الکهف و الرقيم في شرح بسم الله الرحمن الرحيم (جیلانی): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' ' به ''
جز (جایگزینی متن - ' ‎‏' به '')
جز (جایگزینی متن - ' ' به '')
 
خط ۲۸: خط ۲۸:


==الکهف و الرقیم==
==الکهف و الرقیم==
الکهف و الرقیم شرحی در معنای عرفانی حروف و واژه‌های «بسم الله الرحمن الرحیم» است. جیلی این رساله را در پاسخ به پرسش دوست عارفش، عمادالدین یحیی بن ابو القاسم تونسی نگاشته است. او از خوانندگان فرهیخته می‌خواهد که در محتوای این اثر بدقت بنگرند و آن را جرح و تعدیل کنند.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص12</ref>  
الکهف و الرقیم شرحی در معنای عرفانی حروف و واژه‌های «بسم الله الرحمن الرحیم» است. جیلی این رساله را در پاسخ به پرسش دوست عارفش، عمادالدین یحیی بن ابو القاسم تونسی نگاشته است. او از خوانندگان فرهیخته می‌خواهد که در محتوای این اثر بدقت بنگرند و آن را جرح و تعدیل کنند.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص12</ref>


این اثر فهرست تفصیلی ندارد. مؤلف در فصل‌های زیر عبارت بسم الله الرحمن الرحیم را شرح داده است؛ نقطۀ باء تک است، گفتگوی نقطه با حرف باء، باء حرف ظلمانی است و همان نفس است، حرف الف ألفت‌دهندۀ میان حروف است، حرف الف بخلاف حروف دیگر به چیزی وابسته نیست، الف از عوارضی که به حروف دیگر می‌چسبد مبرا است، عدد الف یکی است، سخنی در معنای دوگانگی باء، کشیدگی حرف باء به نیابت از حذف الف، حرف سین سر خداوند -که همان انسان است- می‌باشد، حرف میم وجود است که حقیقت جامع برای غیب و شهادت می‌باشد، حرف میم روح محمد(ص) است، عدد حرف میم چهل است و عین کمال و اعتدال در هر چیزی است و میقات پروردگار می‌باشد، الله از واژۀ الإله برگرفته شده است، نام جلاله از شش حرف شکل گرفته است، عرش همان عالم کبیر است، رحمان واژۀ عامی برای مهرورزی در دو سرا است و واژه رحیم در سرای عُقبی ظهور بارزتری از رحمان دارد.<ref>ر.ک: همان، ص15و16و18و20و22و24و29و33</ref>  
این اثر فهرست تفصیلی ندارد. مؤلف در فصل‌های زیر عبارت بسم الله الرحمن الرحیم را شرح داده است؛ نقطۀ باء تک است، گفتگوی نقطه با حرف باء، باء حرف ظلمانی است و همان نفس است، حرف الف ألفت‌دهندۀ میان حروف است، حرف الف بخلاف حروف دیگر به چیزی وابسته نیست، الف از عوارضی که به حروف دیگر می‌چسبد مبرا است، عدد الف یکی است، سخنی در معنای دوگانگی باء، کشیدگی حرف باء به نیابت از حذف الف، حرف سین سر خداوند -که همان انسان است- می‌باشد، حرف میم وجود است که حقیقت جامع برای غیب و شهادت می‌باشد، حرف میم روح محمد(ص) است، عدد حرف میم چهل است و عین کمال و اعتدال در هر چیزی است و میقات پروردگار می‌باشد، الله از واژۀ الإله برگرفته شده است، نام جلاله از شش حرف شکل گرفته است، عرش همان عالم کبیر است، رحمان واژۀ عامی برای مهرورزی در دو سرا است و واژه رحیم در سرای عُقبی ظهور بارزتری از رحمان دارد.<ref>ر.ک: همان، ص15و16و18و20و22و24و29و33</ref>