پرش به محتوا

المدخل إلی موسوعة الحدیث النبوي عند الإمامیة (دراسة في الحدیث الإمامي): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' (ص)' به '(ص)'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' (ص)' به '(ص)')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۲۴: خط ۲۴:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''المدخل إلی موسوعة الحدیث النبوی عند الإمامیة'''، نوشته [[حب‌الله، حیدر|حیدر محمد کامل حب‌الله]](متولد 1352ش) فقیه، اصولی و رجالی معاصر است. او در این جلد از مقدمۀ موسوعه‌‎اش خواسته است از اِشکال‌های اساسی که به حدیث و رجال امامیه (به‌ویژه اخیراً) در باب حدیث نبوی (ص) از حیث سند و متن می‌شود، پاسخ گوید.<ref>ر.ک: مقدمه نویسنده، ص10 و 21</ref>‏
'''المدخل إلی موسوعة الحدیث النبوی عند الإمامیة'''، نوشته [[حب‌الله، حیدر|حیدر محمد کامل حب‌الله]](متولد 1352ش) فقیه، اصولی و رجالی معاصر است. او در این جلد از مقدمۀ موسوعه‌‎اش خواسته است از اِشکال‌های اساسی که به حدیث و رجال امامیه (به‌ویژه اخیراً) در باب حدیث نبوی(ص) از حیث سند و متن می‌شود، پاسخ گوید.<ref>ر.ک: مقدمه نویسنده، ص10 و 21</ref>‏


[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] در خوانش خود از حدیث امامی، سه رویکرد را در نظر گرفته است؛ رویکرد نخست، در یقینی دانستن صدور حدیث‌هایی است که در کتاب‌های مهم روایی شیعی مانند «کافی» آمده است؛ رویکرد دوم، تردید نمودن مطلق (از حیث نوشتار، نقد و ارزش‌گذاری) در حدیث امامی است؛ و رویکرد سوم، رویکرد میانه در تعامل با این نوع حدیث است.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص647،385،311</ref>‏او باتوجه‌به این سه رویکرد، فرایند کار خود را در تألیف کتاب توضیح می‌دهد؛ حب الله کتاب «کافی» اثر محمد بن یعقوب کلینی(درگذشته 328 یا 329) را در جایگاه اصل نشانده و حدیث‌های نبوی را از آن تخریج کرده است. او دیگر احادیث معصومان (ع) را از سه کتاب دیگر از کتب اربعه و منبع‌های روایی دیگر تخریج نموده است و پس از فراغت از این تخریج، کار خود را با کتاب «من لایحضره الفقیه» و کتب اربعه، بدون تکرار تخریج‌ها ادامه می‌دهد.
[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] در خوانش خود از حدیث امامی، سه رویکرد را در نظر گرفته است؛ رویکرد نخست، در یقینی دانستن صدور حدیث‌هایی است که در کتاب‌های مهم روایی شیعی مانند «کافی» آمده است؛ رویکرد دوم، تردید نمودن مطلق (از حیث نوشتار، نقد و ارزش‌گذاری) در حدیث امامی است؛ و رویکرد سوم، رویکرد میانه در تعامل با این نوع حدیث است.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص647،385،311</ref>‏او باتوجه‌به این سه رویکرد، فرایند کار خود را در تألیف کتاب توضیح می‌دهد؛ حب الله کتاب «کافی» اثر محمد بن یعقوب کلینی(درگذشته 328 یا 329) را در جایگاه اصل نشانده و حدیث‌های نبوی را از آن تخریج کرده است. او دیگر احادیث معصومان (ع) را از سه کتاب دیگر از کتب اربعه و منبع‌های روایی دیگر تخریج نموده است و پس از فراغت از این تخریج، کار خود را با کتاب «من لایحضره الفقیه» و کتب اربعه، بدون تکرار تخریج‌ها ادامه می‌دهد.
خط ۳۲: خط ۳۲:
او گاهی نیاز می‌بیند که حدیثی را با حدیث دیگر که با هم مشابهت متنی داشته‌اند، پیوند داده تا گواه یکدیگر در إسنادشان باشند. البته، گاهی آن «حدیث گواه» در مصادر امامیه یافت گردیده و گاه در مصادر عامه پیدا می‌شود.<ref>ر.ک: مقدمه نویسنده، ص11-10</ref>‏
او گاهی نیاز می‌بیند که حدیثی را با حدیث دیگر که با هم مشابهت متنی داشته‌اند، پیوند داده تا گواه یکدیگر در إسنادشان باشند. البته، گاهی آن «حدیث گواه» در مصادر امامیه یافت گردیده و گاه در مصادر عامه پیدا می‌شود.<ref>ر.ک: مقدمه نویسنده، ص11-10</ref>‏


[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] معیارهایی را در نقد متن ارائه می‌دهد؛ او می‌گوید یک روایت نباید با آیه‌ای از قرآن مخالفت کند چراکه، قرآن از تحریف مصون بوده و اثبات نسخ در یک آیه به دلیل قطعی نیازمند است. دیگر اینکه، یک روایت با روایت دیگری که درست‌تر از آن به نظر می‌رسد، مخالفت نورزد و سوم اینکه، آن روایت با حکم آشکار عقل و با رخدادهای واقعی تاریخی مخالف نباشد؛ همچنین، با قاعده‌های کلی قطعی در اسلام و با آنچه که تخصیص‌پذیر نیست و از آنچه امت اسلام به آن اهتمام دارند، جدا نباشد؛ یک روایت نبوی نباید اصطلاح‌هایی را که پس از دوره پیامبری رسول اکرم (ص) پدید آمده‌اند و با سبک گفتاری ایشان شکاف دارند، در برداشته باشد.
[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] معیارهایی را در نقد متن ارائه می‌دهد؛ او می‌گوید یک روایت نباید با آیه‌ای از قرآن مخالفت کند چراکه، قرآن از تحریف مصون بوده و اثبات نسخ در یک آیه به دلیل قطعی نیازمند است. دیگر اینکه، یک روایت با روایت دیگری که درست‌تر از آن به نظر می‌رسد، مخالفت نورزد و سوم اینکه، آن روایت با حکم آشکار عقل و با رخدادهای واقعی تاریخی مخالف نباشد؛ همچنین، با قاعده‌های کلی قطعی در اسلام و با آنچه که تخصیص‌پذیر نیست و از آنچه امت اسلام به آن اهتمام دارند، جدا نباشد؛ یک روایت نبوی نباید اصطلاح‌هایی را که پس از دوره پیامبری رسول اکرم(ص) پدید آمده‌اند و با سبک گفتاری ایشان شکاف دارند، در برداشته باشد.


او شرح‌حال راویان را از منابع رجالی شیعی، از عالمان قدیم مانند «[[رجال الطوسي|رجال طوسی]]، [[فهرست كتب الشيعة و أصولهم و أسماء المصنفين و أصحاب الأصول|فهرست طوسی]]، [[اختيار معرفة الرجال (تصحیح مصطفوی)|رجال کشی]]، [[رجال النجاشي|رجال نجاشی]]، [[رجال البرقي|طبقات برقی]]، رساله ابی غالب زراری، [[خلاصة الأقوال في معرفة الرجال|خلاصة الأقوال]] و [[إيضاح الاشتباه|ایضاح الاشتباه]] [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]]، [[الفهرست (منتجب‌الدين)|فهرست]] [[منتجب‌الدین، علی بن عبیدالله|منتجب الدین رازی]]، [[معالم العلماء في فهرست كتب الشيعة و أسماء المصنفين منهم قديماً و حديثاً (تتمة كتاب الفهرست للشيخ أبي‌جعفر الطوسي)|معالم العلماء]] [[ابن شهرآشوب، محمد بن علی|ابن شهرآشوب]] و [[كتاب الرجال|رجال ابن داوود حلی]]» و نیز از برخی عالمان متأخر همچون «[[معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة|معجم رجال الحدیث خویی]]، [[مستدركات علم رجال الحديث|مستدرکات علم رجال الحدیث نمازی]]، [[قاموس الرجال|قاموس الرجال تستری]]، [[تنقیح المقال في علم الرجال (رحلي)|تنقیح المقال مامقانی]]، [[أمل الآمل في علماء جبل عامل|أمل الأمل حرّ عاملی]] و دیگران» برگرفته است. او چنانچه توثیقی از یک راوی را نزد [[طوسی، محمد بن حسن|طوسی]]، [[نجاشی، احمد بن علی|نجاشی]] و [[کشی، محمد بن عمر|کشی]] یافته باشد، به آن‌ها بسنده نموده و توثیق‌ها و تعدیل‌های دیگران را نقل نمی‌کند مگر آنکه پای آرای متعارضی در میان باشد.
او شرح‌حال راویان را از منابع رجالی شیعی، از عالمان قدیم مانند «[[رجال الطوسي|رجال طوسی]]، [[فهرست كتب الشيعة و أصولهم و أسماء المصنفين و أصحاب الأصول|فهرست طوسی]]، [[اختيار معرفة الرجال (تصحیح مصطفوی)|رجال کشی]]، [[رجال النجاشي|رجال نجاشی]]، [[رجال البرقي|طبقات برقی]]، رساله ابی غالب زراری، [[خلاصة الأقوال في معرفة الرجال|خلاصة الأقوال]] و [[إيضاح الاشتباه|ایضاح الاشتباه]] [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]]، [[الفهرست (منتجب‌الدين)|فهرست]] [[منتجب‌الدین، علی بن عبیدالله|منتجب الدین رازی]]، [[معالم العلماء في فهرست كتب الشيعة و أسماء المصنفين منهم قديماً و حديثاً (تتمة كتاب الفهرست للشيخ أبي‌جعفر الطوسي)|معالم العلماء]] [[ابن شهرآشوب، محمد بن علی|ابن شهرآشوب]] و [[كتاب الرجال|رجال ابن داوود حلی]]» و نیز از برخی عالمان متأخر همچون «[[معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة|معجم رجال الحدیث خویی]]، [[مستدركات علم رجال الحديث|مستدرکات علم رجال الحدیث نمازی]]، [[قاموس الرجال|قاموس الرجال تستری]]، [[تنقیح المقال في علم الرجال (رحلي)|تنقیح المقال مامقانی]]، [[أمل الآمل في علماء جبل عامل|أمل الأمل حرّ عاملی]] و دیگران» برگرفته است. او چنانچه توثیقی از یک راوی را نزد [[طوسی، محمد بن حسن|طوسی]]، [[نجاشی، احمد بن علی|نجاشی]] و [[کشی، محمد بن عمر|کشی]] یافته باشد، به آن‌ها بسنده نموده و توثیق‌ها و تعدیل‌های دیگران را نقل نمی‌کند مگر آنکه پای آرای متعارضی در میان باشد.
خط ۴۰: خط ۴۰:
[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] مخاطب این کتاب را غیرشیعیان نیز فرض نموده است. ازاین‌رو، هر جا خواسته است که اسلوب‌های تخریج‌ احادیث و حکم آن‌ها از دو نگاه شیعی و اهل‌سنت به یکدیگر نزدیک ‌شود، تلاش کرده تا ترکیب‌ها و اصطلاح‌های حدیثی اهل‌سنت را به استخدام درآورَد، با این شرط که با مصطلحات شیعی سازش داشته باشد. به تعبیر دیگر، او اصطلاح‌هایی را به کار گرفته است که به هر دو طریقه نزدیک بوده و با آن‌ها منافات نداشته باشد. بااین‌حال، اعتراف می‌کند که این کار دشوار است و در بسیاری موارد از پس آن برنیامده است.
[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] مخاطب این کتاب را غیرشیعیان نیز فرض نموده است. ازاین‌رو، هر جا خواسته است که اسلوب‌های تخریج‌ احادیث و حکم آن‌ها از دو نگاه شیعی و اهل‌سنت به یکدیگر نزدیک ‌شود، تلاش کرده تا ترکیب‌ها و اصطلاح‌های حدیثی اهل‌سنت را به استخدام درآورَد، با این شرط که با مصطلحات شیعی سازش داشته باشد. به تعبیر دیگر، او اصطلاح‌هایی را به کار گرفته است که به هر دو طریقه نزدیک بوده و با آن‌ها منافات نداشته باشد. بااین‌حال، اعتراف می‌کند که این کار دشوار است و در بسیاری موارد از پس آن برنیامده است.


[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] در بررسی هر حدیث، منشأ و مدارش را تبیین نموده است؛ ولی کار پژوهش سند را به بررسی مدار روایت و کسانی که پیش از او تا پیامبر (ص) بالا می‌آیند محدود نمی‌کند، بلکه پژوهش خود را به کاوش در حال راویان پیش‌وپس از زمانۀ مدار گسترش می‌دهد؛ چراکه برای جعل‌کنندۀ حدیث، آسان است که روایت را از طریق دیگر به مدار برساند. ازاین‌رو، برای پژوهشگر حتی تعدد طریقه‌های سند، اطمینان‌بخش نیست و تلاقی بخشی از محتوای دو حدیث که مضمون یکدیگر را پوشش می‌دهند، پژوهشگر را وانمی‌دارد که یکی را به اعتبار دیگری، حدیث معتبر و صحیح بشمارد درحالی‌که این شیوۀ تأیید، نزد اهل‌سنت دیده می‌شود. درعین‌حال، باید گفت که شواهد بسیاری برای احادیث امامیه از کتاب‌های حدیثی اهل‌سنت یافت می‌شود.
[[حب‌الله، حیدر|حب‌الله]] در بررسی هر حدیث، منشأ و مدارش را تبیین نموده است؛ ولی کار پژوهش سند را به بررسی مدار روایت و کسانی که پیش از او تا پیامبر(ص) بالا می‌آیند محدود نمی‌کند، بلکه پژوهش خود را به کاوش در حال راویان پیش‌وپس از زمانۀ مدار گسترش می‌دهد؛ چراکه برای جعل‌کنندۀ حدیث، آسان است که روایت را از طریق دیگر به مدار برساند. ازاین‌رو، برای پژوهشگر حتی تعدد طریقه‌های سند، اطمینان‌بخش نیست و تلاقی بخشی از محتوای دو حدیث که مضمون یکدیگر را پوشش می‌دهند، پژوهشگر را وانمی‌دارد که یکی را به اعتبار دیگری، حدیث معتبر و صحیح بشمارد درحالی‌که این شیوۀ تأیید، نزد اهل‌سنت دیده می‌شود. درعین‌حال، باید گفت که شواهد بسیاری برای احادیث امامیه از کتاب‌های حدیثی اهل‌سنت یافت می‌شود.
حب الله، هرچند خود را از سخت‌گیران صحه‌گذاردن بر روایات انگاشته و تعداد روایات درست را کم می‌شمر‌د، بااین‌حال، در این کتاب دیدگاه خود را بر نگاه عالمان شیعه تحمیل نمی‌کند. او اساساً به برخی از نظریه‌های عالمان شیعی و اهل‌سنت در باب توثیق و تعدیل راویان بی‌اعتماد است و کاستی‌هایی را در دلیل‌های آنان می‌بیند. ولی ازآنجاکه شیوۀ او در اینجا، مختصرنویسی است، به جرح‌وتعدیل تفصیلی ورود نمی‌کند. او مانند عالمان متأخر دیگر وثاقت راوی، امانت‌داری و ضبط درست روایت را برای صحه نهادن بر حدیث کافی دانسته و نوع مذهب او را مخل این صحت نمی‌داند. ازاین‌رو، او به تحقیق مذهب راویان، مگر به‌ضرورت، نمی‌پردازد.
حب الله، هرچند خود را از سخت‌گیران صحه‌گذاردن بر روایات انگاشته و تعداد روایات درست را کم می‌شمر‌د، بااین‌حال، در این کتاب دیدگاه خود را بر نگاه عالمان شیعه تحمیل نمی‌کند. او اساساً به برخی از نظریه‌های عالمان شیعی و اهل‌سنت در باب توثیق و تعدیل راویان بی‌اعتماد است و کاستی‌هایی را در دلیل‌های آنان می‌بیند. ولی ازآنجاکه شیوۀ او در اینجا، مختصرنویسی است، به جرح‌وتعدیل تفصیلی ورود نمی‌کند. او مانند عالمان متأخر دیگر وثاقت راوی، امانت‌داری و ضبط درست روایت را برای صحه نهادن بر حدیث کافی دانسته و نوع مذهب او را مخل این صحت نمی‌داند. ازاین‌رو، او به تحقیق مذهب راویان، مگر به‌ضرورت، نمی‌پردازد.