درچهای، محمدباقر بن مرتضی: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگینامه | عنوان = سید محمدباقر درچهای | تصویر = NUR123116.jpg | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | نام کامل = سید محمدباقر بن سید مرتضی بن سید احمد بن سید مرتضی درچهای | نامهای دیگر = موسوی | لقب = استاد المراجع، علامه درچهای | تخلص = | ن...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
| کد مؤلف = AUTHORCODE123116AUTHORCODE | | کد مؤلف = AUTHORCODE123116AUTHORCODE | ||
}} | }} | ||
'''سید محمدباقر درچهای''' (۱۲۶۴-۱۳۴۲ق)، فقیه، اصولی و مرجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بود. او که با ۳۱ واسطه به امام موسی کاظم (ع) میرسید، پس از تحصیل در اصفهان و نجف و بهرهمندی از محضر میرزای شیرازی و میرزا حبیبالله | '''سید محمدباقر درچهای''' (۱۲۶۴-۱۳۴۲ق)، فقیه، اصولی و مرجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بود. او که با ۳۱ واسطه به [[امام موسی کاظم علیهالسلام|امام موسی کاظم(ع)]] میرسید، پس از تحصیل در اصفهان و نجف و بهرهمندی از محضر [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|میرزای شیرازی]] و [[رشتی، حبیبالله|میرزا حبیبالله رشتی]]، به اصفهان بازگشت و حدود چهار دهه به تدریس فقه و اصول پرداخت. شاگردان برجستهای چون [[بروجردی، سید حسین|سید حسین بروجردی]]، [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]] و [[مدرس، سید حسن|سید حسن مدرس]] در محضر او پرورش یافتند. او به زهد، سادهزیستی، نظم شدید در تدریس، مبارزه با خرافات و مخالفت با رضاخان شهرت داشت. درگذشت او در ۲۸ ربیعالثانی ۱۳۴۲ق در حمام روستای درچه به طرز مشکوکی رخ داد و برخی منابع آن را شهادت به دست عوامل حکومت پهلوی میدانند. پیکرش در تکیه کازرونی تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. | ||
==ولادت و خاندان== | ==ولادت و خاندان== | ||
سید محمدباقر درچهای در سال ۱۲۶۴ هجری قمری (حدود ۱۲۲۶ هجری شمسی) در روستای «درچه» از توابع لنجان اصفهان به دنیا آمد.<ref name="mهدوی">مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، ج۲، ص۱۳۳</ref> نسب او با ۳۱ واسطه به امام موسی کاظم (ع) میرسد و از اولاد «موسی الثانی» (معروف به ابی سبحه) است؛ به همین جهت او را «موسوی» لقب دادهاند.<ref name="golshan">تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸ به نقل از اندیشه قم</ref> جد اعلاى او محمد میر لوحی سبزواری از عالمان بزرگ اصفهان در دوره صفویه و معاصر با محمدتقی مجلسی بود.<ref name="jahangiri1">نجفی محمدزاهد، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۷، ص۴۸۹</ref> | سید محمدباقر درچهای در سال ۱۲۶۴ هجری قمری (حدود ۱۲۲۶ هجری شمسی) در روستای «درچه» از توابع لنجان اصفهان به دنیا آمد.<ref name="mهدوی">مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، ج۲، ص۱۳۳</ref> نسب او با ۳۱ واسطه به [[امام موسی کاظم علیهالسلام|امام موسی کاظم(ع)]] میرسد و از اولاد «موسی الثانی» (معروف به ابی سبحه) است؛ به همین جهت او را «موسوی» لقب دادهاند.<ref name="golshan">تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸ به نقل از اندیشه قم</ref> جد اعلاى او محمد میر لوحی سبزواری از عالمان بزرگ اصفهان در دوره صفویه و معاصر با محمدتقی مجلسی بود.<ref name="jahangiri1">نجفی محمدزاهد، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۷، ص۴۸۹</ref> | ||
پدرش سید مرتضی (متوفای ۱۲۸۸ق) و برادرانش سید محمدحسین و سید مهدی نیز از عالمان دین بودند.<ref name="golshan" /> او پنجمین فرزند از خانواده پرجمعیت سید مرتضی بود و گل سرسبد آنان به شمار میرفت.<ref>مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی، فرهنگ أعلام علوم عقلی اسلامی، ج۲، ص۶۸۶</ref> | پدرش سید مرتضی (متوفای ۱۲۸۸ق) و برادرانش سید محمدحسین و سید مهدی نیز از عالمان دین بودند.<ref name="golshan" /> او پنجمین فرزند از خانواده پرجمعیت سید مرتضی بود و گل سرسبد آنان به شمار میرفت.<ref>مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی، فرهنگ أعلام علوم عقلی اسلامی، ج۲، ص۶۸۶</ref> | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
در اصفهان از محضر اساتید زیر بهره برد: | در اصفهان از محضر اساتید زیر بهره برد: | ||
1. میرزا ابوالمعالی کلباسی (۱۲۴۷-۱۳۱۵ق)<ref name="andisheh">اندیشه قم: تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸</ref> | 1. [[کلباسی، محمد بن محمدابراهیم|میرزا ابوالمعالی کلباسی]] (۱۲۴۷-۱۳۱۵ق)<ref name="andisheh">اندیشه قم: تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸</ref> | ||
2. محمدباقر خوانساری (صاحب روضات الجنات)<ref name="jahangiri1" /> | |||
3. محمدحسن نجفی اصفهانی (متوفی ۱۳۰۱ق)<ref name="andisheh" /> | 2. [[خوانساری، سید محمدباقر بن زینالعابدین|محمدباقر خوانساری]] (صاحب [[روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات|روضات الجنات]])<ref name="jahangiri1" /> | ||
3. [[صاحب جواهر، محمدحسن|محمدحسن نجفی اصفهانی]] (متوفی ۱۳۰۱ق)<ref name="andisheh" /> | |||
برخی از اساتید بارها به خاطر هوش و تیزبینی او، وی را مورد تفقد قرار میدادند و پس از بیان درس، نظر او را میپرسیدند.<ref name="shafaqna" /> | برخی از اساتید بارها به خاطر هوش و تیزبینی او، وی را مورد تفقد قرار میدادند و پس از بیان درس، نظر او را میپرسیدند.<ref name="shafaqna" /> | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۲: | ||
در حدود سال ۱۲۹۱ قمری (در سن حدود ۲۵ سالگی) برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف مهاجرت کرد و حدود ۱۴ سال در آنجا ماند.<ref name="jahangiri1" /> اساتید او در نجف عبارت بودند از: | در حدود سال ۱۲۹۱ قمری (در سن حدود ۲۵ سالگی) برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف مهاجرت کرد و حدود ۱۴ سال در آنجا ماند.<ref name="jahangiri1" /> اساتید او در نجف عبارت بودند از: | ||
1. میرزا محمدحسن شیرازی (میرزای بزرگ، ۱۲۳۰-۱۳۱۲ق | 1. [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|میرزا محمدحسن شیرازی]] (میرزای بزرگ، ۱۲۳۰-۱۳۱۲ق)<ref name="jahangiri1" /> | ||
نقل است که در نجف، ملاک و معیار علمی طلاب این بود که بگویند فلانی از شاگردان سید محمدباقر درچهای یا آخوند خراسانی است.<ref name="shafaqna" /> | 2. [[رشتی، حبیبالله|میرزا حبیبالله رشتی]]<ref name="jahangiri1" /> | ||
3. [[سید حسین کوهکمری]] (متوفی ۱۲۹۱ق)<ref name="jahangiri1" /> | |||
نقل است که در نجف، ملاک و معیار علمی طلاب این بود که بگویند فلانی از شاگردان سید محمدباقر درچهای یا [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانی]] است.<ref name="shafaqna" /> | |||
==بازگشت به اصفهان و تدریس== | ==بازگشت به اصفهان و تدریس== | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۸: | ||
===شیوه تدریس=== | ===شیوه تدریس=== | ||
درچهای مباحث درس خود را که عمدتاً برگرفته از تقریرات درس میرزا حبیبالله رشتی بود، با تفصیل فراوان و همراه با طرح اشکالهای متعدد و پاسخ دادن بدانها مطرح میکرد.<ref name="jahangiri1" /> به همین دلیل، فقط طلاب فاضل و اهل تحقیق قادر به استفاده از مباحث درس او بودند. | درچهای مباحث درس خود را که عمدتاً برگرفته از تقریرات درس [[رشتی، حبیبالله|میرزا حبیبالله رشتی]] بود، با تفصیل فراوان و همراه با طرح اشکالهای متعدد و پاسخ دادن بدانها مطرح میکرد.<ref name="jahangiri1" /> به همین دلیل، فقط طلاب فاضل و اهل تحقیق قادر به استفاده از مباحث درس او بودند. | ||
اگر مطلبی را نمیدانست، با صدای بلند میگفت: «نمیدانم» تا شاگردان یاد بگیرند از ندانستن عارشان نیاید.<ref name="andisheh2">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | اگر مطلبی را نمیدانست، با صدای بلند میگفت: «نمیدانم» تا شاگردان یاد بگیرند از ندانستن عارشان نیاید.<ref name="andisheh2">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | ||
| خط ۹۸: | خط ۱۰۲: | ||
برخی از مشهورترین شاگردان درچهای عبارتند از<ref name="jahangiri2" /><ref name="shafaqna2">شفقنا: برخی از شاگردان برجسته</ref>: | برخی از مشهورترین شاگردان درچهای عبارتند از<ref name="jahangiri2" /><ref name="shafaqna2">شفقنا: برخی از شاگردان برجسته</ref>: | ||
1. سید ابوالحسن اصفهانی (مرجع تقلید) | 1. [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]] (مرجع تقلید) | ||
2. سید حسین بروجردی (زعیم حوزههای علمیه) | |||
3. سید حسن مدرس (شهید) | 2. [[بروجردی، سید حسین|سید حسین بروجردی]] (زعیم حوزههای علمیه) | ||
4. میرزا محمدحسین نائینی | |||
5. آقا ضیاء عراقی | 3. [[مدرس، سید حسن|سید حسن مدرس]] (شهید) | ||
6. سید جمالالدین گلپایگانی | |||
7. میرزا علی آقا شیرازی | 4. [[نائینی، محمدحسین|میرزا محمدحسین نائینی]] | ||
8. آقا نجفی قوچانی | |||
5. [[عراقی، ضیاءالدین|آقا ضیاء عراقی]] | |||
6. [[موسوی گلپایگانی، سید جمالالدین احمد|سید جمالالدین گلپایگانی]] | |||
7. [[میرزا علی آقا شیرازی]] | |||
8. [[نجفی قوچانی، محمدحسن|آقا نجفی قوچانی]] | |||
9. حاج آقا رحیم ارباب | 9. حاج آقا رحیم ارباب | ||
10. سید عبدالحسین طیب | 10. سید عبدالحسین طیب | ||
11. [[همایی، جلالالدین|جلالالدین همایی]] | |||
سید حسن مدرس میگوید: «هرچه دارم از سید محمدباقر درچهای و آخوند خراسانی است.»<ref name="shafaqna" /> | [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] درباره استاد خود میگوید: «ما تا پایان عمر مرهون زحمات و تلاشهای استادمان سید محمدباقر درچهای هستیم.»<ref name="defapress">خبرگزاری دفاع مقدس: آیتالله درچهای؛ مرجعی که مبارزه با خرافات را فریاد میزد</ref> همچنین فرمود: «مبانی علمی خود را در اصفهان آنچنان محکم کرده بودم که توقف در نجف و اساتید بزرگ آنجا نتوانست اکثر مبانی مرا عوض کند.»<ref name="shafaqna" /> | ||
[[مدرس، سید حسن|سید حسن مدرس]] میگوید: «هرچه دارم از سید محمدباقر درچهای و آخوند خراسانی است.»<ref name="shafaqna" /> | |||
==مرجعیت تقلید== | ==مرجعیت تقلید== | ||
پس از درگذشت سید اسماعیل صدر (متوفی ۱۳۳۸ق)، بسیاری از مردم اصفهان و شهرهای دیگر، درچهای را به عنوان مرجع تقلید خود برگزیدند.<ref name="jahangiri2" /> به همین سبب به او لقب «استاد المراجع» داده بودند. | پس از درگذشت [[صدر، سید اسماعیل|سید اسماعیل صدر]] (متوفی ۱۳۳۸ق)، بسیاری از مردم اصفهان و شهرهای دیگر، درچهای را به عنوان مرجع تقلید خود برگزیدند.<ref name="jahangiri2" /> به همین سبب به او لقب «استاد المراجع» داده بودند. | ||
در زمان مرجعیت او، با حکم وی در اکثر شهرهای ایران به ویژه اصفهان حدود شرعی اجرا میشد.<ref name="shafaqna3">شفقنا: مرجعیت و اجرای حدود شرعی</ref> | در زمان مرجعیت او، با حکم وی در اکثر شهرهای ایران به ویژه اصفهان حدود شرعی اجرا میشد.<ref name="shafaqna3">شفقنا: مرجعیت و اجرای حدود شرعی</ref> | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۴۰: | ||
درچهای به سادهزیستی و پرهیزکاری شهرت داشت. آیتالله بروجردی میفرماید: «استاد ما، مرحوم درچهای مرد عجیبی بود، دوران طلبگی و دوران مرجعیتش هیچ فرقی باهم نکرد؛ زمان فقر طلبگی که دستش تهی بود با دوران مرجعیت که مردم وجوه شرعیه میآوردند، هر دو یکسان بود.»<ref name="shafaqna4">شفقنا: زهد، مناعت طبع و غنای قناعت</ref> | درچهای به سادهزیستی و پرهیزکاری شهرت داشت. آیتالله بروجردی میفرماید: «استاد ما، مرحوم درچهای مرد عجیبی بود، دوران طلبگی و دوران مرجعیتش هیچ فرقی باهم نکرد؛ زمان فقر طلبگی که دستش تهی بود با دوران مرجعیت که مردم وجوه شرعیه میآوردند، هر دو یکسان بود.»<ref name="shafaqna4">شفقنا: زهد، مناعت طبع و غنای قناعت</ref> | ||
آقا نجفی قوچانی مینویسد: «در مدرسه نیمآورد حجره داشت و منزلش در درچه بود... پنجشنبه و جمعهها به ده میرفت. عصر جمعه نان و ماست تا آخر هفته را به مدرسه میآورد. مثل سایر طلبهها میگذراند... شبزندهدار بود و بسیار در درس و بحث زحمت میکشید.»<ref name="andisheh4">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | [[نجفی قوچانی، محمدحسن|آقا نجفی قوچانی]] مینویسد: «در مدرسه نیمآورد حجره داشت و منزلش در درچه بود... پنجشنبه و جمعهها به ده میرفت. عصر جمعه نان و ماست تا آخر هفته را به مدرسه میآورد. مثل سایر طلبهها میگذراند... شبزندهدار بود و بسیار در درس و بحث زحمت میکشید.»<ref name="andisheh4">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | ||
===عدم پذیرش هدایا و سهم امام=== | ===عدم پذیرش هدایا و سهم امام=== | ||
استاد جلالالدین همایی میگوید: «مکرر دیدم که سهم امامهای کلان برای او آوردند و دیناری نپذیرفت با اینکه میدانستم بیش از چهار پنج شاهی پول سیاه نداشت. وقتی سبب میپرسیدم میفرمود: من فعلاً مقروض نیستم و خرجی فردای خود را هم دارم... اگر سهم امام را بپذیرم ممکن است حقوق فقرا تضییع شود.»<ref name="shafaqna4" /> | استاد [[همایی، جلالالدین|جلالالدین همایی]] میگوید: «مکرر دیدم که سهم امامهای کلان برای او آوردند و دیناری نپذیرفت با اینکه میدانستم بیش از چهار پنج شاهی پول سیاه نداشت. وقتی سبب میپرسیدم میفرمود: من فعلاً مقروض نیستم و خرجی فردای خود را هم دارم... اگر سهم امام را بپذیرم ممکن است حقوق فقرا تضییع شود.»<ref name="shafaqna4" /> | ||
===داستان نرفتن به مهمانی بازرگان=== | ===داستان نرفتن به مهمانی بازرگان=== | ||
| خط ۱۳۸: | خط ۱۵۲: | ||
===پرهیز از شهرت=== | ===پرهیز از شهرت=== | ||
آیتالله مظاهری نقل میکند: «شبی پدرم ایشان را برای شام دعوت کردند. برای رفتن به منزل پدر باید از بازار رد میشدیم. آقا گفتند: از داخل بازار نمیآیم چون در آن مسیر مردم میخواهند مرتب صلوات بفرستند، از کوچههای فرعی برویم.»<ref name="shafaqna5">شفقنا: اخلاص و دوری از شهرت</ref> | [[مظاهری، حسین|آیتالله مظاهری]] نقل میکند: «شبی پدرم ایشان را برای شام دعوت کردند. برای رفتن به منزل پدر باید از بازار رد میشدیم. آقا گفتند: از داخل بازار نمیآیم چون در آن مسیر مردم میخواهند مرتب صلوات بفرستند، از کوچههای فرعی برویم.»<ref name="shafaqna5">شفقنا: اخلاص و دوری از شهرت</ref> | ||
==مبارزه با خرافات و عقاید ناروا== | ==مبارزه با خرافات و عقاید ناروا== | ||
درچهای با خرافات و عقاید ناروا، مانند اظهارات غلوآمیز درباره امامان (ع)، مبارزه میکرد.<ref name="jahangiri2" /> | درچهای با خرافات و عقاید ناروا، مانند اظهارات غلوآمیز درباره امامان(ع)، مبارزه میکرد.<ref name="jahangiri2" /> | ||
نقل است که واعظی در منبر مطلبی بیاساس درباره امام حسین (ع) گفت. درچهای در همان جلسه فریاد زد: «تو از کجا میدانی چنین است؟ این حرفها را از کجا میگویی؟» واعظ بعداً علیه او شایعه پراکنی کرد.<ref name="defapress2">خبرگزاری دفاع مقدس: منشأ اتهامات علیه آیت الله درچهای</ref> | نقل است که واعظی در منبر مطلبی بیاساس درباره [[امام حسین علیهالسلام|امام حسین(ع)]] گفت. درچهای در همان جلسه فریاد زد: «تو از کجا میدانی چنین است؟ این حرفها را از کجا میگویی؟» واعظ بعداً علیه او شایعه پراکنی کرد.<ref name="defapress2">خبرگزاری دفاع مقدس: منشأ اتهامات علیه آیت الله درچهای</ref> | ||
==موضع سیاسی در قبال مشروطه و رضاخان== | ==موضع سیاسی در قبال مشروطه و رضاخان== | ||
درچهای در عملکرد سیاسی بسیار محتاط و غیرفعال بود. در ماجرای نهضت مشروطه، او برخلاف بیشتر عالمان اصفهان که از مشروطه حمایت میکردند، با آن همراه نبود و حتی همفکری او با شیخ فضلالله نوری گزارش شده است.<ref name="jahangiri2" /> | درچهای در عملکرد سیاسی بسیار محتاط و غیرفعال بود. در ماجرای نهضت مشروطه، او برخلاف بیشتر عالمان اصفهان که از مشروطه حمایت میکردند، با آن همراه نبود و حتی همفکری او با [[نوری، فضلالله|شیخ فضلالله نوری]] گزارش شده است.<ref name="jahangiri2" /> | ||
===مخالفت با رضاخان=== | ===مخالفت با رضاخان=== | ||
| خط ۱۶۱: | خط ۱۷۵: | ||
- برخی منابع مرگ او را بر اثر سکته گزارش کردهاند.<ref name="mهدوی" /> | - برخی منابع مرگ او را بر اثر سکته گزارش کردهاند.<ref name="mهدوی" /> | ||
- برخی دیگر معتقدند او توسط عوامل رضاخان به شهادت رسیده است.<ref name="rasa">خبرگزاری رسا: برخی معتقد به شهادت آیت الله درچهای هستند</ref> | - برخی دیگر معتقدند او توسط عوامل رضاخان به شهادت رسیده است.<ref name="rasa">خبرگزاری رسا: برخی معتقد به شهادت آیت الله درچهای هستند</ref> | ||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۸۱: | ||
شواهد مطرح شده برای شهادت:<ref name="rasa" /><ref name="defapress3" /> | شواهد مطرح شده برای شهادت:<ref name="rasa" /><ref name="defapress3" /> | ||
- حضور افراد ناشناس در روزهای قبل از وفات در درچه و ارتباط آنها با مسؤول حمام | - حضور افراد ناشناس در روزهای قبل از وفات در درچه و ارتباط آنها با مسؤول حمام | ||
- حضور سریع پزشکان دولتی از اصفهان (چهار ساعت راه) در عرض ده دقیقه پس از حادثه | - حضور سریع پزشکان دولتی از اصفهان (چهار ساعت راه) در عرض ده دقیقه پس از حادثه | ||
- امتناع قبلی درچهای از ملاقات با رضاخان و نپذیرفتن هدایای او | - امتناع قبلی درچهای از ملاقات با رضاخان و نپذیرفتن هدایای او | ||
نسخهٔ ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۰۱
سید محمدباقر درچهای (۱۲۶۴-۱۳۴۲ق)، فقیه، اصولی و مرجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بود. او که با ۳۱ واسطه به امام موسی کاظم(ع) میرسید، پس از تحصیل در اصفهان و نجف و بهرهمندی از محضر میرزای شیرازی و میرزا حبیبالله رشتی، به اصفهان بازگشت و حدود چهار دهه به تدریس فقه و اصول پرداخت. شاگردان برجستهای چون سید حسین بروجردی، سید ابوالحسن اصفهانی و سید حسن مدرس در محضر او پرورش یافتند. او به زهد، سادهزیستی، نظم شدید در تدریس، مبارزه با خرافات و مخالفت با رضاخان شهرت داشت. درگذشت او در ۲۸ ربیعالثانی ۱۳۴۲ق در حمام روستای درچه به طرز مشکوکی رخ داد و برخی منابع آن را شهادت به دست عوامل حکومت پهلوی میدانند. پیکرش در تکیه کازرونی تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
ولادت و خاندان
سید محمدباقر درچهای در سال ۱۲۶۴ هجری قمری (حدود ۱۲۲۶ هجری شمسی) در روستای «درچه» از توابع لنجان اصفهان به دنیا آمد.[۱] نسب او با ۳۱ واسطه به امام موسی کاظم(ع) میرسد و از اولاد «موسی الثانی» (معروف به ابی سبحه) است؛ به همین جهت او را «موسوی» لقب دادهاند.[۲] جد اعلاى او محمد میر لوحی سبزواری از عالمان بزرگ اصفهان در دوره صفویه و معاصر با محمدتقی مجلسی بود.[۳]
پدرش سید مرتضی (متوفای ۱۲۸۸ق) و برادرانش سید محمدحسین و سید مهدی نیز از عالمان دین بودند.[۲] او پنجمین فرزند از خانواده پرجمعیت سید مرتضی بود و گل سرسبد آنان به شمار میرفت.[۴]
دوران کودکی و آغاز تحصیل
در هفت سالگی وارد مکتبخانه شد و در کمترین زمان قرآن را آموخت.[۵] هنوز دو سال از تحصیل او در مکتب نمیگذشت که به پیشنهاد مکتبدار و موافقت پدر، در محضر پدر خود زانو زد و مقدمات علوم دینی را نزد او فراگرفت.[۶]
در سیزده سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد.[۳] استعداد فطری و پشتکار او چنان بود که به سرعت در میان طلاب شناخته شد.
تحصیلات و اساتید
در اصفهان
در اصفهان از محضر اساتید زیر بهره برد:
1. میرزا ابوالمعالی کلباسی (۱۲۴۷-۱۳۱۵ق)[۷]
2. محمدباقر خوانساری (صاحب روضات الجنات)[۳]
3. محمدحسن نجفی اصفهانی (متوفی ۱۳۰۱ق)[۷]
برخی از اساتید بارها به خاطر هوش و تیزبینی او، وی را مورد تفقد قرار میدادند و پس از بیان درس، نظر او را میپرسیدند.[۶]
در نجف
در حدود سال ۱۲۹۱ قمری (در سن حدود ۲۵ سالگی) برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف مهاجرت کرد و حدود ۱۴ سال در آنجا ماند.[۳] اساتید او در نجف عبارت بودند از:
1. میرزا محمدحسن شیرازی (میرزای بزرگ، ۱۲۳۰-۱۳۱۲ق)[۳]
3. سید حسین کوهکمری (متوفی ۱۲۹۱ق)[۳]
نقل است که در نجف، ملاک و معیار علمی طلاب این بود که بگویند فلانی از شاگردان سید محمدباقر درچهای یا آخوند خراسانی است.[۶]
بازگشت به اصفهان و تدریس
درچهای در سال ۱۳۰۳ قمری به اصفهان بازگشت و تا پایان عمر به تألیف، تدریس و فعالیتهای علمی و اجتماعی پرداخت.[۳] محل تدریس او مدرسه «نیمآورد» و مسجد نو بود و محل اقامه نماز جماعتش مسجد بازارچه وزیر.[۸]
او حدود ۴۰ سال استاد بلامنازع درس خارج فقه و اصول در حوزه اصفهان بود.[۶] گفته شده که وی سه درس در هر روز داشت و هر درس را سه بار تقریر میکرد.[۳]
شیوه تدریس
درچهای مباحث درس خود را که عمدتاً برگرفته از تقریرات درس میرزا حبیبالله رشتی بود، با تفصیل فراوان و همراه با طرح اشکالهای متعدد و پاسخ دادن بدانها مطرح میکرد.[۳] به همین دلیل، فقط طلاب فاضل و اهل تحقیق قادر به استفاده از مباحث درس او بودند.
اگر مطلبی را نمیدانست، با صدای بلند میگفت: «نمیدانم» تا شاگردان یاد بگیرند از ندانستن عارشان نیاید.[۹]
نظم و جدیت در تدریس
آیتالله سید عبدالحسین طیب میگوید: «یازده سال در درس خارج آقا سید محمدباقر درچهای شرکت کردم، در تمام این مدت فقط یک بار درس ایشان تعطیل شد که آن هم به خاطر نماز بر پیکر برادرشان بود.»[۱۰]
حاج میرزا حسن خان انصاری (ادیب) مینویسد: «۳۸ سال به افاضت و ریاضت به یک منوال مشغول بود و هیچگاه درس را دقیقهای تعطیل و تأخیر روا نداشته است.»[۶]
شاگردان برجسته
برخی از مشهورترین شاگردان درچهای عبارتند از[۸][۱۱]:
1. سید ابوالحسن اصفهانی (مرجع تقلید)
2. سید حسین بروجردی (زعیم حوزههای علمیه)
3. سید حسن مدرس (شهید)
9. حاج آقا رحیم ارباب
10. سید عبدالحسین طیب
11. جلالالدین همایی
آیتالله بروجردی درباره استاد خود میگوید: «ما تا پایان عمر مرهون زحمات و تلاشهای استادمان سید محمدباقر درچهای هستیم.»[۱۲] همچنین فرمود: «مبانی علمی خود را در اصفهان آنچنان محکم کرده بودم که توقف در نجف و اساتید بزرگ آنجا نتوانست اکثر مبانی مرا عوض کند.»[۶]
سید حسن مدرس میگوید: «هرچه دارم از سید محمدباقر درچهای و آخوند خراسانی است.»[۶]
مرجعیت تقلید
پس از درگذشت سید اسماعیل صدر (متوفی ۱۳۳۸ق)، بسیاری از مردم اصفهان و شهرهای دیگر، درچهای را به عنوان مرجع تقلید خود برگزیدند.[۸] به همین سبب به او لقب «استاد المراجع» داده بودند.
در زمان مرجعیت او، با حکم وی در اکثر شهرهای ایران به ویژه اصفهان حدود شرعی اجرا میشد.[۱۳]
ویژگیهای اخلاقی و زهد
سادهزیستی
درچهای به سادهزیستی و پرهیزکاری شهرت داشت. آیتالله بروجردی میفرماید: «استاد ما، مرحوم درچهای مرد عجیبی بود، دوران طلبگی و دوران مرجعیتش هیچ فرقی باهم نکرد؛ زمان فقر طلبگی که دستش تهی بود با دوران مرجعیت که مردم وجوه شرعیه میآوردند، هر دو یکسان بود.»[۱۴]
آقا نجفی قوچانی مینویسد: «در مدرسه نیمآورد حجره داشت و منزلش در درچه بود... پنجشنبه و جمعهها به ده میرفت. عصر جمعه نان و ماست تا آخر هفته را به مدرسه میآورد. مثل سایر طلبهها میگذراند... شبزندهدار بود و بسیار در درس و بحث زحمت میکشید.»[۱۵]
عدم پذیرش هدایا و سهم امام
استاد جلالالدین همایی میگوید: «مکرر دیدم که سهم امامهای کلان برای او آوردند و دیناری نپذیرفت با اینکه میدانستم بیش از چهار پنج شاهی پول سیاه نداشت. وقتی سبب میپرسیدم میفرمود: من فعلاً مقروض نیستم و خرجی فردای خود را هم دارم... اگر سهم امام را بپذیرم ممکن است حقوق فقرا تضییع شود.»[۱۴]
داستان نرفتن به مهمانی بازرگان
نقل است که بازرگانی متمول او را به مهمانی دعوت کرد. در پایان مهمانی، قبالهای را برای امضاء پیش کشید که حاوی مطلب خلاف شرع بود. درچهای برآشفت و گفت: «چرا مرا دعوت کردید؟ چرا زقّوم به گلوی من ریختید؟ چرا میخواهید مرا به جهنم بفرستید؟» سپس انگشت در گلوی خود کرد و آنچه خورده بود بیرون آورد.[۱۶]
پرهیز از شهرت
آیتالله مظاهری نقل میکند: «شبی پدرم ایشان را برای شام دعوت کردند. برای رفتن به منزل پدر باید از بازار رد میشدیم. آقا گفتند: از داخل بازار نمیآیم چون در آن مسیر مردم میخواهند مرتب صلوات بفرستند، از کوچههای فرعی برویم.»[۱۷]
مبارزه با خرافات و عقاید ناروا
درچهای با خرافات و عقاید ناروا، مانند اظهارات غلوآمیز درباره امامان(ع)، مبارزه میکرد.[۸]
نقل است که واعظی در منبر مطلبی بیاساس درباره امام حسین(ع) گفت. درچهای در همان جلسه فریاد زد: «تو از کجا میدانی چنین است؟ این حرفها را از کجا میگویی؟» واعظ بعداً علیه او شایعه پراکنی کرد.[۱۸]
موضع سیاسی در قبال مشروطه و رضاخان
درچهای در عملکرد سیاسی بسیار محتاط و غیرفعال بود. در ماجرای نهضت مشروطه، او برخلاف بیشتر عالمان اصفهان که از مشروطه حمایت میکردند، با آن همراه نبود و حتی همفکری او با شیخ فضلالله نوری گزارش شده است.[۸]
مخالفت با رضاخان
هنگامی که رضاخان (سردار سپه) به اصفهان آمد، درخواست ملاقات با درچهای را فرستاد. درچهای نپذیرفت. فرستادگان رضاخان با هدایایی (قرآن نفیس، انگشتر و پول) به حجره او در مدرسه نیمآورد آمدند. درچهای گفت: «من وقتی برای این قبیل کارها ندارم و شبانهروزم به دقت تنظیم شده است.» هدایا را نیز نپذیرفت.[۱۶]
این امتناع به گفته برخی منابع، زمینهساز شهادت او شد.[۱۹]
وفات یا شهادت
درچهای در صبحگاه روز جمعه ۲۸ ربیعالثانی ۱۳۴۲ قمری (مطابق ۱۶ آذر ۱۳۰۲ شمسی) در سن ۷۸ سالگی در حمام روستای درچه درگذشت.[۱] نحوه درگذشت او مشکوک است:
- برخی منابع مرگ او را بر اثر سکته گزارش کردهاند.[۱]
- برخی دیگر معتقدند او توسط عوامل رضاخان به شهادت رسیده است.[۲۰]
نوه او، سید تقی درچهای، معتقد است که سید محمدباقر درچهای توسط عوامل رضاخان کشته شده است.[۲۱]
شواهد مطرح شده برای شهادت:[۲۰][۱۹]
- حضور افراد ناشناس در روزهای قبل از وفات در درچه و ارتباط آنها با مسؤول حمام
- حضور سریع پزشکان دولتی از اصفهان (چهار ساعت راه) در عرض ده دقیقه پس از حادثه
- امتناع قبلی درچهای از ملاقات با رضاخان و نپذیرفتن هدایای او
آیتالله سید حسین بهشتی اصفهانی نقل کرده است که از آیتالله جمال سحری شنید که بر منبر قسم میخورد: «آیت الله درچهای را شهید کردند.»[۲۰]
تشییع و تدفین
پیکر درچهای با شکوه فراوان و جمعیت بیسابقه (حدود ۲۰۰ هزار نفر) تشییع شد.[۲۰] پیکر از درچه به اصفهان منتقل و در تکیه کازرونی در قبرستان تخت فولاد، در جوار مزار آخوند عبدالکریم گزی، به خاک سپرده شد.[۱]
بازار و حوزه علمیه اصفهان تا سه روز تعطیل بود.[۲۲]
آثار و تألیفات
برخی از آثار درچهای عبارتند از[۸][۲۳]:
- مجموعه میزان الفقاهه (۲۶ جلد) شامل یک دوره فقه و برخی مباحث کلامی
- یک دوره فقه و اصول در ۱۶ جلد (موجود) و ۲ جلد مفقود شده
- حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری
- حاشیه بر فرائد الاصول (رسائل) شیخ انصاری
- حاشیه بر مجمع الرسائل شیخ محمدحسن گزی
- حاشیه بر الحدائق فی اصول الدین شیخ جعفر شوشتری
- رساله عملیه** (فتواهای شرعی)
- رسالهای در جبر و تفویض
- تقریرات اصولیه (تقریر درس اصول ایشان به قلم یکی از شاگردان)
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، ج۲، ص۱۳۳
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸ به نقل از اندیشه قم
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ ۳٫۷ ۳٫۸ ۳٫۹ نجفی محمدزاهد، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۷، ص۴۸۹
- ↑ مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی، فرهنگ أعلام علوم عقلی اسلامی، ج۲، ص۶۸۶
- ↑ پایگاه خبری صاحب نیوز: علامه سید محمدباقر درچه ای که بود؟
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ ۶٫۵ ۶٫۶ شفقنا (خبرگزاری شیعیان): ویژه نامه نکوداشت آیت الله سید محمدباقر درچه ای
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ اندیشه قم: تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ نجفی محمدزاهد، همان، ص۴۹۰
- ↑ اندیشه قم: زهد و تقوا
- ↑ اندیشه قم: نظم در تدریس
- ↑ شفقنا: برخی از شاگردان برجسته
- ↑ خبرگزاری دفاع مقدس: آیتالله درچهای؛ مرجعی که مبارزه با خرافات را فریاد میزد
- ↑ شفقنا: مرجعیت و اجرای حدود شرعی
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ شفقنا: زهد، مناعت طبع و غنای قناعت
- ↑ اندیشه قم: زهد و تقوا
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): زندگی و زمانه آیتالله سید محمدباقر درچهای
- ↑ شفقنا: اخلاص و دوری از شهرت
- ↑ خبرگزاری دفاع مقدس: منشأ اتهامات علیه آیت الله درچهای
- ↑ ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ خبرگزاری دفاع مقدس: رابطه نوع رحلت با بی اعتنایی به رضاشاه
- ↑ ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳ خبرگزاری رسا: برخی معتقد به شهادت آیت الله درچهای هستند
- ↑ اندیشه قم: وفات یا شهادت
- ↑ شفقنا: وفات یا شهادت
- ↑ اندیشه قم: آثار ماندگار
منابع
منابع کتابی
- مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، اصفهان: شهرداری اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی، ۱۳۸۶ش. [۱]
- مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی، فرهنگ أعلام علوم عقلی اسلامی، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۹ش.
- جمعی از پژوهشگران، فرهنگ مفاخر مسلمان، قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۷ش. [۲]
- نجفی محمدزاهد، «دانشنامه جهان اسلام»، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش. [۳]
پایگاههای اینترنتی
- خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): زندگی و زمانه آیتالله سید محمدباقر درچهای
- خبرگزاری دفاع مقدس: آیتالله درچهای؛ مرجعی که مبارزه با خرافات را فریاد میزد
- اندیشه قم: زندگینامه آیت الله درچه ای (تلخیص از گلشن ابرار)
- پایگاه خبری صاحب نیوز: علامه سید محمدباقر درچه ای که بود؟
- شفقنا (خبرگزاری شیعیان): ویژه نامه نکوداشت آیت الله سید محمدباقر درچه ای
- خبرگزاری رسا: برخی معتقد به شهادت آیت الله درچهای هستند