وقشی، هشام بن أحمد
ابوالولید هشام بن احمد بن هشام بن خالد بن سعید کنانی، معروف به وقشی (۴۰۸-۴۸۹ق)، دانشمند، ادیب، شاعر، قاضی، مهندس، فقیه، حدیثشناس و نحوی برجسته اندلسی در قرن پنجم هجری بود. او در روستای «وَقش» زاده شد؛ وقشی در دانشهای گوناگونی چون دستور زبان، واژهشناسی، شعر، فقه، حدیث، منطق، هندسه، حساب، دانش ارث، نسبشناسی و تاریخ مهارت داشت. همروزگارانش او را «انسانی کامل در زمان خود» و «آگاهترین مردم به زبان عربی، واژهها، شعر و سخنرانی» دانستهاند. او مدتی قاضی شهر «طلبیره» (از توابع طلیطله) بود. از او آثار ارزشمندی مانند القرط علی الکامل (نکت الکامل للمبرد) و المنتخب من غریب کلام العرب به یادگار مانده است. هنگامی که شهر بلنسیه به دست سپاه مسیحی «السیّد» (کامپیدور) محاصره شد (سال ۴۸۷ ق)، وقشی قصیده جانسوزی سرود. اصل آن قصیده از میان رفته، ولی ترجمه چند بیت از آن به زبان اسپانیایی باقی مانده است. او سرانجام در سال ۴۸۹ قمری در شهر دانیه (دنیا) درگذشت.
نسب و شهرت
ابوالولید هشام بن احمد بن هشام بن خالد بن سعید کنانی، معروف به «وقشی» است[۱]. نسبت «کنانی» او به قبیله «کنانه» از قبایل شناخته شده عرب بازمیگردد. لقب «وقشی» نیز برگرفته از نام زادگاهش «وَقش» است. این روستا در دوازده میلی طلیطله قرار داشت و امروزه شهرستان «هوئکاس» (Huecas) در استان تولدو (Toledo) در منطقه خودمختار کاستیا-لامانچای اسپانیا نامیده میشود[۲].
زادگاه
ابوالولید وقشی در سال ۴۰۸ هجری قمری (۱۰۱۷ میلادی) در روستای «وَقش» (هوئکاس امروزی) در حومه شهر طلیطله (تولدو در اسپانیای امروزی) چشم به جهان گشود[۱][۲][۳].
تحصیلات و استادان
وقشی دانش خود را از محضر استادان برجسته زمانه اش فراگرفت. مهمترین استادان او عبارت بودند از:
سمتها و مسئولیتها
وقشی قاضی شهر «طلبیره» (از توابع طلیطله) بود. این شهر جایگاه امیر مأمون بن یحیی بن ظافر بن ذوالنون به شمار میرفت[۲][۱].
تخصصها و دانشها
وقشی در بسیاری از دانشهای روزگار خود چیرهدست بود و از او به عنوان دانشمندی جامعالاطراف یاد میشود.
جایگاه علمی
قاضی ابوالقاسم صاعد بن احمد درباره او میگوید: «وقشی یکی از مردان کامل روزگار خود بود؛ زیرا بر تمامی فنون دانش چیرگی داشت و گوهرهای معرفت را گرد آورده بود. او داناترین مردم به دستور زبان، واژهشناسی، معانی شعر، عروض و آیین نگارش بود. ادیبی شیوا، شاعری برجسته، حافظ سنتها و نام راویان، بینا به اصول اعتقادات و فقه، آگاه به بسیاری از فتواهای فقیهان شهرها، چیرهدست در دانش شروط و ارث، پژوهشگری ماهر در حساب و هندسه، و آگاه به تمامی اندیشههای حکیمان بود»[۴].
نیز در کتاب «بغیة الوعاة» آمده است: «او داناترین مردم به زبان، دستور زبان، معانی شعر، عروض و آیین نگارش بود. شاعری فقیه، آگاه به شروط، دانا در ارث، حساب و هندسه، و آگاه بر همه اندیشههای حکیمان بود»[۴].
در کتاب «وفیات» نیز درباره او خوانده میشود: «و او دانشمندی بود در نحو و زبانشناسی و معانی شعر و عروض و صنعت بلاغت، و شاعری فصیح و بلیغ بود، حافظ سنتها و نامهای راویان، بینا و آگاه در اعتقادات و اصول فقه، آگاه از بسیاری از فتاوای فقیهان شهرها، مسلط و نافذ در علوم شروط (قراردادها) و فرائض (ارث)، محقق و دقیقنگر در حساب و هندسه، مشرف و آگاه بر آرای حکما، و دارای نقد نیکو و شایسته بر مذاهب»[۵].
دانشهای ادبی و زبانی
یاقوت حموی در «معجم الادبا» مینویسد: «او از زبان و ادب عرب، شعر، سخنرانی، حدیث، فقه، احکام و کلام آگاهی نیک داشت. همچنین در منطق و هندسه پژوهشگری چیرهدست بود. در نسبشناسی، اخبار و سرگذشتها کسی به پای او نمیرسید»[۲].
در جای دیگر نیز مینویسد: «او داناترین مردم به زبان عربی، واژهشناسی، شعر، سخنرانی، حدیث، فقه، احکام و کلام بود. ادیبی نویسنده، شاعری فراخآگاه در گونههای دانش، و پژوهشگری چیرهدست در منطق و هندسه بود. هیچ دانشمندی در نسبشناسی، اخبار و سرگذشتها بر او برتری نداشت»[۳].
وفات
ابوالولید وقشی در روز دوشنبه، دو شب مانده به پایان ماه جمادیالآخر سال ۴۸۹ هجری قمری (۱۰۹۶ میلادی) در شهر دانیه (دنیا در اسپانیای امروزی) از دنیا رفت[۴][۲][۳].
آثار و نوشتهها
از ابوالولید وقشی آثار بسیاری در زبان، ادب و نسبشناسی بر جای مانده است[۶]:
آثار موجود
- القرط علی الکامل - مهمترین اثر او که دربردارنده حاشیهها و یادداشتهایی بر کتاب «الکامل» نوشته مبرد (از کتابهای برجسته ادبیات عرب) است. این کتاب با کوشش استاد ظهور احمد أظهر به چاپ رسیده است[۶][۷][۸].
- المنتخب من غريب كلام العرب - کتابی در دو جلد درباره واژههای نادر و کمتر شنیده شده در زبان عربی. نسخه خطی این کتاب در کتابخانه عمومی رباط (شماره ۳۳۶ د و د ۷۸) نگهداری میشود[۱].
- التعليق على الموطأ - یادداشتهایی بر کتاب «الموطأ» اثر مالک بن انس که در آن واژهها و دشواریهای دستوری و معنایی کتاب توضیح داده شده است.
آثار دیگر
بر پایه منابع تاریخی، وقشی نوشتههای دیگری نیز در زبان، ادب و نسبشناسی داشته که آگاهی چندانی از آنها در دست نیست[۶].
شعر و ادبیات
وقشی شاعری توانا بود و سرودههای بسیاری از او به یادگار مانده است.
نمونه سرودهها
از سرودههای وی که در منابع گوناگون نقل شده است[۴]:
شعر در دانش و علم:
| بَرَّحَ بي أَنَّ عُلُومَ الْوَرَى | اثْنَانِ مَا إِنْ لَهُمَا مِنْ مَزِيدْ | |
| حَقِيقةٌ يُعْجِزُ تَحْصِيلُهَا | وَبَاطِلٌ تَحْصِيلُهُ لَا يُفِيدْ |
| بَرَّحَ بي أَنَّ عُلُومَ الْوَرَى | اثْنَانِ مَا إِنْ لَهُمَا مِنْ مَزِيدْ | |
| حَقِيقةٌ يُعْجِزُ تَحْصِيلُهَا | وَبَاطِلٌ تَحْصِيلُهُ لَا يُفِيدْ |
ترجمه: «بر من روشن شد که دانشهای مردم دو دسته بیش نیستند: حقیقتی که فراگرفتن آن آدمی را عاجز میکند، و باطلی که فراگرفتن آن سودی ندارد.»
شعر در وصف دریا:
| لَا أَرْكَبُ الْبَحْرَ وَلَوْ أَنَّنِي | ضَرَبْتُ فِيهِ بِالْعَصَا فَانْفَلَقْ | |
| مَا إِنْ رَأَتْ عَيْنِي لِأَمْوَاجِهِ | فِي فِرَقٍ إِلَّا ثَنَاهَا الْفَرَقْ |
ترجمه: «سوار دریا نمیشوم، هرچند اگر در آن با عصا بزنم، از هم بشکافد. چشمم امواج آن را در هیچ گروهی ندید مگر اینکه ترس آنها را خم کرده بود.»
شعر سیاسی و اجتماعی
زرکلی در کتاب «اعلام» به قصیده جانسوزی از وقشی اشاره میکند که در سوگ شهر بلنسیه سروده است؛ هنگامی که این شهر به دست «السیّد» (کامپیدور، جنگجوی نامدار اسپانیایی) محاصره شد (سال ۴۸۷ هجری/ ۱۰۹۴ میلادی). اصل قصیده از میان رفته، اما ترجمه چند بیت از آن به زبان اسپانیایی باقی مانده است. مضمون آن ابیات چنین است[۱]:
«اگر به راست روم، در آب طوفانی هلاک شوم؛ اگر به چپ روم، درنده مرا بخورد؛ اگر پیش روم، در دریا غرق گردم؛ و اگر به پشت سر بنگرم، آتش مرا بسوزاند.»
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ زرکلی، خیرالدین، ج۸، ص۸۴
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ یاقوت حموی، ج۲، ص۱۲۱۱
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ یاقوت حموی، ج۶، ص۲۷۷۸
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، ج۲، ص۳۲۷
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۲۷، ص۳۴۳
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ هجری، هارون بن زکریا، ص۲۰۲
- ↑ مدرس، محمد علی، ج۸، ص۲۶۳
- ↑ حبشی، عبدالله بن محمد، ج۳، ص1685
منابع
- زرکلی، خیرالدین، اعلام: قاموس تراجم برای مشهورترین مردان و زنان از عرب و عربزبانان و خاورشناسان، ج8، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۹۸۹م
- یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادبا، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، انتشارات سروش، ۱۳۸۱ش.
- صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج27، بیروت: دار النشر فرانز شتاینر، ۱۳۸۱ق.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة، ج2، بیروت: المکتبة العصریة.
- هجری، هارون بن زکریا، التعلیقات و النوادر، [بی نا] - [بی جا] - [بی جا]، ۱۴۱۳ق.
- مدرس، محمد علی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة او اللقب، تهران: خیام، ۱۳۶۹ش
- حبشی، عبدالله محمد، معجم شامل لاسماء الکتب المشروحة فی التراث الاسلامی و بیان شروحها، ج۳، ابوظبی - امارات: هيئة أبوظبي للثقافة و التراث. المجمع الثقافي، 1385 هجری شمسی|1427 هجری قمری|2006 میلادی
