پرش به محتوا

تاريخ آل زرارة: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - '.↵↵رده:کتاب‌شناسی' به '. ==وابسته‌ها== {{وابسته‌ها}} رده:کتاب‌شناسی'
جز (جایگزینی متن - 'نزديك' به 'نزدیک ')
جز (جایگزینی متن - '.↵↵رده:کتاب‌شناسی' به '. ==وابسته‌ها== {{وابسته‌ها}} رده:کتاب‌شناسی')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۲۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:
| عنوان‌های دیگر =
| عنوان‌های دیگر =
| پدیدآوران =  
| پدیدآوران =  
[[موحد ابطحی، محمدعلی]] (نويسنده)
[[موحد ابطحی، سید محمدعلی]] (نویسنده)
| زبان =عربی
| زبان =عربی
| کد کنگره =‏‎‏BP‎‏ ‎‏115‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏8‎‏ت‎‏2
| کد کنگره =‏‎‏BP‎‏ ‎‏115‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏8‎‏ت‎‏2
خط ۲۲: خط ۲۲:
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE18129AUTOMATIONCODE
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE18129AUTOMATIONCODE
| چاپ =1
| چاپ =1
| تعداد جلد =1
| تعداد جلد =1
| کتابخانۀ دیجیتال نور =18129
| کتابخوان همراه نور =18129
| کد پدیدآور =
| کد پدیدآور =
| پس از =
| پس از =
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
'''تاريخ آل زرارة'''، از آثار رجالى [[سيد محمدعلى موحد ابطحى]] به زبان عربى است. كتاب، مشتمل بر معرفى اعضاى خاندان آل زراره، به‌همراه شرح حال هريك از آنان است.
'''تاريخ آل زرارة'''، از آثار رجالى [[موحد ابطحی، سید محمدعلی|سيد محمدعلى موحد ابطحى]] به زبان عربى است. كتاب، مشتمل بر معرفى اعضاى خاندان آل زراره، به‌همراه شرح حال هريك از آنان است.
 
== ساختار ==
 


==ساختار==
اين كتاب يك جلدى، با مقدمه كوتاهى از مؤلف شروع شده و در پى آن سلسله خاندان آل زراره از سنسن آغاز گرديده، سپس اصحاب هريك از ائمه از اين خاندان تا امام زمان(عج) را برمى‌شمرد و آنها را معرفى مى‌كند.
اين كتاب يك جلدى، با مقدمه كوتاهى از مؤلف شروع شده و در پى آن سلسله خاندان آل زراره از سنسن آغاز گرديده، سپس اصحاب هريك از ائمه از اين خاندان تا امام زمان(عج) را برمى‌شمرد و آنها را معرفى مى‌كند.


== گزارش محتوا ==
==گزارش محتوا==
 
 
اولين كسى كه از خاندان زراره در اين كتاب معرفى شده است سُنسُن است. او جد زراره و پدر اعين است. درباره او گفته شده كه راهبى از قبيله غسان است و از جمله كسانى است كه در اوايل اسلام وارد بلاد اسلامى مى‌شود و پس از ملاقات فرزندش اعين برمى‌گردد؛ ولى از آنجا كه «سنسن» اسمى عجمى و لقب جماعتى است، برخى بر آن شده‌اند كه او مردى از فارس بود و در سرزمين روم به سلك راهبان وارد شد و با امان گرفتن وارد بلاد اسلامى شد و فرزندش اعين را ملاقات كرد. از آنچه ابوغالب در رساله‌اش و غضائرى در تكمله بيان كرده، به دست مى‌آيد كه سنسن اسلام آورده است.<ref>متن كتاب، ص3</ref>
اولين كسى كه از خاندان زراره در اين كتاب معرفى شده است سُنسُن است. او جد زراره و پدر اعين است. درباره او گفته شده كه راهبى از قبيله غسان است و از جمله كسانى است كه در اوايل اسلام وارد بلاد اسلامى مى‌شود و پس از ملاقات فرزندش اعين برمى‌گردد؛ ولى از آنجا كه «سنسن» اسمى عجمى و لقب جماعتى است، برخى بر آن شده‌اند كه او مردى از فارس بود و در سرزمين روم به سلك راهبان وارد شد و با امان گرفتن وارد بلاد اسلامى شد و فرزندش اعين را ملاقات كرد. از آنچه ابوغالب در رساله‌اش و غضائرى در تكمله بيان كرده، به دست مى‌آيد كه سنسن اسلام آورده است.<ref>متن كتاب، ص3</ref>


خط ۵۳: خط ۵۱:
آل اعين داراى مسجد و محله‌اى در كوفه بود و [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] در آن نماز خواند. اين مسجد از مساجد ممدوح در كوفه است.<ref>همان، ص8</ref>
آل اعين داراى مسجد و محله‌اى در كوفه بود و [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] در آن نماز خواند. اين مسجد از مساجد ممدوح در كوفه است.<ref>همان، ص8</ref>


آل اعين در دست يافتن به معرفت اهل‌بيت(ع) پيش‌گام و پيشقدم بوده و به محبت اهل بيت نبى مكرّم اسلام(ص) دست يافته‌اند؛ چنان‌كه اعين قصد زيارت [[امام على(ع)|حضرت امير]] و اسلام آوردن به دست حضرتش را كرد.<ref>همان، ص10</ref>
آل اعين در دست يافتن به معرفت اهل‌بيت(ع) پيش‌گام و پيشقدم بوده و به محبت اهل‌بيت نبى مكرّم اسلام(ص) دست يافته‌اند؛ چنان‌كه اعين قصد زيارت [[امام على(ع)|حضرت امير]] و اسلام آوردن به دست حضرتش را كرد.<ref>همان، ص10</ref>


مؤلف در ادامه، از ميان آل زراره، اصحاب هر امام را برمى‌شمرد. ايشان، در اين ميان، نامى از امامان حسنين(ع) نياورده است و در ميان اصحاب [[امام على(ع)]] نام هيچ‌يك از آل زراره را ذكر نكرده است.
مؤلف در ادامه، از ميان آل زراره، اصحاب هر امام را برمى‌شمرد. ايشان، در اين ميان، نامى از امامان حسنين(ع) نياورده است و در ميان اصحاب [[امام على(ع)]] نام هيچ‌يك از آل زراره را ذكر نكرده است.


در ذيل اصحاب [[امام سجاد(ع)]] نيز فقط نام «اعين» و پسرش «عبدالملك» را مى‌برد و در اين‌باره مى‌گويد: اگر روايت «اعين» از امام باقر(ع) صحيح باشد، پس چنين به نظر مى‌رسد كه ايشان [[امام سجاد(ع)]] را درك كرده باشد و نيز چون «عبدالملك» از كبار اصحاب امام باقر(ع) مى‌باشد، بنابراين بعيد نيست كه [[امام سجاد(ع)]] را درك كرده باشد (همان، ص11).
در ذيل اصحاب [[امام سجاد(ع)]] نيز فقط نام «اعين» و پسرش «عبدالملك» را مى‌برد و در اين‌باره مى‌گويد: اگر روايت «اعين» از امام باقر(ع) صحيح باشد، پس چنين به نظر مى‌رسد كه ايشان [[امام سجاد(ع)]] را درك كرده باشد و نيز چون «عبدالملك» از كبار اصحاب امام باقر(ع) مى‌باشد، بنابراین بعيد نيست كه [[امام سجاد(ع)]] را درك كرده باشد (همان، ص11).


به‌غير از «قعنب» و «مليك» كه به مذهب عامه كشيده شدند، بقيه بنو اعين در زمان امام باقر(ع) از خواص اصحاب ايشان بشمار مى‌آيند.<ref>همان، ص12</ref>
به‌غير از «قعنب» و «مليك» كه به مذهب عامه كشيده شدند، بقيه بنو اعين در زمان امام باقر(ع) از خواص اصحاب ايشان بشمار مى‌آيند.<ref>همان، ص12</ref>
خط ۶۷: خط ۶۵:
از فرزندان بكير بن اعين، عبداللّه، عبدالاعلى، عبدالحميد و جهم از اصحاب [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] بودند.
از فرزندان بكير بن اعين، عبداللّه، عبدالاعلى، عبدالحميد و جهم از اصحاب [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] بودند.


از فرزندان حمران بن اعين، محمّد، ابراهيم بن محمّد، حمزة بن حمران، عقبة بن حمران نيز از اصحاب آن امام بودند.
از فرزندان حمران بن اعين، محمّد، ابراهیم بن محمّد، حمزة بن حمران، عقبة بن حمران نيز از اصحاب آن امام بودند.


از فرزندان زرارة بن اعين، حسن، حسين، رومى، عبداللّه، عبيد، محمّد، يحيى و يعقوب نيز از اصحاب آن امام بودند.
از فرزندان زرارة بن اعين، حسن، حسین، رومى، عبداللّه، عبيد، محمّد، يحيى و يعقوب نيز از اصحاب آن امام بودند.


از فرزندان عبدالملك بن اعين، ضريس، على، محمّد، يونس، مثنى و غسان نيز از اصحاب آن امام بودند.
از فرزندان عبدالملك بن اعين، ضريس، على، محمّد، يونس، مثنى و غسان نيز از اصحاب آن امام بودند.
خط ۸۱: خط ۷۹:
نقد و بررسى رواياتى كه در مذمت آل اعين، خصوصا زراره نقل شده، از مباحث بعدى كتاب است.
نقد و بررسى رواياتى كه در مذمت آل اعين، خصوصا زراره نقل شده، از مباحث بعدى كتاب است.


مؤلف در برابر شبهات مطرح‌شده در ذم زراره، چنين مى‌گويد كه امام براى صيانت زراره از دشمنان، او را قدح كرده است و بر مدعاى خود روايتى از [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] مى‌آورد كه آن حضرت، به عبدالله بن زراره فرمودند: «سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو همانا اگر من بر تو عيبى گذاشتم، به‌خاطر دفاع از تو بود؛ زيرا مردم و دشمنان، در آزار رساندن به تمام كسانى كه به ما نزدیک ند، شتابان هستند و آنها را به جرم محبت ما طرد مى‌كنند و به هركسى كه ما وى را دوست بخوانيم و به خود نزدیک كنيم، آزار مى‌رسانند و اقدام به قتل او مى‌كنند و هركس را كه ما از او مذمت كنيم و از خود دور نماييم، ستايش مى‌كنند. همانا من از تو بدگويى كردم؛ زيرا تو مردى هستى كه در داشتن محبت به ما شهرت دارى و به‌سوى ما مايل هستى و به همين علت در نزد مردم مذمت مى‌شوى و من دوست داشتم با اين كار، شر را از تو دفع كنم؛ چنان‌كه خداوند در قرآن، ماجراى سوراخ كردن كشتى آن انسان‌هاى محروم را بيان مى‌كند تا به دست حاكمى كه كشتى‌هاى سالم را غصب مى‌كرد، نيفتد... اين مثل را درياب؛ خدا تو را مورد رحمت قرار دهد! به خدا قسم محبوب‌ترين مردم نزد من و محبوب‌ترين اصحاب پدرم از بين زندگان و مردگان تو هستى. همانا تو برترين كشتى آن درياى بزرگ و بسيار پرآبى و از پشت سر تو پادشاهى ظالم و غاصب، در كمين هر كشتى سالمى است كه از درياى هدايت عبور مى‌كند، تا آن را غصب و اهلش را اسير نمايد...».<ref>ر.ک: همان، ص67</ref>
مؤلف در برابر شبهات مطرح‌شده در ذم زراره، چنين مى‌گويد كه امام براى صيانت زراره از دشمنان، او را قدح كرده است و بر مدعاى خود روايتى از [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] مى‌آورد كه آن حضرت، به عبدالله بن زراره فرمودند: «سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو همانا اگر من بر تو عيبى گذاشتم، به‌خاطر دفاع از تو بود؛ زيرا مردم و دشمنان، در آزار رساندن به تمام كسانى كه به ما نزدیک ند، شتابان هستند و آنها را به جرم محبت ما طرد مى‌كنند و به هركسى كه ما وى را دوست بخوانيم و به خود نزدیک كنيم، آزار مى‌رسانند و اقدام به قتل او مى‌كنند و هركس را كه ما از او مذمت كنيم و از خود دور نماييم، ستايش مى‌كنند. همانا من از تو بدگويى كردم؛ زيرا تو مردى هستى كه در داشتن محبت به ما شهرت دارى و به‌سوى ما مايل هستى و به همين علت در نزد مردم مذمت مى‌شوى و من دوست داشتم با اين كار، شر را از تو دفع كنم؛ چنان‌كه خداوند در قرآن، ماجراى سوراخ كردن كشتى آن انسان‌هاى محروم را بيان مى‌كند تا به دست حاكمى كه كشتى‌هاى سالم را غصب مى‌كرد، نيفتد... اين مثل را درياب؛ خدا تو را مورد رحمت قرار دهد! به خدا قسم محبوب‌ترين مردم نزد من و محبوب‌ترين اصحاب پدرم از بين زندگان و مردگان تو هستى. همانا تو برترين كشتى آن درياى بزرگ و بسيار پرآبى و از پشت سر تو پادشاهى ظالم و غاصب، در كمين هر كشتى سالمى است كه از درياى هدايت عبور مى‌كند، تا آن را غصب و اهلش را اسير نمايد...».<ref>ر.ک: همان، ص67</ref>


از ديگر مباحث كتاب، معرفى ديگر كسان زراره از قبيل فرزندان، برادران و فرزندان آنها و... مى‌باشد.
از ديگر مباحث كتاب، معرفى ديگر كسان زراره از قبيل فرزندان، برادران و فرزندان آنها و... مى‌باشد.


== وضعيت كتاب ==
== وضعيت كتاب ==
فهرست محتويات در پايان كتاب آمده است.
فهرست محتويات در پايان كتاب آمده است.


در متن كتاب، آدرس برخى از منابع مورد استناد، ذكر شده است (ص5، 6، 7 و...).
در متن كتاب، آدرس برخى از منابع مورد استناد، ذكر شده است (ص5، 6، 7 و...).


==پانویس ==
==پانویس==
<references />
<references/>
 
 
== منابع مقاله ==




==منابع مقاله==
متن كتاب.
متن كتاب.
 
==وابسته‌ها==
 
{{وابسته‌ها}}
 


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]