اسلام و غرب

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    اسلام و غرب
    اسلام و غرب
    پدیدآورانخورشید، احمد (نويسنده)

    سعیدی، سید غلامرضا (مترجم) خسروشاهی، هادی ( گردآورنده) مودودی، ابو الاعلی ( مقدمه‌نويس) جمیله، مریم ( نویسنده) وان‌ ل‍ون‌، ه‍ن‍دری‍ک‌ وی‍ل‍م‌ ( نویسنده) سرکاء، هیرن ( نویسنده) رفیع‌الدین، محمد ( نویسنده)

    اح‍س‍ان‌ال‍ل‍ه‌ خ‍ان‌، م‍ح‍م‍د ( نویسنده)
    عنوان‌های دیگرانگیزیسیون یا تفتیش عقاید ** سقوط تمدن غرب و کشف قرآن ** سکولاریزم غربی ** ماتریالیزم و اخلاق ** نقش اسلام در برابر غرب
    ناشرکلبه شروق
    مکان نشرایران - قم
    سال نشر1393ش
    چاپ1
    شابک978-964-7255-52-3
    موضوعاسلام و غرب - اسلام - دفاعیه‎ها و ردیه‎ها - اسلام - قرن 20م.
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    /الف27 الف5 229/3 BP
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    اسلام و غرب، مجموعه‌ای است از چند مقاله از نویسندگان مختلف، با ترجمه سید غلامرضا سعیدی، در بررسی تطور روابط اسلام و تمدن غرب.

    ازآنجاکه همه مقالات این مجموعه به‌جز یکی از آنها (مقاله آخر) به موضوع اسلام و غرب مربوط است، لذا این مجموعه با نام اولین مقاله آن، یعنی «اسلام و غرب»، نام‌گذاری شده و برای اینکه عنوان مجموعه، شامل مقاله آخر نیز بشود، عبارت «به‌ضمیمه: ماتریالیزم و اخلاق» هم به عنوان آن افزوده شده است.

    ساختار و محتوا

    این مجموعه مشتمل بر شش مقاله به‌ ترتیب زیر است:

    • «اسلام و غرب»: سید ابوالاعلی مودودی، در پیشگفتار این مقاله، خاطرنشان کرده است: «رساله حاضر که به قلم آقای خورشید احمد، نگاشته شده، به‌طرز مؤثری می‌تواند جوابگوی احتیاج روز باشد. مقتضیات عصر و زمان ما حکم می‌کند که به‌منظور ایجاد صلح و دوستی بین‌المللی و برقراری ارتباط متقابل میان ملت‌های مختلف، پایه درستی بنا کنیم. از جمله اقداماتی که در این زمینه ضرورت دارد، یکی این موضوع است که برای ایجاد ارتباط مردم اروپا و آمریکا با محیط برادری اسلامی با کمال حسن نیت و نشاط خاطر بکوشیم... اسلام و غرب در حال حاضر چنین نیازی به یکدیگر دارند و باید با حسن نیت اقدام کرد، ولی مادامی که موانع حقیقی و سدهایی که در این راه به وجود آمده، از سر راه برداشته نشود، حسن نیت به‌تنهایی کافی نیست. در این رساله، کوشش شده است که این موانع نشان داده شود تا از بین برود و ضرورت تشخیص آن نیز تشریح گردیده است[۱].
    • «نقش اسلام در برابر غرب»، تألیف مارگرت مارکوس: نویسنده ابتدا به شرح چگونگی تشرف خویش از دین یهودیت به اسلام پرداخته[۲] و سپس، ضمن اشاره به منابع فلسفی ماتریالیسم غرب[۳] و اسلام از دیدگاه متجددینی همچون محمد اقبال[۴] و سید قطب[۵]، به این پرسش پاسخ داده که آیا اسلام می‌تواند با روح قرن بیستم سازش کند[۶].
    • «انگیزیسیون یا تفتیش عقاید»، تألیف وان لون: خواننده در این مقاله، نمونه‌ای از کشتارها، زندان‌ها، شلاق‌زدن‌ها، جنایت‌ها، زورگویی‌ها، خفقان‌ها، سلب آزادی‌ها، شکنجه‌ها، خودپرستی‌ها، ریا و تظاهرها و عوام‌فریبی‌های پاپ‌ها و اربابان کلیسا را به قلم یک نفر مسیحی می‌خواند و تصدیق خواهد نمود لباسی که به قامت ناموزون خود آنها بریده و دوخته شده است، سال‌ها بر اندام ملت مسلمان پوشاندند، ولی بالاخره حقایق از لابه‌لای تاریخ سیاه قرون وسطی جلوه کرد و دروغگویان رسوا شدند و با تیغی که خود از نیام کشیده بودند، مجازات شدند[۷].
    • «سقوط تمدن غرب و کشف قرآن»: رساله حاضر، ترجمه متن سخنرانی بانو فاطمه هیرن - سرکا، آلمانی‌نژاد تازه‌مسلمان است که در کنفرانس بین‌المللی اسلامی لندن ایراد کرده است[۸]... این اثر جمیل، راجع به زندگی خانوادگی که با زیبایی و بلاغت خاصی از قلب گرم زن اروپایی بااخلاصی تراوش کرده، در میان ادبیات مدرن اسلامی، اثری است بی‌نظیری[۹].
    • «سکولاریزم غربی»: اثر دکتر محمد رفیع‌الدین، دانشمند پاکستانی رئیس مجمع علمی «آکادمی اقبال» است که در سال 1963م، به‌عنوان خطابه مقام ریاست کنفرانس، قسمت فلسفه اجتماعی... ایراد شده است[۱۰]. در این رساله، آمده است: سکولاریزم، تعصب و عقیده‌ای است نامعقول از دانشمندان غرب که زائیده وضع تمایلی خاص مسیحیان است نسبت به انسان و جهان که به‌وسیله یک سلسله حوادث در تاریخ اروپا تغذیه و تقویت شده است و این معنایی است هم مخالف اسلام و هم مخالف علم[۱۱].
    • «ماتریالیزم و اخلاق»، نوشته محمد احسان‌الله خان: نظر به اینکه حامل اصلی و انگیزه حقیقی ایدئولوژی کمونیستی در آغاز امر، «اخلاق» بوده و موضوع علاقه و دلسوزی به حال کارگران، پایه‌گذاران مکتب کمونیستی را وادار به قیام کرد تا آنها را نجاد دهد و بعد از سوار شدن بر مرکب مراد، این معنی فراموش شد، بلکه به جنگ اخلاق برخاسته‌اند و به‌لحاظ اینکه از طرف دیگر مسئله اخلاق، رکن اساسی حیات اجتماعی و وجدانی است، لذا این دو مبنا، در این رساله، مورد بحث قرار گرفته است و ازآنجایی‌که مکتب کمونیستی به‌صورت سازمان‌یافته‌ای با تشکیلات حکومتی به وجود آمده و مظهر معارضه آشکار با اخلاق است، این رساله، نخست به نام «اخلاق و کمونیسم» چاپ شده است؛ درصورتی‌که بایستی «اخلاق و ماتریالیسم» نامیده شود[۱۲]. در بخشی از این مقاله، آمده است: «... همین‌که در محیط کمونیزم دقیق شویم، می‌بینیم که هر نوع فعالیتی در زمینه بالا بردن سطح معیشت به عمل آید، باز هم رضایت‌بخش نیست؛ زیرا... هرچه در تحصیل خواهش‌های جسمانی بیشتر اهتمام شود، به همان نسبت به آرزوها و مشتهیات مادی، می‌افزاید»[۱۳].

    پانویس

    1. ر.ک: پیشگفتار مودودی، ص15
    2. ر.ک: متن کتاب، ص111
    3. ر.ک: همان، ص116
    4. ر.ک: همان، ص185
    5. ر.ک: همان، ص197
    6. ر.ک: همان، ص211
    7. ر.ک: مقدمه مترجم، ص225
    8. ر.ک: همان، ص249
    9. ر.ک: همان، ص250
    10. ر.ک: همان، ص342
    11. ر.ک: متن کتاب، ص372
    12. ر.ک: مقدمه مترجم، ص401
    13. ر.ک: متن کتاب، ص428

    منابع مقاله

    پیشگفتار، مقدمه و متن کتاب.

    وابسته‌ها