۶۱٬۱۸۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'مولف' به 'مؤلف') |
جز (جایگزینی متن - ' ' به ' ') |
||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
مؤلف، علت غلط بودن هر كدام از لغات و اصطلاحات آقاى موسوى را در كنار غلطش ذكر كرده و صحيح آن را نيز عنوان كرده است. | مؤلف، علت غلط بودن هر كدام از لغات و اصطلاحات آقاى موسوى را در كنار غلطش ذكر كرده و صحيح آن را نيز عنوان كرده است. | ||
بعد از ذكر خطاهاى نحوى موسوى، مؤلف كتاب اشاره مىكند: كسى كه اين همه خطاى ادبياتى دارد و نياز به تصحيح دارد، چگونه مىخواهد عقائد بزرگانى چون [[شيخ مفيد]]، [[کلینی، محمد بن یعقوب|كلينى]]، [[ابنبابویه، محمد بن علی|صدوق]]، | بعد از ذكر خطاهاى نحوى موسوى، مؤلف كتاب اشاره مىكند: كسى كه اين همه خطاى ادبياتى دارد و نياز به تصحيح دارد، چگونه مىخواهد عقائد بزرگانى چون [[شيخ مفيد]]، [[کلینی، محمد بن یعقوب|كلينى]]، [[ابنبابویه، محمد بن علی|صدوق]]، [[علمالهدی، علی بن حسین|سيد مرتضى]]، [[طوسی، محمد بن حسن|شيخ الطائفه طوسى]]، كراجكى، [[نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد|خواجه نصيرالدين طوسى]]، [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلى]] و ديگران را تصحيح نمايد؟! | ||
مؤلف براى اين كه نشان دهد خطاهاى مذكور در كتاب «الشيعة و التصحيح» خطاهاى چاپى نبوده، در فهرستى ديگر خطاهاى چاپى را هم به طور مجزا ذكر نموده تا باعث اشتباه نشود و خاطر نشان مىكند كه خطاهاى مذكور، نمىتواند خطاهايى از نوع غلط چاپى باشد. | مؤلف براى اين كه نشان دهد خطاهاى مذكور در كتاب «الشيعة و التصحيح» خطاهاى چاپى نبوده، در فهرستى ديگر خطاهاى چاپى را هم به طور مجزا ذكر نموده تا باعث اشتباه نشود و خاطر نشان مىكند كه خطاهاى مذكور، نمىتواند خطاهايى از نوع غلط چاپى باشد. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
نويسنده در عنوانى ديگر، اشكالاتى را كه دكتر موسوى به امامت و خلافت از نظر شيعه گرفته است مورد بررسى قرار داده و به اشكالات وى جواب مىدهد. مثلا دكتر موسوى مىگويد: من تصور مىكنم كه شيعيان از قرن چهارم و پنجم از روايات در باب امامت على(ع) قصدى جزء اسائه به اسلام نداشتند و نمىخواستند كه عقائد شيعه در قلوب راسخ و محكم گردد، بلكه قصد جسارت به اسلام داشتهاند. | نويسنده در عنوانى ديگر، اشكالاتى را كه دكتر موسوى به امامت و خلافت از نظر شيعه گرفته است مورد بررسى قرار داده و به اشكالات وى جواب مىدهد. مثلا دكتر موسوى مىگويد: من تصور مىكنم كه شيعيان از قرن چهارم و پنجم از روايات در باب امامت على(ع) قصدى جزء اسائه به اسلام نداشتند و نمىخواستند كه عقائد شيعه در قلوب راسخ و محكم گردد، بلكه قصد جسارت به اسلام داشتهاند. | ||
در ادامه، مؤلف بدين مناسبت مطالبى كه در كتب اهل سنت، از نصوصى كه بر خلافت [[علی بن ابیطالب(ع)، امام اول|اميرالمومنين(ع)]] | در ادامه، مؤلف بدين مناسبت مطالبى كه در كتب اهل سنت، از نصوصى كه بر خلافت [[علی بن ابیطالب(ع)، امام اول|اميرالمومنين(ع)]] دلالت دارد را ذكر نموده و به توضيح آنها مىپردازد؛ از جمله آيه انذار، دار، ولايت، مودت، تطهير و احاديثى چون منزلت و وصيت، غدير، ثقلين و سفينه. | ||
دكتر موسوى مىگويد كه اگر خلافت و امامت امرى از طرف خدا بود، نبايد اين همه اختلاف در آن وجود مىداشت و بايد از طرف خدا امرى بر آن مىبود و در وحى به آن اشاره مىشد. مؤلف جواب مىدهد كه اين همه اختلاف براى نصوص شرعى از قرآن و سنت نبوى، دلالت بر وجود و اعتبار سنت مىباشد و نمىتوان سنت را از نص شرعىِ بودن جدا كرد و فقط قرآن را نص شرعى دانست، در حالىكه دكتر موسوى خود با نص شرعىاى كه قبول داشته هم مخالفت كرده و آن در مورد ازدواج موقت و دفع خمس است كه نص قرآن كريم مىباشد كه با نصوص شرعى و قرآنى ثابت شدهاند. | دكتر موسوى مىگويد كه اگر خلافت و امامت امرى از طرف خدا بود، نبايد اين همه اختلاف در آن وجود مىداشت و بايد از طرف خدا امرى بر آن مىبود و در وحى به آن اشاره مىشد. مؤلف جواب مىدهد كه اين همه اختلاف براى نصوص شرعى از قرآن و سنت نبوى، دلالت بر وجود و اعتبار سنت مىباشد و نمىتوان سنت را از نص شرعىِ بودن جدا كرد و فقط قرآن را نص شرعى دانست، در حالىكه دكتر موسوى خود با نص شرعىاى كه قبول داشته هم مخالفت كرده و آن در مورد ازدواج موقت و دفع خمس است كه نص قرآن كريم مىباشد كه با نصوص شرعى و قرآنى ثابت شدهاند. | ||
ویرایش