۱۶۰٬۸۳۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (Hbaghizadeh صفحهٔ شرح فصوص الحکم من کلام الشیخ الأکبر محیي الدین بن العربي را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به شرح فصوص الحکم من کلام الشیخ الأکبر محیيالدین بن العربي منتقل کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
}} | }} | ||
'''شرح فصوص الحکم من کلام الشیخ الأکبر محیيالدین ابن العربي''' اثر محمود محمود | '''شرح فصوص الحکم من کلام الشیخ الأکبر محیيالدین ابن العربي''' اثر [[غراب، محمود محمود|محمود محمود الغراب]]، شرحی است بر کتاب «[[فصوص الحكم (تعليقات ابوالعلاء عفيفي)|فصوص الحکم]]» [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین ابن عربی]] (560- 638ق). | ||
==متن== | ==متن== | ||
از ديد متعارف، كتاب | از ديد متعارف، كتاب «[[فصوص الحكم (تعليقات ابوالعلاء عفيفي)|فصوص الحكم]]»، يكى از عالىترين آثار موجود در عرفان نظرى است كه پاسخگو بودنش به بخشى از نيازهاى معرفتى انسان و عدم وجود نظير و بديلى براى آن، ضرورت تأليف چنين اثرى را مسلم مىسازد و از اين جهت، از جمله آثارى است كه از دو ويژگى اساسى در بايستگى تأليف هر اثر برخوردار است؛ يعنى وجود نيازى منطقى و عدم وجود منبعى مناسب كه پاسخگوى آن نياز باشد. هر چند كتاب «[[الفتوحات المكية]]»، بزرگترين و مبسوطترين كتاب ابن عربى است، اما از نظر عمق و نظم و دقت، به پايه «فصوص الحكم» نمىرسد و از نظر تأثيرگذارى در ترويج و بينش افكار و آراى او با آن برابرى نمىكند و به واقع هيچ كتابى در زمينه عرفان نظرى، چه قبل از محىالدين و چه بعد از او، مقام و منزلت فصوص الحكم را نيافته است<ref>ر.ک: بینام</ref>. | ||
در واقع كتاب | در واقع كتاب «[[فصوص الحكم (تعليقات ابوالعلاء عفيفي)|فصوص الحكم]]»، از محورىترين كتابها در عرفان نظرى است كه از زمان تأليف تاكنون، مستقلا يا همراه با يكى از شروح معتبرش به عنوان يكى از مهمترين متون آموزشى در اين رشته از معارف الهى مورد توجه اساتيد و دانشپژوهان بوده كه شرحها و تلخيصها و ترجمههاى فراوان آن گواه اين اهميت است. تأثير اين كتاب، به قلمرو عرفان و تصوف منحصر نبوده و حكمت و كلام و تفسير را نيز تحت نفوذ خود درآورده و از طريق ترجمهها و شروح فارسى و فارسىزبانانى كه در سايه انديشههاى موجود در اين كتاب، پرورش يافتهاند، در ادبيات فارسى و به خصوص شعر فارسى تحولى شگرف ايجاد نموده است<ref>ر.ک: همان</ref> که کتاب حاضر، از جمله یکی از شروح این اثر گرانبهاست. | ||
==شرح== | ==شرح== | ||
کتاب با مقدمه شارح آغاز شده است. در این مقدمه، ابتدا به معرفی مختصر ابن عربی پرداخته شده<ref>مقدمه، ص5</ref> و سپس، ضمن معرفی کتاب «فصوص الحکم» و اشاره به موضوع و اهمیت آن<ref>همان، ص6- 9</ref>، به معرفی برخی از شروح این کتاب، مانند شرح عبدالرحمن جامی (متوفی 898ق)، خلیفه صوفیه بالی افندی (متوفی 960ق)، شیخ عبدالغنی نابلسی (متوفی 1143ق) و مناقشه بر سر دو مسأله خاتم الانبیا و خاتم اولیا و نیز یکی بودن یا نبودن حضرت ادریس(ع) و الیاس(ع) پرداخته است<ref>همان، ص9- 17</ref>. | کتاب با مقدمه شارح آغاز شده است. در این مقدمه، ابتدا به معرفی مختصر ابن عربی پرداخته شده<ref>مقدمه، ص5</ref> و سپس، ضمن معرفی کتاب «فصوص الحکم» و اشاره به موضوع و اهمیت آن<ref>همان، ص6- 9</ref>، به معرفی برخی از شروح این کتاب، مانند شرح [[جامی، عبدالرحمن|عبدالرحمن جامی]] (متوفی 898ق)، خلیفه صوفیه بالی افندی (متوفی 960ق)، شیخ [[نابلسی، عبدالغنی بن اسماعیل|عبدالغنی نابلسی]] (متوفی 1143ق) و مناقشه بر سر دو مسأله خاتم الانبیا و خاتم اولیا و نیز یکی بودن یا نبودن حضرت ادریس(ع) و الیاس(ع) پرداخته است<ref>همان، ص9- 17</ref>. | ||
==شیوه شرح== | ==شیوه شرح== | ||
روش شرح به این صورت است که ابتدا متن اصلی کتاب، به صورت کامل در بالای صفحه آورده شده و سپس، قسمتهایی از آن با شماره مشخص گردیده و سپس در پایین صفحه، به شرح و توضیح مفاهیم و عبارات همان قسمت، پرداخته شده است. به عنوان مثال: | روش شرح به این صورت است که ابتدا متن اصلی کتاب، به صورت کامل در بالای صفحه آورده شده و سپس، قسمتهایی از آن با شماره مشخص گردیده و سپس در پایین صفحه، به شرح و توضیح مفاهیم و عبارات همان قسمت، پرداخته شده است. به عنوان مثال: | ||
متن اصلی: «فص حکمة إلهیة في کلمة آدمیة» (1) | |||
شرح: «1- المناسبة في تسمیة الفص هو أن آدم علیه السلام خلق علی صورة الحق قال(ص): «خلق الله آدم علی صورته» وقال تعالی: وعلم آدم الأسماء کلها، وهو الإنسان الکامل حضرة المضاهاة الإلهیة ولذلک سمت حکمة إلهیة في کلمة آدمیة»<ref>متن کتاب، ص20</ref>. | متن اصلی: «فص حکمة إلهیة في کلمة آدمیة» (1) شرح: «1- المناسبة في تسمیة الفص هو أن آدم علیه السلام خلق علی صورة الحق قال(ص): «خلق الله آدم علی صورته» وقال تعالی: وعلم آدم الأسماء کلها، وهو الإنسان الکامل حضرة المضاهاة الإلهیة ولذلک سمت حکمة إلهیة في کلمة آدمیة»<ref>متن کتاب، ص20</ref>. | ||
==وضعیت کتاب== | ==وضعیت کتاب== | ||