ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: واگردانی دستی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="wikiInfo">
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه
[[پرونده:NUR04882.jpg|بندانگشتی|ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن]]
| عنوان = احمد جام
{| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
| تصویر = NUR04882.jpg
|-
| اندازه تصویر =
! نام!! data-type="authorName" |ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن
| توضیح تصویر =
|-
| نام کامل = شیخ‌الاسلام ابونصر احمد بن ابوالحسن نامقی جامی
|نام‌های دیگر
| نام‌های دیگر = ژنده‌پیل، پیر جام، احمد جامی، نامقی
| data-type="authorOtherNames" | اح‍م‍د ج‍ام‌
| لقب = شیخ‌الاسلام، شیخ جام
| تخلص =
| نسب = از نسل جریر بن عبدالله بجلی (صحابی پیامبر)
| نام پدر = ابوالحسن
| ولادت = ۴۴۱ق
| محل تولد = روستای نامق، کوهسرخ، خراسان
| کشور تولد = ایران
| محل زندگی = نامق، سرخس، معدآباد (تربت جام کنونی)
| رحلت = ۵۳۶ق
| شهادت =
| مدفن = تربت جام (معدآباد)
| طول عمر = ۹۶ سال
| نام همسر =
| فرزندان = ۴۲ فرزند (۳۹ پسر، ۳ دختر) – پس از وفات ۱۴ پسر و ۳ دختر باقی ماندند
| خویشاوندان =
| دین = اسلام
| مذهب = تشیع (بر اساس شواهد شعری)
| پیشه = صوفی، عارف، شاعر، نویسنده
| منصب =
| پس از =
| پیش از =
| اساتید =
| مشایخ = ابو سعید ابو الخیر (مرید و خلیفهٔ او)
| معاصرین = امام محمد غزالی، عین‌القضات همدانی، سنایی غزنوی
| شاگردان =
| اجازه اجتهاد از =
| درجه علمی =
| دانشگاه =
| حوزه =
| علایق پژوهشی = عرفان عملی، ارشاد مردم، تألیف کتب اخلاقی و عرفانی
| سبک نوشتاری =
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[دیوان شیخ احمد جام]] | [[کنوز الحکمة]] | [[مقامات ژنده‌پیل]] | [[مفتاح النجات]] | [[أنس التائبین]] | [[سراج السائرین]] | [[روضة المذنبین]] | [[بحار الحقیقة]]}}
| وبگاه =
| امضا =
| کد مؤلف = AUTHORCODE04882AUTHORCODE
}}


پ‍ی‍ر ج‍ام‌
'''شهاب‌الدین ابو نصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقی جامی معروف به ژنده‌پیل، احمد جام، شیخ جام و پیر جام''' (۴۴۱-۵۳۶ق)، عارف و صوفی نامدار خراسانی است. او در جوانی به می‌خواری و عشرت گذراند، اما پس از مشاهده کرامتی توبه کرد و هجده سال در کوه‌های نامق و بیز به عزلت و ریاضت پرداخت. سپس برای ارشاد مردم به میان خلق بازگشت و در منطقۀ معدآباد (تربت جام کنونی) ساکن شد و به تأسیس خانقاه و مسجد و تربیت مریدان پرداخت. احمد جام عمری طولانی داشت و سفرهایی به شهرهای خراسان و نیز مکه انجام داد. او نویسنده‌ای پرکار بود و آثار متعددی به نثر و نظم فارسی در موضوعات عرفانی و اخلاقی از او به جای مانده که از مهم‌ترین آنها می‌توان به «کنوز الحکمة»، «مفتاح النجات»، «انس التائبین» و دیوان اشعارش اشاره کرد. آرامگاه او در تربت جام زیارتگاه است.


ج‍ام‍ی‌، اح‍م‍د ب‍ن‌ اب‍و ال‍ح‍س‍ن
== ولادت و نسب ==
شيخ‌الاسلام ابونصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقى جامى در سال 441ق در قريه نامق يا نامه، از توابع شهرستان کوهسرخ (از شهرستان‌های استان خراسان رضوی)، در خاندانی که از نژاد عرب بودند، ولادت يافت. پدرانش برزگر بودند. جدّ اعلای او جرير بن عبد‌اللّه بجلی از صحابه پیغمبر بود و گویند در تیراندازی در میان عرب مانند نداشت.<ref name="maghamat31">«غزنوی، محمد بن موسی، جلد 1، بخش 1، صفحه 31»</ref><ref name="olama">[https://olama-orafa.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%98%d9%86%d8%af-%d9%be%db%8c%d9%84%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88/ زندگی‌نامه شیخ احمد جامی (ژنده پیل) قسمت اول، پایگاه علما و عرفا]</ref>


ژن‍ده‌ پ‍ی‍ل‌، اب‍ون‍ص‍ر اح‍م‍د ب‍ن‌ اب‍وال‍ح‍س‍ن‌
== ویژگی‌های ظاهری و لقب ژنده‌پیل ==
احمد مردی بلندقامت، نیرومند و دلیر بود. موی سرش سرخ، محاسنش میگون و چشمانش شهلا بود و روی‌هم‌رفته رنگ و روی ظاهر وی به عربان شباهتی نداشت. لقب «ژنده‌پیل» به دلیل اندام کشیده، زورمند و رفتار تند و خشم‌آلود او وضع شده بود. این لقب در قدیم‌ترین منابع (مقامات غزنوی) وجود ندارد و نخستین بار در کتاب‌های حمدالله مستوفی و اشعار شاه قاسم انوار (متوفی ۸۳۷ق) ذکر شده است.<ref name="maghamat31"/>


ژن‍ده‌ ف‍ی‍ل‌
== دوران کودکی و جوانی ==
راجع به دوران کودکى و زندگانى خانواده احمد اطلاعى در دست نیست. والدین و خویشان او مردمى ساده و زراعت‌پیشه بودند و شیخ احمد مدعى است که حتى خواندن و نوشتن را هم بدو نیاموخته‌اند. پدر شیخ تا دم مرگ به فرزند خود اعتقادى نداشت، ولى در بستر مرگ توبه کرد و بدو ایمان آورد.<ref name="maghamat31"/>


ش‍ی‍خ‌الاس‍لام‌
جوانی احمد تا هنگام توبه به می‌خواری و عیش و طرب گذشت. وی با گروهی از همسالان فاسد و تبهکار خود حلقه‌ای داشت که به‌نوبت گرد هم می‌آمدند و باده‌گساری می‌کردند، و این یاران در سال‌های پس از توبه نیز گاه مزاحم شیخ بودند.<ref name="maghamat31"/>


ش‍ی‍خ‌ ج‍ام‌
== توبه و آغاز سلوک ==
توبه احمد و توجه او به عبادت و ریاضت هنگامى آغاز شد که کرامتی مشاهده کرد: شبى در حلقه یاران، شراب مبدل به شربت گردید. شیخ بیدار و هشیار شد و از گروه دوستان گذشته کنار گرفت و زهد و خلوت پیشه کرد. وی بیست و دو ساله بود که به گوشه‌نشینی و تزکیه نفس پرداخت و به کوه‌ها رفت. ابتدا دوازده سال در کوه نامق و سپس شش سال در کوه بیزدجام (بیژدجام)؛ یعنی روی هم رفته هجده سال در خلوت و انزوا به سر برد.<ref name="maghamat31"/>


ن‍ام‍ق‍ی‌، اح‍م‍د ب‍ن‌ اب‍و ال‍ح‍س‍ن
به نقل از خود شیخ احمد در کتاب «سراج السائرین»: «بيست و دوساله بودم كه حق عزّ شانه به لطف و كرم خود، مرا توبه كرامت كرد و چهل‌ساله بودم كه مرا به ميان خلق فرستاد و اكنون شصت و دوساله‌ام كه اين كتاب را به فرمان حقتعالى جمع مى‌كنم و تا اين غايت يك‌صد و هشتاد هزار مرد بر دست ما توبه يافته‌اند.»<ref name="divan7">ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن، ج1، ص-7»</ref>
|-
|نام پدر
| data-type="authorfatherName" |ابوالحسن
|-
|متولد
| data-type="authorbirthDate" |441ق
|-
|محل تولد
| data-type="authorBirthPlace" |روستای نامق  از توابع شهرستان کوهسرخ
|-
|رحلت
| data-type="authorDeathDate" |536 ق
|-
|اساتید
| data-type="authorTeachers" |
|-
|برخی آثار
| data-type="authorWritings" |[[دیوان شیخ احمد جام]]


[[مقامات ژنده‌پیل]]
پس از آن ترک عزلت گفت و برای ارشاد مردم و توبه دادن می‌خواران و گناهکاران به میان خلق بازگشت. نخستین میدان او سرخس بود که در آن مرضی شیوع داشت. قدر او بر مردم معلوم نبود، ولی پس از ابراز کراماتی چند و شفا دادن بیماران تدریجا شهرت یافت و پیروانی به هم زد.<ref name="maghamat31"/><ref name="olama"/>


[[کنوز الحکمة]]
== سکونت در معدآباد و خانقاه‌سازی ==
|- class="articleCode"
از سرخس به استاد و زورآباد و سپس به ده معدآباد (تربت جام کنونی) رفت و در آنجا مقیم شد. او در سال ۴۸۱ هجری قمری ساکن معدآباد گردید و به تعلیم شاگردان و تألیف کتب و دعوت مردم پرداخت و یک مسجد جمعه و یک خانقاه بنا نمود.<ref name="divan7"/><ref name="olama"/>
|کد مؤلف
| data-type="authorCode" |AUTHORCODE04882AUTHORCODE
|}
</div>


'''شيخ‌الاسلام ابونصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقى جامى''' (441-536ق)، معروف به احمد ژنده‌پيل يا احمد جام، شاعر، صوفی، از بزرگان مشايخ عرفان ايرانى در نيمه دوم قرن پنجم و نيمه اول قرن ششم هجرى 
== فرزندان ==
شیخ دارای چهل و دو فرزند (سی و نه پسر و سه دختر) بود. پس از وفات او، چهارده پسر و سه دختر باقی ماندند. پسران او نیز همه از فضل و دانش بهره‌مند بودند و مانند پدر به ارشاد خلق اشتغال داشتند.<ref name="divan5">ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن، ج1، ص-5»</ref><ref name="maghamat325">«مقامات ژنده پيل، جلد 1، بخش 2، صفحه 325»</ref> به روایت فرزندش ظهیرالدین عیسی در کتاب «رموز الحقائق»، تا آخر عمر ششصد هزار کس از راه معصیت به طریقت طاعت بازآمده‌اند.<ref name="divan3">ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن، ج1، ص-3</ref>


== ولادت ==
== سفرها ==
وى در سال 441ق در قريه نامق يا نامه، از توابع شهرستان کوهسرخ، از شهرستان‌های استان خراسان رضوی، در خاندانی که از نژاد عرب بودند، ولادت يافت. پدرانش برزگر بودند.جدّ اعلای او جریر بن عبد‌اللّه بجلی از صحابه پیغمبر بود و گویند در تیراندازی در میان عرب مانند نداشت‌.
احمد به هرات و نیشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام سفر کرد و یک بار هم به مکه رفت، ولی جز در همین یک سفر، دیگر از حدود خراسان بیرون نرفت و سراسر عمر طولانی خود را در همان محیط خویش گذرانید.<ref name="olama"/>


== دوران کودکی ==
== وفات و مدفن ==
 راجع بدوران کودکى و زندگانى خانواده احمد اطلاعى در دست نیست.والدین و خویشان او مردمى ساده و زراعت پیشه بودند و شیخ احمد مدعى است که حتى خواندن و نوشتن را هم بدو نیاموخته‌‏اند. پدر شیخ تا دم مرگ به فرزند خود اعتقادى نداشت، ولى در بستر مرگ توبه کرد و بدو ایمان آورد.
وی به اتفاق همه روایات، نود و شش سال زندگی کرد و در سال ۵۳۶ق در ده معدآباد در خانقاهی که به نام «ویست» معروف بود، دار فانی را وداع گفت.<ref name="maghamat204">«غزنوی، محمد بن موسی، ج 1، بخش 2، ص 204»</ref> او را در موضعی بیرون دروازه معدآباد که معین کرده بود به خاک سپردند. قدیم‌ترین منابع (مقامات غزنوی) به تفصیل حکایتی نقل نموده که چگونه یکی از شاگردان شیخ موضع قبر وی را در خواب دید و شیخ همان نقطه را برای قبر خویش برگزید.<ref name="olama"/>


== دوران جوانی ==
معدآباد در روزگار احمد دهی بوده در نزدیکی جام که بعدها بر اثر وجود آرامگاه شیخ و نفوذ خاندانش و تردد زائران، جای جام را گرفت و به اسم جام شهرت یافت. مزار وی هم‌اکنون در تربت جام زیارتگاه است. ساختمان آرامگاه وی را ملک غیاث‌الدین محمد کرت در سال ۷۱۹ ساخته است.<ref name="olama"/>
جوانی احمد تا هنگام توبه به می‌خواری و عیش و طرب گذشت. وی با گروهی از همسالان فاسد و تبهکار خود حلقه‌ای داشت که به‌نوبت گرد هم می‌آمدند و باده‌گساری می‌کردند، و این یاران در سال‌های پس از توبه نیز گاه مزاحم شیخ بودند و وی را منغّص عیش خود می‌دانستند.


توبه احمد و توجه او به عبادت و ریاضت و ترک میگساری و هوسرانی هنگامی آغاز شد که کرامتی مشاهده کرد و شبی در حلقه یاران شراب مبدل‌ به شربت گردید. شیخ بیدار و هشیار شد و از گروه دوستان گذشته کنار گرفت و زهد و خلوت پیشه کرد و روی به دین‌داری و عبادت نهاد. وی بیست و دو ساله بود که به گوشه‌نشینی و تزکیه نفس پرداخت و به کوه‌ها رفت. ابتدا دوازده سال در کوه نامق و سپس شش سال در کوه بیزدجام‌ یعنی روی‌هم‌رفته هجده سال در خلوت و انزوا بسر برد.
از کرامات مشهور او در هنگام وفات، گریستن صفه خانقاه است: چنانکه از زیر هر خشتی آب روان شد بر مثال اشک در میان تابستان.<ref name="maghamat204"/>


پس از آن ترک عزلت گفت و برای ارشاد مردم و توبه‌دادن می‌خواران و گناهکاران به میان خلق بازگشت. نخستین میدان او سرخس بود که در آن مرضی شیوع داشت. نخست قدر او بر مردم معلوم نبود ولی پس از ابراز کراماتی چند و شفا دادن بیماران تدریجا شهرت یافت و پیروانی بهم زد.
== معاصران ==
شیخ احمد جام معاصر امام محمد غزالی، عین‌القضات همدانی و سنایی غزنوی بود که هر سه از رهروان راه تصوف بودند. او مرید و خلیفۀ شیخ ابو سعید ابو الخیر محسوب می‌شود. بزرگانى چون مولانا ابو بکر تایبادی و مولانا عبد الرحمن جامی به ارادت نزد او می‌بالند و مولانا عبد الرحمن عنوان «جامی» را به همین افتخار بر خود برمی‌گزیند.<ref name="divan5"/>


از سرخس به استاد و زورآباد و سپس به ده معدآباد که ظاهرا همان تربت شیخ جام کنونی است‌، رفت و در آنجا مقیم شد و به تعلیم شاگردان و تالیف کتب و دعوت مردم پرداخت و یک مسجد جمعه و یک خانقاه بنا نمود. احمد بهرات و نیشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام سفر کرد و یک بار هم به مکه رفت، ولی جز در همین یک سفر دیگر از حدود خراسان بیرون نرفت و سراسر عمر طولانی خود را در همان محیط خویش گذرانید.
== گرایش مذهبی ==
شیخ احمد را پیرو مذهب تشیع شمرده‌اند و اشعار او را گواه شیعه بودن او دانسته‌اند، از جمله این بیت: «من ز مهر حيدرم هر لحظه اندر دل صفاست / از پى حيدر، حسن ما را امام و رهنماست». قاضی نور الله شوشتری دربارۀ شیخ احمد و جد بزرگ او جریر بن عبد الله بجلی مقاله‌هایی آورده و کوشیده که شیعه بودن آنان را ثابت کند.<ref name="divan5"/><ref name="maghamat68">غزنوی، محمد بن موسی، ج1، ص 68»</ref>


== وفات ==
== آثار ==
وی باتفاق همه روایات نود و شش سال زندگی کرد و در ۵۳۶ق درگذشت و در موضعی بیرون دروازه معدآباد که معین کرده بود به خاک سپرده شد. باید دانست که همه منابع آرامگاه احمد را در جام ذکر می‌کنند ولی قدیم‌ترین منابع یعنی مقامات غزنوی به‌تفصیل حکایتی نقل نموده که چگونه یکی از شاگردان شیخ موضع قبر وی را در خواب دید و خواب خویش بدو باز گفت و شیخ همان نقطه را برای قبر خویش برگزید و همان‌جا نیز مدفون گشت‌.
شیخ احمد جام آثار متعددی به زبان فارسی و عربی تألیف کرده است. خود او می‌گوید: «سيصد تا كاغذ تصنيف كرده‌ام در علوم ظاهرى و باطنى، و هرگيز بر هيچ استادى ورقى نخوانده‌ام از آن، بلكه همه بالهام حق بود.»<ref name="maghamat45">غزنوی، محمد بن موسی، ج1، ص 45»</ref>


معدآباد در روزگار احمد دهی بوده است در نزدیکی جام که ذکر آن در هیچ منبعی نیست ولی بعدها بر اثر وجود آرامگاه شیخ و نفوذ خاندان و بازماندگانش و تردد زوار و ارادتمندان هر روز بر اهمیت آن افزوده گشت و تدریجا جای جام را گرفت و به اسم جام که در اصل در کنار آن واقع بود شهرت یافت‌.<ref>[https://olama-orafa.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%98%d9%86%d8%af-%d9%be%db%8c%d9%84%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88/ ر.ک: زندگینامه شیخ احمد جامی (ژند پیل)قسمت اول، پایگاه علما و عرفا]</ref>
مهم‌ترین کتاب‌های او عبارتند از:<ref name="cgie">[https://www.cgie.org.ir/fa/article/227912/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85 شمس، محمدجواد، احمد جام، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]</ref><ref name="maghamat45"/>


مزار وی هم اکنون در همان ناحیه که امروز تربت خوانده می‌شود برپاست، و زیارتگاه است و به همین جهت آن محل را تربت جام می‌خوانند. ساختمان آرامگاه وی را ملک غیاث‌الدین محمد کرت در سال ۷۱۹ ساخته است.
=== آثار چاپی ===
 
* انیس التائبین (یک جلد در چهل و پنج فصل)
== آثار ==
* سراج السائرین (سه جلد و هفتاد و پنج فصل، تألیف در ۵۱۳ق)
 
* مفتاح النجاة (یک جلد در هفت فصل، تألیف در ۵۲۲ق – به سبب توبهٔ پسرش نجم‌الدین ابو بکر)
=== آثار چاپی===
* روضة المذنبین (یک جلد در ۳۱ باب، تألیف در ۵۲۶ق برای سلطان سنجر)
# سمرقنديه
* بحار الحقیقة (یک جلد در هفت باب، تألیف در ۵۲۷ق)
# انس التائبین و صراط الله المبین
* کنوز الحکمة
# مفتاح‌النجات
* سمرقندیه
# روضة المذنبین و جنة المشتاقین
* دیوان اشعار فارسی (منتسب به او) – در لاهور، لکهنو و کانپور به چاپ رسیده
# كنوز الحكمة
# سراج السائرين
# بحار الحقيقة
# دیوان، مجموعۀ اشعار منسوب به احمد جام در لاهور، لکهنو و کانپور به چاپ رسیده


=== آثار خطی ===
=== آثار خطی ===
# بحارالحقیقة
* بحارالحقیقة
#  ذکر
* ذکر
# نامه‌های احمد جام
* نامه‌های احمد جام


=== آثار یافت‌نشده ===
=== آثار یافت‌نشده ===
# اعتقادنامه 
* اعتقادنامه
# انس المستأنسین 
* انس المستأنسین
#  تذکیرات 
* تذکیرات
# زهدیات 
* زهدیات
#  السرالمکتوم و العقد المنظوم فی الطلسمات
* السرالمکتوم و العقد المنظوم فی الطلسمات
# مثنوی محبت‌نامه
* مثنوی محبت‌نامه
#  مثنوی سوز و گداز
* مثنوی سوز و گداز
# مثنوی مواهب‌نامه<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/227912/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85 ر.ک: شمس، محمدجواد، احمد جام، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]</ref>
* مثنوی مواهب‌نامه


==پانويس ==
== پانویس ==
<references />
<references />


==منابع مقاله==
== منابع ==
 
* غزنوی، محمد بن موسی، «مقامات ژنده پیل»، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴.
#[https://www.cgie.org.ir/fa/article/227912/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85 شمس، محمدجواد، احمد جام،دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، جلد7، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374]
* ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن، «دیوان شیخ احمد جامی (ژنده‌پیل)»، به کوشش احمد کرمی، شرکت چاپ خواجه.
#[https://olama-orafa.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%98%d9%86%d8%af-%d9%be%db%8c%d9%84%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88/ زندگی‌نامه شیخ احمد جامی (ژند پیل)، قسمت اول، پایگاه علما و عرفا]
* [https://www.cgie.org.ir/fa/article/227912/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85 شمس، محمدجواد، «احمد جام»، دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد۷، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۴]
* [https://olama-orafa.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%98%d9%86%d8%af-%d9%be%db%8c%d9%84%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88/ «زندگی‌نامه شیخ احمد جامی (ژنده پیل)، قسمت اول»، پایگاه علما و عرفا]


{{تصوف و عرفان}}
== وابسته‌ها ==
== وابسته‌ها ==
{{وابسته‌ها}}
{{وابسته‌ها}}


[[دیوان شیخ احمد جام]]
[[دیوان شیخ احمد جام]]
[[رساله سمرقندیه]]


[[مقامات ژنده‌پیل]]
[[مقامات ژنده‌پیل]]
خط ۱۲۰: خط ۱۳۹:


[[روضة الریاحین]]
[[روضة الریاحین]]
[[روضة المذنبين و جنة المشتاقين]]


[[أنس التائبین و صراط اللّٰه المبین]]
[[أنس التائبین و صراط اللّٰه المبین]]
[[انس التائبین: متنی عرفانی به پارسی روان و شیوا]]
[[سراج السائرین]]
[[حدیقة الحقیقة]]


[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:آذر(1400)]]
[[رده:آذر(1400)]]
[[رده:شاعران]]
[[رده:عارفان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۲۳

شهاب‌الدین ابو نصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقی جامی معروف به ژنده‌پیل، احمد جام، شیخ جام و پیر جام (۴۴۱-۵۳۶ق)، عارف و صوفی نامدار خراسانی است. او در جوانی به می‌خواری و عشرت گذراند، اما پس از مشاهده کرامتی توبه کرد و هجده سال در کوه‌های نامق و بیز به عزلت و ریاضت پرداخت. سپس برای ارشاد مردم به میان خلق بازگشت و در منطقۀ معدآباد (تربت جام کنونی) ساکن شد و به تأسیس خانقاه و مسجد و تربیت مریدان پرداخت. احمد جام عمری طولانی داشت و سفرهایی به شهرهای خراسان و نیز مکه انجام داد. او نویسنده‌ای پرکار بود و آثار متعددی به نثر و نظم فارسی در موضوعات عرفانی و اخلاقی از او به جای مانده که از مهم‌ترین آنها می‌توان به «کنوز الحکمة»، «مفتاح النجات»، «انس التائبین» و دیوان اشعارش اشاره کرد. آرامگاه او در تربت جام زیارتگاه است.

احمد جام
NUR04882.jpg
نام کاملشیخ‌الاسلام ابونصر احمد بن ابوالحسن نامقی جامی
نام‌های دیگرژنده‌پیل، پیر جام، احمد جامی، نامقی
لقبشیخ‌الاسلام، شیخ جام
نسباز نسل جریر بن عبدالله بجلی (صحابی پیامبر)
نام پدرابوالحسن
ولادت۴۴۱ق
محل تولدروستای نامق، کوهسرخ، خراسان، ایران
محل زندگینامق، سرخس، معدآباد (تربت جام کنونی)
رحلت۵۳۶ق
مدفنتربت جام (معدآباد)
طول عمر۹۶ سال
فرزندان۴۲ فرزند (۳۹ پسر، ۳ دختر) – پس از وفات ۱۴ پسر و ۳ دختر باقی ماندند
دیناسلام
مذهبتشیع (بر اساس شواهد شعری)
پیشهصوفی، عارف، شاعر، نویسنده
اطلاعات علمی
علایق پژوهشیعرفان عملی، ارشاد مردم، تألیف کتب اخلاقی و عرفانی
مشایخابو سعید ابو الخیر (مرید و خلیفهٔ او)
معاصرینامام محمد غزالی، عین‌القضات همدانی، سنایی غزنوی
برخی آثار

ولادت و نسب

شيخ‌الاسلام ابونصر احمد بن ابوالحسن بن احمد بن محمد نامقى جامى در سال 441ق در قريه نامق يا نامه، از توابع شهرستان کوهسرخ (از شهرستان‌های استان خراسان رضوی)، در خاندانی که از نژاد عرب بودند، ولادت يافت. پدرانش برزگر بودند. جدّ اعلای او جرير بن عبد‌اللّه بجلی از صحابه پیغمبر بود و گویند در تیراندازی در میان عرب مانند نداشت.[۱][۲]

ویژگی‌های ظاهری و لقب ژنده‌پیل

احمد مردی بلندقامت، نیرومند و دلیر بود. موی سرش سرخ، محاسنش میگون و چشمانش شهلا بود و روی‌هم‌رفته رنگ و روی ظاهر وی به عربان شباهتی نداشت. لقب «ژنده‌پیل» به دلیل اندام کشیده، زورمند و رفتار تند و خشم‌آلود او وضع شده بود. این لقب در قدیم‌ترین منابع (مقامات غزنوی) وجود ندارد و نخستین بار در کتاب‌های حمدالله مستوفی و اشعار شاه قاسم انوار (متوفی ۸۳۷ق) ذکر شده است.[۱]

دوران کودکی و جوانی

راجع به دوران کودکى و زندگانى خانواده احمد اطلاعى در دست نیست. والدین و خویشان او مردمى ساده و زراعت‌پیشه بودند و شیخ احمد مدعى است که حتى خواندن و نوشتن را هم بدو نیاموخته‌اند. پدر شیخ تا دم مرگ به فرزند خود اعتقادى نداشت، ولى در بستر مرگ توبه کرد و بدو ایمان آورد.[۱]

جوانی احمد تا هنگام توبه به می‌خواری و عیش و طرب گذشت. وی با گروهی از همسالان فاسد و تبهکار خود حلقه‌ای داشت که به‌نوبت گرد هم می‌آمدند و باده‌گساری می‌کردند، و این یاران در سال‌های پس از توبه نیز گاه مزاحم شیخ بودند.[۱]

توبه و آغاز سلوک

توبه احمد و توجه او به عبادت و ریاضت هنگامى آغاز شد که کرامتی مشاهده کرد: شبى در حلقه یاران، شراب مبدل به شربت گردید. شیخ بیدار و هشیار شد و از گروه دوستان گذشته کنار گرفت و زهد و خلوت پیشه کرد. وی بیست و دو ساله بود که به گوشه‌نشینی و تزکیه نفس پرداخت و به کوه‌ها رفت. ابتدا دوازده سال در کوه نامق و سپس شش سال در کوه بیزدجام (بیژدجام)؛ یعنی روی هم رفته هجده سال در خلوت و انزوا به سر برد.[۱]

به نقل از خود شیخ احمد در کتاب «سراج السائرین»: «بيست و دوساله بودم كه حق عزّ شانه به لطف و كرم خود، مرا توبه كرامت كرد و چهل‌ساله بودم كه مرا به ميان خلق فرستاد و اكنون شصت و دوساله‌ام كه اين كتاب را به فرمان حقتعالى جمع مى‌كنم و تا اين غايت يك‌صد و هشتاد هزار مرد بر دست ما توبه يافته‌اند.»[۳]

پس از آن ترک عزلت گفت و برای ارشاد مردم و توبه دادن می‌خواران و گناهکاران به میان خلق بازگشت. نخستین میدان او سرخس بود که در آن مرضی شیوع داشت. قدر او بر مردم معلوم نبود، ولی پس از ابراز کراماتی چند و شفا دادن بیماران تدریجا شهرت یافت و پیروانی به هم زد.[۱][۲]

سکونت در معدآباد و خانقاه‌سازی

از سرخس به استاد و زورآباد و سپس به ده معدآباد (تربت جام کنونی) رفت و در آنجا مقیم شد. او در سال ۴۸۱ هجری قمری ساکن معدآباد گردید و به تعلیم شاگردان و تألیف کتب و دعوت مردم پرداخت و یک مسجد جمعه و یک خانقاه بنا نمود.[۳][۲]

فرزندان

شیخ دارای چهل و دو فرزند (سی و نه پسر و سه دختر) بود. پس از وفات او، چهارده پسر و سه دختر باقی ماندند. پسران او نیز همه از فضل و دانش بهره‌مند بودند و مانند پدر به ارشاد خلق اشتغال داشتند.[۴][۵] به روایت فرزندش ظهیرالدین عیسی در کتاب «رموز الحقائق»، تا آخر عمر ششصد هزار کس از راه معصیت به طریقت طاعت بازآمده‌اند.[۶]

سفرها

احمد به هرات و نیشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام سفر کرد و یک بار هم به مکه رفت، ولی جز در همین یک سفر، دیگر از حدود خراسان بیرون نرفت و سراسر عمر طولانی خود را در همان محیط خویش گذرانید.[۲]

وفات و مدفن

وی به اتفاق همه روایات، نود و شش سال زندگی کرد و در سال ۵۳۶ق در ده معدآباد در خانقاهی که به نام «ویست» معروف بود، دار فانی را وداع گفت.[۷] او را در موضعی بیرون دروازه معدآباد که معین کرده بود به خاک سپردند. قدیم‌ترین منابع (مقامات غزنوی) به تفصیل حکایتی نقل نموده که چگونه یکی از شاگردان شیخ موضع قبر وی را در خواب دید و شیخ همان نقطه را برای قبر خویش برگزید.[۲]

معدآباد در روزگار احمد دهی بوده در نزدیکی جام که بعدها بر اثر وجود آرامگاه شیخ و نفوذ خاندانش و تردد زائران، جای جام را گرفت و به اسم جام شهرت یافت. مزار وی هم‌اکنون در تربت جام زیارتگاه است. ساختمان آرامگاه وی را ملک غیاث‌الدین محمد کرت در سال ۷۱۹ ساخته است.[۲]

از کرامات مشهور او در هنگام وفات، گریستن صفه خانقاه است: چنانکه از زیر هر خشتی آب روان شد بر مثال اشک در میان تابستان.[۷]

معاصران

شیخ احمد جام معاصر امام محمد غزالی، عین‌القضات همدانی و سنایی غزنوی بود که هر سه از رهروان راه تصوف بودند. او مرید و خلیفۀ شیخ ابو سعید ابو الخیر محسوب می‌شود. بزرگانى چون مولانا ابو بکر تایبادی و مولانا عبد الرحمن جامی به ارادت نزد او می‌بالند و مولانا عبد الرحمن عنوان «جامی» را به همین افتخار بر خود برمی‌گزیند.[۴]

گرایش مذهبی

شیخ احمد را پیرو مذهب تشیع شمرده‌اند و اشعار او را گواه شیعه بودن او دانسته‌اند، از جمله این بیت: «من ز مهر حيدرم هر لحظه اندر دل صفاست / از پى حيدر، حسن ما را امام و رهنماست». قاضی نور الله شوشتری دربارۀ شیخ احمد و جد بزرگ او جریر بن عبد الله بجلی مقاله‌هایی آورده و کوشیده که شیعه بودن آنان را ثابت کند.[۴][۸]

آثار

شیخ احمد جام آثار متعددی به زبان فارسی و عربی تألیف کرده است. خود او می‌گوید: «سيصد تا كاغذ تصنيف كرده‌ام در علوم ظاهرى و باطنى، و هرگيز بر هيچ استادى ورقى نخوانده‌ام از آن، بلكه همه بالهام حق بود.»[۹]

مهم‌ترین کتاب‌های او عبارتند از:[۱۰][۹]

آثار چاپی

  • انیس التائبین (یک جلد در چهل و پنج فصل)
  • سراج السائرین (سه جلد و هفتاد و پنج فصل، تألیف در ۵۱۳ق)
  • مفتاح النجاة (یک جلد در هفت فصل، تألیف در ۵۲۲ق – به سبب توبهٔ پسرش نجم‌الدین ابو بکر)
  • روضة المذنبین (یک جلد در ۳۱ باب، تألیف در ۵۲۶ق برای سلطان سنجر)
  • بحار الحقیقة (یک جلد در هفت باب، تألیف در ۵۲۷ق)
  • کنوز الحکمة
  • سمرقندیه
  • دیوان اشعار فارسی (منتسب به او) – در لاهور، لکهنو و کانپور به چاپ رسیده

آثار خطی

  • بحارالحقیقة
  • ذکر
  • نامه‌های احمد جام

آثار یافت‌نشده

  • اعتقادنامه
  • انس المستأنسین
  • تذکیرات
  • زهدیات
  • السرالمکتوم و العقد المنظوم فی الطلسمات
  • مثنوی محبت‌نامه
  • مثنوی سوز و گداز
  • مثنوی مواهب‌نامه

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ «غزنوی، محمد بن موسی، جلد 1، بخش 1، صفحه 31»
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ زندگی‌نامه شیخ احمد جامی (ژنده پیل) قسمت اول، پایگاه علما و عرفا
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن، ج1، ص-7»
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن، ج1، ص-5»
  5. «مقامات ژنده پيل، جلد 1، بخش 2، صفحه 325»
  6. ژنده‌پیل، احمد بن ابوالحسن، ج1، ص-3
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ «غزنوی، محمد بن موسی، ج 1، بخش 2، ص 204»
  8. غزنوی، محمد بن موسی، ج1، ص 68»
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ غزنوی، محمد بن موسی، ج1، ص 45»
  10. شمس، محمدجواد، احمد جام، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

منابع

وابسته‌ها