۱٬۹۴۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'هها' به 'هها') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارشیافته است: در این بخش ٩اثر از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیهالسلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجهنصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیتهای بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است. | بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارشیافته است: در این بخش ٩اثر از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیهالسلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجهنصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیتهای بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است. | ||
بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهتـرین طریـق | بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهتـرین طریـق و نزدیکترین راه برای وصول سالک به حقتعالی است؛ ازاینرو میتوان اسرار، بهخصوص آداب عبادات را بهعنوان دستورالعملهای سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زینالدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضـی سـعید قمـی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روحالله|امـام خمینی]] معرفی شدهاند. | ||
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را بهعنوان مهمترین و کاملترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداختهاند. | بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را بهعنوان مهمترین و کاملترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداختهاند. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
این مقاله به بررسی تأثیر آموزههای شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری میپردازد. | این مقاله به بررسی تأثیر آموزههای شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری میپردازد. | ||
یکی از آموزههای محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی بهگونهای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالیتـرین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزههای شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهلبیت(ع) با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تنـاهی حقتعالی گرهخورده اسـت. | یکی از آموزههای محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی بهگونهای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالیتـرین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزههای شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهلبیت(ع) با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تنـاهی حقتعالی گرهخورده اسـت. محوریترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیتالغزل معارف عرفانی خود دانستهاند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطهای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه انـدازه از آمـوزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفتهانـد؟ نگارنـده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادلهای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیانکننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد بهتنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنانکه بیـان خواهـد شد ـبهضمیمه ادله عقلی دیگری بیانکننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود <ref>همان: ص97</ref>. | ||
«مؤلفهها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفهها و ویژگیهای متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است. | «مؤلفهها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفهها و ویژگیهای متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است. | ||
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منـابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـههـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـهصـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنـی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البتـه از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده | عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منـابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـههـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـهصـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنـی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البتـه از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفهها و امتیازات عرفان شیعی باتکیهبر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعیات بـرای عرفـان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برونداد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت<ref>همان: ص131</ref>. | ||
«امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه میپردازد. | «امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه میپردازد. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
«[[سید بن طاووس]] (بنیانگذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضیالدین علی بن طاووس را بهعنوان بنیانگذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی میکند. | «[[سید بن طاووس]] (بنیانگذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضیالدین علی بن طاووس را بهعنوان بنیانگذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی میکند. | ||
یکی از انواع تربیتها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهاییاش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قلههای بلند معنوی را فـتح کنـد بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینهسازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خطمشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیههای اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تـأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزنـدان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام میشود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعملهای توحیدی و عرفانی به او میدهد، جناب [[سید بن طـاووس]] نویسـنده کتـاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنـوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قلههای رفیع معنوی را سپری کرده و درحالیکه به سنین کهنسالی رسیده است فرزنـد خـود را به این راه فرامیخواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، | یکی از انواع تربیتها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهاییاش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قلههای بلند معنوی را فـتح کنـد بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینهسازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خطمشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیههای اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تـأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزنـدان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام میشود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعملهای توحیدی و عرفانی به او میدهد، جناب [[سید بن طـاووس]] نویسـنده کتـاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنـوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قلههای رفیع معنوی را سپری کرده و درحالیکه به سنین کهنسالی رسیده است فرزنـد خـود را به این راه فرامیخواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلـی و برنامـه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت<ref>همان: ص267</ref>. | ||
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | «نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | ||
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیتهای | سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیتهای تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیهبر علـوم مختلـف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیهبر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقالیافته، بهعنوان اساسیترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتـب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجهبه آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشههای عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیمبندی سهگانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی میپردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاههای او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، ملاصـدرا و ابنابیجمهور احسایی بیان میکنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی بهعنوان بنیانگذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخههای آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سدههای بعد مشاهده میشود. بهاینترتیب سید حیدر، نقـش عمـدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. <ref>همان: ص299- 300</ref> | ||
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]: | ««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]: | ||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]: | «نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]: | ||
مرحوم [[سید علی قاضی طباطبائی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمـری و متعلـق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف میرسد، اختلافنظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، سـید احمـد کربلایی و از او به ملاحسین قلی همدانی و از او به سید علی شوشـتری و از او بـه عـارفی گمنام به نام ملاقلی جولای قزوینی میرسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. | مرحوم [[سید علی قاضی طباطبائی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمـری و متعلـق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف میرسد، اختلافنظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، سـید احمـد کربلایی و از او به ملاحسین قلی همدانی و از او به سید علی شوشـتری و از او بـه عـارفی گمنام به نام ملاقلی جولای قزوینی میرسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصههای نظری مکتب عرفـانی ایـن عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوریهای او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در ایـن مقالـه و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش بهجایمانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه ایـن عـارف بـزرگ در بـاب توحیـد و ولایـت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجـب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزههای شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگـون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد<ref>همان: ص359 </ref>. | ||
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روحالله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | «نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روحالله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | ||
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متـون عرفـانی، درسهای اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم مینمود. همچنـین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. | نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متـون عرفـانی، درسهای اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم مینمود. همچنـین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماریهای اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لـوازم اخلاقـی آن میپرداخت و از بحثهای توصیفی و تاریخی پرهیز میکرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیتالله [[شاهآبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد مینمود؛ امـا اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتـی متفاوت با اساتید خویش ارائه میداد. امام نوآوریهایی عرفانی نیز داشت؛ چنانکه گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه میداد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمیشمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمـی قوی و گیرا به او بخشیده و جانودل مخاطبین خود را منقلب میکرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمیگذاشت. او در عین مراعاتهای اخلاقـی و مراقبههای قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بتهای درونـی و بیرونـی میشد و جـز حکومـت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمیپذیرفت. نظریـه «ولایتفقیه» بازتـاب همـان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین میشود<ref>همان: ص389</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||