تحفة العالم و ذيل التحفة، سفرنامه و خاطرات: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۳ نوامبر ۲۰۱۸
جز
جایگزینی متن - 'مى‌كردند' به 'می‌كردند'
جز (جایگزینی متن - 'نويسنده' به 'نویسنده')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'مى‌كردند' به 'می‌كردند')
خط ۵۹: خط ۵۹:
هر چند تحفه العالم از معدود نوشته‌هايى است كه توانسته تا حدودى دگرگونى وقايع پيرامونى را به دور از تعصبات كليشه‌اى به تصوير بكشد و مسائل مهم زمان خود را براى ایرانيان به يادگار گذارد؛ ولى خالى از كاستى نيست. برخى كاستى‌هاى آن عبارت است از:
هر چند تحفه العالم از معدود نوشته‌هايى است كه توانسته تا حدودى دگرگونى وقايع پيرامونى را به دور از تعصبات كليشه‌اى به تصوير بكشد و مسائل مهم زمان خود را براى ایرانيان به يادگار گذارد؛ ولى خالى از كاستى نيست. برخى كاستى‌هاى آن عبارت است از:


عدم انعكاس چهره استعمارى غرب: آنچه در اين نوشته و ديگر نوشته‌هاى همگون به چشم مى‌خورد، عدم توجه به روش استعمارى غرب مى‌باشد؛ روشى كه استعمارگران در مقاطع مختلف، تاكتيك‌هاى متفاوتى را اتخاذ مى‌كردند كه عبارت بود از استعمار اقتصادى و گاهى ديگر استعمار سياسى - فرهنگى. بر اين اساس، وى نه تنها به اين راهبرد اشاره نمى‌كند، حتى در مواردى سعى مى‌كند بر آن سرپوش گذارد. تمام توجه شوشترى به دانش و ترقى اروپا معطوف مى‌باشد؛ در حالى كه در همان زمان، خاورميانه و به خصوص ایران از ستم استعمارگران به ظاهر مترقى در امان نبودند. پيشرفت علوم و تكنولوژى باعث مى‌شود كه اين گونه افراد نتوانند غرب را با همه ويژگى‌هايش دريابند. او غرب را مهد پيشرفت مى‌داند؛ ولى به اين نكته توجه ندارد كه علت عقب ماندگى كشور خودش(ایران) و ديگر كشورها چه مى‌تواند باشد؟
عدم انعكاس چهره استعمارى غرب: آنچه در اين نوشته و ديگر نوشته‌هاى همگون به چشم مى‌خورد، عدم توجه به روش استعمارى غرب مى‌باشد؛ روشى كه استعمارگران در مقاطع مختلف، تاكتيك‌هاى متفاوتى را اتخاذ می‌كردند كه عبارت بود از استعمار اقتصادى و گاهى ديگر استعمار سياسى - فرهنگى. بر اين اساس، وى نه تنها به اين راهبرد اشاره نمى‌كند، حتى در مواردى سعى مى‌كند بر آن سرپوش گذارد. تمام توجه شوشترى به دانش و ترقى اروپا معطوف مى‌باشد؛ در حالى كه در همان زمان، خاورميانه و به خصوص ایران از ستم استعمارگران به ظاهر مترقى در امان نبودند. پيشرفت علوم و تكنولوژى باعث مى‌شود كه اين گونه افراد نتوانند غرب را با همه ويژگى‌هايش دريابند. او غرب را مهد پيشرفت مى‌داند؛ ولى به اين نكته توجه ندارد كه علت عقب ماندگى كشور خودش(ایران) و ديگر كشورها چه مى‌تواند باشد؟


عدم توجه به مبانى معرفت شناختى غرب: تحفه‌العالم بدون توجه به مبانى نظرى و معرفت شناختى غرب، نه تنها آن را مورد نقد قرار نمى‌دهد، بلكه آن را به ایران «سنتى» نيز تجويز مى‌كند و بدون در نظر گرفتن تمايزها بر تقليد، اقتباس و دريافت تكنولوژى بدون انديشه و متد علمى پافشارى مى‌كند. بى‌توجهى به مبانى انديشه‌اى موجب شده است تا تحفه‌العالم نيز مانند گزارش‌هاى ديگر سفرنامه‌نويسان ایرانى به صورت جْنگى از داستان‌هاى عجيب تبديل شود؛ زيرا شوشترى، اگر چه بر پايه ديده‌هاى خود از شيوه فرمانروايى انگليسى‌ها در هند و شنيده‌هايش از سرزمين انگلستان وصفى كمابيش سازگار با واقعيت به دست مى‌دهد؛ اما از آن جا كه نمى‌تواند شالوده نظرى دگرگونى‌هاى غرب را توضيح دهد، ناچار نوشته او از محدوده يك گزارش فراتر نرفته است و در تحليل چرايى آنها چندان موفق به نظر نمى‌رسد. نگاه شوشترى به غرب، در صنعت و تكنولوژى خلاصه مى‌شود، در حالى كه صنعت و تكنولوژى تنها ظواهر تمدن غرب بوده و هستند. آنچه فرهنگ غرب را از ديگر فرهنگ‌ها به ويژه فرهنگ ایران اسلامى متمايز مى‌كند، آن است كه آن فرهنگ برمبانى هستى شناختى و انسان‌شناختى خاص؛ يعنى برپايه‌هاى اومانيسم و ليبراليسم استوار است؛ اصولى كه نه تنها در فرهنگ اسلامى جايگاهى ندارد، بلكه در چالشى جدى با آن قرار دارند.
عدم توجه به مبانى معرفت شناختى غرب: تحفه‌العالم بدون توجه به مبانى نظرى و معرفت شناختى غرب، نه تنها آن را مورد نقد قرار نمى‌دهد، بلكه آن را به ایران «سنتى» نيز تجويز مى‌كند و بدون در نظر گرفتن تمايزها بر تقليد، اقتباس و دريافت تكنولوژى بدون انديشه و متد علمى پافشارى مى‌كند. بى‌توجهى به مبانى انديشه‌اى موجب شده است تا تحفه‌العالم نيز مانند گزارش‌هاى ديگر سفرنامه‌نويسان ایرانى به صورت جْنگى از داستان‌هاى عجيب تبديل شود؛ زيرا شوشترى، اگر چه بر پايه ديده‌هاى خود از شيوه فرمانروايى انگليسى‌ها در هند و شنيده‌هايش از سرزمين انگلستان وصفى كمابيش سازگار با واقعيت به دست مى‌دهد؛ اما از آن جا كه نمى‌تواند شالوده نظرى دگرگونى‌هاى غرب را توضيح دهد، ناچار نوشته او از محدوده يك گزارش فراتر نرفته است و در تحليل چرايى آنها چندان موفق به نظر نمى‌رسد. نگاه شوشترى به غرب، در صنعت و تكنولوژى خلاصه مى‌شود، در حالى كه صنعت و تكنولوژى تنها ظواهر تمدن غرب بوده و هستند. آنچه فرهنگ غرب را از ديگر فرهنگ‌ها به ويژه فرهنگ ایران اسلامى متمايز مى‌كند، آن است كه آن فرهنگ برمبانى هستى شناختى و انسان‌شناختى خاص؛ يعنى برپايه‌هاى اومانيسم و ليبراليسم استوار است؛ اصولى كه نه تنها در فرهنگ اسلامى جايگاهى ندارد، بلكه در چالشى جدى با آن قرار دارند.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش