۱۱٬۵۶۸
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
({{کاربردهای دیگر|ما اتفق لفظه و اختلف معناه (ابهامزدایی)}}) |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
[[بسج، احمد حسن]] (محقق) | [[بسج، احمد حسن]] (محقق) | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = | | زبان =عربی | ||
| کد کنگره =/الف2م2 / 6190 PJ | | کد کنگره =/الف2م2 / 6190 PJ | ||
| موضوع = زبان عربي - مترادفها و متضادها | | موضوع = زبان عربي - مترادفها و متضادها | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
{{کاربردهای دیگر|ما اتفق لفظه و اختلف معناه (ابهامزدایی)}} | |||
'''ما اتفق لفظه و اختلف معناه'''، عنوان اثری است یک جلدی به زبان عربی از [[ابن شجری، هبةالله بن علی|ابوالسعادات هبةالله بن علی بن محمد بن علی حسنی]] معروف به [[ابن شجری، هبةالله بن علی|ابن شجری]](متوفی 542 هجری) با موضوع زبانشناسی و ادبیات. [[ابن شجری، هبةالله بن علی|ابن شجری]] در این اثر به بیان موارد مشترک لفظی(یک لفظ با معانی متعدد) پرداخته است و در راستای ذکر ترتیب ارائه مطالبش از طریقه الفبایی به ترتیب اول کلمات(نه اول ریشه آنها) بهره برده است. کتاب به تحقیق و تحریر احمد حسن بسج رسیده و منتشر شده است. | '''ما اتفق لفظه و اختلف معناه'''، عنوان اثری است یک جلدی به زبان عربی از [[ابن شجری، هبةالله بن علی|ابوالسعادات هبةالله بن علی بن محمد بن علی حسنی]] معروف به [[ابن شجری، هبةالله بن علی|ابن شجری]](متوفی 542 هجری) با موضوع زبانشناسی و ادبیات. [[ابن شجری، هبةالله بن علی|ابن شجری]] در این اثر به بیان موارد مشترک لفظی(یک لفظ با معانی متعدد) پرداخته است و در راستای ذکر ترتیب ارائه مطالبش از طریقه الفبایی به ترتیب اول کلمات(نه اول ریشه آنها) بهره برده است. کتاب به تحقیق و تحریر احمد حسن بسج رسیده و منتشر شده است. | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
بهعنوان نمونه بخشی از کتاب ترجمه میشود: مثلاً نویسنده در صفحه 230 در توضیح کلمه غرب مینویسد: | بهعنوان نمونه بخشی از کتاب ترجمه میشود: مثلاً نویسنده در صفحه 230 در توضیح کلمه غرب مینویسد: | ||
الغرب: به معنی حدّ است: گفته میشود کففت من غربه یعنی از حد و حدودش دفاع کردم. غرب در یک معنی دیگر: ظرف بزرگی است از مَشک گاو نر که توسط شتر با آن، آب میگیرند. همچنین | الغرب: به معنی حدّ است: گفته میشود کففت من غربه یعنی از حد و حدودش دفاع کردم. غرب در یک معنی دیگر: ظرف بزرگی است از مَشک گاو نر که توسط شتر با آن، آب میگیرند. همچنین ابن سکیت گفته: غرب به معنی سیاهرگی است که تخلیه میشود و مانند فیستول خون آن قطع نمیشود. یکی دیگر از معانی غرب، واحد غروب به معنی مجاری خون است. از دیگر معانی غرب: واحد الغربین است به معنی قسمت پیشین و پشتی چشم. معنی دیگری که برای غرب ذکر شده، راویة است؛ راویه چهارپایی است که آب روی آن میگذارند و به مردم میدهند و در عرف مردم به آن راویه میگویند که همان مزادة است. طویل دراینباره میگوید: مشی الرّوایا بالمزاد الاثقل. معنی دیگر غرب: جهت مغرب است که خلاف مشرق و شرق است. | ||
==وضعیت کتاب== | ==وضعیت کتاب== | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
<references /> | <references /> | ||
== | ==منابع مقاله== | ||
# مقدمه و متن کتاب. | # مقدمه و متن کتاب. | ||
#[[:noormags:391873| الدالی، محمد احمد، «نظرات فی کتاب مااتفق لفظه و اختلف معناه (لإبن الشجری أبی السعادات هبةالله بن علی (ت 542 ه))»، المجمع اللغة العربیة بدمشق المجلد الخامس و السبعون، ذوالحجة 1420 - العدد 2، ISC (26 صفحه - از 291 تا 316)]]. | #[[:noormags:391873| الدالی، محمد احمد، «نظرات فی کتاب مااتفق لفظه و اختلف معناه (لإبن الشجری أبی السعادات هبةالله بن علی (ت 542 ه))»، المجمع اللغة العربیة بدمشق المجلد الخامس و السبعون، ذوالحجة 1420 - العدد 2، ISC (26 صفحه - از 291 تا 316)]]. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:زبان و ادبیات | [[رده: زبان و ادبیات عربی]] | ||
[[رده:فروردین(1401)]] | [[رده:فروردین(1401)]] | ||