نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی
نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان، اثر محمدمهدی گرجیان و جمعی از محققان، مجموعهای از مقالات تحقیقی از نویسندگان مختلف است که به تبیین نقش شیعه و دانشمندان آن در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی میپردازد.
| نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی | |
|---|---|
| پدیدآوران | گرجیان، محمدمهدی (نويسنده)
جمعی از محققین (گردآورنده) کنگره بینالمللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی. گروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان (زير نظر) مکارم شیرازی، ناصر (اشراف) |
| ناشر | انتشارات امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1397ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-533-294-3 |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
ساختار
کتاب با سه مقدمه از آیتالله مکارم شیرازی، محمدعلی رضایی اصفهانی دبیر کنگره بینالمللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی و محمدمهدی گرجیان مدیرگروه علمی اخلاق، تربیت و عرفان، آغاز شده و مطالب دربردارنده سیزده مقاله درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان است.
گزارش محتوا
«نقش امامان اهلبیت(ع) در عرفان با تأکید بر آموزههای عرفانی امام علی(ع)» نوشته محمدمهدی گرجیان، نخستین مقاله این مجموعه است. نویسنده این مقاله معتقد است که سیره عملی و کلام معصومان(ع) سرشار از معارف عرفانی والایی است که حاصل معرفت شهودی خداوند است. در این مقاله مباحث ذیل مطرح شده است: تاثیر اهلبیت(ع) بر عرفان اسلامی و کستره آن از منظر اهل معرفت، ترویج معرفت شهودی در مکتب اهلبیت(ع) بهویژه امیرالمومنین(ع)، اهلبیت(ع) مروجان معرفت قلبی و عشق حقیقی برای وصول به خداوند، معرفت شهودی علوی از زبان امام علی(ع)، شهود ملکوت با چشم ملکوتی، شناخت خداوند به نحو علم شهودی، عبادت عارفانه علوی محصول معرفت شهودی حقانی، معرفت توحیدی در کلام علوی است[۱].
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه اسرار عبادات» نوشته بهرام دلیر: بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، چند اثر از آثار بهجامانده از دانشمندان شیعی را فقط از باب نمونه، به نگارش درآورد. «مصباح الشريعة» منسوب به امام صادق(ع)، «اسرار الشريعة» سید حیدر آملی، «نبراس الهدی» (مشعل هدایت) اثر ملا هادی سبزواری، «التنبيهات العلية علی وظائف الصلاة القلبية» شهید ثانی و «اسرار عبادات و حقیقت نماز» قاضی سعید، «اسرار الصلاة» میرزا جواد ملکی تبریزی و «سر الصلاه معراج السالکین و صلوه العارفین» امام خمینی از جمله این آثار هستند[۲].
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته اکبر راشدینیا: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه میپردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شدهاند؛
مهمترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع) بهعنوان ادعیه برجایمانده است، علاوه بر آنچه گفته شد کتابهای متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارشیافته که به نوبه خود در روند شکلگیری علم عرفان تأثیر بسزا داشتهاند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفی کند.
بخش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارشیافته است: در این بخش ٩اثر از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچون «مصباح الشریعة» منسوب به امام صادق(ع)، «محاسبةالنفس» سید بن طاووس، «اوصاف الأشراف» خواجه نصیر، «التحصین» ابن فهد حلی و منابعی دیگر که توسط شخصیتهای بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است. بخش دوم اسرار و آداب عبادات: عبادات شرعیه در عرفان شیعی بهترین طریق و نزدیکترین راه برای وصول سالک به حقتعالی است؛ ازاینرو میتوان اسرار، بهخصوص آداب عبادات را بهعنوان دستورالعملهای سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در این بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون شهید ثانی، قاضی سعید و امام خمینی معرفی شدهاند.
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شیعه: عارفان شیعی قرآن را بهعنوان مهمترین و کاملترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداختهاند.
نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یک از منابع یا معرفی اجمالی صدها منبع عرفانی شیعی را نداشت، ازاینرو تنها به معرفی مختصر آثار شخصیتهای بارز و منابع تأثیرگذار شیعی اکتفا شده است[۳].
«نقش آموزههای شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته جواد جعفریان:
این مقاله به بررسی تأثیر آموزههای شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری میپردازد.
یکی از آموزههای محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شیعی بهگونهای خاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عالیترین مرتبه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزههای شیعی از قبیل تفاسیر آیات و روایات اهلبیت(ع) با ظرافت و لطافتی خاص با عدم تناهی حقتعالی گرهخورده است. محوریترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیتالغزل معارف عرفانی خود دانستهاند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است که چه رابطهای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحید احدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چه اندازه از آموزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفتهاند؟ نگارنده در پاسخ به این مسئله به روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادلهای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شیعی وجود دارد و بیانکننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد بهتنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنانکه بیان خواهد شد ـبهضمیمه ادله عقلی دیگری بیانکننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود [۴].
«مؤلفهها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته محمدجواد رودگر: در این نوشتار، مؤلفهها و ویژگیهای متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولید «از» منابع وحیانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفت، مؤلفهها و امتیازات عرفان شیعی بهصورت»ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحید صمدی قرآنی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البته از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیان و تبیین آنها استفاده شده است؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفهها و امتیازات عرفان شیعی باتکیهبر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعیات برای عرفان شیعی را داراست«پاسخ داده شد که برونداد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت[۵].
«امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه» نوشته محمدجواد رودگر:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه میپردازد.
در آموزههای عرفان وحیانی، شیعی و اهلبیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق میشود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شهودی دستیافته و جلوه جمال و جلال حق تبارکوتعالی شده و به مقام توحید حقیقی از راه عبودیت بر محور شریعت حقه محمدیه در صراط امامت و ولایت رسیده است؛ چه اینکه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامتمدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهلبیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقول و معتدل) در همه ساحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسئولیت هدایت علمی ــ عقلی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حق و اقامه عدل برعهده دارد و عدالتخواه و عدالتگستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش است که عرفان عملی شیعی یا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتاب و سنت، چه امتیازات و مؤلفههایی دارد؟ پاسخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفههایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایت، عقلانیت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث دادهایم که برونداد مقاله نیز به شمار میرود[۶].
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته غلامرسول محسنی ارزگانی: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی میکند.
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهمترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده میشود. این دعا دربردارنده عالیترین آموزههای عرفانی و عقیدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهی از خاندان و یارانش در صحرای عرفات خوانده است. دعای عرفه امام حسین(ع) دربردارنده مطالب فراوانی است که برخی از مهمترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان با پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهار عقیده قلبی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمتهای بیکران الهی بر انسان و حمد و سپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواست عفو و رویآوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر به آن پرداخته شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شده و به موضوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارتاند از: جلوههای توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفت عقلی و برهانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا[۷].
«نقش آموزههای سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته محمود الشیخ: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزههای سلوکی کتب اخلاقیون نجف در گسترش عرفان اسلامی میپردازد. برای نشاندادن تأثیر و نقش این آموزههای سلوکی بهصورت نظاممند مطرح میگردد و از این طریق، تأثیر آموزههای ایشان بر گسترش عرفان اسلامی نشان داده میشود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سه مرتبه افعالی، صفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیز از طریق نفی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفان و سلوک شریعتمحور است و نهتنها تمام آموزههای خود را از قرآن و روایات میگیرند، بلکه تأکید میکنند برای رسیدن بهغایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهمترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان میدهند آموزههای عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد[۸].
«سید بن طاووس (بنیانگذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید محمدحسین حسینی: این مقاله، سید رضیالدین علی بن طاووس را بهعنوان بنیانگذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی میکند.
یکی از انواع تربیتها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است که مسیر اصلی آن، رشد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریق سلوک الی الله و غایت نهاییاش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قلههای بلند معنوی را فتح کند باید تربیت او از دوران خردسالی و بلکه زمینهسازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خطمشی بسیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیههای اخلاقی به فرزندان خود است. تأثیر علمایی چون سید بن طاووس در طرح و تفصیل تربیت عرفانی برای فرزندان و در سنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام میشود که هدف از تربیت مطابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قرار داده و دستورالعملهای توحیدی و عرفانی به او میدهد، جناب سید بن طاووس نویسنده کتاب «كشف المحجة لثمرة المهجة» است. (یافته) این کتاب با قلم عمیق و معنوی شخصی نگاشته شده که قلههای رفیع معنوی را سپری کرده و درحالیکه به سنین کهنسالی رسیده است فرزند خود را به این راه فرامیخواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، به مباحثی همچون تربیت سلوکی کودک و امکان آن از دوران تمییز و رشد عقلی و برنامه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت[۹].
«نقش سید حیدر آملی در گسترش عرفان اسلامی» نوشته سید حسین ابراهیمیان و رضا اسدپور:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی میپردازد.
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیتهای تأثیرگذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیهبر علوم مختلف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسلامی را با آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهاد. وی عرفان شیعی را باتکیهبر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگر انتقالیافته، بهعنوان اساسیترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک ساختن این دو مکتب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجهبه آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشههای عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشیع و تصوف، تقسیمبندی سهگانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفانی و... در عرفان اسلامی میپردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاههای او را بر دو حکیم و عارف شیعی پس از خود، ملاصدرا و ابن ابیجمهور احسایی بیان میکنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این است که سید حیدر آملی بهعنوان بنیانگذار عرفان شیعی، هم در مبانی عرفان نظری و هم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هم در نگارش متعدد نسخههای آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعات مستقیم و غیرمستقیم عارفان و فیلسوفان سدههای بعد مشاهده میشود. بهاینترتیب سید حیدر، نقش عمدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. [۱۰]
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته حسن رمضانی:
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشتمل بر متن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معروف ترکه و شرحش، از آن صائنالدین علی بن محمد ترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ که به ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظریاند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزههای عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار میدهند. این کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فن یادشده است، تنها متن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفان شیعیمذهب ـ یکی تحت عنوان مصنف و دیگری بهعنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقهمندان واقع گشته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشارههای ـ هر چند مختصر ـ به بیانپذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسائل ذوقی و مطالب عرفانی و نیز جایگاه کتاب یادشده را در حوزههای درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کرده، سپس به معرفی مهمترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجوب وجود و تعینات، مظاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البته سعی و تلاش کسانی که به تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همت گماشتهاند از دید و بررسی این مقاله پنهان نمانده است[۱۱].
«نقش سید علی قاضی در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته مهدی زندیه:
مرحوم سید علی قاضی از عرفای قرن چهاردهم هجری قمری و متعلق به مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف میرسد، اختلافنظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریق عرفانی او از استادش، سید احمد کربلایی و از او به ملاحسین قلی همدانی و از او به سید علی شوشتری و از او به عارفی گمنام به نام ملاقلی جولای قزوینی میرسد و به فرموده خود، به هیچ سلسله عرفانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصههای نظری مکتب عرفانی این عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوریهای او و همچنین نقشی است که وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشیع داشته است. در این مقاله و با مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش بهجایمانده، این حقیقت تحقیق خواهد شد که این عارف بزرگ در باب توحید و ولایت و خصوصا در روش سلوکی، دارای مکتبی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت که موجب شد جهت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزههای شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شده بود، یکسره دگرگون شود و مقام والا و مقبولی را به دست آورد[۱۲].
«نقش امام خمینی(ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته روحالله سوری: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش امام خمینی(ره) در توسعه عرفان اسلامی میپردازد.
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفانی، درسهای اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم مینمود. همچنین با کمک مبانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخی عبادات را تبیین کرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. امام خمینی برای مداوای بیماریهای اخلاقی به تبیین توحید و لوازم اخلاقی آن میپرداخت و از بحثهای توصیفی و تاریخی پرهیز میکرد. او که در عرفان نظری و عملی شاگرد آیتالله شاهآبادی بود، از ایشان به بزرگی یاد مینمود؛ اما استقلال فکری داشت و گاه نظراتی متفاوت با اساتید خویش ارائه میداد. امام نوآوریهایی عرفانی نیز داشت؛ چنانکه گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه میداد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمیشمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبی است که قلمی قوی و گیرا به او بخشیده و جانودل مخاطبین خود را منقلب میکرد. امام خمینی عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هیچ تلاشی برای اشاعه توحید عرفانی فرونمیگذاشت. او در عین مراعاتهای اخلاقی و مراقبههای قلبی، به مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری امام خمینی سبب مبارزه و براندازی بتهای درونی و بیرونی میشد و جز حکومت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمیپذیرفت. نظریه «ولایتفقیه» بازتاب همان اندیشه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنها از راه «توحید کلمه در کلمه توحید» تأمین میشود[۱۳].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.