زبیدی، محمد بن‌ حسن

    از ویکی‌نور
    ابوبکر محمد بن حسن زبیدی
    NUR00000.jpg
    نام کاملمحمد بن حسن بن عبدالله بن مذحج بن محمد بن عبدالله بن بشر
    نام‌های دیگرابوبکر زبیدی، زبیدی اشبیلی
    لقبرائد تيسير العربية (پیشگام آسان‌سازی زبان عربی)، أبو بكر
    نسباز قبیله زبید (منسوب به زبید بن صعب بن سعد العشیره)
    نام پدرحسن بن عبدالله
    ولادتحدود ۳۱۶ قمری (۹۲۸ میلادی)
    محل تولداشبیلیه (سویا، اسپانیا)، اندلس (اموی)
    محل زندگیاشبیلیه، قرطبه
    رحلت۳۷۹ قمری (۹۸۹ میلادی)
    مدفناشبیلیه
    طول عمر۶۳ سال
    فرزندانابوالولید محمد، ابوالقاسم احمد
    دیناسلام
    پیشهادیب، لغت‌شناس، نحوی، شاعر، قاضی
    منصبقاضی اشبیلیه، صاحب‌الشرطه (رئیس نیروی انتظامی) اشبیلیه، مؤدب (معلم) ولیعهد هشام مؤید بالله
    اطلاعات علمی
    درجه علمیامام نحو و لغت در اندلس
    علایق پژوهشینحو، لغت، عروض، شعر، تاریخ ادبا
    اساتید
    • ابوعلی قالی بغدادی
    • قاسم بن اصبغ بیانی
    • سعید بن فحلون
    • احمد بن سعید صدفی
    • ابوعبدالله رباحی
    شاگردان
    • ابوالولید محمد بن زبیدی (پسر)
    • ابن افلیلی
    • ابوعمر طلمنکی
    • عبادة بن ماءالسماء
    برخی آثار

    ابوبکر محمد بن حسن زبیدی (۳۱۶-۳۷۹ قمری)، ادیب، لغت‌شناس، نحوی و شاعر برجسته اندلسی در سده چهارم هجری بود. او را «امام نحو و لغت در اندلس» و «رائد تيسير العربية» (پیشگام آسان‌سازی زبان عربی) خوانده‌اند. زبیدی به دستور خلیفه مستنصر بالله، کتاب «طبقات النحویین و اللغویین» را تألیف کرد و نیز کتاب «الواضح» را در تیسیر قواعد نحو برای مبتدیان نگاشت. او استاد و مؤدب هشام مؤید بالله (ولیعهد و خلیفه اموی اندلس) بود و پس از آن به قضاوت و سپس صاحب‌الشرطه اشبیلیه منصوب شد. ابن حزم جایگاه او را در مغرب همانند جایگاه ابن درید در شرق دانسته است.

    ولادت و نسب

    ابوبکر محمد بن حسن بن عبدالله بن مذحج بن محمد بن عبدالله بن بشر زبیدی، در حدود سال ۳۱۶ قمری (۹۲۸ میلادی) در شهر اشبیلیه (سویا) در اندلس به دنیا آمد.[۱][۲][۳] نسب او به «زبید بن صعب بن سعد العشیره» (از قبایل یمنی) می‌رسد.[۴] جد چهارم او «بشر الداخل» با سپاه امویان از حمص (شام) به اندلس آمد.[۱] از این رو برخی منابع او را شامی حمصی نیز دانسته‌اند.[۱]

    پدرش حسن بن عبدالله (متوفی ۳۱۸ ق) از عالمان مذهب مالکی و مفتی و امام جماعت در اندلس بود.[۱] ابوبکر به دلیل خردسالی (حدود چهار سالگی) هنگام فوت پدر، از دانش او بهره‌ای نبرد، اما بعدها در کتاب‌های خود به نوشته‌های پدر با عبارت «وجدت بخط ابی» استناد کرده است.[۱]

    تحصیلات

    زبیدی ابتدا به فراگیری فقه روی آورد و آن را نزد محمد بن احمد اموی (معروف به لؤلؤی) و ابن قوطیه (متوفی ۳۶۷ ق) آموخت و در شمار حافظان و راویان حدیث درآمد.[۱] سپس به ادب روی آورد و علوم زبان عربی را نزد استادانی چون قاسم بن اصبغ بیانی (متوفی ۳۴۰ ق)، سعید بن فحلون، احمد بن سعید صدفی (متوفی ۳۵۰ ق) و ابوعبدالله رباحی (متوفی ۳۵۸ ق) فراگرفت.[۱]

    تأثیرگذارترین استاد او، ابوعلی قالی بغدادی (متوفی ۳۵۶ ق) بود که در سال ۳۳۰ ق به قرطبه آمد. زبیدی که در آن زمان ۱۴ سال داشت، به خدمت او درآمد و سال‌ها از او دانش آموخت.[۱] او را سبب انتقال بسیاری از کتاب‌ها و روایات ابوعلی قالی از شرق به اندلس دانسته‌اند.[۱]

    فعالیت‌ها

    جایگاه علمی

    زبیدی در نحو، لغت و علوم گوناگون چون اعراب، معانی، نوادر، سیر و اخبار سرآمد روزگار خود شد.[۱] معاصرانش همچون ابن حیان قرطبی، ابن زرب، ابن فرضی، ثعالبی و قاضی ابوعمر بن حذاء دانش او را ستوده‌اند.[۱] مقری جایگاه او را در غرب چون جایگاه ابن درید در شرق دانسته است.[۱] ثعالبی درباره او گفت: «کان أحفظ أهل زمانه للإعراب و الفقه و اللغة و المعانی و النوادر.»[۵]

    خدمت به خلفای اموی

    خلیفه مستنصر بالله (حک ۳۵۰-۳۶۶ ق) از دانش بسیار زبیدی آگاه شد و او را به قرطبه فراخواند و به عنوان مؤدب (معلم) پسرش هشام (ولیعهد) برگزید.[۱] زبیدی در دربار خلیفه به مال و منزلت بسیار رسید و از نزدیکان و ملازمان خلیفه شد.[۱] قصیده‌ای که در فراق کنیزکی به نام سلمی سروده و در آن از خلیفه درخواست اجازه سفر به اشبیلیه کرده است، گویای نزدیکی او به خلیفه است.[۱]

    پس از مرگ مستنصر، زبیدی همچنان در دربار خلیفه هشام مؤید بالله (حک ۳۶۶-۳۹۹ ق) ماند. ابتدا به مقام قضای اشبیلیه منصوب شد و سپس به «صاحب‌الشرطه» (رئیس نیروی انتظامی) اشبیلیه رسید.[۱][۲]

    تألیفات به دستور خلفا

    بسیاری از آثار زبیدی به دستور خلفای وقت نوشته شده است. کتاب «طبقات النحویین و اللغویین» را به فرمان خلیفه مستنصر تألیف کرد و کوشید آن را بر اساس نظر او نظم دهد.[۱] کتاب «لحن العامة» نیز به درخواست خلیفه حکم نگاشته شد.[۱]

    مکاتبات ادبی با وزیر مصحفی

    زبیدی با وزیر خلیفه، ابوالحسن جعفر مصحفی (متوفی ۳۷۲ ق) که خود ادیب و شاعری توانا بود، مکاتبات شعری داشت. آورده‌اند که در نامه‌ای که مصحفی برای زبیدی نوشته بود، به سهو اشتباهی املایی رخ داد و زبیدی با زیرکی ادیبانه خود این اشتباه را از طریق شعر به او یادآور شد.[۱]

    شاعری

    زبیدی شاعری توانا بود که شعر بسیار می‌سرود و منابع از او با عنوان «کثیرالشعر» یاد کرده‌اند.[۱] بیشترین اشعار باقی‌مانده از او، مکاتبات شعری با معاصرانش است. از جمله آنها می‌توان به مکاتبه با ابومسلم بن فهد، ابن وافد و رباحی اشاره کرد.[۱] یاقوت حموی در معجم الادباء، اشعار او را به نقل از حمیدی نقل کرده است.[۶]

    شاگردان

    از کسانی که نزد زبیدی دانش آموخته و از او روایت کرده‌اند، می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:[۱][۵]

    • ابوالولید محمد بن زبیدی (پسرش)
    • ابن افلیلی (ابوالقاسم ابراهیم بن محمد بن زکریا زهری)
    • ابوعمر طلمنکی
    • عبادة بن ماءالسماء
    • ابوعمر ابن حذاء

    وفات

    ابوبکر زبیدی در روز پنج‌شنبه، غره جمادی‌الآخره سال ۳۷۹ قمری (۹ سپتامبر ۹۸۹ میلادی) در اشبیلیه درگذشت.[۱][۲][۳] عامری حرضی در کتاب «غربال الزمان» نیز وفات او را در این سال ثبت کرده است.[۷] نماز بر پیکر او توسط پسر بزرگش احمد اقامه شد.[۸] برخی منابع به اشتباه سال وفات او را ۳۲۰ یا ۳۳۰ ق ذکر کرده‌اند که با سال وفات پدرش خلط شده است.[۱] محمدعلی مدرس در کتاب «ریحانة الأدب» نیز وفات او را در سال ۳۷۹ ق ثبت کرده و او را «ادیبى است نحوى لغوى مورّخ حافظ شاعر كثير الشعر» توصیف نموده است.[۹]

    آثار

    از ابوبکر زبیدی آثار متعددی بر جای مانده است:[۱][۵][۲]

    کتاب‌های چاپی

    • طبقات النحویین و اللغویین – تألیف به دستور خلیفه مستنصر. شامل شرح حال ۲۹۴ نحوی و لغت‌شناس از عصر ابوالاسود دوئلی تا عصر استادش رباحی. نخستین بار توسط محمد ابوالفضل ابراهیم در مصر (۱۳۷۳ ق/۱۹۵۴ م) به چاپ رسید.[۱]
    • الاستدراک علی سيبويه فی کتاب الأبنية و الزیادات – شامل افزوده‌ها و تصحیحاتی بر کتاب الابنیه سیبویه. زبیدی ۸۰ ابنیه بر کتاب افزوده است. این کتاب به کوشش گویدی در رم (۱۸۹۰ م) و سپس توسط حنا جمیل حداد در ریاض (۱۹۸۷ م) چاپ شده است.[۱]
    • لحن العامة (لحن العوام) – تألیف به درخواست خلیفه حکم. در سه بخش: کلماتی که عوام در جای اشتباه به کار می‌برند، کلماتی که در جای خود به کار نمی‌روند، و کلمات عامی که در معنای خاص به کار می‌روند. حاوی حدود ۵۰ واژه فارسی و معرب. به کوشش دکتر عبدالعزیز مطر (قاهره، ۱۹۸۱ م) چاپ شده است.[۱]
    • الواضح فی علم العربیة – کتابی آموزشی در نحو به زبان ساده برای مبتدیان. ابن حزم این کتاب را برای آشنایی با قواعد ضروری زبان کافی دانسته است. نسخه‌هایی از آن در قاهره، صنعا و اسکوریال موجود است. به کوشش عبدالکریم خلیفه (عمان، ۱۳۹۶ ق/۱۹۷۶ م) چاپ شده است.[۴]

    کتاب‌های خطی و مفقود

    • مختصر کتاب العین – تلخیصی از کتاب العین خلیل بن احمد فراهیدی. به گفته ثعالبی «مختصر العین» او «معدوم النظیر و المثیل» است. نسخه‌هایی از آن در قاهره، برلین، پاریس و مادرید موجود است.[۱]
    • هتك ستور الملحدین – در رد بر ابن مسره و پیروانش (کتابی کلامی و مفقود).[۱]
    • استدراك الغلط الواقع في كتاب العين (یا «الانتصار للخلیل») – در دفاع از خلیل بن احمد (مفقود).[۱]
    • أبنية الأسماء و الأفعال – نسخه‌هایی در واتیکان و گادیت موجود است.[۱]

    پانویس

    منابع مقاله

    وابسته‌ها