۱۱۱٬۴۸۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'می گردد' به 'میگردد') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ت های' به 'تهای') |
||
خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
خاصی از طریق برداشتهای مختلفی که در دورههای مختلف زندگی امام (از تولد تا وفات) وجود دارد به خواننده مینمایاند و ذوق و اشتیاق مخاطب جوان خود را برمیانگیزد. | خاصی از طریق برداشتهای مختلفی که در دورههای مختلف زندگی امام (از تولد تا وفات) وجود دارد به خواننده مینمایاند و ذوق و اشتیاق مخاطب جوان خود را برمیانگیزد. | ||
[[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی]] در اول مهر 1281 در خمین به دنیا آمد. در کودکی پدر خویش حاج آقا مصطفی را از دست داد و پدرش به شهادت رسید. از همین رو امام با مادرش (هاجر خانم)، عمهاش (صاحبه خانم) و خاور خانم (مادر رضاعی) زندگی می کرد که تربیت ایشان را عهده دار بودند. مادرش مجتهدزاده ای بود که مدرسه ندید اما با معارف دین در نزد پدر و همسرش آشنا شد. نسبت صاحبه خانم به حاج آقا مصطفی شباهتی به نسبت حضرت زینب و امام حسین دارد، چرا که با آنکه همسر داشت از او خواست برادر را تنها نگذارد و آن گاه که برادر شهید شد نگذاشت مرگش در سکوت بماند تا دشمن از آن سود برد. شاید خاور خانم عالی ترین مثال عینی برای امام شد که یک درس نخوانده نیز میتواند طیف عقل و عمل و عشق را به هم نزدیک و معلم عالی اخلاق علمیگردد. در سن 27 سالگی زن دیگری در زندگی امام به عنوان همسرش نقش پذیرفت که حس او را در قبال زن کاملتر کرد و به یقین رساند که فرهنگ عامه زمانه در مورد زن با فرهنگ اصیل دینی | [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی]] در اول مهر 1281 در خمین به دنیا آمد. در کودکی پدر خویش حاج آقا مصطفی را از دست داد و پدرش به شهادت رسید. از همین رو امام با مادرش (هاجر خانم)، عمهاش (صاحبه خانم) و خاور خانم (مادر رضاعی) زندگی می کرد که تربیت ایشان را عهده دار بودند. مادرش مجتهدزاده ای بود که مدرسه ندید اما با معارف دین در نزد پدر و همسرش آشنا شد. نسبت صاحبه خانم به حاج آقا مصطفی شباهتی به نسبت حضرت زینب و امام حسین دارد، چرا که با آنکه همسر داشت از او خواست برادر را تنها نگذارد و آن گاه که برادر شهید شد نگذاشت مرگش در سکوت بماند تا دشمن از آن سود برد. شاید خاور خانم عالی ترین مثال عینی برای امام شد که یک درس نخوانده نیز میتواند طیف عقل و عمل و عشق را به هم نزدیک و معلم عالی اخلاق علمیگردد. در سن 27 سالگی زن دیگری در زندگی امام به عنوان همسرش نقش پذیرفت که حس او را در قبال زن کاملتر کرد و به یقین رساند که فرهنگ عامه زمانه در مورد زن با فرهنگ اصیل دینی تفاوتهای بنیادین دارد. درک امام از مفهوم زن درکی دینی بود که با فطرت سازگاری دارد و چون فطری است راه خود را خود هموار میکند و چنین بود که دعوت او را در یک تحول بزرگ جدی و بنیادین در فرهنگ حتی سنتی ترین اقشار زنان چنین سریع لبیک گفتند. | ||
یکی از موضوعاتی که از کثرت ظهور و حضور به چشم و ذهن می آید آن است که در هیچ انقلابی به اندازه انقلاب اسلامی ایران زنان نقش حیاتی به عهده نگرفتهاند. | یکی از موضوعاتی که از کثرت ظهور و حضور به چشم و ذهن می آید آن است که در هیچ انقلابی به اندازه انقلاب اسلامی ایران زنان نقش حیاتی به عهده نگرفتهاند. | ||
خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
امام از حدود پنج سالگی شروع به آموزش خواندن و نوشتن کرد. از نوجوانی هم خواندن معارف الهی را به طور رسمی آغاز کرد. با هجرت [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیتالله حائری]] به قم و تأسیس حوزه علمیه قم، امام هم به قم هجرت کرد. امام خیلی زود شاگرد دوست داشتنی [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیتالله حائری]] شد و از مدیریت ایشان آموخت که آنچه با مدیریت عالی ناسازگار میباشد دستور و فرمان است که باید تا حد ممکن به حداقل برسد. از جمله کسانی که امام در نوجوانی درک کرده بود [[مدرس، سید حسن|آیتالله مدرس]] بود. امام هم پای کلاس درس مدرس می نشست و هم در هنگام نطق مدرس در مجلس شورای ملی در مجلس حضور می یافت. استاد عرفان امام در جوانی [[شاهآبادی، محمدعلی|آیتالله شاه آبادی]] بود. امام هرگاه از شیخ جلیل و عارف کامل خود نام میبرد بلافاصله میافزود روحی فداه و نیز میفرمود من در عمر خود روح لطیف تر از روح مرحوم [[شاهآبادی، محمدعلی|شاه آبادی]] ندیدم. امام در سال 1308 با فرزند آیتالله ثقفی ازدواج کرد. در سال 1308 امام اولین کتاب خود که شرح دعای سحر بود را نوشت و تا 60 سال بعد که به زندگی خود ادامه داد حدود 80 کتاب را به نگارش در آورد. بیشتر کتاب های امام عرفانی و فلسفی است. اما ایشان کتابی سیاسی دارند به نام کشف الاسرار که بر خلاف آثار عرفانی و فلسفی شان با زبانی عامیانه و در حد سواد سیاسی آن روز مردم است. | امام از حدود پنج سالگی شروع به آموزش خواندن و نوشتن کرد. از نوجوانی هم خواندن معارف الهی را به طور رسمی آغاز کرد. با هجرت [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیتالله حائری]] به قم و تأسیس حوزه علمیه قم، امام هم به قم هجرت کرد. امام خیلی زود شاگرد دوست داشتنی [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیتالله حائری]] شد و از مدیریت ایشان آموخت که آنچه با مدیریت عالی ناسازگار میباشد دستور و فرمان است که باید تا حد ممکن به حداقل برسد. از جمله کسانی که امام در نوجوانی درک کرده بود [[مدرس، سید حسن|آیتالله مدرس]] بود. امام هم پای کلاس درس مدرس می نشست و هم در هنگام نطق مدرس در مجلس شورای ملی در مجلس حضور می یافت. استاد عرفان امام در جوانی [[شاهآبادی، محمدعلی|آیتالله شاه آبادی]] بود. امام هرگاه از شیخ جلیل و عارف کامل خود نام میبرد بلافاصله میافزود روحی فداه و نیز میفرمود من در عمر خود روح لطیف تر از روح مرحوم [[شاهآبادی، محمدعلی|شاه آبادی]] ندیدم. امام در سال 1308 با فرزند آیتالله ثقفی ازدواج کرد. در سال 1308 امام اولین کتاب خود که شرح دعای سحر بود را نوشت و تا 60 سال بعد که به زندگی خود ادامه داد حدود 80 کتاب را به نگارش در آورد. بیشتر کتاب های امام عرفانی و فلسفی است. اما ایشان کتابی سیاسی دارند به نام کشف الاسرار که بر خلاف آثار عرفانی و فلسفی شان با زبانی عامیانه و در حد سواد سیاسی آن روز مردم است. | ||
[[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی]] رویکردی فلسفی، اصولی، فقهی و حتی اخلاقی به قانون داشتند و چون عارفانه به | [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی]] رویکردی فلسفی، اصولی، فقهی و حتی اخلاقی به قانون داشتند و چون عارفانه به سنتهای حاکم بر هستی مینگریستند،اطاعت از قانون برای ایشان نه با تکلف بلکه با رغبت، نشاط و عشق توأم است. | ||
پس از رحلت [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیتالله حائری]] با تلاش پیگیر امام [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] در سال 1324 رئیس حوزه علمیه قم شد. بین سالهای 1324 تا 1340 امام کتاب هایی را مثل شرح چهل حدیث، شرح جنود عقل و جهل و مصباح الهدایه الی الخلافه و الروایه را به تحریر در آورد. [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] در سال 1340 از دنیا رفت. پس از رحلت [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] روحانیون بسیاری از سراسر کشور در قبال سؤال مردم که از چه کسی تقلید کنیم امام را به عنوان مجتهد اعلم معرفی کردند. | پس از رحلت [[حائری یزدی، عبدالکریم|آیتالله حائری]] با تلاش پیگیر امام [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] در سال 1324 رئیس حوزه علمیه قم شد. بین سالهای 1324 تا 1340 امام کتاب هایی را مثل شرح چهل حدیث، شرح جنود عقل و جهل و مصباح الهدایه الی الخلافه و الروایه را به تحریر در آورد. [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] در سال 1340 از دنیا رفت. پس از رحلت [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] روحانیون بسیاری از سراسر کشور در قبال سؤال مردم که از چه کسی تقلید کنیم امام را به عنوان مجتهد اعلم معرفی کردند. | ||
خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
از سال 45 به بعد نهضتی فکری، فرهنگی و علمی در ایران بروز و ظهور یافت. استاد مطهری که در میان شاگردان امام به عنوان یک روحانی دانشمند و آشنا به موضوعات جدید شناخته شده بود و در میان دانشگاهیان به عنوان شخصیتی علمی احترام داشت با نوشتن کتاب های فراوان و سخنرانی های گوناگون نقش مهمی در حرکت این نهضت فکری داشت. در آن زمان یکی از کسانی که با سخنرانی ها و نوشتههایش جوانان بسیاری را جذب خود کرده بود، [[شریعتی، علی|دکتر شریعتی]] بود.در پی این نهضت فکری برخی گروههای غیر اسلامی ضد رژیم مانند مارکسیستها با مطرح کردن مباحثی چون مبحث تکامل، سعی در خلع سلاح دانشجویان داشتند. اما افرادی چون [[مشکینی اردبیلی، علی|آیتالله مشکینی]] بحث تکامل را در قم آغاز کردند تا دانشجویان با مفاهیم اصیل اسلامی این بحث آشنا شوند. | از سال 45 به بعد نهضتی فکری، فرهنگی و علمی در ایران بروز و ظهور یافت. استاد مطهری که در میان شاگردان امام به عنوان یک روحانی دانشمند و آشنا به موضوعات جدید شناخته شده بود و در میان دانشگاهیان به عنوان شخصیتی علمی احترام داشت با نوشتن کتاب های فراوان و سخنرانی های گوناگون نقش مهمی در حرکت این نهضت فکری داشت. در آن زمان یکی از کسانی که با سخنرانی ها و نوشتههایش جوانان بسیاری را جذب خود کرده بود، [[شریعتی، علی|دکتر شریعتی]] بود.در پی این نهضت فکری برخی گروههای غیر اسلامی ضد رژیم مانند مارکسیستها با مطرح کردن مباحثی چون مبحث تکامل، سعی در خلع سلاح دانشجویان داشتند. اما افرادی چون [[مشکینی اردبیلی، علی|آیتالله مشکینی]] بحث تکامل را در قم آغاز کردند تا دانشجویان با مفاهیم اصیل اسلامی این بحث آشنا شوند. | ||
حوادثی که در سال 56 اتفاق افتاد عبارت بودند از: وفات [[شریعتی، علی|دکتر شریعتی]] در 29 خرداد، تظاهرات دانشجویی در 30 آبان ماه و شهادت [[خمینی، سید مصطفی|حاج آقا مصطفی خمینی]]، امام در دهم آبان 56 برای تشکر از مردم در جریان بزرگداشت [[خمینی، سید مصطفی|حاج آقا مصطفی]] سخنرانی ایراد می فرمایند که در آن شهادت [[خمینی، سید مصطفی|حاج آقا مصطفی]] را از الطاف خفیه الهی میداند. در ادامه به ذکر ایرادهایی از [[شریعتی، علی|دکتر شریعتی]] (بدون ذکر نام او) میپردازد و به دنبال آن خدمات علما در طول تاریخ را مورد توجه قرار میدهد و به ضرورت ایجاد وحدت هم اشاره می نماید. مهمترین اخبار در سال 57 عبارت بود از اخبار مرتبط با امام که به اعلامیه ها، سخنرانی ها و گاهی مصاحبههای امام در نجف، پاریس و تهران اختصاص داشت. اخبار مربوط به تظاهرات و اعتصابات که مردم به راه میانداختند و سر دادن شعارهایی خواهان تحقق حکومت اسلامی بودند، اخبار مرتبط با | حوادثی که در سال 56 اتفاق افتاد عبارت بودند از: وفات [[شریعتی، علی|دکتر شریعتی]] در 29 خرداد، تظاهرات دانشجویی در 30 آبان ماه و شهادت [[خمینی، سید مصطفی|حاج آقا مصطفی خمینی]]، امام در دهم آبان 56 برای تشکر از مردم در جریان بزرگداشت [[خمینی، سید مصطفی|حاج آقا مصطفی]] سخنرانی ایراد می فرمایند که در آن شهادت [[خمینی، سید مصطفی|حاج آقا مصطفی]] را از الطاف خفیه الهی میداند. در ادامه به ذکر ایرادهایی از [[شریعتی، علی|دکتر شریعتی]] (بدون ذکر نام او) میپردازد و به دنبال آن خدمات علما در طول تاریخ را مورد توجه قرار میدهد و به ضرورت ایجاد وحدت هم اشاره می نماید. مهمترین اخبار در سال 57 عبارت بود از اخبار مرتبط با امام که به اعلامیه ها، سخنرانی ها و گاهی مصاحبههای امام در نجف، پاریس و تهران اختصاص داشت. اخبار مربوط به تظاهرات و اعتصابات که مردم به راه میانداختند و سر دادن شعارهایی خواهان تحقق حکومت اسلامی بودند، اخبار مرتبط با شخصیتهای مبارز و زندانیان سیاسی، اخبار مرتبط با مواضع کشورها در مقابل انقلاب و اخبار مرتبط با رژیم شاه و وابستگان. | ||
در دوازدهم بهمن 57 [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی]] به ایران بازگشت و در سخنرانی اعلام داشتند که من دولت تعیین میکنم. در پانزدهم بهمن 57 امام به وعده خود عمل کردند و مهندس بازرگان را طی حکمی به ریاست دولت موقت انقلاب تعیین نمودند. در 21 بهمن دولت از ساعت 4 بعدازظهر حکومت نظامی اعلام کرد، اما مردم به دستور امام به خیابان ها ریختند. | در دوازدهم بهمن 57 [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی]] به ایران بازگشت و در سخنرانی اعلام داشتند که من دولت تعیین میکنم. در پانزدهم بهمن 57 امام به وعده خود عمل کردند و مهندس بازرگان را طی حکمی به ریاست دولت موقت انقلاب تعیین نمودند. در 21 بهمن دولت از ساعت 4 بعدازظهر حکومت نظامی اعلام کرد، اما مردم به دستور امام به خیابان ها ریختند. |