۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '==ساختار== ' به '==ساختار== ') |
جز (جایگزینی متن - 'پايان' به 'پایان') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
به نظر وى، سبب حصول خلق نيك يا بد، دو چيز است: يكى اصل طبيعت و مزاج مثل كسى كه به كمتر سببى قوه غضبيه وى به حركت مىآيد و حالت غضب بر وى مستولى مىگردد يا از اندك چيز مخوفى مىترسد و ديگرى، تكرار عمل است؛ چنانكه انسان اول به فكر و رويه كارى را انجام مىدهد و خود را به زحمت بر آن وادار مىكند و سپس به واسطه كثرت عمل، عادت او مىشود. | به نظر وى، سبب حصول خلق نيك يا بد، دو چيز است: يكى اصل طبيعت و مزاج مثل كسى كه به كمتر سببى قوه غضبيه وى به حركت مىآيد و حالت غضب بر وى مستولى مىگردد يا از اندك چيز مخوفى مىترسد و ديگرى، تكرار عمل است؛ چنانكه انسان اول به فكر و رويه كارى را انجام مىدهد و خود را به زحمت بر آن وادار مىكند و سپس به واسطه كثرت عمل، عادت او مىشود. | ||
اين مقاله با نقل فصلى از رساله «تدبير منزل 1» بروسن، متفكر فيثاغورى سده 5م به | اين مقاله با نقل فصلى از رساله «تدبير منزل 1» بروسن، متفكر فيثاغورى سده 5م به پایان رسيده است. | ||
موضوع مقاله سوم، خير و سعادت و شروط به دست آوردن آنها بنا بر آراء اهل فلسفه، مانند فيثاغورس و افلاطون و [[ارسطو]]ست. از مهمترين مباحث اين مقاله، مىتوان از: فرق ميان خير و سعادت، اقسام سعادت بنا بر مذهب [[ارسطو]]طاليس، بررسى سعادت از نظر [[بقراط]]، فيثاغورس و افلاطون، سعادت قصوى و شروط تحصيل سعادت نام برد. | موضوع مقاله سوم، خير و سعادت و شروط به دست آوردن آنها بنا بر آراء اهل فلسفه، مانند فيثاغورس و افلاطون و [[ارسطو]]ست. از مهمترين مباحث اين مقاله، مىتوان از: فرق ميان خير و سعادت، اقسام سعادت بنا بر مذهب [[ارسطو]]طاليس، بررسى سعادت از نظر [[بقراط]]، فيثاغورس و افلاطون، سعادت قصوى و شروط تحصيل سعادت نام برد. | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
به نظر نويسنده، هر فردى از بشر، آماده و مهياى يك نوع از فضيلتى است كه به آن فضيلت نزدیک تر و به رسيدن به آن، سزاوارتر است، لذا سعادت هر فردى، غير از سعادت فرد ديگرى است. | به نظر نويسنده، هر فردى از بشر، آماده و مهياى يك نوع از فضيلتى است كه به آن فضيلت نزدیک تر و به رسيدن به آن، سزاوارتر است، لذا سعادت هر فردى، غير از سعادت فرد ديگرى است. | ||
اين مقاله با بحثى درباره لذات عقلانى و سخن [[ارسطو]] درباره معاد | اين مقاله با بحثى درباره لذات عقلانى و سخن [[ارسطو]] درباره معاد پایان مىپذيرد. | ||
مقاله چهارم به بازنمود كردارهاى آدمى و بحث از شجاعت، سخا و عدالت اختصاص دارد. حقِ آفريدگار بر آدمى و اختيارى بودن عدالت و ستمكارى از مباحث مهم اين فصل است. | مقاله چهارم به بازنمود كردارهاى آدمى و بحث از شجاعت، سخا و عدالت اختصاص دارد. حقِ آفريدگار بر آدمى و اختيارى بودن عدالت و ستمكارى از مباحث مهم اين فصل است. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
در اين رابطه، بانو امين معتقد است كه شجاعت اين نيست كه انسان خود را بدون جهت عقلانى به مهلكه اندازد و از آنچه بايد حذر نمايد، بىپروا باشد، بلكه شجاع كسى است كه داراى ملكه و فضيلت اخلاقى بوده و در موقع لزوم و در جايى كه عقل و شرع اجازه مىدهد، از هيچگونه فداكارى و گذشتى خوددارى ننمايد و بر هر امر هولناكى اقدام نمايد. | در اين رابطه، بانو امين معتقد است كه شجاعت اين نيست كه انسان خود را بدون جهت عقلانى به مهلكه اندازد و از آنچه بايد حذر نمايد، بىپروا باشد، بلكه شجاع كسى است كه داراى ملكه و فضيلت اخلاقى بوده و در موقع لزوم و در جايى كه عقل و شرع اجازه مىدهد، از هيچگونه فداكارى و گذشتى خوددارى ننمايد و بر هر امر هولناكى اقدام نمايد. | ||
موضوع مقاله پنجم، محبت و انواع آن و نيز دوستى و شرايط آن است كه با نقل سخن [[ارسطو]] درباره سعادت تام به | موضوع مقاله پنجم، محبت و انواع آن و نيز دوستى و شرايط آن است كه با نقل سخن [[ارسطو]] درباره سعادت تام به پایان مىرسد. | ||
بانو امين معتقد است كه عشق و محبت، جاذبه عمومى است كه تمام ذرات عالم را در بر گرفته و هيچ موجودى از يك نوع محبتى خالى نيست و اين همان قوهاى است كه هر جنسى را جاذب و مجذوب همجنس خود مىگرداند. به نظر وى، عشق و محبت به يك معنى است، لكن درجات بسيار دارد و به شكلهاى متفاوت تجلى مىنمايد و نامهاى مختلف مىگيرد؛ چنانكه در جماد، قوه ماسكه، در نبات، قوه ناميه و در حيوان، شعور غريزى، اما اين امر در انسان، داراى مراتب و نمايشهاى بىشمارى است و انسان درجاتى طى مىنمايد تا بهتدريج پاكتر و علوىتر گردد و از مراتب جماديت، نباتيت و حيوانيت گذشته تا به مرتبه انسانيت مىرسد و بايستى آن مرتبه را نيز تكميل نموده تا آنكه قوه الهى كه منشأ عشق پاك و خالص از خودخواهى و نفسپرستى است، در وى ظهور نمايد. | بانو امين معتقد است كه عشق و محبت، جاذبه عمومى است كه تمام ذرات عالم را در بر گرفته و هيچ موجودى از يك نوع محبتى خالى نيست و اين همان قوهاى است كه هر جنسى را جاذب و مجذوب همجنس خود مىگرداند. به نظر وى، عشق و محبت به يك معنى است، لكن درجات بسيار دارد و به شكلهاى متفاوت تجلى مىنمايد و نامهاى مختلف مىگيرد؛ چنانكه در جماد، قوه ماسكه، در نبات، قوه ناميه و در حيوان، شعور غريزى، اما اين امر در انسان، داراى مراتب و نمايشهاى بىشمارى است و انسان درجاتى طى مىنمايد تا بهتدريج پاكتر و علوىتر گردد و از مراتب جماديت، نباتيت و حيوانيت گذشته تا به مرتبه انسانيت مىرسد و بايستى آن مرتبه را نيز تكميل نموده تا آنكه قوه الهى كه منشأ عشق پاك و خالص از خودخواهى و نفسپرستى است، در وى ظهور نمايد. | ||
مقاله ششم، از امراض نفسانى و مقابله با آنها از راه محاسبه نفس بحث مىكند و سرانجام در آخرين مقاله، به طب نفسانى و شيوههاى درمان بيمارىهاى اخلاقى پرداخته مىشود. اين مقاله با بحث از انواع ترس و از جمله ترس از مرگ و علاج حزن و اندوه به نقل از «كندى» | مقاله ششم، از امراض نفسانى و مقابله با آنها از راه محاسبه نفس بحث مىكند و سرانجام در آخرين مقاله، به طب نفسانى و شيوههاى درمان بيمارىهاى اخلاقى پرداخته مىشود. اين مقاله با بحث از انواع ترس و از جمله ترس از مرگ و علاج حزن و اندوه به نقل از «كندى» پایان مىپذيرد. | ||
بانو امين معتقد است اگر مردم پى به حقيقت مرگ مىبردند و به اسرار پس از مرگ واقف مىگشتند، در عوض ترس و نگرانى از مرگ، اظهار شادمانى و آرزومندى مىنمودند؛ چنانكه حال همه انبيا، اوليا و شهدا، همين بوده و خود را به مرگ مژده و نويد مىدادند. به نظر وى، آدم خردمند مىداند كه مرگ، آدمى را از ظلمتكده طبيعت مىرهاند و به عالم وسيع نورانى مىرساند و از هرگونه الم و فقر و احتياج فارغ مىگرداند و در منزل امن و امان و بىنيازى متمكن مىسازد و از مجالست اشرار و مردمان لئيم و پست خلاص نموده و با ساكنان علم قدس مأنوس مىگرداند. | بانو امين معتقد است اگر مردم پى به حقيقت مرگ مىبردند و به اسرار پس از مرگ واقف مىگشتند، در عوض ترس و نگرانى از مرگ، اظهار شادمانى و آرزومندى مىنمودند؛ چنانكه حال همه انبيا، اوليا و شهدا، همين بوده و خود را به مرگ مژده و نويد مىدادند. به نظر وى، آدم خردمند مىداند كه مرگ، آدمى را از ظلمتكده طبيعت مىرهاند و به عالم وسيع نورانى مىرساند و از هرگونه الم و فقر و احتياج فارغ مىگرداند و در منزل امن و امان و بىنيازى متمكن مىسازد و از مجالست اشرار و مردمان لئيم و پست خلاص نموده و با ساكنان علم قدس مأنوس مىگرداند. | ||
ویرایش