما وجود دارد؟ شخصیت‌های این رمان با تعقل و تخیل خود تا کجا پیش می‌روند؟ چرا برای ایرانیان این کتاب تخیل بر واقعیت تقدم دارد؟ فرقی نمی‌کند از چه مسلک و طرز تفکر و گروهی باشند. چرا آنها همچون شخصیت‌های داستان «پشت پرده نازک تجیر» عروس یغمایی و تخیلی و حتی بدون چهره را به معشوق حی و حاضر ترجیح می‌دهند؟ گلشیری از این دوگانۀ زن واقعی و زن خیالی در بسیاری از آثارش سود برده است. مثل شخصیت نویسندۀ رمان «آینه‌های دردار» که سال‌ها با مینا زندگی کرده است؛ اما به خیالش عشق ورزیده و قدرت قلمش را مصروف صنم‌بانو کرده است. شاید به همین دلیل باشد که در ساختمان روایی این رمان شب‌به‌خیر آخر کتاب این قدر اهمیت دارد. شاید برای اولین بار باشد که داستان‌نویس یا کاتب ایرانی عروس یغمایی را پس زده باشد.