اسلام و غرب: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''اسلام و غرب'''، مجموعهای است از چند مقاله از نویسندگان مختلف، با ترجمه سید غلامرضا | '''اسلام و غرب'''، مجموعهای است از چند مقاله از نویسندگان مختلف، با ترجمه [[سعیدی، سید غلامرضا|سید غلامرضا سعیدی]]، در بررسی تطور روابط اسلام و تمدن غرب. | ||
ازآنجاکه همه مقالات این مجموعه بهجز یکی از آنها (مقاله آخر) به موضوع اسلام و غرب مربوط است، لذا این مجموعه با نام اولین مقاله آن، یعنی «اسلام و غرب»، نامگذاری شده و برای اینکه عنوان مجموعه، شامل مقاله آخر نیز بشود، عبارت «بهضمیمه: ماتریالیزم و اخلاق» هم به عنوان آن افزوده شده است. | ازآنجاکه همه مقالات این مجموعه بهجز یکی از آنها (مقاله آخر) به موضوع اسلام و غرب مربوط است، لذا این مجموعه با نام اولین مقاله آن، یعنی «اسلام و غرب»، نامگذاری شده و برای اینکه عنوان مجموعه، شامل مقاله آخر نیز بشود، عبارت «بهضمیمه: ماتریالیزم و اخلاق» هم به عنوان آن افزوده شده است. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
==ساختار و محتوا== | ==ساختار و محتوا== | ||
این مجموعه مشتمل بر شش مقاله به ترتیب زیر است: | این مجموعه مشتمل بر شش مقاله به ترتیب زیر است: | ||
* «اسلام و غرب»: [[مودودی، ابوالاعلی|سید ابوالاعلی مودودی]]، در پیشگفتار این مقاله، خاطرنشان کرده است: «رساله حاضر که به قلم آقای خورشید | * «اسلام و غرب»: [[مودودی، ابوالاعلی|سید ابوالاعلی مودودی]]، در پیشگفتار این مقاله، خاطرنشان کرده است: «رساله حاضر که به قلم آقای [[خورشید، احمد|خورشید احمد]]، نگاشته شده، بهطرز مؤثری میتواند جوابگوی احتیاج روز باشد. مقتضیات عصر و زمان ما حکم میکند که بهمنظور ایجاد صلح و دوستی بینالمللی و برقراری ارتباط متقابل میان ملتهای مختلف، پایه درستی بنا کنیم. از جمله اقداماتی که در این زمینه ضرورت دارد، یکی این موضوع است که برای ایجاد ارتباط مردم اروپا و آمریکا با محیط برادری اسلامی با کمال حسن نیت و نشاط خاطر بکوشیم... اسلام و غرب در حال حاضر چنین نیازی به یکدیگر دارند و باید با حسن نیت اقدام کرد، ولی مادامی که موانع حقیقی و سدهایی که در این راه به وجود آمده، از سر راه برداشته نشود، حسن نیت بهتنهایی کافی نیست. در این رساله، کوشش شده است که این موانع نشان داده شود تا از بین برود و ضرورت تشخیص آن نیز تشریح گردیده است<ref>ر.ک: پیشگفتار مودودی، ص15</ref>. | ||
* «نقش اسلام در برابر غرب»، تألیف مارگرت مارکوس: نویسنده ابتدا به شرح چگونگی تشرف خویش از دین یهودیت به اسلام پرداخته<ref>ر.ک: متن کتاب، ص111</ref> و سپس، ضمن اشاره به منابع فلسفی ماتریالیسم غرب<ref>ر.ک: همان، ص116</ref> و اسلام از دیدگاه متجددینی همچون محمد اقبال<ref>ر.ک: همان، ص185</ref> و سید قطب<ref>ر.ک: همان، ص197</ref>، به این پرسش پاسخ داده که آیا اسلام میتواند با روح قرن بیستم سازش کند<ref>ر.ک: همان، ص211</ref>. | * «نقش اسلام در برابر غرب»، تألیف مارگرت مارکوس: نویسنده ابتدا به شرح چگونگی تشرف خویش از دین یهودیت به اسلام پرداخته<ref>ر.ک: متن کتاب، ص111</ref> و سپس، ضمن اشاره به منابع فلسفی ماتریالیسم غرب<ref>ر.ک: همان، ص116</ref> و اسلام از دیدگاه متجددینی همچون [[اقبال لاهوری، محمد|محمد اقبال]]<ref>ر.ک: همان، ص185</ref> و [[قطب، سید|سید قطب]]<ref>ر.ک: همان، ص197</ref>، به این پرسش پاسخ داده که آیا اسلام میتواند با روح قرن بیستم سازش کند<ref>ر.ک: همان، ص211</ref>. | ||
* «انگیزیسیون یا تفتیش عقاید»، تألیف وان لون: خواننده در این مقاله، نمونهای از کشتارها، زندانها، شلاقزدنها، جنایتها، زورگوییها، خفقانها، سلب آزادیها، شکنجهها، خودپرستیها، ریا و تظاهرها و عوامفریبیهای پاپها و اربابان کلیسا را به قلم یک نفر مسیحی میخواند و تصدیق خواهد نمود لباسی که به قامت ناموزون خود آنها بریده و دوخته شده است، سالها بر اندام ملت مسلمان پوشاندند، ولی بالاخره حقایق از لابهلای تاریخ سیاه قرون وسطی جلوه کرد و دروغگویان رسوا شدند و با تیغی که خود از نیام کشیده بودند، مجازات شدند<ref>ر.ک: مقدمه مترجم، ص225</ref>. | * «انگیزیسیون یا تفتیش عقاید»، تألیف وان لون: خواننده در این مقاله، نمونهای از کشتارها، زندانها، شلاقزدنها، جنایتها، زورگوییها، خفقانها، سلب آزادیها، شکنجهها، خودپرستیها، ریا و تظاهرها و عوامفریبیهای پاپها و اربابان کلیسا را به قلم یک نفر مسیحی میخواند و تصدیق خواهد نمود لباسی که به قامت ناموزون خود آنها بریده و دوخته شده است، سالها بر اندام ملت مسلمان پوشاندند، ولی بالاخره حقایق از لابهلای تاریخ سیاه قرون وسطی جلوه کرد و دروغگویان رسوا شدند و با تیغی که خود از نیام کشیده بودند، مجازات شدند<ref>ر.ک: مقدمه مترجم، ص225</ref>. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
* «سقوط تمدن غرب و کشف قرآن»: رساله حاضر، ترجمه متن سخنرانی بانو فاطمه هیرن - سرکا، آلمانینژاد تازهمسلمان است که در کنفرانس بینالمللی اسلامی لندن ایراد کرده است<ref>ر.ک: همان، ص249</ref>... این اثر جمیل، راجع به زندگی خانوادگی که با زیبایی و بلاغت خاصی از قلب گرم زن اروپایی بااخلاصی تراوش کرده، در میان ادبیات مدرن اسلامی، اثری است بینظیری<ref>ر.ک: همان، ص250</ref>. | * «سقوط تمدن غرب و کشف قرآن»: رساله حاضر، ترجمه متن سخنرانی بانو فاطمه هیرن - سرکا، آلمانینژاد تازهمسلمان است که در کنفرانس بینالمللی اسلامی لندن ایراد کرده است<ref>ر.ک: همان، ص249</ref>... این اثر جمیل، راجع به زندگی خانوادگی که با زیبایی و بلاغت خاصی از قلب گرم زن اروپایی بااخلاصی تراوش کرده، در میان ادبیات مدرن اسلامی، اثری است بینظیری<ref>ر.ک: همان، ص250</ref>. | ||
* «سکولاریزم غربی»: اثر دکتر محمد | * «سکولاریزم غربی»: اثر دکتر [[رفیعالدین، محمد|محمد رفیعالدین]]، دانشمند پاکستانی رئیس مجمع علمی «آکادمی اقبال» است که در سال 1963م، بهعنوان خطابه مقام ریاست کنفرانس، قسمت فلسفه اجتماعی... ایراد شده است<ref>ر.ک: همان، ص342</ref>. در این رساله، آمده است: سکولاریزم، تعصب و عقیدهای است نامعقول از دانشمندان غرب که زائیده وضع تمایلی خاص مسیحیان است نسبت به انسان و جهان که بهوسیله یک سلسله حوادث در تاریخ اروپا تغذیه و تقویت شده است و این معنایی است هم مخالف اسلام و هم مخالف علم<ref>ر.ک: متن کتاب، ص372</ref>. | ||
* «ماتریالیزم و اخلاق»، نوشته محمد احسانالله خان: نظر به اینکه حامل اصلی و انگیزه حقیقی ایدئولوژی کمونیستی در آغاز امر، «اخلاق» بوده و موضوع علاقه و دلسوزی به حال کارگران، پایهگذاران مکتب کمونیستی را وادار به قیام کرد تا آنها را نجاد دهد و بعد از سوار شدن بر مرکب مراد، این معنی فراموش شد، بلکه به جنگ اخلاق برخاستهاند و بهلحاظ اینکه از طرف دیگر مسئله اخلاق، رکن اساسی حیات اجتماعی و وجدانی است، لذا این دو مبنا، در این رساله، مورد بحث قرار گرفته است و ازآنجاییکه مکتب کمونیستی بهصورت سازمانیافتهای با تشکیلات حکومتی به وجود آمده و مظهر معارضه آشکار با اخلاق است، این رساله، نخست به نام «اخلاق و کمونیسم» چاپ شده است؛ درصورتیکه بایستی «اخلاق و ماتریالیسم» نامیده شود<ref>ر.ک: مقدمه مترجم، ص401</ref>. در بخشی از این مقاله، آمده است: «... همینکه در محیط کمونیزم دقیق شویم، میبینیم که هر نوع فعالیتی در زمینه بالا بردن سطح معیشت به عمل آید، باز هم رضایتبخش نیست؛ زیرا... هرچه در تحصیل خواهشهای جسمانی بیشتر اهتمام شود، به همان نسبت به آرزوها و مشتهیات مادی، میافزاید»<ref>ر.ک: متن کتاب، ص428</ref>. | * «ماتریالیزم و اخلاق»، نوشته [[محمد احسانالله خان]]: نظر به اینکه حامل اصلی و انگیزه حقیقی ایدئولوژی کمونیستی در آغاز امر، «اخلاق» بوده و موضوع علاقه و دلسوزی به حال کارگران، پایهگذاران مکتب کمونیستی را وادار به قیام کرد تا آنها را نجاد دهد و بعد از سوار شدن بر مرکب مراد، این معنی فراموش شد، بلکه به جنگ اخلاق برخاستهاند و بهلحاظ اینکه از طرف دیگر مسئله اخلاق، رکن اساسی حیات اجتماعی و وجدانی است، لذا این دو مبنا، در این رساله، مورد بحث قرار گرفته است و ازآنجاییکه مکتب کمونیستی بهصورت سازمانیافتهای با تشکیلات حکومتی به وجود آمده و مظهر معارضه آشکار با اخلاق است، این رساله، نخست به نام «اخلاق و کمونیسم» چاپ شده است؛ درصورتیکه بایستی «اخلاق و ماتریالیسم» نامیده شود<ref>ر.ک: مقدمه مترجم، ص401</ref>. در بخشی از این مقاله، آمده است: «... همینکه در محیط کمونیزم دقیق شویم، میبینیم که هر نوع فعالیتی در زمینه بالا بردن سطح معیشت به عمل آید، باز هم رضایتبخش نیست؛ زیرا... هرچه در تحصیل خواهشهای جسمانی بیشتر اهتمام شود، به همان نسبت به آرزوها و مشتهیات مادی، میافزاید»<ref>ر.ک: متن کتاب، ص428</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
[[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبشهای اصلاحطلبانه]] | [[رده:اسلام و علوم و عقاید جدید، تجدید حیات فکری، جنبشهای اصلاحطلبانه]] | ||
[[رده:اسلام و دانش و معرفت، اسلام و تمدن غرب]] | [[رده:اسلام و دانش و معرفت، اسلام و تمدن غرب]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی شده2 اردیبهشت 1405]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی | |||
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط عباس مکرمی]] | [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط عباس مکرمی]] | ||
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط محسن عزیزی]] | [[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط محسن عزیزی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۵۰
| اسلام و غرب | |
|---|---|
| پدیدآوران | خورشید، احمد (نويسنده)
سعیدی، سید غلامرضا (مترجم) خسروشاهی، هادی ( گردآورنده) مودودی، ابو الاعلی ( مقدمهنويس) جمیله، مریم ( نویسنده) وان لون، هندریک ویلم ( نویسنده) سرکاء، هیرن ( نویسنده) رفیعالدین، محمد ( نویسنده) احسانالله خان، محمد ( نویسنده) |
| عنوانهای دیگر | انگیزیسیون یا تفتیش عقاید ** سقوط تمدن غرب و کشف قرآن ** سکولاریزم غربی ** ماتریالیزم و اخلاق ** نقش اسلام در برابر غرب |
| ناشر | کلبه شروق |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1393ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-7255-52-3 |
| موضوع | اسلام و غرب - اسلام - دفاعیهها و ردیهها - اسلام - قرن 20م. |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /الف27 الف5 229/3 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
اسلام و غرب، مجموعهای است از چند مقاله از نویسندگان مختلف، با ترجمه سید غلامرضا سعیدی، در بررسی تطور روابط اسلام و تمدن غرب.
ازآنجاکه همه مقالات این مجموعه بهجز یکی از آنها (مقاله آخر) به موضوع اسلام و غرب مربوط است، لذا این مجموعه با نام اولین مقاله آن، یعنی «اسلام و غرب»، نامگذاری شده و برای اینکه عنوان مجموعه، شامل مقاله آخر نیز بشود، عبارت «بهضمیمه: ماتریالیزم و اخلاق» هم به عنوان آن افزوده شده است.
ساختار و محتوا
این مجموعه مشتمل بر شش مقاله به ترتیب زیر است:
- «اسلام و غرب»: سید ابوالاعلی مودودی، در پیشگفتار این مقاله، خاطرنشان کرده است: «رساله حاضر که به قلم آقای خورشید احمد، نگاشته شده، بهطرز مؤثری میتواند جوابگوی احتیاج روز باشد. مقتضیات عصر و زمان ما حکم میکند که بهمنظور ایجاد صلح و دوستی بینالمللی و برقراری ارتباط متقابل میان ملتهای مختلف، پایه درستی بنا کنیم. از جمله اقداماتی که در این زمینه ضرورت دارد، یکی این موضوع است که برای ایجاد ارتباط مردم اروپا و آمریکا با محیط برادری اسلامی با کمال حسن نیت و نشاط خاطر بکوشیم... اسلام و غرب در حال حاضر چنین نیازی به یکدیگر دارند و باید با حسن نیت اقدام کرد، ولی مادامی که موانع حقیقی و سدهایی که در این راه به وجود آمده، از سر راه برداشته نشود، حسن نیت بهتنهایی کافی نیست. در این رساله، کوشش شده است که این موانع نشان داده شود تا از بین برود و ضرورت تشخیص آن نیز تشریح گردیده است[۱].
- «نقش اسلام در برابر غرب»، تألیف مارگرت مارکوس: نویسنده ابتدا به شرح چگونگی تشرف خویش از دین یهودیت به اسلام پرداخته[۲] و سپس، ضمن اشاره به منابع فلسفی ماتریالیسم غرب[۳] و اسلام از دیدگاه متجددینی همچون محمد اقبال[۴] و سید قطب[۵]، به این پرسش پاسخ داده که آیا اسلام میتواند با روح قرن بیستم سازش کند[۶].
- «انگیزیسیون یا تفتیش عقاید»، تألیف وان لون: خواننده در این مقاله، نمونهای از کشتارها، زندانها، شلاقزدنها، جنایتها، زورگوییها، خفقانها، سلب آزادیها، شکنجهها، خودپرستیها، ریا و تظاهرها و عوامفریبیهای پاپها و اربابان کلیسا را به قلم یک نفر مسیحی میخواند و تصدیق خواهد نمود لباسی که به قامت ناموزون خود آنها بریده و دوخته شده است، سالها بر اندام ملت مسلمان پوشاندند، ولی بالاخره حقایق از لابهلای تاریخ سیاه قرون وسطی جلوه کرد و دروغگویان رسوا شدند و با تیغی که خود از نیام کشیده بودند، مجازات شدند[۷].
- «سقوط تمدن غرب و کشف قرآن»: رساله حاضر، ترجمه متن سخنرانی بانو فاطمه هیرن - سرکا، آلمانینژاد تازهمسلمان است که در کنفرانس بینالمللی اسلامی لندن ایراد کرده است[۸]... این اثر جمیل، راجع به زندگی خانوادگی که با زیبایی و بلاغت خاصی از قلب گرم زن اروپایی بااخلاصی تراوش کرده، در میان ادبیات مدرن اسلامی، اثری است بینظیری[۹].
- «سکولاریزم غربی»: اثر دکتر محمد رفیعالدین، دانشمند پاکستانی رئیس مجمع علمی «آکادمی اقبال» است که در سال 1963م، بهعنوان خطابه مقام ریاست کنفرانس، قسمت فلسفه اجتماعی... ایراد شده است[۱۰]. در این رساله، آمده است: سکولاریزم، تعصب و عقیدهای است نامعقول از دانشمندان غرب که زائیده وضع تمایلی خاص مسیحیان است نسبت به انسان و جهان که بهوسیله یک سلسله حوادث در تاریخ اروپا تغذیه و تقویت شده است و این معنایی است هم مخالف اسلام و هم مخالف علم[۱۱].
- «ماتریالیزم و اخلاق»، نوشته محمد احسانالله خان: نظر به اینکه حامل اصلی و انگیزه حقیقی ایدئولوژی کمونیستی در آغاز امر، «اخلاق» بوده و موضوع علاقه و دلسوزی به حال کارگران، پایهگذاران مکتب کمونیستی را وادار به قیام کرد تا آنها را نجاد دهد و بعد از سوار شدن بر مرکب مراد، این معنی فراموش شد، بلکه به جنگ اخلاق برخاستهاند و بهلحاظ اینکه از طرف دیگر مسئله اخلاق، رکن اساسی حیات اجتماعی و وجدانی است، لذا این دو مبنا، در این رساله، مورد بحث قرار گرفته است و ازآنجاییکه مکتب کمونیستی بهصورت سازمانیافتهای با تشکیلات حکومتی به وجود آمده و مظهر معارضه آشکار با اخلاق است، این رساله، نخست به نام «اخلاق و کمونیسم» چاپ شده است؛ درصورتیکه بایستی «اخلاق و ماتریالیسم» نامیده شود[۱۲]. در بخشی از این مقاله، آمده است: «... همینکه در محیط کمونیزم دقیق شویم، میبینیم که هر نوع فعالیتی در زمینه بالا بردن سطح معیشت به عمل آید، باز هم رضایتبخش نیست؛ زیرا... هرچه در تحصیل خواهشهای جسمانی بیشتر اهتمام شود، به همان نسبت به آرزوها و مشتهیات مادی، میافزاید»[۱۳].
پانویس
منابع مقاله
پیشگفتار، مقدمه و متن کتاب.