فضل‌الله بن روزبهان: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'بندي' به 'بندی')
    برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
    جز (added Category:شاعران using HotCat)
     
    (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۱: خط ۱:
    <div class='wikiInfo'>
    <div class="wikiInfo">
    [[پرونده:NUR01431.jpg|بندانگشتی|فضل‌الله بن روزبهان]]
    [[پرونده:NUR01431.jpg|بندانگشتی|فضل‌الله بن روزبهان]]
    {| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
    {| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
    |-
    |-
    ! نام!! data-type='authorName'|فضل‌الله بن روزبهان
    ! نام!! data-type="authorName" |فضل‌الله بن روزبهان
    |-
    |-
    |نام‌های دیگر  
    |نام‌های دیگر  
    |data-type='authorOtherNames'| ام‍ی‍ن‍ی‌، ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌
    | data-type="authorOtherNames" | ام‍ی‍ن‍ی‌، ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌


    خ‍ن‍ج‍ی‌، ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌
    خ‍ن‍ج‍ی‌، ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌
    خط ۲۷: خط ۲۷:
    |-
    |-
    |نام پدر  
    |نام پدر  
    |data-type='authorfatherName'|
    | data-type="authorfatherName" |روزبهان
    |-
    |-
    |متولد  
    |متولد  
    |data-type='authorbirthDate'|
    | data-type="authorbirthDate" |850 تا 860ق
    |-
    |-
    |محل تولد
    |محل تولد
    |data-type='authorBirthPlace'|
    | data-type="authorBirthPlace" |سمرقند
    |-
    |-
    |رحلت  
    |رحلت  
    |data-type='authorDeathDate'|930 ق
    | data-type="authorDeathDate" |930 ق
    |-
    |-
    |اساتید
    |اساتید
    |data-type='authorTeachers'|
    | data-type="authorTeachers" |
    |-
    |-
    |برخی آثار
    |برخی آثار
    |data-type='authorWritings'|[[وسیلة الخادم إلی المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم(ع)]]  
    | data-type="authorWritings" |[[وسیلة الخادم إلی المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم(ع)]]  


    [[‏مهمان نامه بخارا (تاریخ پادشاهی محمد شیبانی)]]  
    [[‏مهمان نامه بخارا (تاریخ پادشاهی محمد شیبانی)]]  
    خط ۴۹: خط ۴۹:


    [[سلوک الملوک]]  
    [[سلوک الملوک]]  
    |-class='articleCode'
    |- class="articleCode"
    |کد مؤلف
    |کد مؤلف
    |data-type='authorCode'|AUTHORCODE01431AUTHORCODE
    | data-type="authorCode" |AUTHORCODE01431AUTHORCODE
    |}
    |}
    </div>
    </div>


    '''ابوالخير فضل‌الله بن روزبهان صاعدى سپاهانى'''، متخلص به «امين» و معروف به «خواجه ملا» يا «خواجه مولانا» و «پاشا»، شاعر، انديشمند، فقيه و عارف ايرانى در حدود سال‌هاى 850 تا 860ق در سمرقند، به دنيا آمد.
    '''ابوالخیر فضل‌الله بن روزبهان صاعدى سپاهانى''' (850تا860-930ق)، متخلص به «امین» و معروف به «خواجه ملا» یا «خواجه مولانا» و «پاشا»، شاعر، اندیشمند، فقیه و عارف اشعری  قرن نهم و دهم قمری


    اصلش از خنج، از توابع لارستان فارس، بود.
    == ولادت ==
    در حدود سال‌هاى 850 تا 860ق در سمرقند، به دنیا آمد. اصلش از خُنج از توابع لارستان فارس، بود. هر چند در اصفهان سکونت داشته است.


    ==کسب علم و دانش==
    ==تحصیلات==


    وی دانش‌هاى ابتدايى را در زادگاهش فراگرفت. پس از آن به سفر حج رفت. پس از بازگشت به شيراز، به فراگيرى فلسفه [[ارسطو]] و افلاطون روى آورد.
    وی دانش‌هاى ابتدایى را در زادگاهش فراگرفت. پس از آن به سفر حج رفت. پس از بازگشت به شیراز، به فراگیرى فلسفه [[ارسطو]] و افلاطون روى آورد.


    در بيست‌وپنج سالگى، براى دومين بار حج گزارد و در مكه، كتاب‌هاى [[صحيح بخارى]] و [[صحيح مسلم]] را نزد شيوخ مصر و حجاز و از آن شمار امام محمد سخاوى فراگرفت. سخاوى در «الضوء اللامع لاهل القرن التاسع»، شرحى درباره دوره تحصيلى وى نوشته است.
    در بیست‌وپنج سالگى، براى دومین بار حج گزارد و در مکه، کتاب‌هاى [[صحيح بخارى|صحیح بخارى]] و [[صحيح مسلم|صحیح مسلم]] را نزد شیوخ مصر و حجاز و از آن شمار [[سخاوی، محمد بن عبدالرحمن|امام محمد سخاوى]] فراگرفت. [[سخاوی، محمد بن عبدالرحمن|سخاوى]] در «[[الضوء اللامع لأهل القرن التاسع|الضوء اللامع لاهل القرن التاسع]]»، شرحى درباره دوره تحصیلى وى نوشته است.


    پس از آن، به شيراز بازگشت و در آن شهر به تدريس دانش‌هاى شرعى و عقلى پرداخت و در همان ايام، كتاب‌هاى «حل تجريد»، «حواشى بر حواشى شرح تجريد»، «تعليقات بر محالات» و كتاب بلندآوازه خود، «بديع‌الزمان فى قصة حى بن يقظان» را نوشت.
    پس از آن، به شیراز بازگشت و در آن شهر به تدریس دانش‌هاى شرعى و عقلى پرداخت و در همان ایام، کتاب‌هاى «حل تجرید»، «حواشى بر حواشى شرح تجرید»، «تعلیقات بر محالات» و کتاب بلندآوازه خود، «بدیع‌الزمان فى قصة حى بن یقظان» را نوشت.


    سرانجام در 892ق براى سومين بار راهى حجاز شد و گويا ديگر به شيراز بازنگشت و چون به نزدیکى آذربايجان رسيد، در ييلاق سهند، به خدمت سلطان يعقوب بايندرى (883-896ق) رفت و كتاب بديع‌الزمان را به وى پيشكش كرد. سلطان يعقوب نيز به او فرمود تا كتابى در پادشاهى او بنويسد و از آن‌جا كه وى پيوسته در ركاب سلطان بود، مشاهدات خود را با دانسته‌هايش همراه كرد و تاريخ «عالم آراى امينى» را نوشت.
    سرانجام در 892ق براى سومین بار راهى حجاز شد و گویا دیگر به شیراز بازنگشت و چون به نزدیکى آذربایجان رسید، در ییلاق سهند، به خدمت سلطان یعقوب بایندرى (883-896ق) رفت و کتاب بدیع‌الزمان را به وى پیشکش کرد. سلطان یعقوب نیز به او فرمود تا کتابى در پادشاهى او بنویسد و از آن‌جا که وى پیوسته در رکاب سلطان بود، مشاهدات خود را با دانسته‌هایش همراه کرد و تاریخ «عالم آراى امینى» را نوشت.


    او كه سنى شافعى مذهب و بسيار متعصب بود و به نوشته برخى منابع، شیعیان را محكوم به نابودى و خونشان را حلال مى‌دانست، در اين كتاب، بدترين نسبت‌ها را به شیعیان، از آن شمار شيخ جنيد و شيخ حيدر صفوى، داده است.
    او که سنى شافعى مذهب و بسیار متعصب بود و به نوشته برخى منابع، شیعیان را محکوم به نابودى و خونشان را حلال مى‌دانست، در این کتاب، بدترین نسبت‌ها را به شیعیان، از آن شمار شیخ جنید و شیخ حیدر صفوى، داده است.


    ناگفته نماند كه درباره مذهبش، مؤلفان اختلاف كرده‌اند. برخى وى را حنفى دانسته‌اند، اما اين گفته چندان درست نيست. اين ترديد از آن‌جا پديد آمده كه وى در اصول و فروع ديگر مذاهب اسلامى، به‌ويژه حنفيان، جست‌وجوى بسيار كرده و احكامى براى پيروان اين مذهب نوشته است. گويا همزمان با نوشتن تاريخ عالم‌آراى امينى، در دربار، مقام دبيرى داشت، چرا كه نامه‌هايى به انشاى وى، براى پادشاهان مصر و عثمانى در دست است.
    ناگفته نماند که درباره مذهبش، مؤلفان اختلاف کرده‌اند. برخى وى را حنفى دانسته‌اند، اما این گفته چندان درست نیست. این تردید از آن‌جا پدید آمده که وى در اصول و فروع دیگر مذاهب اسلامى، به‌ویژه حنفیان، جست‌وجوى بسیار کرده و احکامى براى پیروان این مذهب نوشته است. گویا همزمان با نوشتن تاریخ عالم‌آراى امینى، در دربار، مقام دبیرى داشت، چرا که نامه‌هایى به انشاى وى، براى پادشاهان مصر و عثمانى در دست است.


    زمانى نيز در مقام قضاوت حجاز بود. پس از درگذشت سلطان يعقوب، چندى در اصفهان زيست. اما هنگامى كه شاه اسماعيل يكم صفوى (907-930ق) بر اصفهان چيره شد، از آن‌جا كوچيد و گويا به كاشان رفت.
    زمانى نیز در مقام قضاوت حجاز بود. پس از درگذشت سلطان یعقوب، چندى در اصفهان زیست. اما هنگامى که شاه اسماعیل یکم صفوى (907-930ق) بر اصفهان چیره شد، از آن‌جا کوچید و گویا به کاشان رفت.


    وى كتابى با نام «ابطال نهج الباطل» در رد «نهج الحق و كشف الصدق» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلى]] كه رد شیعیان نيز بود، نوشت و در مقدمه كتاب، نثر علامه را سست، ركيك و عاميانه خواند.
    وى کتابى با نام «ابطال نهج الباطل» در رد «نهج الحق و کشف الصدق» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلى]] که رد شیعیان نیز بود، نوشت و در مقدمه کتاب، نثر علامه را سست، رکیک و عامیانه خواند.


    افزون بر اين، در تاريخ عالم‌آرا، سخنان بسيار تند و گزنده‌اى درباره پدران شاه اسماعيل آمده است. اين تأليفات، به دربه‌درى او دامن زد و از ترس جان، راهى هرات شد. چندى نزد سلطان حسين بايقرا به سر برد؛ پس از آن، به دربار محمدخان شيبانى (905- 916ق) پيوست و در سفر جنگى محمدخان براى تاختن به قلمرو قزاق‌هاى شرق سيحون، همراه خان بود و گزارش‌هاى رخدادهاى اين سفر را در كتاب مهمان‌نامه بخارا آورده است. كتاب‌هاى «نسب‌نامه خان» و «رساله حادثيه» نيز در همين دوره تأليف شده‌اند.
    افزون بر این، در تاریخ عالم‌آرا، سخنان بسیار تند و گزنده‌اى درباره پدران شاه اسماعیل آمده است. این تألیفات، به دربه‌درى او دامن زد و از ترس جان، راهى هرات شد. چندى نزد سلطان حسین بایقرا به سر برد؛ پس از آن، به دربار محمدخان شیبانى (905- 916ق) پیوست و در سفر جنگى محمدخان براى تاختن به قلمرو قزاق‌هاى شرق سیحون، همراه خان بود و گزارش‌هاى رخدادهاى این سفر را در کتاب مهمان‌نامه بخارا آورده است. کتاب‌هاى «نسب‌نامه خان» و «رساله حادثیه» نیز در همین دوره تألیف شده‌اند.


    پس از آن، به بخارا و به دربار عبيدالله خان شيبانى (940-946ق) رفت و كتاب «سلوك الملوك» را به نام او نوشت.
    پس از آن، به بخارا و به دربار عبیدالله خان شیبانى (940-946ق) رفت و کتاب «سلوک الملوک» را به نام او نوشت.


    وى به فارسى و عربى شعر مى‌سرود و در شعر «امين» تخلص مى‌كرد. در برخى از كتاب‌هاى او، مانند مهمان‌نامه بخارا، سلوك الملوك و تاريخ عالم آرا، نمونه‌هايى از شعر او آمده است.
    وى به فارسى و عربى شعر مى‌سرود و در شعر «امین» تخلص مى‌کرد. در برخى از کتاب‌هاى او، مانند مهمان‌نامه بخارا، سلوک الملوک و تاریخ عالم آرا، نمونه‌هایى از شعر او آمده است.


    وى در شاعرى، طبعى چندان نيكو نداشت و در نويسندگى نيز پيرو همان نثر مصنوع و سرشار از كلمه‌هاى عربى سده نهم هجرى بود. بنابراین، وى هيچ‌گونه تأثيرى بر ادبيات فارسى به جا نگذاشت.
    وى در شاعرى، طبعى چندان نیکو نداشت و در نویسندگى نیز پیرو همان نثر مصنوع و سرشار از کلمه‌هاى عربى سده نهم هجرى بود. بنابراین، وى هیچ‌گونه تأثیرى بر ادبیات فارسى به جا نگذاشت.


    او در تصوف، دست ارادت به پير جمال‌الدين احمد عارف اردستانى (- 879ق) داده است. از آثار عرفانى او، مى‌توان «شرح وصاياى عبدالخالق غجدوانى» كه از مشايخ نقشبندیه بود و «مناقب جمال اردستانى» را نام برد. در فلسفه نيز دستى داشت و از آن‌جا كه سنى بسيار متعصبى بود، بى‌ترديد، فقه را به خوبى مى‌دانست. روشن است آن‌چه سبب شهرت وى شد، ادبيات، فلسفه و يا عرفان نبود، اما او را در جايگاه تاريخ‌نگار و گزارشگرى كه برخى از رخدادهاى سياسى و اجتماعى را با ديدى متعصبانه و گاهى نقادانه نوشت، نمى‌توان ناديده گرفت.
    او در تصوف، دست ارادت به پیر جمال‌الدین احمد عارف اردستانى (- 879ق) داده است. از آثار عرفانى او، مى‌توان «شرح وصایاى عبدالخالق غجدوانى» که از مشایخ نقشبندیه بود و «مناقب جمال اردستانى» را نام برد. در فلسفه نیز دستى داشت و از آن‌جا که سنى بسیار متعصبى بود، بى‌تردید، فقه را به خوبى مى‌دانست. روشن است آن‌چه سبب شهرت وى شد، ادبیات، فلسفه و یا عرفان نبود، اما او را در جایگاه تاریخ‌نگار و گزارشگرى که برخى از رخدادهاى سیاسى و اجتماعى را با دیدى متعصبانه و گاهى نقادانه نوشت، نمى‌توان نادیده گرفت.


    وى در سنت انديشه سياسى ايران از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است. در سلوك الملوك از پايه‌هاى حكومت اسلامى بر مبناى مذهب سنى، سخن رفته كه گويا برپايى چنين حكومتى، آرمان اوست.
    وى در سنت اندیشه سیاسى ایران از جایگاه ویژه‌اى برخوردار است. در سلوک الملوک از پایه‌هاى حکومت اسلامى بر مبناى مذهب سنى، سخن رفته که گویا برپایى چنین حکومتى، آرمان اوست.


    برخى پژوهشگران، وى را در دسته انديشمندان شيوه فقاهتى و شريعت‌نامه‌نويسى، جاى داده‌اند و او را تأثيرپذير از جلال‌الدين دوانى دانسته‌اند كه با گسست از انديشه فلسفى و در پى شريعت‌نامه نويسانى مانند ابوالحسن ماوردى (364- 450ق) به تجديد آرمان خلافت پرداخت. از همين‌رو، وى را نماينده زوال و انحطاط انديشه سياسى در ايران و نيز بزرگ‌ترين نماينده انديشه سياسى دوره صفويان دانسته‌اند كه اين امر چندان نتيجه نوآورى وى در انديشه سياسى نبود، چنان‌كه اگر وى «سلوك الملوك» را در دوره‌اى ديگرى مى‌نوشت، اين‌چنين در آن غور و بررسى نمی‌كردند.
    برخى پژوهشگران، وى را در دسته‌اندیشمندان شیوه فقاهتى و شریعت‌نامه‌نویسى، جاى داده‌اند و او را تأثیرپذیر از جلال‌الدین دوانى دانسته‌اند که با گسست از اندیشه فلسفى و در پى شریعت‌نامه نویسانى مانند ابوالحسن ماوردى (364- 450ق) به تجدید آرمان خلافت پرداخت. از همین‌رو، وى را نماینده زوال و انحطاط اندیشه سیاسى در ایران و نیز بزرگ‌ترین نماینده اندیشه سیاسى دوره صفویان دانسته‌اند که این امر چندان نتیجه نوآورى وى در اندیشه سیاسى نبود، چنان‌که اگر وى «سلوک الملوک» را در دوره‌اى دیگرى مى‌نوشت، این‌چنین در آن غور و بررسى نمی‌کردند.


    او در دوره‌اى به شريعت‌نامه‌نويسى پرداخت كه دو خلافت امپراتورى عثمانى كه مذهب سنى را به رسميت مى‌شناختند و صفويان كه تشيع را مذهب رسمى‌شان بود، در برابر يكديگر قرار گرفته بودند. افزون بر اين، او در زمانى كه زبان انديشه سياسى در ايران فارسى و زبان شريعت عربى بود، «سلوك الملوك» را در مخالفت با سنت رايج، به فارسى نوشت.
    او در دوره‌اى به شریعت‌نامه‌نویسى پرداخت که دو خلافت امپراتورى عثمانى که مذهب سنى را به رسمیت مى‌شناختند و صفویان که تشیع را مذهب رسمى‌شان بود، در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند. افزون بر این، او در زمانى که زبان اندیشه سیاسى در ایران فارسى و زبان شریعت عربى بود، «سلوک الملوک» را در مخالفت با سنت رایج، به فارسى نوشت.


    ==وفات==


    وفات وى در تاریخ بخارا حدود سال‌هاى 930 تا 940ق، ذکر شده است.
    ==آثار==
    ==آثار==
    ديگر آثار وى عبارت است از:
    دیگر آثار وى عبارت است از:


    # شرح قصيده برده شرف‌الدين بوصيرى؛
    # شرح قصیده برده شرف‌الدین بوصیرى؛
    # شرحى بر كتاب [[صحيح مسلم]]؛
    # شرحى بر کتاب [[صحيح مسلم|صحیح مسلم]]؛
    # المقاصد؛
    # المقاصد؛
    # هداية التصديق الى حكاية الحريق؛
    # هدایة التصدیق الى حکایة الحریق؛
    # دلايل الصدق.
    # دلایل الصدق.
     
    ==وفات==
     
    وفات وى در تاريخ بخارا حدود سال‌هاى 930 تا 940ق، ذكر شده است.
     


    ==منابع مقاله==
    ==منابع مقاله==
    # انوشه، حسن، «دانشنامه ادب فارسى» ج1، ص701، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.
    # انوشه، حسن، «دانشنامه ادب فارسى» ج1، ص701، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.
    # نصيرى، محمدرضا، «اثر آفرينان» ج4، ص296، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى.
    # نصیرى، محمدرضا، «اثر آفرینان» ج4، ص296، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى.
     
    #[https://www.noormags.ir/view/fa/keyword/%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D9%86%D8%AC%DB%8C مقالات مرتبط با فضل الله بن روزبهان خنجی در پایگاه مجلات نورمگز]


    ==وابسته‌ها==
    ==وابسته‌ها==
    {{وابسته‌ها}}
    {{وابسته‌ها}}
    [[وسیلة الخادم إلی المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم(ع)]]  
    [[وسیلة الخادم إلی المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم(ع)]]  


    خط ۱۲۰: خط ۱۱۹:


    [[مهمان نامه بخارا (تاریخ پادشاهی محمد شیبانی)]]  
    [[مهمان نامه بخارا (تاریخ پادشاهی محمد شیبانی)]]  
    [[مهمان ‌نامه بخارا]]


    [[تاریخ عالم آرای امینی: شرح حکمرانی سلاطین آق قویونلو و ظهور صفویان]]  
    [[تاریخ عالم آرای امینی: شرح حکمرانی سلاطین آق قویونلو و ظهور صفویان]]  
    خط ۱۲۶: خط ۱۲۷:


    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:خرداد (1400)]]
    [[رده:شاعران]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۵۲

    فضل‌الله بن روزبهان
    نام فضل‌الله بن روزبهان
    نام‌های دیگر ام‍ی‍ن‍ی‌، ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌

    خ‍ن‍ج‍ی‌، ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌

    خ‍واج‍ه‌ م‍لا، ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌

    ف‍ض‍ل‌ ب‍ن‌ روزب‍ه‍ان‌

    ساعدی سپاهانی، فضل‌الله

    سپاهانی، ابوالخیر فضل‌الله

    امین، فضل‌الله بن روزبهان

    خواجه ملا، فضل‌الله

    خواجه مولانا، فضل‌الله

    پاشا، ابوالخیر فضل‌الله

    نام پدر روزبهان
    متولد 850 تا 860ق
    محل تولد سمرقند
    رحلت 930 ق
    اساتید
    برخی آثار وسیلة الخادم إلی المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم(ع)

    ‏مهمان نامه بخارا (تاریخ پادشاهی محمد شیبانی)

    تاریخ عالم آرای امینی: شرح حکمرانی سلاطین آق‌قویونلو و ظهور صفویان

    سلوک الملوک

    کد مؤلف AUTHORCODE01431AUTHORCODE

    ابوالخیر فضل‌الله بن روزبهان صاعدى سپاهانى (850تا860-930ق)، متخلص به «امین» و معروف به «خواجه ملا» یا «خواجه مولانا» و «پاشا»، شاعر، اندیشمند، فقیه و عارف اشعری  قرن نهم و دهم قمری

    ولادت

    در حدود سال‌هاى 850 تا 860ق در سمرقند، به دنیا آمد. اصلش از خُنج از توابع لارستان فارس، بود. هر چند در اصفهان سکونت داشته است.

    تحصیلات

    وی دانش‌هاى ابتدایى را در زادگاهش فراگرفت. پس از آن به سفر حج رفت. پس از بازگشت به شیراز، به فراگیرى فلسفه ارسطو و افلاطون روى آورد.

    در بیست‌وپنج سالگى، براى دومین بار حج گزارد و در مکه، کتاب‌هاى صحیح بخارى و صحیح مسلم را نزد شیوخ مصر و حجاز و از آن شمار امام محمد سخاوى فراگرفت. سخاوى در «الضوء اللامع لاهل القرن التاسع»، شرحى درباره دوره تحصیلى وى نوشته است.

    پس از آن، به شیراز بازگشت و در آن شهر به تدریس دانش‌هاى شرعى و عقلى پرداخت و در همان ایام، کتاب‌هاى «حل تجرید»، «حواشى بر حواشى شرح تجرید»، «تعلیقات بر محالات» و کتاب بلندآوازه خود، «بدیع‌الزمان فى قصة حى بن یقظان» را نوشت.

    سرانجام در 892ق براى سومین بار راهى حجاز شد و گویا دیگر به شیراز بازنگشت و چون به نزدیکى آذربایجان رسید، در ییلاق سهند، به خدمت سلطان یعقوب بایندرى (883-896ق) رفت و کتاب بدیع‌الزمان را به وى پیشکش کرد. سلطان یعقوب نیز به او فرمود تا کتابى در پادشاهى او بنویسد و از آن‌جا که وى پیوسته در رکاب سلطان بود، مشاهدات خود را با دانسته‌هایش همراه کرد و تاریخ «عالم آراى امینى» را نوشت.

    او که سنى شافعى مذهب و بسیار متعصب بود و به نوشته برخى منابع، شیعیان را محکوم به نابودى و خونشان را حلال مى‌دانست، در این کتاب، بدترین نسبت‌ها را به شیعیان، از آن شمار شیخ جنید و شیخ حیدر صفوى، داده است.

    ناگفته نماند که درباره مذهبش، مؤلفان اختلاف کرده‌اند. برخى وى را حنفى دانسته‌اند، اما این گفته چندان درست نیست. این تردید از آن‌جا پدید آمده که وى در اصول و فروع دیگر مذاهب اسلامى، به‌ویژه حنفیان، جست‌وجوى بسیار کرده و احکامى براى پیروان این مذهب نوشته است. گویا همزمان با نوشتن تاریخ عالم‌آراى امینى، در دربار، مقام دبیرى داشت، چرا که نامه‌هایى به انشاى وى، براى پادشاهان مصر و عثمانى در دست است.

    زمانى نیز در مقام قضاوت حجاز بود. پس از درگذشت سلطان یعقوب، چندى در اصفهان زیست. اما هنگامى که شاه اسماعیل یکم صفوى (907-930ق) بر اصفهان چیره شد، از آن‌جا کوچید و گویا به کاشان رفت.

    وى کتابى با نام «ابطال نهج الباطل» در رد «نهج الحق و کشف الصدق» علامه حلى که رد شیعیان نیز بود، نوشت و در مقدمه کتاب، نثر علامه را سست، رکیک و عامیانه خواند.

    افزون بر این، در تاریخ عالم‌آرا، سخنان بسیار تند و گزنده‌اى درباره پدران شاه اسماعیل آمده است. این تألیفات، به دربه‌درى او دامن زد و از ترس جان، راهى هرات شد. چندى نزد سلطان حسین بایقرا به سر برد؛ پس از آن، به دربار محمدخان شیبانى (905- 916ق) پیوست و در سفر جنگى محمدخان براى تاختن به قلمرو قزاق‌هاى شرق سیحون، همراه خان بود و گزارش‌هاى رخدادهاى این سفر را در کتاب مهمان‌نامه بخارا آورده است. کتاب‌هاى «نسب‌نامه خان» و «رساله حادثیه» نیز در همین دوره تألیف شده‌اند.

    پس از آن، به بخارا و به دربار عبیدالله خان شیبانى (940-946ق) رفت و کتاب «سلوک الملوک» را به نام او نوشت.

    وى به فارسى و عربى شعر مى‌سرود و در شعر «امین» تخلص مى‌کرد. در برخى از کتاب‌هاى او، مانند مهمان‌نامه بخارا، سلوک الملوک و تاریخ عالم آرا، نمونه‌هایى از شعر او آمده است.

    وى در شاعرى، طبعى چندان نیکو نداشت و در نویسندگى نیز پیرو همان نثر مصنوع و سرشار از کلمه‌هاى عربى سده نهم هجرى بود. بنابراین، وى هیچ‌گونه تأثیرى بر ادبیات فارسى به جا نگذاشت.

    او در تصوف، دست ارادت به پیر جمال‌الدین احمد عارف اردستانى (- 879ق) داده است. از آثار عرفانى او، مى‌توان «شرح وصایاى عبدالخالق غجدوانى» که از مشایخ نقشبندیه بود و «مناقب جمال اردستانى» را نام برد. در فلسفه نیز دستى داشت و از آن‌جا که سنى بسیار متعصبى بود، بى‌تردید، فقه را به خوبى مى‌دانست. روشن است آن‌چه سبب شهرت وى شد، ادبیات، فلسفه و یا عرفان نبود، اما او را در جایگاه تاریخ‌نگار و گزارشگرى که برخى از رخدادهاى سیاسى و اجتماعى را با دیدى متعصبانه و گاهى نقادانه نوشت، نمى‌توان نادیده گرفت.

    وى در سنت اندیشه سیاسى ایران از جایگاه ویژه‌اى برخوردار است. در سلوک الملوک از پایه‌هاى حکومت اسلامى بر مبناى مذهب سنى، سخن رفته که گویا برپایى چنین حکومتى، آرمان اوست.

    برخى پژوهشگران، وى را در دسته‌اندیشمندان شیوه فقاهتى و شریعت‌نامه‌نویسى، جاى داده‌اند و او را تأثیرپذیر از جلال‌الدین دوانى دانسته‌اند که با گسست از اندیشه فلسفى و در پى شریعت‌نامه نویسانى مانند ابوالحسن ماوردى (364- 450ق) به تجدید آرمان خلافت پرداخت. از همین‌رو، وى را نماینده زوال و انحطاط اندیشه سیاسى در ایران و نیز بزرگ‌ترین نماینده اندیشه سیاسى دوره صفویان دانسته‌اند که این امر چندان نتیجه نوآورى وى در اندیشه سیاسى نبود، چنان‌که اگر وى «سلوک الملوک» را در دوره‌اى دیگرى مى‌نوشت، این‌چنین در آن غور و بررسى نمی‌کردند.

    او در دوره‌اى به شریعت‌نامه‌نویسى پرداخت که دو خلافت امپراتورى عثمانى که مذهب سنى را به رسمیت مى‌شناختند و صفویان که تشیع را مذهب رسمى‌شان بود، در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند. افزون بر این، او در زمانى که زبان اندیشه سیاسى در ایران فارسى و زبان شریعت عربى بود، «سلوک الملوک» را در مخالفت با سنت رایج، به فارسى نوشت.

    وفات

    وفات وى در تاریخ بخارا حدود سال‌هاى 930 تا 940ق، ذکر شده است.

    آثار

    دیگر آثار وى عبارت است از:

    1. شرح قصیده برده شرف‌الدین بوصیرى؛
    2. شرحى بر کتاب صحیح مسلم؛
    3. المقاصد؛
    4. هدایة التصدیق الى حکایة الحریق؛
    5. دلایل الصدق.

    منابع مقاله

    1. انوشه، حسن، «دانشنامه ادب فارسى» ج1، ص701، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.
    2. نصیرى، محمدرضا، «اثر آفرینان» ج4، ص296، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى.
    3. مقالات مرتبط با فضل الله بن روزبهان خنجی در پایگاه مجلات نورمگز

    وابسته‌ها