پرش به محتوا

مع الدكتور موسی الموسوي في كتابه الشيعة و التصحيح: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'اميرالمومنين(ع)' به 'اميرالمومنين(ع) '
جز (جایگزینی متن - 'ا(' به 'ا (')
جز (جایگزینی متن - 'اميرالمومنين(ع)' به 'اميرالمومنين(ع) ')
خط ۷۵: خط ۷۵:
نويسنده در عنوانى ديگر، اشكالاتى را كه دكتر موسوى به امامت و خلافت از نظر شيعه گرفته است مورد بررسى قرار داده و به اشكالات وى جواب مى‌دهد. مثلا دكتر موسوى مى‌گويد: من تصور مى‌كنم كه شيعيان از قرن چهارم و پنجم از روايات در باب امامت على(ع) قصدى جزء اسائه به اسلام نداشتند و نمى‌خواستند كه عقائد شيعه در قلوب راسخ و محكم گردد، بلكه قصد جسارت به اسلام داشته‌اند.
نويسنده در عنوانى ديگر، اشكالاتى را كه دكتر موسوى به امامت و خلافت از نظر شيعه گرفته است مورد بررسى قرار داده و به اشكالات وى جواب مى‌دهد. مثلا دكتر موسوى مى‌گويد: من تصور مى‌كنم كه شيعيان از قرن چهارم و پنجم از روايات در باب امامت على(ع) قصدى جزء اسائه به اسلام نداشتند و نمى‌خواستند كه عقائد شيعه در قلوب راسخ و محكم گردد، بلكه قصد جسارت به اسلام داشته‌اند.


در ادامه، مولف بدين مناسبت مطالبى كه در كتب اهل سنت، از نصوصى كه بر خلافت اميرالمومنين(ع) دلالت دارد را ذكر نموده و به توضيح آن‌ها مى‌پردازد؛ از جمله آيه انذار، دار، ولايت، مودت، تطهير و احاديثى چون منزلت و وصيت، غدير، ثقلين و سفينه.
در ادامه، مولف بدين مناسبت مطالبى كه در كتب اهل سنت، از نصوصى كه بر خلافت [[علی بن ابی‎طالب(ع)، امام اول|اميرالمومنين(ع)]]  دلالت دارد را ذكر نموده و به توضيح آن‌ها مى‌پردازد؛ از جمله آيه انذار، دار، ولايت، مودت، تطهير و احاديثى چون منزلت و وصيت، غدير، ثقلين و سفينه.


دكتر موسوى مى‌گويد كه اگر خلافت و امامت امرى از طرف خدا بود، نبايد اين همه اختلاف در آن وجود مى‌داشت و بايد از طرف خدا امرى بر آن مى‌بود و در وحى به آن اشاره مى‌شد. مولف جواب مى‌دهد كه اين همه اختلاف براى نصوص شرعى از قرآن و سنت نبوى، دلالت بر وجود و اعتبار سنت مى‌باشد و نمى‌توان سنت را از نص شرعىِ بودن جدا كرد و فقط قرآن را نص شرعى دانست، در حالى‌كه دكتر موسوى خود با نص شرعى‌اى كه قبول داشته هم مخالفت كرده و آن در مورد ازدواج موقت و دفع خمس است كه نص قرآن كريم مى‌باشد كه با نصوص شرعى و قرآنى ثابت شده‌اند.
دكتر موسوى مى‌گويد كه اگر خلافت و امامت امرى از طرف خدا بود، نبايد اين همه اختلاف در آن وجود مى‌داشت و بايد از طرف خدا امرى بر آن مى‌بود و در وحى به آن اشاره مى‌شد. مولف جواب مى‌دهد كه اين همه اختلاف براى نصوص شرعى از قرآن و سنت نبوى، دلالت بر وجود و اعتبار سنت مى‌باشد و نمى‌توان سنت را از نص شرعىِ بودن جدا كرد و فقط قرآن را نص شرعى دانست، در حالى‌كه دكتر موسوى خود با نص شرعى‌اى كه قبول داشته هم مخالفت كرده و آن در مورد ازدواج موقت و دفع خمس است كه نص قرآن كريم مى‌باشد كه با نصوص شرعى و قرآنى ثابت شده‌اند.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش