ابن حمدوش، عبدالرزاق بن محمد
عبدالرزاق بن محمد بن احمد بن حمادوش الجزائری (۱۱۰۷-۱۱۹۷ تا ۱۲۰۰ق)، دانشمند مالکی مذهب، پزشک، جهانگرد، شاعر و داروشناس الجزائری در قرن دوازدهم هجری (هجدهم میلادی) بود. او در شهر الجزائر متولد شد و در علوم مختلفی چون پزشکی، گیاهشناسی، ستارهشناسی، منطق، ریاضیات، هندسه، علم ساخت بمب و مواد منفجره (علم البونبه)، دریانوردی، ادبیات و تاریخ تبحر داشت. ابن حمادوش به مناطق مختلفی از جمله تونس، مصر، حجاز، شام، استانبول و مراکش سفر کرد و حاصل این سفرها را در کتاب ارزشمند «لسان المقال في النبأ عن النسب والحسب والآل» به نگارش درآورد. مستشرق فرانسوی، لوسین لکلرک، او را «آخرین نمایندگان طب عربی» دانسته و ابوالقاسم سعدالله، مورخ الجزائری، او را از نظر روحیه علمی و طغیان علیه معیارهای زمانه، قابل مقایسه با گالیله ایتالیایی و نیوتن انگلیسی دانسته است.
ولادت
عبدالرزاق بن محمد بن احمد بن حمادوش الجزائری در سال ۱۱۰۷ هجری قمری (۱۶۹۵ میلادی) در شهر الجزائر دیده به جهان گشود[۱][۲][۳]. او از خانوادهای متوسط به نام «آل دباغ» (دباغان) بود؛ پدر و عمویش به حرفه دباغی اشتغال داشتند[۱][۳]. پدرش در کودکی عبدالرزاق درگذشت و او تحت سرپرستی عمویش رشد یافت[۱]. خانواده وی با طبقه بازرگانان و صنعتگران الجزائر ارتباط داشت؛ خواهرش با خانوادهای که در حرارت (نوعی صنعت) کار میکردند ازدواج نمود و خود او نیز بار دوم با خانوادهای که در صنعت مس و پرداخت آن فعالیت داشتند ازدواج کرد[۱].
تحصیلات و استادان
ابن حمادوش دانش خود را از طریق درس، اجازه و سفر (رحله) فراگرفت. منابع درباره دوران نخست تحصیل او در الجزائر در دست ندارند، اما او خود تصریح کرده که همه علوم را به جز کیمیا، سیمیا و موسیقی که با اجازه فراگرفته، به صورت درسی آموخته است[۱][۳].
استادان او در الجزائر عبارت بودند از:
- محمد بن میمون (قاضی ادیب) - او را «استاد ما» مینامید. ابن میمون کسی بود که عقد ازدواج ابراهیم باشا را پس از آنکه پنهانی بود، آشکار ساخت. خانه ابن میمون محل مناظره و اختلاف ابن حمادوش با مفتی ابن علی بود[۳].
- محمد بن نيكرو (مفتی)
- مصطفی بن رمضان العنابی (قاضی)[۱]
وی در مراکش از محضر استادانی چون احمد ورززی، محمد بن عبدالسلام بنانی الفاسی، احمد سرائری و احمد بن مبارک بهره برد و از آنان اجازه دریافت کرد که آنها را در بخش دوم سفرنامه خود ثبت نموده است[۱][۳].
در پزشکی، نزد عبدالوهاب أدراق (پزشک سلطان اسماعیل و فرزندانش) شاگردی کرد[۱].
همچنین بر شیخ محمد زیتونة تونسی (که او نیز «استاد ما» مینامید) در محلی نامعلوم (احتمالاً اسکندریه یا تونس) درس خواند[۱].
ابن حمادوش همدوره با دانشمندان برجسته الجزائر مانند احمد بن عمار (صاحب «نحلة اللبیب»)، ابن علی (مفتی شاعر)، عبد الرحمن الشارف و حسین الورتلانی (صاحب «نزهة الأنظار») بود[۱][۳].
فعالیتها و سفرها
فرهنگ و دانش ابن حمادوش بر دو عنصر اساسی استوار بود: نخست «سفر» و دوم «نیروی مشاهده و تجربه»[۱][۳].
سفر حج (۱۱۳۰ق)
او سفر خود را از سنین جوانی آغاز کرد. در سال ۱۱۳۰ قمری از راه خشکی و از طریق تونس عازم حج شد. اطلاع چندانی از مدت اقامت او در مشرق و دانشمندانی که در تونس، طرابلس، مصر و مکه و مدینه ملاقات کرد و اجازات و دروسی که فراگرفت، در دست نیست[۱][۳].
سفر به مراکش (۱۱۴۵ق)
در سال ۱۱۴۵ قمری در مراکش حضور داشت. در آنجا قصیدهای برای تقدیم به سلطان مولای عبدالله سرود، اما به دلیلی نامعلوم (احتمالاً دشواری بارگاه، ضعف شعر یا گمنامی) از این کار منصرف شد و به گفته خود «خداوند او را از دیدارش بینیاز کرد»[۱][۳].
اقامت طولانی در مراکش (۱۱۵۶ق)
در سال ۱۱۵۶ قمری مجدداً به مراکش سفر کرد و مدت طولانی در آنجا اقامت گزید. بخش دوم سفرنامه او (که در دست است) از آغاز سال ۱۱۵۶ قمری (۱۴ فوریه ۱۷۴۳ م) شروع میشود[۳]. او در تطوان، فاس و مکناس بر چندین استاد درس خواند و از آنان اجازه گرفت. مدتی نیز به تدریس پرداخت. در این سفر کتابهای بسیاری خریداری کرد، مطالعه نمود و نسخهبرداری کرد. او تحولات سیاسی، آداب و رسوم اجتماعی و تحولات اقتصادی مراکش را از نزدیک مشاهده و ثبت کرد. مهمترین رویداد سیاسی که در این سفر ثبت کرد، قیام احمد ریفی (حاکم اقلیم تطوان) علیه سلطان مولای عبدالله بود که آن را با جزئیات کامل وصف کرده است[۳].
پس از بیش از یک سال به وطن بازگشت، اما تجارتش با شکست مواجه شد و نزدیک بود هلاک شود؛ چنانکه خود تصریح کرده: «در مراکش از بیماری، زیان و تنگی رنج بردم و آنچه در آنجا از تنگی معیشت و زیان دیدم هرگز ندیده بودم، تا آنکه یقین به هلاکت کردم»[۱][۳].
تألیف در رشید مصر (۱۱۶۱ق)
آخرین تاریخی که از تحرکات او در دست است، سال ۱۱۶۱ قمری است. در این سال در شهر رشید مصر مشغول تألیف رساله «تعدیل المزاج» بود. به احتمال قوی در همان سال الجزائر را به قصد حج یا مقاصد دیگر ترک گفت. معلوم نیست که آیا به الجزائر بازگشت یا در خاورمیانه درگذشت[۱].
روش تجربی و مشاهدهای
ابن حمادوش افزون بر منابع کتابی، به تجربه و مشاهده مستقیم تکیه داشت. او به کوههای اطراف الجزائر میرفت تا آزمایشهایی انجام دهد، گیاهان دارویی جمعآوری کند و پرتاب خمپاره و وزن و باروت و مسافت آن را تمرین نماید. خود را «گیاهشناس»، «داروساز» و پزشک در برخی بیماریها معرفی کرده است[۱][۳].
کتاب «لسان المقال» (سفرنامه)
کتاب «لسان المقال في النبأ عن النسب والحسب والآل» مهمترین اثر ادبی و تاریخی ابن حمادوش است. ابوالقاسم سعدالله نخستین کسی است که این کتاب را به طور مفصل معرفی کرده و به تحقیق و تحلیل آن پرداخته است[۳].
تخصص در پزشکی و داروشناسی
ابن حمادوش در جوانی (سال ۱۱۴۵ق) خود را پزشک، داروساز و گیاهشناس معرفی کرده است. او به خود میبالید که «همه گیاهانی که در تألیفش قید کرده، نزد او شناخته شده است». او بسیار در کتابهای پزشکی قدیم عربی و خارجی مطالعه میکرد و آثاری مانند تألیفات ابن سینا، ابن بیطار و انطاکی را خوانده و خلاصهبرداری کرده بود[۱].
درباره کتاب «دول» ملطی گفت: «مانند آن را در ترکیبات عربی و اسلوبهای آنها در آنچه از کتابهای مسیحیان عرب شده، ندیده است». از این کتاب ترجمه حال بسیاری از پزشکان مسلمان و غیرمسلمان از جمله رازی، فارابی، بیرونی، ابن سهل (صاحب بیمارستان جندیشاپور)، ابومعشر بلخی، بتانی، بوزجانی و اقلیدس را نقل کرده است[۱].
وفات
تاریخ دقیق درگذشت عبدالرزاق بن حمادوش به درستی مشخص نیست. برخی منابع عمر او را بیش از ۹۰ سال تخمین زدهاند. به احتمال قوی، درگذشت او در خاورمیانه (مصر یا حجاز) و در فاصله سالهای ۱۱۹۷ تا ۱۲۰۰ هجری قمری (۱۷۸۳-۱۷۸۶ میلادی) رخ داده است[۱][۲]. مکان دفن او نامعلوم است.
آثار
ابن حمادوش آثار متعددی در علوم مختلف از خود به جای گذاشت که بیشتر آنها مفقود شده است. ابوالقاسم سعدالله در مقاله خود فهرست جامعی از آثار او ارائه داده است[۳]:
آثار علمی و پزشکی
- كشف الرموز - این کتاب در واقع جلد چهارم از کتاب بزرگ «الجوهر المكنون من بحر القانون» است که به صورت مستقل شهرت یافته است. لوسین لکلرک این کتاب را به فرانسوی ترجمه کرده و گابریال کولان رساله دکترای خود را در مورد آن به نگارش درآورده است. این کتاب فرهنگنامه پزشکی به شیوه الفبایی است که شامل حدود ۹۸۷ مدخل از انواع گیاهان، داروها، حیوانات و مواد معدنی میباشد[۱].
- الجوهر المكنون من بحر القانون - کتاب بزرگ ابن حمادوش در پزشکی که در چهار جلد تنظیم شده است: جلد اول در سموم و پادزهرها، جلد دوم در تریاقات و برخی معجونها، جلد سوم در بیماریها بر اساس جدول حنین بن اسحاق، و جلد چهارم در حل الفاظ مفردات (همان «كشف الرموز»)[۱].
- تعديل المزاج بسبب قوانين العلاج - رسالهای در موضوع اندامهای تناسلی، کارکردها، اختلالات و درمان آنها. ابن حمادوش این رساله را در سال ۱۱۶۱ق در شهر رشید مصر تألیف کرد[۱].
- تأليف در طاعون - تألیفی در مورد طاعونی که در زمان او الجزائر را فراگرفته بود.
آثار در ستارهشناسی و ریاضیات
- شرح بر قصیده ربع (ابزار رصد)
- تألیف در تقویم
- تألیف در گیاهان
- تألیف در ستارهشناسی (شامل هفت تاریخ که آموخته بود)
- تألیف در اسطرلاب
- تألیف در رصد خورشید
- تألیف در ساعت آفتابی با حساب (برگرفته از کتابی اروپایی)
- تألیف در نقشه کره زمین
- تألیف در دریانوردی
- بغية الأديب من علم التكعيب (نیاز ادیب به دانش مکعب) - اتمام در ۱۱۴۳ق
- فتح المجيب في علم التكعيب (گشایش پاسخدهنده در دانش مکعب) - اتمام در ۱۱۶۰ق
- شرح بر منظومه ابن غرنوط (ظاهراً همان بغية الأديب)
- تألیف در کار با خمپاره (بونبه)
آثار در منطق و دستور زبان
- الدرر على المختصر - در منطق (شرح بر مختصر محمد بن یوسف سنوسی). این کتاب مورد تأیید و تقریظ احمد الورززی مغربی و احمد بن عمار جزائری قرار گرفته است[۳].
- السانح - در دستور زبان (شرح بر الفیه ابن مالک)
آثار ادبی
- لسان المقال في النبأ عن النسب والحسب والآل - سفرنامه معروف او که بخش دوم آن در دست است.
- دیوان شعر - اشعار او عمدتاً در غزل، نسيب، مراثی و مدح پیامبر اسلام است. سعدالله درباره اشعار او میگوید: «او در شعر و ادب خود به پایه ادیبان همدورانش چون ابن میمون، ابن عمار و ابن علی نمیرسد»[۳].
- مقامات ادبی - سه مقامه از او در بخش دوم سفرنامه ذکر شده است.
دیدگاه دانشمندان درباره او
- لوسین لکلرک (Lucien Leclerc): «ابن حمادوش در کار خود به خرافات تکیه نکرده و افزودههای جدیدی در مواد پزشکی دارد... «كشف الرموز» صفحه مهمی در تاریخ پزشکی است و نویسنده آن به نظر من از آخرین نمایندگان پزشکی عربی به شمار میرود»[۱][۳].
- گابریال کولان (Gabriel Colin): بر «عصرگرایی» تفکر ابن حمادوش به دلیل دوری از تصوف و خرافات تأکید کرده و «كشف الرموز» را از کتابهایی دانسته که تأثیری عمیق در سنتهای پزشکی الجزائر گذاشته است[۱].
- ابوالقاسم سعدالله: «میتوان ابن حمادوش الجزائری را از نظر روحیه و طغیان علیه معیارهای زمانه و ایمان به علم، با گالیله ایتالیایی و نیوتن انگلیسی مقایسه کرد»[۱][۳]. همچنین درباره روش علمی او میگوید: «او نظریهخوان نبود، بلکه سعی میکرد آنچه را میخواند به کار بندد و تألیف کند و آزمایشهای شخصی انجام دهد»[۳].
پانویس
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ ۱٫۱۶ ۱٫۱۷ ۱٫۱۸ ۱٫۱۹ ۱٫۲۰ ۱٫۲۱ ۱٫۲۲ ۱٫۲۳ ۱٫۲۴ سعدالله، ابوالقاسم، ج۲، ص۴۲۵-۴۳۶
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ سعدالله، ابوالقاسم: عبد الرزاق بن حمادوش، ۲۶ مارس ۲۰۱۸
- ↑ ۳٫۰۰ ۳٫۰۱ ۳٫۰۲ ۳٫۰۳ ۳٫۰۴ ۳٫۰۵ ۳٫۰۶ ۳٫۰۷ ۳٫۰۸ ۳٫۰۹ ۳٫۱۰ ۳٫۱۱ ۳٫۱۲ ۳٫۱۳ ۳٫۱۴ ۳٫۱۵ ۳٫۱۶ ۳٫۱۷ ۳٫۱۸ ۳٫۱۹ سعدالله، أبوالقاسم، عبدالرزاق بن حمادوش الجزائری و رحلته «لسان المقال»، ص322 تا 344
منابع
- سعدالله، ابوالقاسم، تاريخ الجزائر الثقافي، ج۲، بیروت - لبنان: دار الغرب الإسلامي، 1377ش|1998م
- سعدالله، ابوالقاسم، عبدالرزاق بن حمادوش الجزائری و رحلته «لسان المقال»، پایگاه مجلات تخصصی نور،المجمع اللغة العربیة بدمشق المجلد الخمسون، ربیع الأول 1395 - العدد 2 ISC (23 صفحه - از 322 تا 344).
- سعدالله، ابوالقاسم: عبد الرزاق بن حمادوش، ۲۶ مارس ۲۰۱۸
