جربزه‌دار، عبدالکریم

    از ویکی‌نور
    عبدالکریم جربزه‌دار
    NUR05277.jpg
    نام کاملعبدالکریم جربزه‌دار
    نام پدرعبدالحسین جربزه‌دار (فارغ، متخلص به فارغ)
    ولادت۲۰ آذر ۱۳۳۰ خورشیدی
    محل تولدبروجرد، ایران
    محل زندگیبروجرد، تهران
    دیناسلام
    پیشهنویسنده، پژوهشگر، ناشر، ویراستار، شاعر، کتابفروش، تاجر
    منصبمدیر انتشارات اساطیر
    اطلاعات علمی
    علایق پژوهشیتاریخ ایران، ادبیات فارسی، تصوف، فرهنگ و تمدن ایرانی، اسلام‌شناسی
    برخی آثار

    عبدالکریم جربزه‌دار (متولد ۱۳۳۰ق)، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، ویراستار، ناشر و مدیر انتشارات اساطیر تهران است. وی در کودکی پدر خود را از دست داد و پس از ترک تحصیل در آستانه دیپلم به دلیل مسئولیت خانوادگی، به اداره کتابفروشی پدری پرداخت. او بعدها با راه‌اندازی کسب‌وکار موفق در زمینه فروش ماشین‌های ژاکت‌بافی، لوازم خانگی و توزیع کالاهای مختلف به یکی از بازرگانان شاخص استان لرستان تبدیل شد. جربزه‌دار در سال ۱۳۶۱ انتشارات اساطیر را با هدف نشر آثار مرجع درباره تمدن و فرهنگ ایرانی تأسیس کرد و تاکنون بیش از ۶۰۰ عنوان کتاب در حوزه ایران‌شناسی، تاریخ، ادبیات، عرفان و اسلام‌شناسی منتشر نموده است. وی در آبان ماه ۱۳۹۲ به عنوان «خادم پیشکسوت نشر» انتخاب شد.

    ولادت

    عبدالکریم جربزه‌دار در ۲۰ آذر ماه سال ۱۳۳۰ خورشیدی در شهرستان بروجرد دیده به جهان گشود. وی فرزند عبدالحسین جربزه‌دار (متخلص به فارغ) از خانواده‌های اصیل بروجردی است[۱].

    دوران کودکی و نوجوانی

    جربزه‌دار در کلاس چهارم ابتدایی پدر خود را از دست داد و این اتفاق تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت. پدرش که مطبوعاتی داشت، نماینده روزنامه اطلاعات بود و همچنین تهران مصور، توفیق و چند مجله هفتگی دیگر را توزیع می‌کرد. او لوازم التحریر، بلیط بخت‌آزمایی و کتاب‌ها و رمان‌های انگلیسی نیز می‌فروخت. پدرش اهل قلم و شاعر بود و در اشعارش «فارغ» تخلص می‌کرد. شرح حال مختصر او در تذکره حزین آمده است. پدر جربزه‌دار در ۳۲ سالگی به علت از کار افتادن کلیه‌ها درگذشت[۲].

    پس از مرگ پدر، جربزه‌دار مدتی درس را رها کرد و به اداره کتابفروشی پدری پرداخت. او می‌گوید: «ترک تحصیل من یکسال به درازا کشید. بعد آن دوباره به درس و مشق برگشتم و به دبیرستان رفتم اما هم مغازه کتابفروشی را می‌چرخاندم و هم درس می‌خواندم تا دیپلم ادبی»[۲].

    حسرت معلمی

    جربزه‌دار در خاطرات خود از علاقه عمیقش به معلمی سخن گفته است: «دوست داشتم و این دوست داشتن هم داغ دیگری است که تاکنون بر دل من مانده است که معلم بشوم. معلمی را دوست داشتم و دارم اما نشد»[۲].

    او علت ناتمام ماندن تحصیل و انصراف از شرکت در امتحان نهایی را چنین شرح می‌دهد: روزی که کارت‌های ورود به جلسه امتحان نهایی توزیع می‌شد، مدیر دبیرستان وقتی نوبت او رسید، کارت را به سمتش دراز کرد اما جربزه‌دار دستش را پس کشید و گفت: «در امتحان شرکت نمی‌کنم. خداحافظ.» مدیر با غیظ گفت: «پسرم، دیوانه شده‌ای؟» پاسخ داد: «نه. اما اگر در امتحان شرکت کنم قبول می‌شوم و قبول بشوم باید به سربازی بروم. سربازی رفتن من همان ورشکستگی‌ام، غازِ بی‌خرجی ماندن خانواده‌ام همان. پس باید شرکت نکنم و رد بشوم که بتوانم معافیت کفالت بگیرم، که زندگی خانواده‌ام از هم نپاشد.» او در ادامه می‌گوید: «در حالی که داشتم شتابان از دفتر مدیر خارج می‌شدم، اشکی را که در چشمانش جمع شده بود دیدم و سیل اشکی را که در دل من جمع شده بود، ندید. هیچ‌کس ندید. تا امروز آن اشک‌ریزان‌های درونی از حسرت اینکه نتوانستم گچ به دست گیرم، با من است و در من است»[۲].

    فعالیت‌های تجاری پیش از نشر

    کتابفروشی امیرکبیر بروجرد

    پس از معافیت از سربازی، جربزه‌دار با تمام کوشش و توان خود به کتابفروشی پرداخت. کتابفروشی امیرکبیر بروجرد به تدریج در بروجرد و شهرهای اطراف آوازه پیدا کرد. او در این باره می‌گوید: «کتابفروشی امیرکبیر بروجرد یک عیب بزرگ داشت و آن این بود که کتاب را سواری نمی‌کرد و هر کتابی را عرضه نمی‌کرد و نیز به هرکس خورندِ خودش کتاب معرفی می‌کرد. و همین باعث خوشایندی مشتاقان کتاب آن روزگار شد. اما اداره و دستگاهی را خوش نیامد که امیرکبیر بروجرد پاتوق شده بود و دانشکده و مزاحم. و باید که بسته می‌شد، یا به زبان خودش و عاقل به یک اشاره... من آن اشاره را دریافت کرده بودم و به دنبال چاره می‌گشتم که باید کاسبی‌هم بکنم که خرج داشتم و خرج خانواده»[۲].

    نمایندگی ماشین‌های ژاکت‌بافی

    در اواسط بهار، هنگام سفری به تهران از کوچۀ برلن گذشت. تابلوی «شرکت زیگزاگ ماشین: نمایندۀ ماشین‌های ژاکت‌بافی» توجه او را جلب کرد. وارد شرکت شد و با مدیرعامل شرکت، حاج احمد ورشوچی، آشنا شد. قیمت دستگاه هزار و پانصد تومان بود. جربزه‌دار ابتدا از گرفتن نمایندگی منصرف شد، اما اواخر پائیز، حاج احمد ورشوچی شخصاً به کتابفروشی او در بروجرد آمد و نمایندگی را به او پیشنهاد داد. با اصرار ورشوچی، جربزه‌دار نمایندگی را پذیرفت. او می‌گوید: «در طرفه‌العینی هزار و پانصد تومان پول توی جیبم آمد - مبلغی که تا آن روز نه دیده‌بودم و نه می‌توانستم فکرش را بکنم - و سودی ۲۲۵ تومانی بردم که رقم هنگفتی بود»[۲].

    توسعه کسب‌وکار

    جربزه‌دار به تدریج کار خود را گسترش داد. مغازه‌ای در میدان ژیا (بروجرد) خرید که انواع ماشین‌های ژاکت‌بافی و خیاطی و کاموا و نخ‌های گلدوزی را عرضه می‌کرد. بعداً مغازه دیگر و لوازم خانگی اضافه کرد و به تدریج توزیع محصولات شرکت‌های توشیبا، کندی، جنرال‌الکتریک، هوور، فیلکو، سیکر، ایندزیت، برانت، شارپ، لورنس، آیوا و... را به دست آورد. سپس بازار عمده‌فروشی شهرهای دورود، ازنا، الیگودرز، ملایر، نهاوند، تویسرکان و خرم‌آباد را نیز در اختیار گرفت. او می‌گوید: «خلاصه شدیم ملک‌التجاری به سه دهنه مغازه به مساحت دویست متر در زمینی ۴۵۰۰ متری و ماشین مینی‌بار و راننده و حسابدار. هفت روز خدا، نه روز کار می‌کردم، هفت روز و شب در راه تهران-بروجرد»[۲].

    با وجود اشتغال به تجارت، ارتباط جربزه‌دار با کتاب قطع نشد. او هر ماه یک بار به تهران می‌آمد و از کتابفروشی‌های نزدیک دانشگاه کتاب می‌خرید و به بروجرد می‌فرستاد. او می‌گوید: «روزگار خوشی بود. بدون حساب و کتاب و واهمه، پول برای کتاب دادن»[۲].

    انقلاب و مهاجرت به تهران

    با وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷، شرکت‌ها به تدریج نمایندگی‌های قدیمی را حذف کردند. کار و بار جربزه‌دار رو به تعطیلی رفت. او به تهران مهاجرت کرد و دفتری در خیابان ایرانشهر گرفت. مدتی در زمینه لوازم خانگی فعالیت کرد، اما فرصت بیشتری برای مطالعه پیدا کرده بود[۲].

    تأسیس انتشارات اساطیر

    جرقه تأسیس انتشارات اساطیر زمانی زده شد که جربزه‌دار به یکی از ناشران باسابقه گفت: «چرا تاریخ طبری ایران را نمی‌گیرید تجدید چاپ کنید؟» آن ناشر پاسخ داد: «سنگین است و خطرناک. متون خواب زیاد دارد و هیچ جا جواب نمی‌دهد. در ثانی، به جای اینکه یک عنوان کتاب در ۱۶ جلد چاپ کنی، بهتر است شانزده عنوان کتاب تک‌جلدی چاپ کنی...»[۲].

    جربزه‌دار در این باره می‌گوید: «همان‌جا جرقه‌ای در ذهنم زد: انتشاراتی راه بیندازم و بدون توجه به پسند بازار، آن دسته کتاب‌هایی را که ضرورت چاپ دارد و توجیه اقتصادی ندارد، چاپ کنم. و این چنین بود که «اساطیر» تولد یافت و در ۱۳۶۱/۶/۲۳ رسماً به ثبت رسید. «یا علی» گفتیم و راه افتادیم. تا امروز که حدود ششصد عنوان کتاب چاپ کرده‌ایم، بیشترش در اسلام‌شناسی، عرفان، ادب فارسی و تاریخ. و توجه قلبی من بیشتر به تاریخ ایران و اسلام بوده است و بیشتر سعی و تلاشم را هم در همین زمینه کرده‌ام و بیشترین رنج و شادی را هم از همین برده‌ام»[۲].

    مدیریت انتشارات اساطیر

    انتشارات اساطیر با هدف نشر آثار مرجع درباره تمدن و فرهنگ ایرانی تأسیس شد. سیدفرید قاسمی درباره فعالیت این انتشارات گفته است: «چاپ ۶۰۰ عنوان کتاب در ۳۵ سال گذشته به عبارت دیگر سالانه ۱۷ عنوان و ماهانه ۱/۵ عنوان نشان از صبر و شکیبایی این ناشر است. امروز از خاور تا باختر در کرسی‌های زبان فارسی و مراکز ایران‌شناسی جهان، اساطیر نام آشنایی است»[۳].

    جربزه‌دار درباره تأسیس اساطیر گفته است: «اساطیر سال ۱۳۶۱ با هدف نشر آثار مرجع درباره تمدن و فرهنگ ایرانی و بدون در نظر گرفتن اقتصاد نشر تاسیس شد و رشد کرد. پدر روحانی انتشارات اساطیر، شادروان ایرج افشار است و برای من همیشه زنده می‌ماند»[۳].

    تقدیر به عنوان خادم پیشکسوت نشر

    در آبان ماه سال ۱۳۹۲ هجری شمسی، عبدالکریم جربزه‌دار در مراسم تجلیل از برگزیدگان علمی و فنی صنعت نشر که با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، به عنوان «خادم پیشکسوت نشر» انتخاب گردید. در این مراسم به ایشان علاوه بر لوح تقدیر، ۳ سکه تمام بهار آزادی اهدا شد[۴][۵].

    سایر فعالیت‌ها

    جربزه‌دار در زمینه داستان‌نویسی، شعر کهنه و نو قطعاتی دارد و یادداشت‌هایی نیز در زمینه تاریخ و فلسفه ایران نوشته است. او همچنین مقالات متعددی ارائه کرده است از جمله: «تعبیر خواب سنایی»، «کتابفروشی‌های بروجرد در دهه چهل»، «یک روز از زندگانی گونگادین»، «رودکی و نفیسی» (ارائه شده در کنگره یکهزار و یکصد و پنجاهمین سال تولد رودکی در تاجیکستان، ۲۱ شهریور ۱۳۸۷)، «جادوی جوی مولیلان» (ارائه شده در همایش بین‌المللی بزرگداشت یکهزار و یکصد و پنجاهمین سالگرد ولادت پدر شعر فارسی ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی در تهران، ۱ دی ۱۳۸۷)، «قطع کتاب در ایران» (ارائه شده در کنگره تمدن اسلامی در مشهد، ۲۱ تا ۲۳ شهریور ۱۳۷۴)[۱].

    دیدگاه دیگران درباره او

    غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در آئین تجلیل از عبدالکریم جربزه‌دار که در کتابخانه ملک برگزار شد، درباره او گفت: «جربزه‌دار قطع نظر از ناشر بودن، یک فرهنگ‌مرد است و ذهن بازی دارد. نثر جربزه‌دار برای من یادآور سبک ایرج افشار است. قلم جربزه‌دار نشان دهنده نگاه او به مسایل فرهنگی است. مدیر نشر اساطیر علاوه بر ذوقی که در انتخاب کتاب دارد به تحقیق و پژوهش نیز توجه ویژه‌ای نشان داده است»[۳].

    حسین کیائیان، مدیر انتشارات چشمه، نیز درباره او گفت: «جربزه‌دار صدها کتاب قابل توجه منتشر کرده است. معتقدم که جربزه‌دار توانست جای خالی‌ای را در نشر کشور پر کند. جربزه‌دار برای ناشران تازه‌کار الگوست»[۳].

    سید فرید قاسمی نیز درباره او گفت: «جربزه‌دار شم اقتصادی زبان‌زدایی دارد و اگر در مشاغل دیگری فعالیت می‌کرد به یقین امروز یکی از ثروتمندان طراز اول کشور بود؛ اما دلبستگی فرهنگی او و دلسپردگی به پدرپیشگی موجب شد انس با اهل قلم و کتاب را ترجیح دهد و از همنفسی با تاجران صرفنظر کند»[۳].

    خودانتقادی

    جربزه‌دار در پایان خاطرات خود در مقدمه کتاب «کریمانه» با فروتنی می‌نویسد: «اکنون که این سطور را از ترس تهدید جناب جمشید کیان‌فر می‌نویسم، کارنامۀ من و اساطیر در معرض داوری عموم فرهنگ‌دوستان و فرهنگ‌پژوهان است. اگر توانسته باشد و توانسته باشم ذره‌ای ادای دین کرده باشم به خاک پاکی که ساخته شد از کالبد نیاکان والاتبارمان در گذر اعصار و قرون است، زهی سعادت! وگرنه واأسفا»[۲].

    آثار و کتاب‌شناسی

    تألیف

    • تذکره شعرای بختیاری، چاپ اول ۱۳۹۳
    • تعبیرات عرفانی از زبان عطار نیشابوری، چاپ اول ۱۳۷۴

    گردآوری و تدوین

    • مقالات علامه محمد قزوینی در پنج جلد، چاپ دوم ۱۳۷۷
    • فتوت نامه: تاریخ، آیین، آداب و رسوم به انضمام رساله فتوتیه میر سید علی همدانی (با همکاری محمد ریاض)، چاپ سوم ۱۳۸۹
    • سرچشمه تصوف در ایران (تألیف سعید نفیسی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ دوم ۱۳۸۵
    • صد میدان خواجه عبدالله انصاری (بر اساس تصحیح سرژ دوبورکوی)، چاپ اول ۱۳۸۸
    • گشایش و رهایش ناصر خسرو (مقدمه سعید نفیسی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ دوم ۱۳۹۱
    • تاریخ تمدن ایران ساسانی (تألیف سعید نفیسی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ دوم ۱۳۸۴
    • شرح حال عبدالله بن مقفع به انضمام زندگی‌نامه عباس اقبال آشتیانی و مکتوب مجتبی مینوی به عباس اقبال در نقد کتاب، چاپ اول ۱۳۸۲
    • آیین نگارش تاریخ (تألیف غلامرضا رشید یاسمی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۹۲
    • سخنان محمد(ص) (ترجمه ابوالقاسم پاینده، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۵
    • علی ابرمرد تاریخ (تألیف ابوالقاسم پاینده، با همکاری عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۷۷
    • زین ابزار: جنگ ابزارهای ایران باستان (تألیف ابراهیم پورداوود، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۲
    • مسیحیت در ایران تا صدر اسلام (تألیف سعید نفیسی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ دوم ۱۳۹۲
    • اقبال لاهوری شاعر پارسی‌گوی پاکستان: بحث در احوال و افکار (تألیف مجتبی مینوی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۹
    • بابک خرمدین دلاور آذربایجان (تألیف سعید نفیسی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ دوم ۱۳۸۸
    • تاریخ خاندان طاهری (تألیف سعید نفیسی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۶
    • زندگی و کار و اندیشه و روزگار پور سینا (تألیف سعید نفیسی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۴
    • در مکتب استاد: مباحثی از سعید نفیسی درباره درست گفتن، درست نوشتن و درست خواندن (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۶
    • خاطرات کلنل کاساگوفسکی، اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از ۱۸۹۶ تا ۱۸۹۸ (ترجمه عباسقلی جلی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، سال انتشار ۱۴۰۱

    تصحیح و ویرایش

    • دیوان حافظ: بر اساس نسخه علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی همراه با تعلیقات، توضیحات و کشف الابیات، چاپ هفتم ۱۳۸۷
    • رباعیات خیام: بر اساس نسخه محمد علی فروغی و دکتر قاسم غنی همراه با خیام شناخت، شرح مختصر رباعیات و کشف الابیات، چاپ پنجم ۱۳۹۱
    • طریق عشق: شرح غزلیاتی چند از حافظ (بدیع الزمان فروزانفر، با همکاری عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۲
    • دیوان امیر معزی بر اساس نسخه عباس اقبال آشتیانی (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۹

    بازنشر نشریات قدیمی

    • یادگار در پنج جلد: ماهنامه منتشر شده از شهریور ۱۳۲۳ تا خرداد ۱۳۲۴ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۷
    • شرق: ماهنامه منتشر شده از سال ۱۳۰۳ تا سال ۱۳۱۰ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۴
    • نامه فرهنگستان: ماهنامه منتشر شده در ۱۳۲۲-۱۳۲۶ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۳
    • فرهنگ نو: ماهنامه منتشر شده در ۱۳۳۱-۱۳۳۲ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۳
    • تقدم: ماهنامه منتشر شده در ۱۳۰۶-۱۳۰۸ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۴
    • دانشنامه: نشریه منتشر شده در خرداد و آبان ماه ۱۳۲۶ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۴
    • شیوه: ماهنامه منتشر شده در اردیبهشت، خرداد و تیرماه ۱۳۳۲ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۴
    • کاوه: روزنامه منتشر شده در ۱۳۳۴-۱۳۴۰ (به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار)، چاپ اول ۱۳۸۴

    آثار اجتماعی و تاریخی از سعید نفیسی (به اهتمام)

    • تاریخ اجتماعی ایران در دوران پیش از تاریخ و آغاز تاریخ، چاپ اول ۱۳۸۴
    • تاریخ اجتماعی ایران از انقراض ساسانیان تا انقراض امویان، چاپ اول ۱۳۸۵
    • تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر: از آغاز سلطنت قاجار تا سرانجام فتحعلیشاه در دو جلد، چاپ دوم ۱۳۹۱

    نمونه شعر

    از اشعار عبدالکریم جربزه‌دار این بیت‌ها نقل شده است[۱]:

    من ندانستم نگارا دشمن جان بوده‌ایدشمن جان و دل و ادراک و ایمان بوده‌ای
    گفتم ای دل آیی و ویرانه آبادان کنیآمدی جانا ولی اسباب ویران بوده‌ای
    گفتم آیی رنج و حرمان رخت بربندد ز دلآمدی اما سراسر رنج و حرمان بوده‌ای
    آمدی در دل بگفتم مدتی هستی در آنغافل از اینکه صباحی چند مهمان بوده‌ای
    عهدها بستی و گفتم جاودانه بسته‌ایجمله را بشکسته‌ای چون سست‌پیمان بوده‌ای

    پانویس

    منابع

    وابسته‌ها